كه‌ به‌ آن‌ پيامبر هدي‌ ايمان‌ آورده‌ و همراه‌ با ايشان‌ جهاد كردند، ايشان‌ را بزرگ‌ و گرامي‌ داشتند، از ايشان‌ حمايت‌ كردند و جانهاي‌ خود را در راه‌ نشر دعوت‌ ايشان‌ فدا نمودند. بعداز آن‌ اين‌ اوصاف، بر تابعين‌ آنان، يعني‌ كساني‌ كه‌ از صحابه‌ به‌نيكي‌ تبعيت‌كردند، انطباق‌ دارد. سپس‌ بر هر كس‌ ديگري‌ كه‌ تا روز قيامت‌ بر روش‌ و سيرت ‌ايشان‌ حركت‌ كند. البته‌ كساني‌ از بني‌اسرائيل‌ كه‌ به‌ پيامبر ماص ايمان‌ آورده‌ و ايشان‌ را ياري‌ كرده‌اند، يا مي‌كنند، نيز شامل‌ اين‌ بشارت‌ هستند.
پس‌ در روز ميعاد با بني‌اسرائيل‌ در كوه‌ طور بود كه‌ خداي‌ عزوجل‌ قباله‌ رحمت‌ را به‌نام‌ امت‌ اسلامي‌ نوشت‌. از ابن‌عباس‌(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «موسي‌(ع)  از پروردگارش‌ درخواستي‌ كرد، اما خداي‌ عزوجل‌ آنچه‌ را او خواسته ‌بود، به‌ محمدص و امت‌شان‌ داد و فرمود: ﴿فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ ...﴾ لذا هرچه‌ راكه‌ موسي‌(ع)  از پروردگارش‌ در اين‌ آيه‌ خواسته‌ بود، همه‌ را به‌ محمدص عنايت ‌كرد».
 
آيه  158
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَكَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«بگو: اي‌ مردم‌!» اين‌ خطابي‌ عام‌ براي‌ همه‌ مردم‌ است، اعم‌ از سرخ‌ و سياه‌ و عرب‌ و عجم‌شان‌ «من‌ پيامبر خدا به‌سوي‌ همه‌ شما هستم» بدون‌ استثنا. بنابراين، رسول‌ خداص به‌سوي‌ همه‌ بشريت‌ و فراتر از آن‌ به‌سوي‌ كافه‌ انس‌ و جن‌ فرستاده‌ شده‌اند، نه‌ چون‌ غيرشان‌ از پيامبران‌‡ كه‌ مخصوصا به‌سوي‌ قوم‌ خود برانگيخته ‌مي‌شدند. پس‌ آشكارترين‌ مزيت‌ رسالت‌ اسلامي‌ اين‌ است‌ كه‌: اين‌ رسالت‌؛ عام، فراگير و ابدي‌ است‌.
احاديث‌ بسياري‌ نيز بر اصل‌ عموميت‌ رسالت‌ نبوي‌ص تأكيد گذاشته‌اند، چون‌ حديث‌ شريف‌ وارده‌ به‌ روايت‌ جابربن‌ عبدالله(رض)  از رسول‌ خداص كه‌ فرمودند: «به ‌من‌ پنج‌ خصلت‌ داده‌ شده‌ كه‌ به‌ هيچ‌يك‌ از انبياي‌ قبل‌ از من‌ داده‌ نشده‌ است‌: 
1 ـ با رعب‌ و وحشتي‌ كه‌ از من‌ در قلب‌ دشمنم‌ افگنده‌ مي‌شود، به‌ اندازه‌ مسافت ‌يك‌ ماه‌ راه، نصرت‌ داده‌ شده‌ام‌.
2 ـ تمام‌ زمين‌ برايم‌ سجده‌گاه‌ و پاك‌ قرار داده‌ شده‌ پس‌ هر كس‌ از امتم‌ در هرجايي‌ از زمين‌ كه‌ هست، همين‌كه‌ وقت‌ نمازش‌ فرا مي‌رسد، بايد نماز بگزارد.
3 ـ غنايم‌ جنگ‌ برايم‌ حلال‌ شده، درحالي‌كه‌ قبل‌ از من‌ براي‌ كسي‌ حلال‌ نشده‌بود.
4 ـ به‌ من‌ (حق‌) شفاعت‌ داده‌ شده‌.
5 ـ پيامبران‌ قبل‌ از من‌ مخصوصا به‌سوي‌ قوم‌ خويش‌ برانگيخته‌ مي‌شدند، درحالي‌كه‌ من‌ به‌سوي‌ عموم‌ مردم‌ برانگيخته‌ شده‌ام».[10]
آري‌! اي‌ پيامبر! بگو: من‌ فرستاده‌ خدا(ج)  به‌سوي‌ عموم‌ شما هستم‌ «همان‌ خدايي‌ كه‌ فرمانروايي‌ آسمانها و زمين‌ از آن‌ اوست، هيچ‌ معبودي‌ جز او نيست» زيراكسي‌ كه‌ فرمانرواي‌ آسمان‌ و زمين‌ و مابين‌ آنها باشد، فقط او معبود برحق‌ است‌. همچنين‌ بگو: پروردگار من‌ كسي‌ است‌ «كه‌ زنده‌ مي‌كند و مي‌ميراند» لذا فقط او سزاوار يگانگي‌ در ربوبيت‌ است‌ «پس‌ به‌ خدا و به‌ پيامبرش‌ كه‌ نبيي‌ امي‌ است‌ ايمان‌آريد» امي‌بودن‌ پيامبرص، از بزرگترين‌ ادله‌ رسالت‌ ايشان‌ است‌ زيرا پيامبري‌ كه‌ خود امي‌ است، قرآني‌ را به‌عنوان‌ معجزه‌ نبوت‌ خود آورده‌ كه‌ شگفتي‌هاي‌ آن‌ پايان‌ ناپذير است‌ و سنتي‌ را با خود به‌ همراه‌ آورده‌ كه‌ كمالات‌ آن‌ حدومرزي ‌ندارد «كسي‌ كه‌ الله و كلمات‌ او را تصديق‌ مي‌كند» يعني‌: پيامبري‌ كه‌ آنچه‌ را پروردگار بر خودش‌ و بر انبياي‌ قبل‌ از وي‌ نازل‌ كرده، تصديق‌ مي‌كند «و او را پيروي‌ كنيد، باشد كه‌ هدايت‌ شويد» به‌سوي‌ راه‌ راست‌. يعني‌: بي‌گمان‌ راه‌يابي‌ به‌ امور دين، با پيروي‌ از آن‌ حضرت‌ص ممكن‌ و ميسر است، چه‌ از سوي ‌بني‌اسرائيل‌ و چه‌ غيرشان‌ از امت‌ها و ملت‌ها.
 
