راي‌ اصلاح‌ ذات‌البين‌ و انفاق‌ براي‌ دفع‌ مظلمه‌اي‌.
3- كسي‌ كه‌ پرداخت‌ ديه‌ فرد صالح، يا دوستي‌ را بر عهده‌ گرفته‌ است‌ كه‌ اگر آن ‌ديه‌ را ندهد، آن‌ فرد كشته‌ مي‌شود و او از كشته‌شدن‌ وي‌ دردمند مي‌گردد.
و اين‌ حديث‌ شريف‌ جامع‌ هر سه‌ معناي‌ يادشده‌ است‌: «المساله‌ لاتحل‌ الا لذي‌ فقرمدقع، او لذي‌ غرم‌ مفظع، اولذي‌ دم‌ موجع‌»، پس‌ الحاح‌ و پافشاري‌ بر تكدي، با وجود بي‌نيازي‌ از آن‌ روا نيست‌. همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «كسي‌ كه ‌اموال‌ مردم‌ را به‌ تكدي‌ از آنان‌ مي‌طلبد تا سرمايه‌دار گردد، جز اين‌ نيست‌ كه ‌اخگر آتش‌ را براي‌ خويش‌ درخواست‌ نموده‌ است، پس‌ او مختار است‌ كه‌ به‌ كم ‌قناعت‌ ورزد، يا همچنان‌ افزون‌ طلبي‌ پيشه‌ كند».
«و» آن‌ فقراي‌ مجاهد در راه‌ خدا(ج) «از مناعتي‌ كه‌ دارند، هر كس‌ ناآگاه‌ باشد، آنان‌ را توانگر مي‌انگارد» زيرا ايشان‌ خود را از سؤال‌كردن‌ بازداشته‌ و هرگز اظهار فقر و مسكنت‌ نمي‌كنند، به ‌طوري‌كه‌ شخص‌ بي‌اطلاع‌ از حالشان، ايشان‌ را توانگر مي‌پندارد، اما شخص‌ بابصيرت، ايشان‌ را از نشانه‌هايشان‌ مي‌شناسد: «آنان‌ را به‌سيمايشان‌ مي‌شناسي‌» با ضعف‌ و بي‌حالي‌ بدنهايشان‌ و نشانه‌هاي‌ ديگري‌ كه‌گوياي‌ فقر و نيازمندي‌ آنهاست، كه‌ اين‌ به‌ فراست‌ مؤمن‌ و بينش‌ نافذ صاحبان‌ خرد و بصيرت‌ بستگي‌ دارد. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنورالله: از فراست‌ مؤمن‌ پروا كنيد زيرا او به‌ نور خدا مي‌نگرد». «از مردم‌ به‌ اصرار چيزي‌ نمي‌خواهند» يعني: آنان‌ مانند ديگر نيازمندان‌ يا متكديان‌ نيستند كه‌ به‌اصرار و پافشاري‌، از مردم‌ خواهان‌ خيرات‌ شوند، بلكه‌ قطعا از مردم‌ چيزي ‌نمي‌خواهند، نه‌ با اصرار و الحاح‌ و نه‌ بدون‌ آن، به‌ جهت‌ وارستگي‌ و مناعت‌طبعي‌ كه‌ دارند. اين‌ معني‌، بنا بر رأي‌ جمهور مفسران‌ است‌. اما به‌ قولي‌ ديگر: مراد اين‌ است‌ كه‌ آنان‌ از مردم‌ درخواست‌ كمك‌ مي‌كنند، ولي‌ نه‌ با پافشاري‌ واصرار و سماجت‌. «و هر مالي‌ كه‌ انفاق‌ كنيد، خداوند به‌ آن‌ آگاه‌ است‌» پس‌ چيزي‌ از آن‌ بر وي‌ پنهان‌ نمي‌ماند و به‌ زودي‌ در برابر آن‌ بهترين‌ پاداش‌ را به‌ شما خواهدداد.
 
[3] صفه: سایبه بانی بود پیوسته به مسجد النبی r. و اصحاب صفه از مهاجران قریش بودند که نه در مدینه مسکنی داشتند و نه قوم و قبیله ای و در صفه مسجد النبی به سر می بردند و تعدادشان چهارصد تن بود.آيه  274
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ اموالشان‌ را در شب‌ و روز و نهان‌ و آشكارا انفاق‌ مي‌كنند» به‌ دليل ‌رغبت‌ زياد و اشتياق‌ شديدي‌ كه‌ بر انفاق‌ مال‌ دارند تا بدانجا كه‌ از اين‌ كار نه‌ در شب‌ دست‌ برمي‌دارند و نه‌ در روز و به ‌مجرد اين‌ كه‌ بر نياز نيازمندان‌ آگاهي‌ يابند، آشكارا و پنهان، بخشش‌ مي‌كنند «پاداششان‌ نزد پروردگارشان‌» محفوظ «است‌ و نه‌ بيمي‌ بر آنهاست‌ و نه‌ اندوهگين‌ مي‌شوند» يعني: از هول‌ و هراسهاي‌ روز قيامت ‌ايمنند و به‌ آن‌ لذتهاي‌ دنيوي‌اي‌ كه‌ از دست‌ داده‌اند، اندوهگين‌ نمي‌شوند، يا نگران‌ اين‌ امر نيستند كه‌ سرنوشت‌ فرزندانشان‌ بعد از فوتشان‌ چه‌ خواهد شد زيرا اينان‌ به‌ رستگاري‌ بزرگ‌ رسيده‌اند. مقدم‌ ساختن‌ شب‌ بر روز و صدقه‌ پنهاني‌ برصدقه‌ آشكار؛ به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد كه‌ صدقه‌ پنهاني‌ بر صدقه‌ آشكار برتري ‌دارد.
از ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است: اين‌ آيه‌ كريمه‌ درباره‌ تأمين‌ علوفه‌ اسبان جهادگر نازل‌ شد. حديث‌ شريف‌ ذيل‌ به‌ روايت‌ اسماء بنت ‌يزيد رضي‌الله عنها نيز بر صحت‌ اين‌ روايت‌ دلالت‌ مي‌كند؛ رسول‌ خداص فرمودند: «كسي‌ كه‌ اسبي‌ را در راه‌ خدا پرورش‌ مي‌دهد و به‌ منظور دريافت‌ ثواب ‌بر آن‌ خرج‌ مي‌كند، بداند كه‌ سيري‌ و گرسنگي‌، سيرابي‌ و تشنگي‌ و ادرار و سرگين ‌آن‌ اسب، همه‌ روز قيامت‌ در ميزان‌ حسنات‌ وي‌ گذاشته‌ مي‌شود».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:344.txt">آيه  275</a><a class="text" href="w:text:345.txt">آيه  276</a><a class="text" href="w:text:346.txt">آيه  277</a><a class="text" href="w:text:347.txt">آيه  278</a><a class="text" href="w:text:348.txt">آيه  279</a><a class="text" href="w:text:349.txt">آيه  280</a><a class="text" href="w:text:350.txt">آيه  281</a></body></html>آيه  275
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَن جَاءهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىَ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
چون‌ خداوند متعال‌ حال‌ مؤمنان‌ وارسته‌ پرداخت‌ كننده‌ زكات‌ و صدقات‌ را بيان‌ كرد، اكنون‌ به‌ بيان‌ حال‌ كساني‌ مي‌پردازد كه‌ رباخوار و حرام‌خوارند: «كساني‌ كه‌ ربا مي‌خورند» ربا: در لغت‌؛ افزودن‌ است‌ و در اصطلاح‌ شريعت‌؛ افزودن‌ مالي‌ است‌ مخصوص‌ بدون‌ عوضي‌ در مبادله‌ مال‌ با مال‌. يا افزودن‌ در مقدار يا مدت‌ معامله‌ دادوستد يا وام‌ است‌.
در جاهليت‌ عملكرد غالب‌ اين‌ بود كه‌ چون‌ زمان‌ پرداخت‌ وام‌ سر مي‌رسيد، طلبكار به‌ وامدار مي‌گفت: يا وامت‌ را مي‌پردازي‌ و يا بر مبلغ‌ مي‌افزايي‌! پس‌ اگر وامدار وام‌ را نمي‌پرداخت، بر اصل‌ مالي‌ كه‌ بر ذمه‌ وي‌ بود، مقداري‌ مي‌افزود ودر مقابل، طلبكار به‌ او تا مدتي‌ ديگر مهلت‌ مي‌داد. كه‌ اين، «رباي‌ نسيه‌» ناميده‌مي‌شود و به ‌اتفاق‌ علماي‌ اسلام‌ حرام‌ است‌. و هرچند هشدار اين‌ آيه‌ كريمه‌ متوجه‌خود رباخواران‌ است، اما حديث‌ شريف‌ زير، ديگران‌ را نيز كه‌ در اين‌ قضيه‌ به ‌نوعي‌ دخيلند، به‌ رباخوار ملحق‌ گردانيده‌ است، رسول‌ اكرمص فرمودند: «خدا لعنت‌كند خورنده، خوراننده، نويسنده‌ و گواهان‌ ربا را». و فرمودند: «آنان‌ همه‌ باهم‌برابرند».
آري‌! اين‌ رباخواران‌ «برنمي‌خيزند» يعني: در روز قيامت‌ از قبرهايشان‌ به‌سوي‌ ميدان‌ محشر «مگر مانند برخاستن‌ كسي‌ كه‌ شيطان‌ براثر تماس، آشفته‌ سرش‌كرده‌ است‌» يعني: مانند كسي‌ برمي‌خيزند كه‌ شيطان‌ بر او چيره‌ شده‌ و او را مجنون‌كرده‌ است‌. مفسران‌ مي‌گويند: رباخوار در روز قيامت