‌ بجوي‌» يعني‌: راهي‌ ميانه‌ بجوي‌ پس‌ نه‌ به‌ آواز بسيار بلند بخوان‌ و نه‌ بسيار آهسته‌. گفتني‌ است‌ كه‌ اين‌ حكم‌ مربوط به‌ نمازگزار منفرد است ‌اما امام‌ بايد در دو ركعت‌ اول‌ نمازهاي‌ بامداد، مغرب‌ و عشاء و نيز در دو ركعت ‌جمعه‌ و عيدين‌، قرائت‌ را به‌ آواز بلند بخواند تا كساني‌كه‌ در پشت ‌سر او هستند، صداي‌ او را بشنوند.
ابن‌عباس‌(رض)  در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ بخش‌ از آيه‌ مي‌گويد: اين‌ حكم‌ هنگامي ‌نازل‌ شد كه‌ رسول‌ خداص در مكه‌ به‌ حال‌ اختفا به‌سر مي‌بردند و چون‌ در آن ‌وقت‌ مشركان‌ صداي‌ قرائت‌ قرآن‌ را مي‌شنيدند، هم‌ قرآن‌ را دشنام‌ مي‌دادند، هم‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را نازل‌ كرده‌ و هم‌ كسي‌ كه‌ آن‌ را براي‌ مردم‌ آورده‌ است‌؛ پس‌پروردگار نازل‌ فرمود كه‌: «نمازت‌ را به‌ آواز بلند نخوان‌» كه‌ مشركان‌ بشنوند وقرآن‌ را دشنام‌ دهند، «همچنان‌ آن‌ را آهسته‌ نخوان‌» كه‌ يارانت‌ آن‌ را نشنوند بلكه‌ در ميان‌ اين‌ و آن‌، شيوه‌اي‌ ميانه‌ بجوي‌. بعد از آن‌ امت‌ نيز به‌ رعايت‌ اين‌شيوه‌ ملزم‌ شد تا هميشه‌ شرايط و ظروف‌ اوليه‌ نزول‌ قرآن‌ را به‌خاطر داشته‌ باشد.
 
سوره إسراء آيه  111
‏متن آيه : ‏
‏ وَقُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَم يَكُن لَّهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَلَمْ يَكُن لَّهُ وَلِيٌّ مِّنَ الذُّلَّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و بگو: ستايش‌ خدايي‌ راست‌ كه‌ نه‌ فرزندي‌ گرفته‌» چنان‌كه‌ يهود و نصاري‌ و نيز كساني‌ از مشركان‌ كه‌ مي‌گويند: فرشتگان‌ دختران‌ خدايند، چنين‌ مي‌پندارند «و نه‌در جهانداري‌ شريكي‌ دارد» چنان‌كه‌ دوگانه‌پرستان‌ و مانندشان‌ از فرقه‌هايي‌ كه‌ به‌تعدد خدايان‌ قايلند، مي‌پندارند «و نه‌ به‌ سبب‌ ناتواني‌ او را هيچ‌ دوستي ‌است‌» يعني‌: نه‌ حق‌ تعالي‌ خوار و ناتوان‌ و ناچار است‌ كه‌ به‌ موالات‌ و دوستي‌ كسي‌ نياز داشته‌ باشد چنان‌كه‌ «صابئين‌» مي‌پندارند زيرا او از ناچاري‌ و ناتواني‌پاك‌ و مبراست‌ پس‌ بنابراين‌، از دوست‌ و ياور و دستيار و امثال‌ اينها نيز كاملا بي‌نياز است‌ «و او را چنان‌ كه‌ بايد و شايد بزرگ‌ بشمار» يعني‌: حق‌ تعالي‌ را به‌تعظيمي‌ تام‌ و تمام‌ بزرگ‌ بدار و او را به‌ وصف‌ بزرگي‌ و منزه‌ بودن‌ از فرزند، شريك‌، دوست‌، ناتواني‌، ذلت‌ و هر آنچه‌ كه‌ شايسته‌ شأن‌ وي‌ نيست‌، توصيف‌ كن‌ و بنابراين‌، او را ستايش‌ بگوي‌ چرا كه‌ او به‌ سبب‌ كمال‌ ذات‌ و تفرد در اوصاف ‌خويش‌، سزاوار تمام‌ ستايش‌هاست‌.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ آمده‌ است‌: اين‌ آيه‌ در رد بر يهود، نصاري‌، مشركان‌ وصابئين‌ نازل‌ شد. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ امام‌ احمد و طبراني‌ از معاذبن‌انس‌(رض) آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «آيه‌ عز اين‌ آيه‌ است‌: (الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً  ...). در حديث‌ شريف‌ ديگري‌ آمده‌ است‌: «هر كس‌ اين‌ آيه‌ را بخواند، خداوند به‌مانند زمين‌ و كوهها به‌ او پاداش‌ مي‌دهد زيرا خداوند(ج)  در حق‌ كساني‌كه‌ مي‌پندارند براي‌ او فرزندي‌ است‌، مي‌گويد: (‏ تَكَادُ السَّمَاوَاتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَتَنشَقُّ الْأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبَالُ هَدّاً ‏):  (نزديك‌ است ‌كه‌ آسمانها از اين‌ سخن‌ بشكافند، زمين‌ چاك‌ خورد و كوهها به‌شدت‌ فرو ريزند) «مريم/‌90». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «رسول‌ خداص مردي‌ را كه‌ از قرضداري‌ خود نزد ايشان‌ شكوه‌ كرد، دستور دادند كه‌ آيه‌: (قل‌ادع‌ الله‌... ) را تاآخر سوره‌ بخواند، سپس‌ سه‌بار بگويد: توكلت على الحي الذي لا يموت‌: بر زنده‌پاينده‌اي‌ توكل‌ كردم‌ كه‌ هرگز نمي‌ميرد».
