 مي‌دانم‌ «آنچه‌ را پنهان‌ مي‌داشتيد» يعني: آنچه‌ را كه‌ ابليس‌ در درون‌ خود از كبر پنهان‌ مي‌داشت‌. اين‌ تأويل‌ ابن‌ عباس‌ ك است‌ - واالله اعلم‌. يا مراد اين‌ است: مي‌دانم‌ آنچه‌ را كه‌ فرشتگان‌ به‌ طور پنهاني‌در ميان‌ خود گفته‌ بودند. چنان ‌كه‌ از ابن‌ عباس‌(رض) روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: فرشتگان‌ در ميان‌ همديگر گفتند: «خداوند (ج)هرگز موجودي‌ گرامي‌ تر از ما در نزد خود، نمي‌آفريند، پس‌ ما به‌ خلافت‌ در زمين‌ سزاوارتريم‌». ليكن‌ ابن‌ جريرطبري‌ قول‌ اول‌ را - كه‌ آن‌ هم‌ از ابن‌ عباس‌(رض) نقل‌ شده‌ - ترجيح‌ داده‌ است‌.
امام‌ رازي گفته‌ است: «آيه‌ تعليم‌ نامهاي‌ اشيا و خواص‌ و صفات‌ آنها به‌آدم، دليل‌ بر فضيلت‌ علم‌ است‌ زيرا خداي‌ سبحان، كمال‌ حكمت‌ خويش‌ درآفرينش‌ آدم‌(ع) را جز با علم‌ آشكار نساخت‌ و اگر در عالم‌ امكان‌ چيزي‌ گرامي‌ تراز علم‌ وجود مي‌داشت، بايد حق‌ تعالي‌ فضيلت‌ آدم‌(ع) را با آن‌ چيز آشكارمي‌ساخت‌ نه‌ با علم‌».
 

آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْماً إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَاراً وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هرآينه‌ آنان‌ كه‌ اموال‌ يتيمان‌ را به‌ ظلم‌ مي‌خورند، جز اين‌ نيست‌ كه‌ در شكم‌ خويش ‌آتش‌ را مي‌خورند» و روز قيامت‌ با اين‌ نوع‌ از عذاب‌ معذب‌ مي‌شوند «و به‌زودي‌ درآتشي‌ فروزان‌ درآيند» فروزش‌ آتش؛ شعله‌ها و زبانه‌هاي‌ آن‌ است‌. در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «در روز قيامت‌ گروهي‌ از مردم‌ درحالي‌ ازقبرهاي‌ خود برانگيخته‌ مي‌شوند كه‌ شعله‌هاي‌ آتش‌ از دهانهايشان‌ زبانه‌ مي‌كشد. سؤال‌ شد: يا رسول‌اللهص! آنان‌ كيستند؟ فرمودند: آيا نمي‌بينيد كه‌ خداوند متعال‌فرموده‌ است‌: ﴿‏ إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَى ظُلْماً...﴾.
	آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ فَإِن كُنَّ نِسَاء فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ وَإِن كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ وَلأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِن كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَإِن لَّمْ يَكُن لَّهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ فَإِن كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلأُمِّهِ السُّدُسُ مِن بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ آبَآؤُكُمْ وَأَبناؤُكُمْ لاَ تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيما حَكِيماً ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ كريمه‌ در پاسخ‌ به‌ سؤال‌ جابربن‌ عبدالله انصاري‌(رض) و شكايت‌ زن‌ سعدبن‌ ربيع‌ از عموي‌ فرزندانش‌ در مورد عدم‌ پرداخت ‌مال‌ ارثيه‌ پدرشان‌ به‌ آنان‌ نازل‌ شد. خاطرنشان‌ مي‌شود كه‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌، آيه‌ بعداز آن‌ و آيه‌ پايان‌بخش‌ اين‌ سوره‌، آيات‌ علم‌ ميراث‌ (فرايض) اند. در حديث‌ شريف‌آمده‌ است‌: «فرايض‌ را فراگيريد و آن‌ را به‌ مردم‌ نيز تعليم‌ دهيد زيرا فرايض‌ نصف‌علم‌ است‌ و اين‌ علم‌ فراموش‌ مي‌گردد و اولين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ از ميان‌ امت‌ من‌برداشته‌ مي‌شود»[2]. 
