و در تحقق ‌خواسته‌هايم‌ نيرومندتر و موفق‌ترم‌ زيرا من‌ خدم‌ و حشم‌ بسياري‌ را به‌ خدمت‌ مي‌گيرم‌. بدين‌سان‌ بود كه‌ مال‌ و ثروتش‌ او را ـ همانند هر سرمايه‌دار مغرور ديگري‌ ـ به‌ كبر و غرور كشانيده‌ بود. گفتني‌ است‌ كه‌ فخر ورزيدن‌ به‌ سرمايه‌، غره‌شدن‌ به‌ دنيا و برتري‌منشي‌ بر ديگران‌ با تكيه‌ بر ثروت‌ و پول‌، حال‌ و وضع‌دائمي‌ توانگران‌ است‌؛ مگر كساني‌كه‌ خداي‌ عزوجل‌ برآنان‌ رحم‌ كرده‌ باشد ـ پناه ‌بر خداوند(ج) از چنين‌ حالي‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:2510.txt">آيه  35</a><a class="text" href="w:text:2511.txt">آيه  36</a><a class="text" href="w:text:2512.txt"> آيه  37</a><a class="text" href="w:text:2513.txt">آيه  38</a><a class="text" href="w:text:2514.txt">آيه  39-40</a><a class="text" href="w:text:2515.txt">آيه  41</a><a class="text" href="w:text:2516.txt"> آيه  42</a><a class="text" href="w:text:2517.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:2518.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:2519.txt">آيه  45</a></body></html>آيه  199
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ روايت‌ شده‌ است: قريش‌ و قبايل‌ هم‌كيش‌ آن‌(قبايل‌ حمس)، قبلا در مزدلفه‌ وقوف‌ مي‌كردند و ساير مردم‌ در عرفات‌. آنها درتوجيه‌ اين‌ كارشان‌ مي‌گفتند: ما مانند ساير مردم‌ نيستيم‌! ما «اهل‌ الله» و حرم‌نشينان ‌او هستيم‌. پس‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد و اين‌ تبعيض‌ را از ميان‌ برداشته‌ اصل‌ مساوات‌ وبرابري‌ ميان‌ همه‌ مسلمانان‌ را بر پا و استوار گردانيد: «سپس‌ از همان‌جا كه‌» انبوه «مردم‌ روانه‌ مي‌شوند، شما نيز روانه‌ شويد» اي‌ قريش‌! يعني: در صبحگاه‌ روز عيد براي‌ رمي‌ جمرات‌ از مزدلفه‌ به‌ سوي‌ مني‌ روانه‌ شويد.
و از آنجا كه‌ اعمال‌ حج‌ بسيار است‌ و انسان‌ در انجام‌ همه‌ آنها از كوتاهي‌ وقصور خالي‌ نيست‌ بنابراين،خداوند متعال‌ مؤمنان‌ را به‌ طلب‌ آمرزش‌ فراخواند: «و از خداوند آمرزش‌ بخواهيد» براي‌ گناهانتان‌، در اماكن‌ نزول‌ رحمت‌ و مواضع‌ قبول‌ دعا «كه‌ خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است‌» بايد دانست‌ كه‌ خواندن‌ دعاي ‌«سيدالاستغفار» در اينجا و در همه‌ اوقات، فضيلت‌ خاصي‌ دارد. در حديث‌ شريف‌آمده‌ است: «سيد الاستغفار اين‌ است‌ كه‌ بنده‌ بگويد: اللهم أنت ربي لا إله إلا أنت خلقتني وأنا عبدك وأنا على عهدك ووعدك ما استطعت، أعوذ بك من شر ما صنعت، أبوء لك بنعمتك عليَّ وأبوء بذنبي، فاغفرلي فإنه لا يغفر الذنوب إلا أنت. هر كس‌ اين‌ دعا را در شب‌ بخواند و در آن‌ شب‌ بميرد؛ وارد بهشت‌ مي‌شود و هر كس‌ آن‌ را در روز بخواند و در آن‌ روز بميرد؛ به‌ بهشت‌ وارد مي‌شود». در صحيح‌ مسلم‌ آمده‌ است‌كه‌ چون‌ رسول‌ خداص از نماز فارغ‌ مي‌شدند؛ سه‌ بار از خداي‌ عزوجل‌ طلب‌مغفرت‌ مي‌كردند. ابن‌جرير نقل‌ مي‌كند كه‌ آن‌ حضرت‌ص در شامگاه‌ روز عرفه ‌براي‌ امت‌ خويش‌ آمرزش‌ خواستند.
سوره كهف آيه  35
‏متن آيه : ‏
‏ وَدَخَلَ جَنَّتَهُ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ قَالَ مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَذِهِ أَبَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و داخل‌ باغش‌ شد» مفسران‌ مي‌گويند: آن‌ شخص‌ مغرور و متكبر با اين‌ هدف ‌كه‌ ثروت‌ و مكنت‌ خود را به‌ رخ‌ برادر مسلمان‌ خود بكشد، دست‌ وي‌ را گرفت‌ واو را به‌ باغ‌ خويش‌ برد، او را در آن‌ مي‌گردانيد و عجايب‌ و زيبايي‌هاي‌ آن‌ را به‌وي‌ نشان‌ مي‌داد «درحالي‌كه‌ او به‌ خود ستمكار بود» با كفر و عجب‌ و خودنگري ‌خويش‌ «گفت‌» آن‌ كافر از فرط غفلت‌، طول‌ أمل‌، قلت‌ عقل‌ و ضعف‌ يقين ‌«گمان‌ نمي‌كنم‌ كه‌ هرگز اين‌» باغ‌ «نابود شود».
 