[10] اين‌ حديث‌ شريف‌ ، براي‌ استشهاد ، در چندين‌ جا از اين‌ تفسير شريف‌ به‌ تكرار نقل‌ شده‌ است‌ .

آيه  95
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَن يَتَمَنَّوْهُ أَبَداً بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«ولي‌ هرگز آن‌ را» يعني: مرگ‌ را «هيچ‌گاه‌ آرزو نمي‌كنند، به‌ سبب‌ آنچه‌ كه‌دستهاي‌ آنان‌ پيش‌ فرستاده‌ است‌» يعني: به‌ سبب‌ گناهاني‌ كه‌ انجام‌ داده‌اند، گناهاني‌ كه‌ مرتكب‌ آنها نه‌ فقط از عذاب‌ ايمن‌ نيست، بلكه‌ اصلا در رسيدن‌ به ‌بهشت‌ هيچ‌ اميدي‌ ندارد، چه‌ رسد به‌ اين‌ كه‌ آن‌ را خاص‌ و مخصوص‌ خويش‌بپندارد «و خدا به‌ حال‌ ستمگران‌ داناست‌» اين‌ جمله‌، اعلام‌ ثبت‌نامشان‌ در پرونده‌ وديوان‌ ستمگران‌ است‌.
 آيه  159
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند متعال، داستان‌ سامري‌ و يارانش‌ و تزلزل‌ بني‌اسرائيل‌ را در دين‌شان‌ بيان‌ كرد، در اينجا حال‌ گروه‌ ديگري‌ از قوم‌ موسي‌(ع)  را بيان‌ مي‌كند كه ‌با آن‌ گروه‌ مخالفند: «و از ميان‌ قوم‌ موسي‌ جماعتي‌ هستند كه‌ به‌ حق‌ راهنمايي ‌مي‌كنند» يعني‌: مردم‌ را به‌سوي‌ هدايت‌ دعوت‌ مي‌كنند، در حالي ‌كه‌ خود به‌ لباس ‌حق‌ ملبس‌ و به‌ زيور هدايت‌ آراسته‌اند. يا معني‌ اين‌ است‌: به‌ وسيله‌ حقي‌ كه‌ خود به‌ آن‌ آراسته‌اند، مردم‌ را راهنمون‌ مي‌شوند «و به‌ آن» يعني‌: به‌ حق‌ «داوري ‌مي‌نمايند» به‌ شيوه‌ عادلانه‌ در حكم‌ و قضاوت‌ ميان‌ خويش‌. يا به‌ حق‌ عمل ‌مي‌كنند ـ همچون‌ عبدالله بن‌ سلام‌ و امثال‌ وي‌ از اهل‌ كتاب‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1312.txt">آيه  160</a><a class="text" href="w:text:1313.txt">آيه  161</a><a class="text" href="w:text:1314.txt">آيه  162</a><a class="text" href="w:text:1315.txt">آيه  163</a></body></html>آيه  160
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطاً أُمَماً وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ ي