درحالي‌كه‌ قبلا در به‌دست‌ آوردن‌ آن، چه‌ رنجها و زحمتها كشيده‌اند! «و خداوند قوم‌ كافر را» تا آن‌گاه‌ كه‌ بر كفر خويش‌ باشند «هدايت‌ نمي‌كند» به‌ سوي‌ آنچه‌ كه‌ خير و صلاحشان‌ در آن‌ است‌. اين‌ تعبير به‌ اين‌ واقعيت‌ اشاره‌ دارد كه‌ ريا ومنت ‌نهادن‌ از صفات‌ كفار است، نه‌ از اوصاف‌ مؤمنان‌.
بايد دانست‌ كه: 
1- آيات‌ كريمه، شامل‌ انفاق‌ نفل‌ و فرض‌ - هر دو - مي‌شود، پس‌ نيازي‌ نيست ‌كه‌ بگوييم: آيه‌ (261) قبل‌ از آيه‌ زكات‌ نازل‌ شده‌ و سپس‌ با آيه‌ زكات‌ منسوخ‌ گرديد.
2- آيه‌ كريمه‌ (261) دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ شغل‌ كشاورزي‌ از بهترين‌ مشاغل‌است، بدان‌ جهت‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ به‌ آن‌ مثل‌ زده‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ آمده‌است: «هيچ‌ مسلماني‌ نيست‌ كه‌ نهالي‌ مي‌نشاند و يا مزرعه‌اي‌ را كشت‌ مي‌كند كه‌ بعدا پرنده‌اي، يا انساني، يا حيواني‌ از آن‌ مي‌خورد، مگر اين‌ كه‌ آن‌ محصول، برايش‌ صدقه‌ است‌». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «روزيتان‌ را در نهانگاه‌هاي‌ زمين‌ بجوييد». يعني: كشاورزي‌ نماييد. آري‌! كشاورزي‌ از جمله ‌فرض‌هاي‌ كفايي‌ است، پس‌ بر حاكم‌ مسلمانان‌ واجب‌ است‌ كه‌ مردم‌ را بركشاورزي‌ مجبور نمايد.
3- منت‌گذاري‌؛ يعني‌ يادآوري‌ از احسان‌ خويش‌ و آن‌ را به‌ رخ‌ شخص‌ نيازمندكشيدن، از گناهان‌ كبيره‌ است، به‌ دليل‌ احاديث‌ وارده‌ درباره‌ نكوهش‌ شديد اين‌كار.
4- در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است: «سخن‌ نيكو صدقه‌ است‌ و از امور پسنديده‌ يكي ‌اين‌ است‌ كه‌ با برادر مسلمانت‌ با چهره‌ باز و بشاش‌ روبرو شوي‌».
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:332.txt">آيه  265</a><a class="text" href="w:text:333.txt">آيه  266</a><a class="text" href="w:text:334.txt">آيه  267</a><a class="text" href="w:text:335.txt">آيه  268</a><a class="text" href="w:text:336.txt">آيه  269</a></body></html>آيه  265
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و مثل‌ كساني‌ كه‌ اموالشان‌ را براي‌ طلب‌ خشنودي‌ خداوند و اعتقاد برخاسته‌ از دل ‌خويش‌ انفاق‌ مي‌كنند» يعني: آنان‌ كه‌ با بذل‌ اموال، دل‌ وجان‌ونهان‌ خويش‌ را بر ايمان‌ و اعتقاد و عبادات‌ استوار و پايدار مي‌سازند و انفاق‌ مال‌ را وسيله‌اي‌ براي ‌رياضت‌ و تمرين‌ و عادت ‌دادن‌ نفس‌ خويش‌ بر ايمان‌ و اعتقاد مي‌شناسند و يقين‌دارند به‌ اين‌ كه‌ خداوند متعال‌ به‌ ايشان‌ در برابر آن‌ پاداشي‌ بس‌ وافر عنايت ‌مي‌كند. يا معناي‌ ﴿وَتَثْبِيتاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ﴾ اين‌ است: آنان‌ كه‌ نفس‌ خويش‌ را برايمان‌ وبذل‌ مال‌ در راه‌ خدا(ج)، پايدار و ثابت‌ قدم‌ گردانيده‌ و آن‌ را از بيماري‌ بخل‌ ومال‌دوستي‌ تزكيه‌ مي‌كنند، مثل‌ آنان‌ «همچون‌ مثل‌ جنتي‌ است‌» جنت: باغي‌ است‌كه‌ در آن‌ درختاني‌ انبوه‌ مي‌رويد تا بدانجا كه‌ آن‌ را مي‌پوشاند «كه‌» اين‌ باغ‌ «بر فراز ربوه‌اي‌ قرار دارد» ربوه: پشته‌اي‌ است‌ كه‌ اندك‌ بلنديي‌ دارد. توصيف‌ باغ‌ به‌اين‌ كه‌ بر فراز پشته‌اي‌ قرار دارد؛ براي‌ آن‌ است‌ كه‌ درختان‌ و سبزي‌هايي‌ كه‌ بر آن‌پشته‌ مي‌رويد، نيكوتر از درختان‌ و سبزه‌زارهاي‌ ديگر مكانهاست، چه‌ غالبا وزش‌ بادهاي‌ نرم، به‌ آن‌ هوايي‌ لطيف‌ و گوارا و كيفيتي‌ والا و دلپذير مي‌بخشد، هم‌ ازاين‌ روي‌ است‌؛ «كه‌ اگر باران‌ سنگيني‌ بر آن‌ ببارد، دو چندان‌ محصول‌ برآورد» ميوه‌هايش‌ نسبت‌ به‌ باغهاي‌ ديگر، به‌ سبب‌ اين‌ باران‌ سنگين‌ «و اگر باران‌ سنگين‌ برآن‌ نبارد» دست‌كم‌ «باران‌ سبك‌» و ريزي‌ هم‌ براي‌ آن‌ كافي‌ است‌. طل: باران‌ سبكي‌ است‌ كه‌ قطراتي‌ ريز دارد «و خداوند به‌ آنچه‌ انجام‌ مي‌دهيد، بيناست‌» آري‌! اين‌چنين‌ است‌ داستان‌ مؤمني‌ كه‌ اگر خداوند(ج) به‌ او ثروت‌ و سرمايه‌اي‌ بسيار بريزاند، او هم‌ براي‌ رضاي‌ حق‌ تعالي صدقه‌اي‌ بسيار مي‌دهد، اما اگر همچون ‌باران‌ سبك، به‌ثروتي‌ اندك‌ دست‌ يابد؛ باز هم‌ از صدقه ‌دادن‌ و انفاق‌ دست ‌برنداشته‌ بذل‌ و بخشش‌ را كاملا قطع‌ نمي‌كند و نفع‌ اين‌ صدقه‌ اندك‌ در نزد خدا(ج) بسيار است، چرا كه‌ هدف‌ بخشنده‌ آن، به‌ دست‌ آوردن‌ رضاي‌ الهي‌ مي‌باشد.
حسن‌ در تفسير ﴿وَتَثْبِيتاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ﴾ مي‌گويد: «در صدر اسلام‌ چون‌ يك ‌مسلمان‌ وارسته‌ قصد صدقه‌ دادن‌ را داشت،  با خويشتن‌ خويش‌ درنگ‌ و تأملي‌مي‌كرد؛ پس‌ اگر آن‌ صدقه‌ براي‌ خدا(ج) مي‌بود، آن‌ را مي‌بخشيد و اگر غيراز اين‌مي‌بود، دست‌ نگه‌ مي‌داشت‌». برخي‌ ديگر در معناي‌ آن‌ گفته‌اند: «آنان‌ كه ‌اموالشان‌ را براي‌ طلب‌ خشنودي‌ خدا (ج)انفاق‌ مي‌كنند، بصيرتي‌ باز و ضميري ‌روشن‌ دارند و اين‌ بصيرت‌ و بينايي‌ ضمير، آنها را بر انفاق‌ در طاعت‌ الهي‌ پايدار واستوار مي‌گرداند زيرا ايشان‌ به‌ هنگام‌ دادن‌ صدقه‌ مي‌نگرند كه‌ آيا اين‌ صدقه‌ رضاي‌ الهي‌ را در پي‌ دارد يا نه؟ پس‌ اگر براي‌ خدا(ج) بود، آن‌ را مي‌دهند ودر غيرآن‌ دست‌ نگه‌ مي‌دارند». تعليل‌ آيه‌ كريمه‌ به‌ دو علت: ﴿ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ ﴾ و ﴿وَتَثْبِيتاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ﴾ دلالت‌ بر اين‌ دارد كه: انسان‌ مؤمن‌ بايد با عمل‌ خويش‌ اين‌ دو امر را مدنظر داشته‌ باشد:
1- طلب‌ رضاي‌ خداوند متعال‌ به‌ انگيزه‌ بندگي‌ براي‌ او. 2 - تزكيه‌ نفس‌ خويش‌ از شائبه‌هاي‌ بخل‌ و ريا و ديگر آلودگي‌ها.
آيه  266
‏متن آيه : ‏
‏ أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاء فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا كسي‌ از شما دوست‌ دارد» همزه‌ (أيود) براي‌ استفهام‌ انكاري‌ و نفي‌ است، يعني: كسي‌ دوست‌ ندارد «كه‌ باغي‌ از درختان‌ خرما و انگور داشته‌ باشد كه‌ از زيرآنها» يعني: از زير درختان‌ آنها «نهرها روان‌ باشد» ذكر اختصاصي‌ خرما وانگور، درحالي ‌كه‌ بعدا مي‌فرمايد: «و هرگونه‌ ميوه‌اي‌ برايش‌ به‌بار آورد» براي‌ اين ‌است‌ كه‌ خرما و انگور بهترين‌ و نيكوترين‌ درختان‌ است‌ «درحالي‌كه‌ او را پيري‌رسيده‌» و پيري‌ شخص، او را در معرض‌ شدت‌ نيازمندي‌ قرار مي‌دهد زيرا شخص‌ پير از 