ضرت‌ص كرد كه‌ در نهان‌ داشتن‌ آن‌ سعي ‌بسيار داشت، طوري‌ كه‌ مي‌خواست‌ آن‌ را حتي‌ از خودش‌ نيز پنهان‌ دارد، رسول‌ خداص به‌ او فرمودند: «براي‌ خانواده‌ات‌ چه‌ باقي‌ گذاشته‌اي‌ اي‌ ابوبكر؟»گفت: وعده‌ خدا و وعده‌ پيامبرش‌ را. عمر(رض) چون‌ اين‌ ماجرا را شنيد، گريست‌ وگفت: پدر و مادرم‌ فدايت‌ باد اي‌ ابوبكر! سوگند به‌ خداي‌ عزوجل‌ كه‌ هيچ‌ گاه‌ من ‌و تو باهم‌ در كار خيري‌ مسابقه‌ نداديم، مگر اين‌ كه‌ تو در آن‌ بر من‌ سبقت‌ گرفتي‌.
 
آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً وَلَهُم عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در دلهايشان‌ بيماريي‌ است‌» مراد از اين‌ بيماري‌؛ فسادي‌ است‌ كه‌ يا با شك‌ ونفاق‌، يا با انكار و تكذيب‌ در عقايدشان‌ رخنه‌ كرده‌ است‌ «و خدا بيماريشان‌ را افزايش‌ بخشيد» با تجديد و تداوم‌ نعمتها و احسانهاي‌ ديني‌ و دنيوي‌ خويش‌ برپيامبر گراميش، لذا آنان‌ به‌ شك‌ و دودلي‌ بيشتر و حسرت‌ و اندوه‌ مستمر و شدت ‌نفاق‌ مبتلا شدند «و به‌ كيفر دروغي‌ كه‌ مي‌گفتند» يعني: به‌ كيفر ادعاي‌ دروغين ‌پذيرفتن‌ ايمان‌ «عذابي‌ دردناك‌ و جانكاه‌ در پيش‌ دارند»
ابن‌ كثير مي‌گويد: «حكمت‌ در خودداري‌ رسول‌ اكرم‌ص از كشتن‌ منافقان‌ - باوجود علم‌ آن‌ حضرتص به‌ حقيقت‌ حال‌ برخي‌ از آنان‌ - در اين‌ فرموده‌ ايشان ‌به‌ عم(رض) بيان‌ شده‌ است: «دوست‌ ندارم‌ اعراب‌ در ميان‌ خود چنين‌ شايع‌ كنند كه ‌محمد اصحاب‌ خويش‌ را مي‌كشد» زيرا اعراب‌ فقط ظاهر قضيه‌ را ملاك‌ قضاوت‌ خويش‌ قرار مي‌دادند و از حقيقت‌ ماجرا كه‌ كفر منافقان‌ است‌ آگاهي‌ نداشتند». اما امام‌ شافعي: در اين‌ باره‌ مي‌گويد: «دليل‌ خودداري‌ رسول‌ اكرمص از كشتن‌منافقان، نمايان‌ كردن‌ اسلام‌ از سوي‌ آنان‌ بود». چنان‌كه‌ در اين‌ حديث‌ شريف‌ كه‌ همه‌ بر صحت‌ آن‌ اجماع‌ دارند، آمده‌ است: «أمرت أن أقاتل الناس حتى يقولوا لا إله إلا الله، فإذا قالوها عصموا مني دماءهم وأموالهم إلا بحقها وحسابهم على الله عزوجل: مأمور شده‌ام‌ كه‌ با مردم‌ تا آن‌ زمان‌ بجنگم‌ كه‌ لا اله‌ الا الله بگويند، پس‌ چون‌ اين‌ كلمه‌ را گفتند، خونها و اموالشان‌ را از تعرض‌ من‌ در پناه‌ نگاه‌ داشته‌اند مگر به‌ حق‌ آن‌ و در نهايت‌ حسابشان‌ با خداي‌ عزوجل‌است‌». معناي‌ اين‌حديث‌ شريف‌ اين‌ است‌ كه‌: هر كس‌ كلمه‌ طيبه‌ را گفت، احكام‌ اسلام‌ در ظاهر براو جاري‌ مي‌شود، حال‌ اگر به‌ اين‌ كلمه‌ اعتقاد هم‌ داشته‌ باشد، ثواب‌ آن‌ را درآخرت‌ مي‌يابد و اگر اعتقاد نداشته‌ باشد، جاري‌ شدن‌ حكم‌ مسلماني‌ بر وي‌ دردنيا، هيچ‌ سودي‌ برايش‌ در آخرت‌ نخواهد داشت‌.
آيه  272
‏متن آيه : ‏
‏ لَّيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَلأنفُسِكُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغَاء وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«هدايت‌ آنان‌» يعني: هدايت‌ كفار «برعهده‌ تو نيست‌» اي‌ پيامبرص! «بلكه‌خدا هركه‌ را بخواهد هدايت‌ مي‌كند» يعني: برعهده‌ تو نيست‌ تا آنان‌ را به‌ اسلام‌ درآوري‌ و پذيراي‌ اوامر و نواهي‌ شرع‌ گرداني، بلكه‌ خدا(ج) هركه‌ را بخواهد هدايت ‌مي‌كند. اين‌ نوع‌ از هدايت‌ كه‌ همانا هدايت‌ توفيق‌ بخشيدن‌ به‌ راه‌ خير و سعادت‌است، مختص‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ مي‌باشد، پس‌ تكليف‌ تو فقط تبليغ، ارشاد وراهنمايي‌ به‌ سوي‌ خير است‌ و بس‌.