 
آيه  196
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضاً أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّن صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌ اين‌ است‌ كه‌ مردي‌ نزد رسول‌ خداص آمد و سؤال‌ كرد: يارسول‌ الله! مرا در انجام‌ عمره‌ام‌ به‌ چه‌ چيز دستور مي‌دهيد؟ پس‌ نازل‌ شد: «وبراي‌ خدا حج‌ و عمره‌ را به‌ اتمام‌ رسانيد» يعني: حج‌ و عمره‌ را با رعايت‌ همه‌ حقوق ‌آنها ادا نماييد، پس‌ هر كس‌ به‌ حج‌ يا عمره‌ احرام‌ بست، به‌پايان ‌رساندن‌ آن‌ بر وي ‌واجب‌ است‌. بعضي‌ گفته‌اند: به‌اتمام‌رساندن‌ حج‌ و عمره‌ اين‌ است‌ كه‌ هر يك‌ ازآنها مستقلا و به ‌تنهايي‌ به‌جاي‌ آورده‌ شوند، نه‌ همراه‌ با حج‌ «تمتع‌» و حج ‌«قران‌». يعني‌ عمره‌ بايد در غير ماههاي‌ حج‌ ادا شود و اين‌ قول‌ عمر(رض) است‌.
صاحب‌ تفسير «المنير» با گردآوري‌ همه‌ اقوال‌ در اين‌ باره‌ گفته‌ است: «به‌اتمام‌ رساندن‌ حج‌ و عمره‌ عبارت‌ است‌ از: اداي‌ آنها به‌ طور تام، بدون‌ كاستن‌چيزي‌ از شرطها و افعال‌ آنها و بدون‌ اين‌ كه‌ چيزي‌ از محظورات‌ احرام‌ در اثناي ‌آنها از حاجي‌ يا معتمر سرزند و اين‌ با اداي‌ مناسك‌ بر وجه‌ مطلوب‌ شرعي‌ آن‌ - در ظاهر - و با اخلاص‌ براي‌ خداوند متعال‌ و نداشتن‌ قصد منفعتي‌ دنيوي‌ - درباطن‌ - ميسر است‌. و بجز اين‌ معني‌ كه‌ از آن‌ برمي‌آيد؛ قيد (اتموا) بيانگر اين‌ نيز هست‌ كه‌ مسلمانان‌، اداي‌ مناسك‌ حج‌ و عمره‌ را عملا در سال‌ ششم‌ شروع‌ نموده‌ اما از به‌ اتمام‌ رساندن‌ آن‌ بازداشته‌ شدند، پس‌ خداي‌ عزوجل‌ فرمود: اينك‌ آنهارا به‌ اتمام‌ رسانيد. از اين‌ جهت‌، عمره‌ سال‌ هفتم‌ را عمره‌ قضا مي‌نامند». «و اگر محصر شديد». گفتني‌ است‌؛ به‌ كسي‌ كه‌ بعد از بستن‌ احرام‌ به‌ دليل‌ بيماري‌ ياوجود دشمن‌ يا غيرآن‌ از علل‌ در مسير راه‌ از ورود به‌ مكه‌ بازداشته‌ مي‌شود، اصطلاحا «محصر» مي‌گويند. آري‌! اگر از ورود به‌ مكه‌ بازداشته‌ شديد؛ «آنچه‌ ازهدي‌ ميسر است، قرباني‌ كنيد» هدي: حيواني‌ از شتر يا گاو يا گوسفند است‌ كه‌ به‌خانه‌ كعبه‌ اهدا مي‌شود تا قربه‌ الي‌الله در مكه‌ ذبح‌ شده‌ و ميان‌ فقرا تقسيم‌ شود. حسن‌ مي‌گويد: «برترين‌ هد