راد ازنشانه‌ها: شگفتي‌ها و عجايبي‌ است‌ كه‌ خداي‌ سبحان‌ در اين‌ شب‌ به‌ آن‌حضرت‌ص نشان‌ داد و حكمت‌ ترتيب ‌دادن‌ سفر اسراء برايشان‌ نيز نماياندن‌ همين‌نشانه‌ها بود. از جمله‌ نشانه‌هايي‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ص ديدند، مشاهده‌ بهشت‌، دوزخ‌، احوال‌ آسمانها و عرش‌ و كرسي‌ و ملاقات‌ با انبيا‡ بود «بي‌گمان ‌او» تعالي‌ «شنواست‌» هر شنيدني‌اي‌ را «بيناست‌» به‌ هر ديدني‌اي‌؛ از جمله‌ به‌اقوال‌ و افعال‌ رسول‌ خويش‌ در سفر معراج‌ ـ آن‌گاه‌ كه‌ او را به‌ ملاء أعلي ‌فراخواند و مناجات‌ او را با خود شنيد.
ابن‌كثير در تفسير خويش‌ روايات‌ وارده‌ درباره ‌«اسراء» را با تفصيل‌ آن‌ طي ‌بيست‌ويك‌ صفحه‌ نقل‌ كرده‌ سپس‌ مي‌گويد: «اين‌ روايات‌ از صحابه‡ به‌ حد تواتر نقل‌ شده‌ است‌، به‌طوري‌ كه‌ مسلمانان‌ بر آن‌ اجماع‌ دارند و بجز زنادقه‌ وملحدين‌ كسي‌ آنها را انكار نمي‌كند... و چون‌ بر مجموع‌ اين‌ احاديث‌ آگاهي ‌حاصل‌ شود، مضمون‌ آنچه‌ كه‌ مسلمانان‌ در موضوع ‌«اسراء و معراج‌» پيرامون ‌آن‌ اتفاق‌ نظر دارند، به‌دست‌ مي‌آيد. آن‌گاه‌ به‌ نقل‌ از زهري‌ مي‌گويد: اسراء يك ‌سال‌ قبل‌ از هجرت‌ رسول‌ خداص در ماه‌ ربيع‌الاول‌ روي‌ داد و روايت‌ وارده ‌در اين‌باره‌ كه‌ اسراء در شب‌ بيست‌ و هفتم‌ رجب‌ روي‌ داده‌، سند صحيحي‌ ندارد. سپس‌ مي‌افزايد: حق‌ اين‌ است‌ كه‌ آن‌ حضرت‌ص در بيداري‌ نه‌ در خواب‌ و به ‌قول‌ اكثر علماي‌ مسلمين‌ با بدن‌ و روح‌ خود به‌ اين‌ سيروسفر كه‌ دو مرحله‌ زميني‌ وآسماني‌ داشت‌ برده‌ شدند».
در احاديث‌ آمده‌ است‌ كه‌ اسراء از مكه‌ به‌ سوي‌ بيت‌المقدس‌ بر مركبي‌ به‌ نام‌ «براق‌» انجام‌ گرفت‌ و چون‌ رسول‌ خداص به‌ دروازه‌ مسجد الاقصي‌ رسيدند، «براق‌» را بر آستان‌ در بسته‌ كردند و به‌ مسجد در آمده‌ دو ركعت‌ نماز تحيه‌ مسجد را در قبله‌ آن‌ گزاردند، سپس‌ با جبرئيل‌(ع)  به‌ معراج‌ رفتند و معراجشان‌ مانند نردباني‌ پله‌ به‌ پله‌ بود كه‌ از يك‌ پله‌ به‌ پله‌ ديگر آن‌ صعود مي‌كردند، در اين‌ عروج ‌ابتدا به‌ آسمان‌ دنيا و سپس‌ به‌ بقيه‌ آسمانهاي‌ هفت‌گانه‌ صعود كردند و از عجايب‌ و آيات‌ ديدند آنچه‌ ديدند و آن‌گاه‌ همان‌ مسير را برگشته‌ بار ديگر به‌ مسجدالاقصي‌آمدند و با انبيا‡ نماز جماعت‌ گزارده‌ و در نماز امام‌ ايشان‌ شدند آن‌گاه‌ در همان‌ شب‌ مجددا سوار بر براق‌ به‌ مكه‌ برگشتند. كه‌ تفصيل‌ داستان‌ عروج‌ آن‌ حضرت‌ص به‌ آسمانها در سوره‌ «نجم‌» مي‌آيد.
خاطر نشان‌ مي‌شود كه‌ در موضوع‌ فرض‌ شدن‌ نماز در مكه‌ ـ در شب‌ اسراء و معراج‌ ـ ميان‌ علما هيچ‌ اختلافي‌ نيست‌.