«خداوند به‌ شما در حق‌ اولادتان‌ حكم‌ مي‌كند» يعني‌: در باره ‌ميراث‌ فرزندان‌ كساني‌ از شما كه‌ مي‌ميرند، چنين‌ حكم‌ مي‌كند كه‌: «پسر را» از آنها «برابر بهره‌ دو دختر است‌» مراد حالتي‌ است‌ كه‌ فرزندان‌ بجا مانده‌ از متوفي‌، ذكور و اناث‌ باهم باشند، پس‌ در اين‌ حالت‌، ميراث‌ پسر دو برابر ميراث‌ دختر است‌ زيرا مرد براي‌ تأمين‌ هزينه‌ها و مخارج‌ زندگي‌ خانواده‌، سامان ‌دادن‌ به‌ شغل‌ وحرفه‌ و تجارت‌ و تحمل‌ تكاليف‌ زندگي‌، به‌ اين‌ سهم‌ مضاعف‌ نياز دارد. بايد دانست‌ كه‌ اگر در ميان‌ ميراث‌بران‌، فرزندان‌ ذكوري‌ بودند، آنچه‌ كه‌ از ميراث‌بران ‌سهم‌بر (ذوي‌ الفروض) باقي‌ مي‌ماند، براي‌ آنان‌ است‌، به‌ دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف‌: «فرايض‌ (سهام‌ معين‌ در ميراث‌) را به‌ اهل‌ آنها بسپاريد و آنچه‌ كه‌ از ذوي‌الفروض‌ (صاحبان‌ سهام‌ معين‌) باقي‌ ماند، براي‌ نزديكترين‌ مرد از ذكوراست». اما اگر متوفي‌ داراي‌ فرزندي‌ نبود، فرزندان‌ پسران‌ (نوه‌ها) اين‌ سهم‌ را صاحب‌ مي‌شوند «و اگر» همه‌ ورثه‌ متوفي‌ «دختر» باشند و همراه‌ آنها پسري‌نباشد و اين‌ دختران‌ «از دو تن‌ بيشتر باشند، پس‌ سهم‌ آنان‌ دوسوم‌ ماترك‌» متوفي‌ «است‌» و اگر دختران‌ فقط دو تن‌ بودند، باز هم‌ سهم‌ آنان‌ دوسوم‌ ميراث ‌بجامانده‌ از متوفي‌ است؛ در قياس‌ به‌ دو خواهري‌ كه‌ آخرين‌ آيه‌ از اين‌ سوره حكم‌ ميراث‌ آنها را صراحتا بيان‌ كرده‌ و گفته‌ است‌: (اگر متوفي‌ فرزندي‌ نداشت‌ ودو خواهر از خود بجا گذاشت‌، آن‌ دو خواهر مستحق‌ دوسوم‌ ميراث‌ وي‌اند). بنابراين‌، هرگاه‌ دو خواهر، مستحق‌ دوسوم‌ تركه‌ باشند، دو دختر به طريق‌ اولي‌مستحق‌ اين‌ سهم‌ هستند.
«و اگر» دختر «يكي‌ باشد، پس‌ براي‌ اوست‌ نصف‌ تركه‌» متوفي‌ «و براي‌ هريك ‌از پدر و مادر وي‌» اگر بعد از مرگش‌ زنده‌ بودند «يك‌ششم‌ از ارثيه‌» متوفي‌ مقررشده‌ است‌ «اگر متوفي‌ داراي‌ فرزندي‌ باشد» از ذكور يا اناث‌، يك‌ تن‌ يا بيشتر، يانوه‌ پسري‌ داشته‌ باشد «ولي‌ اگر متوفي‌ فرزندي‌ نداشته‌باشد» يعني‌: نه‌ فرزندي‌ و نه ‌فرزند پسري‌ (نوه‌اي) «و وراثان‌ او پدر و مادر وي‌ باشند» به‌تنهايي‌ و انفراد، يعني‌ با آنها هيچ‌ وارث‌ ديگري‌ همراه‌ نباشد، چون‌ فرزند و نوه‌ و شوهر، يا همسر و فقط آن‌ دو وارث‌ فرزندشان‌ باشند: «پس‌ براي‌ مادرش‌ يك‌سوم‌ است‌» و بقيه‌ ارثيه‌، يعني‌ دوسوم‌ ديگر را پدر مي‌برد. اما اگر همراه‌ با آنها شوهر يا همسر متوفي‌ نيز وجود داشتند، در اين‌ صورت‌ مادر فقط مستحق‌ يك‌سوم‌ ارثيه‌ متوفي‌ ـ بعد ازپرداخت‌ سهم‌ شوهر يا همسر ـ مي‌باشد و سهم‌ شوهر نصف‌ ارثيه‌ و سهم‌ همسر يك‌چهارم‌ آن‌ است‌ «و اگر متوفي‌ برادراني‌» يا خواهراني‌ «داشته‌ باشد، مادرش ‌يك‌ششم‌ سهم‌ دارد» از مال‌ ارثيه‌، چه‌ آنان‌ برادران‌ متوفي‌ باشند چه‌ خواهرانش‌ و چه‌ يك‌ برادر با يك‌ خواهر باشند، چه‌ دوتن‌ يا بيشتر. اما يك‌ برادر، يا يك‌خواهر، مادر را از يك‌سوم‌ به‌ يك‌ششم‌ سهم‌ ماترك‌ محجوب‌ نمي‌گرداند. البته‌اين‌ تقسيم‌ ميراث‌ «پس‌از اداي‌ وصيتي‌ است‌ كه‌ متوفي‌ بدان‌ سفارش‌ كرده‌، يا بعد از اداي‌ دين‌» يعني‌: دوسوم‌، يا يك‌سوم‌، يا يك‌ششم‌، يا غير اين