	سوره كهف آيه  36
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا أَظُنُّ السَّاعَةَ قَائِمَةً وَلَئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِّنْهَا مُنقَلَباً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گمان‌ نمي‌كنم‌ كه‌ قيامت‌ برپا شود» به‌ اين‌ ترتيب‌، او منكر رستاخيز گشته‌ وبرادرش‌ را از كفر خود به‌ فناي‌ دنيا و برپايي‌ قيامت‌ خبر داد «و اگر هم‌ به‌سوي‌پروردگارم‌ بازگردانده‌ شوم‌، قطعا بهتر از اين‌ را در بازگشت‌ خواهم‌ يافت‌» او پنداشت‌كه‌ اگر هم‌ به‌فرض‌ و تقدير ـ چنان‌كه‌ رفيقش‌ عقيده‌ دارد ـ به‌سوي‌ پروردگار متعال‌ باز گردانده‌ شود، پروردگار به‌ او در آخرت‌ بهتر از اين‌ باغ‌ را خواهد داد. البته‌ او اين‌ سخن‌ را از روي‌ قياس‌ غايب‌ بر حاضر گفت‌، يعني‌: چون‌ در دنيا غني‌ وثروتمند و مورد اكرام‌ و اعزاز خداوند متعال‌ هستم‌ پس‌ در آخرت‌ نيز اين‌چنين ‌خواهم‌ بود. شكي‌ نيست‌ كه‌ اين‌گونه‌ برداشت‌ و تحليل‌ نمايانگر به‌ هم‌ ريختن‌ معيارها و ضوابط در ذهن‌ و نهاد او و ناشي‌ از فرط غرور و بدمستي‌اي‌ بود كه‌ بر اثر ثروتمندي‌ بر وي‌ چيره‌ شده‌ بود و اين خود استدراجي‌ برايش‌ از جانب ‌خداي‌ سبحان‌ بود.
 
	سوره كهف آيه  37
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَهُوَ يُحَاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفت‌ به‌ او رفيق‌» مؤمن‌ «او در حالي‌ كه‌ با او گفت‌وگو مي‌كرد: آيا به‌ آن‌ كسي‌ كه‌ تورا از خاك‌ آفريد، كافر شدي‌» از آنجا كه‌ پدرت‌ آدم‌(ع)  را از خاك‌ آفريد و او اصل‌ و سرمنشأ توست‌ «سپس‌ از نطفه‌ آفريد» كه‌ عبارت‌ است‌ از آب‌ مني‌ «آن‌گاه‌ تو را در هيأت‌ مردي‌ در آورد؟» تو را انساني‌ نرينه‌ گردانيده‌ و اعضاي‌ وجودت‌ را به ‌اعتدال‌ و برابري‌ تمام‌ آراست‌ و وجودت‌ را به‌ پايه‌ اكمال‌ رسانيد؟ آيا به‌ اين‌ بزرگ‌ آفريدگار خويش‌ كافر شدي‌؟.
اين‌ آيه‌ تلويحا به‌ برانگيختن‌ بعد از مرگ‌ اشاره‌ دارد زيرا ذاتي‌ كه‌ بر آفرينش ‌ابتدايي‌ قادر باشد، يقينا بر احياي‌ مجدد آن‌ آفريده‌ نيز تواناست‌.
 
	سوره كهف آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ لَّكِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّي وَلَا أُشْرِكُ بِرَبِّي أَحَداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
سپس‌ برادر مؤمن‌ وي‌ افزود: «ليكن‌ من‌» اعتقاد دارم‌ كه‌ «اوست‌ خدا، پروردگار من‌» يعني‌: من‌ برخلاف‌ تو ولي‌ نعمت‌ خويش‌ را خوب‌ مي‌شناسم‌ و به‌خدايي‌ او معترفم‌ «و هيچ‌ كس‌ را با پروردگار خود شريك‌ نمي‌سازم‌» چنان‌كه‌ توشريك‌ گردانيدي‌.
 
سوره كهف آيه  39‏متن آيه :‏ وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَكَ قُلْتَ مَا شَاء اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ إِن تُرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنكَ مَالاً وَوَلَداً ‏
  آيه  40‏متن آيه : ‏‏ فَعَسَى رَبِّي أَن يُؤْتِيَنِ خَيْراً مِّن جَنَّتِكَ وَيُرْسِلَ عَلَيْهَا حُسْبَاناً مِّنَ السَّمَاءِ فَتُصْبِحَ صَعِيداً زَلَقاً ‏
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ وارد باغت‌ شدي‌، چرا نگفتي‌ ماشاءال