سبب‌ نزول‌ آيه‌ «اسراء» اين‌ بود كه‌ چون‌ رسول‌ خداص از سفر اسراء و معراج ‌بازگشتند، به‌ مسجدالحرام‌ رفتند و قريش‌ را از ماجرا آگاه‌ كردند اما قريشيان‌ كه‌وقوع‌ چنين‌ رخدادي‌ را محال‌ مي‌پنداشتند، آن‌ را انكار كردند و حتي‌ گروهي‌ از كساني‌ كه‌ به‌ رسول‌ خداص ايمان‌ نيز آورده‌ بودند، مرتد شدند. در اين‌ ميان‌ تني ‌چند از آنان‌ به‌ شتاب‌ نزد ابوبكر(رض)  آمده‌ و او را از اين‌ خبر آگاه‌ كردند، ابوبكر(رض)  فرمود: اگر رسول‌ خداص چنين‌ خبري‌ داده‌ باشند، قطعا راست‌ گفته‌اند. آنها گفتند: آيا تو او را بر اين‌ خبرش‌ تصديق‌ مي‌كني‌؟ ابوبكر(رض)  گفت‌: من‌ او را در بزرگتر از اين‌ خبر تصديق‌ مي‌كنم‌؛ او را صبح‌ و شام‌ در اين‌كه‌ برايش‌ از آسمان‌ وحي‌ مي‌آيد، تصديق‌ مي‌كنم‌. پس‌ از آن‌ روز بود كه‌ ابوبكر به‌ «صديق‌» ملقب‌ شد. بعد از آن‌، كساني‌ از قريش‌ كه‌ به‌ بيت‌المقدس‌ سفر كرده‌ بودند از رسول‌ خداص خواستند تا اوصاف‌ آن‌ را برايشان‌ بيان‌ نمايند، در اين‌ هنگام ‌بيت‌المقدس‌ به‌ فرمان‌ خداي‌ عزوجل‌ در برابر ديدگان‌ رسول‌ خداص نمايان‌ گشت‌ و ايشان‌ شروع‌ كردند به‌ نگريستن‌ به‌سوي‌ آن‌ و بازگويي‌ اوصاف‌ آن‌. پس‌ چون ‌مشركان‌ اوصاف‌ آن‌ را از زبان‌ ايشان‌ شنيدند، گفتند: اما در توصيف‌ بيت‌المقدس‌كه‌ واقعا درست‌ گفت‌. سپس‌ گفتند: به‌ ما از قافله‌مان‌ كه‌ در راه‌ شام‌ به‌سوي‌ مكه‌ است‌ خبر ده‌، چرا كه‌ حتما در راه‌ با آن‌ برخورد كرده‌اي‌. پس‌ رسول‌ خداص شمار شتران‌ آن‌ قافله‌ و تمام‌ اوصاف‌ و احوال‌ آن‌ را بيان‌ كرده‌ و سپس‌ افزودند: كاروان‌ شما هنگام‌ طلوع‌ خورشيد فلان‌ روز به‌ مكه‌ مي‌رسد، درحالي‌كه‌ شتري ‌ابلق‌ پيشاپيش‌ آن‌ است‌. پس‌ قريشيان‌ بامداد همان‌ روز معين‌ بر يكي‌ از بلنديهاي‌ بيرون‌ مكه‌ فراز آمده‌ منتظر قافله‌ شدند و ناگهان‌ ديدند كه‌ در همان‌ وقت‌ معين‌ قافله ‌از گرد راه‌ رسيد و همان‌ شتر ابلق‌ پيشاپيش‌ آن‌ است‌. ولي‌ با وجود آن‌كه‌ همه‌ اين‌نشانه‌ها را مشاهده‌ كردند، باز هم‌ ايمان‌ نياوردند و گفتند: «اين‌ جز سحري‌ آشكارنيست‌». پس‌ خداي‌ عزوجل‌ براي‌ تصديق‌ پيامبر خويش‌ص اين‌ آيه‌ را نازل‌ فرمود.
 
سوره إسراء آيه  2
‏متن آيه : ‏
‏ وَآتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَجَعَلْنَاهُ هُدًى لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
بعد از آن‌كه‌ خداوند(ج)  از واقعه‌ «اسراء» سخن‌ گفت‌، ذكر موسي‌ ـ كليم ‌خويش‌(ع)  ـ را نيز بدان‌ عطف‌ مي‌نمايد زيرا خداوند متعال‌ در بسياري‌ از جاهاي ‌قرآن‌ كريم‌، موسي‌ و محمد علیهما السلام و تورات‌ و قرآن‌ را با هم‌ مقرون‌ و پيوسته‌ يادمي‌كند: «و به‌ موسي‌ كتاب‌ را داديم‌» يعني‌: تورات‌ را «و آن‌ را» يعني‌: آن‌ كتاب‌را «براي‌ بني‌اسرائيل‌ هدايتي‌ گردانيديم‌» كه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ به‌سوي‌ حق‌ و حقيقت‌ راه ‌يابند و به‌ ايشان‌ فرمان‌ داديم‌ «كه‌: زنهار، بجز من‌ وكيلي‌ نگيريد» وكيل‌: سرپرست‌ ومتولي‌ امور است‌.
 
	سوره إسراء آيه  3
‏متن آيه : ‏
‏ ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كَانَ عَبْداً شَكُوراً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرزندان‌ كساني‌ كه‌ آنان‌ را همراه‌ با نوح‌ سوار كشتي‌ كرديم‌» يعني‌: اي‌ نسل‌ و تبار كساني‌ كه‌ آنان‌ را همراه‌ با نوح‌(ع)  در كشتي‌ نجات‌ داديم‌! راه‌ پدرتان‌ را دنبال‌ كنيد و او را الگوي‌ خويش‌ قرار دهيد. خطاب‌ يا متوجه‌ بني‌اسرائيل‌ است‌ كه‌ امت‌ ما نيز به‌ تبع‌ آن‌ مخاطب‌ قرار مي‌گيرد، يا اين‌كه‌ خطاب‌ مستقيما متوجه‌ امت‌ محمدص است‌ «همانا نوح‌ بنده‌اي‌ بسيار شكرگزار بود» در شادي‌ و غم‌ و سختي‌ و آساني‌. بدين‌سان‌ حق‌ تعالي‌ نوح‌(ع)  را به‌ شكرگزاري‌ بسيار توصيف‌ كرد تا ذريه‌ وي‌ را بر شكر و سپاس‌ خويش‌ برانگيزد. شكر عبارت‌ است‌ از: ثناي‌ منعم‌ در عقيده