ابن‌عباس‌(رض) در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ مي‌گويد: «تا اين‌ آيه‌ نازل‌ نشده‌ بود رسول‌ خداص دستور مي‌دادند كه‌ جز بر اهل‌ اسلام‌ صدقه‌ نكنيد، اما بعد از نزول‌آن، ايشان‌ صدقه‌ دادن‌ به‌ هرفرد سائلي‌ را - از هرديني‌ كه‌ باشد - اجازه‌ دادند». ازاين‌ جهت‌ اين‌ مقوله‌ در ميان‌ عرفا رايج‌ شد كه: «نانش‌ دهيد و از ايمانش‌ نپرسيد».
«و هر مالي‌ كه‌ انفاق‌ كنيد» بسيار باشد، يا كم‌ «به‌ سود خود شماست‌» و خدا(ج) را از آن‌ سودي‌ نيست، چه‌ او از عالميان‌ بي‌نياز است‌ «و سزاوار نيست‌ كه‌ انفاق‌كنيد مگر براي‌ طلب‌ خشنودي‌ خدا» يعني: انفاق‌ معتبر و مقبول، فقط همان‌ است‌ كه ‌براي‌ رضاي‌ الهي‌ باشد «و هر آنچه‌ را كه‌ انفاق‌ كرديد، پاداش‌ آن‌ به‌طور كامل‌ به‌ شما داده‌ خواهد شد و ستمي‌ بر شما نخواهد رفت‌» پس‌ آن‌گاه‌ كه‌ صدقه ‌دهنده‌، براي‌ خشنودي‌ خدا(ج) انفاق‌ مي‌كند، پاداش‌ وي‌ چند برابر به‌ او مي‌رسد و ديگر او مسئول‌ اين‌ امر نيست‌ كه‌ صدقه‌ وي‌ به ‌دست‌ شخص‌ خوبي‌ رسيده، يا به‌ دست ‌شخص‌ بدي‌ زيرا او به‌ هرحال‌ - بنا برنيت‌ خود - صاحب‌ ثواب‌ است‌.
 
آيه  273
‏متن آيه : ‏
‏ لِلْفُقَرَاء الَّذِينَ أُحصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاء مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيمَاهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنفِقُواْ مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«صدقات‌ براي‌ فقرايي‌ است‌» يعني: صدقات‌ خود را براي‌ آن‌ تهيدستاني‌ بدهيد «كه‌ خود را وقف‌ در راه‌ خدا كرده‌اند» با جهاد و مبارزه‌ «و نمي‌توانند در زمين‌ سفر كنند» براي‌ تجارت‌ يا زراعت‌ و امثال‌ آن‌ از مشاغل‌ ديگر، به‌ منظور تأمين‌ مخارج ‌زندگي، چراكه‌ تمام‌ وقت‌ به‌ جهاد مشغولند و خود را براي‌ آن‌ وقف‌ كرده‌اند، يا هجرت‌ كرده‌اند تا در تحت‌ فرمان‌ خدا و رسول‌ وي‌ باشند. همچون‌ اصحاب ‌صفه‌[3] كه‌ به‌طور دسته‌جمعي‌ شب‌ و روز در مسجد النبي‌ زندگي‌ مي‌كردند و به‌عبادت‌ و تلاوت‌ مشغول‌ بوده‌ مشتاقانه‌ در تمام‌ غزوات‌ و سريه‌ها داوطلب‌ جهاد مي‌شدند و چنان‌ كه‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است، اين‌ آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ ايشان‌ نازل‌ شد.
علما در بيان‌ احكام‌ گفته‌اند: تكدي‌ در اسلام‌ حرام‌ است‌ مگر براي‌ ضرورتي، پس‌ تكدي‌ براي‌ كسي‌ كه‌ به‌ كسب‌ و كار توانايي‌ دارد، حلال‌ نيست، به‌ دليل‌ اين‌حديث‌ شريف: «لا تحل الصدقة لغني ولا لذي مرة سوي‌: صدقه‌ براي‌ شخص‌ ثروتمند و كسي‌ كه‌ توانايي‌ دارد و سليم‌ الاعضاء است‌ روا نيست‌».
علما برآنند كه‌ گدايي‌ براي‌ سه‌ كس‌ حلال‌ است: 
1- فقير و محتاجي‌ كه‌ زمين‌گير شده‌ باشد.
2- كسي‌ كه‌ وامي‌ سنگين‌ بر عهده‌اش‌ قرار داشته‌ باشد. و آن‌ وامي‌ است‌ كه‌ انسان‌ خود به‌ پرداخت‌ آن‌ متعهد گشته‌ بي‌آن‌ كه‌ در قبال‌ آن‌ عوضي‌ گرفته‌ باشد، چون ‌مال‌ ضمانت، يا انفاق‌ ب