كه‌ ثنوي‌ها به‌ پندار خود دو خدا را به‌ عبوديت‌ مي‌گيرند؛ خداي‌ نور و خداي‌ ظلمت‌ را «جز اين‌ نيست‌ كه‌ او خدايي‌ يگانه‌ است‌» سپس‌ تأكيد مي‌كند كه‌ الوهيت‌ به‌ يك‌ خداي‌ واحد يعني‌ به‌الله(ج)  منحصر مي‌باشد: «پس‌ تنها از من‌ بترسيد» يعني: اگر شما از چيزي‌ مي‌بايد بترسيد، آن‌ چيز فقط من‌ هستم‌ نه‌ غير من‌.
از مفاد آيه‌ كريمه‌ چنين‌ برداشت‌ مي‌كنيم‌ كه‌ جايز نيست‌ در قلب‌ انسان‌ ترس‌ و هراسي‌ از غير خداي‌ عزوجل‌ وجود داشته‌ باشد و هرگاه‌ به‌ حكم‌ طبيعت‌ و سرشت ‌بشري‌ چنين‌ ترسي‌ در نهاد او پديد آمد، بايد آن‌ را از خود دفع‌ كند.
 
آيه  178
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه، دو روايت‌ آمده‌ است: بنا به‌ روايتي، اين‌ آيه‌ در رد و محكوميت‌ عملكرد مردم‌ در دوران‌ جاهليت‌ نازل‌ شد كه‌ به‌ شيوه‌ ستمگري‌ عمل‌ كرده‌، از حد متجاوز و پيرو شيطان‌ بودند؛ مثلا اگر برده‌اي‌ از يك‌قوم‌ قوي‌ و قدرتمند، به‌ وسيله‌ برده‌اي‌ منسوب‌ به‌ قومي‌ فرودست‌ كشته‌ مي‌شد، آن‌ قبيله‌ قدرتمند، مغرورانه‌ مي‌گفتند: ما بايد آزادي‌ را در برابر آن‌ به‌ قتل‌برسانيم‌! و اگر زني‌ از آنان‌ كشته‌ مي‌شد، مي‌گفتند: بايد مردي‌ را در برابر آن‌بكشيم‌! همين‌ گونه‌ آنان‌ فرادست‌ را در مقابل‌ فرودست‌ نمي‌كشتند، اما در برابرقتل‌ يك‌ فرد اشرافي، چند تن‌ از فرودستان‌ را مي‌كشتند.
به‌ روايتي‌ ديگر: اين‌ آيه‌ در باره‌ دو طايفه‌ از اعراب‌ نازل‌ شد كه‌ يكي‌ از آنها مسلمان‌ و ديگري‌ با مسلمانان‌ هم‌پيمان‌ بود، آن‌ دو طايفه‌، زنان‌ و بردگان‌ واشخاص‌ آزادي‌ را از يك‌ديگر به‌ قتل‌ رسانده‌ بودند، پس‌ رسول‌ خداص درميانشان‌ حكمي‌ را صادر نمودند و آيه‌ كريمه‌ در تأييد حكم‌ ايشان‌ نازل‌ شد.
«اي‌ مؤمنان‌! بر شما در مورد كشتگان، قصاص‌ مقرر شده‌ است‌» يعني: اگر كسي‌مسلماني‌ را به‌ عمد و از روي‌ تجاوز كشت، كشتن‌ آن‌ به‌ طور همانند - در هنگام‌مطالبه‌ صاحب‌ حق‌ - فرض‌ است‌ و صاحب‌ حق، اولياي‌ مقتول‌اند. قصاص: يعني‌عملي‌ همانند با عمل‌ قاتل‌ زيرا مسلمانان‌ در ميزان‌ اسلام‌ باهم‌ برابرند، هرچندبعضي‌ شريف‌ باشند و بعضي‌ وضيع، بعضي‌ زيبا باشند و بعضي‌ زشت، بعضي‌ثروتمند باشند و بعضي‌ فقير، بعضي‌ مرد باشند و بعضي‌ زن‌ «آزاد دربرابر آزاد و برده‌دربرابر برده‌» يعني: آزاد در برابر قتل‌ شخص‌ آزاد و برده‌ در برابر قتل‌ شخص‌ برده‌قصاص‌ مي‌شود. از اين‌ قيد چنين‌ برمي‌آيد كه‌ آزاد با قتل‌ برده‌ قصاص‌ نمي‌شود -كه‌ جمهور فقها بر اين‌ نظرند - اما امام‌ ابوحنيفه: برآن‌ است‌ كه‌ آزاد دربرابر برده ‌قصاص‌ مي‌شود، به‌ دليل‌ عام‌بودن‌ آيه‌ (45) سوره‌ «مائده‌» كه‌ تفسير آن‌ خواهدآمد. از حضرت‌ علي‌(رض) و ابن‌مسعود (رض) نيز همين‌ رأي‌ نقل‌ شده‌ است‌. امام‌بخاري‌ نيز مي‌گويد: مولي‌ با كشتن‌ برده‌ خويش‌ كشته‌ مي‌شود، به‌ دليل‌ اين‌حديث‌ شريف: «هر كس‌ برده‌اش‌ را كشت، او را مي‌كشيم‌ و هر كس‌ بيني‌اش‌ را بريد، بيني‌اش‌ را مي‌بريم‌ و هر كس‌ او را عقيم‌ (جنسي) كرد، او را عقيم‌ مي‌كنيم‌».
جمهور فقها برآنند كه‌ مسلمان‌ با كشتن‌ كافر قصاص‌ نمي‌شود. دليل‌ آنها اين‌حديث‌ شريف‌ رسول‌ خدا ص است‌ كه‌ فرمودند: «مسلماني‌ دربرابر كافري‌ كشته‌نمي‌شود». «و زن‌ در برابر زن‌» قصاص‌ مي‌شود، اگر او را كشت‌. اگر زني‌ مردي‌را كشت‌، نيز به‌طريق‌ اولي‌ قصاص‌ مي‌شود و اگر مردي‌ زني‌ را كشت، نيز قصاص‌مي‌شود، به‌ دليل‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ رسول‌ خداص كه‌ فرمودند: «همانا مرد دربرابرزن‌ كشته‌ مي‌شود». همچنين‌ مذهب‌ ائمه‌ اربعه‌ - جز در يك‌ روايت‌ از احمدبن‌حنبل‌ - اين‌ است‌ كه‌ يك‌ گروه‌ با كشتن‌ يك‌ تن‌ قصاص‌ مي‌شوند. «پس‌ كسي‌ كه‌گذشت‌ شد به‌ او چيزي‌ از خون‌ برادرش‌» يعني: اگر قاتل‌، يا جاني‌ از سوي‌ مجني‌عليه‌ (كسي‌ كه‌ جنايت‌ بر وي‌ انجام‌ گرفته)، يا از سوي‌ ولي‌ مقتول، دربرابر قتل‌ يا جرحي‌ كه‌ كرده‌ بود، از انجام‌ قصاص‌ مورد عفو قرار گرفت، به‌ مجني‌ عليه‌ (كسي‌كه‌ جنايت‌ بر او انجام‌ گرفته)، يا ولي‌ وي، ديه‌ قتل‌ يا ديه‌ جراحت‌ (ارش) تعلق‌مي‌گيرد. قيد (اخيه‌: برادرش) عاطفه‌ برانگيز است‌ و اين‌ پيام‌ را مي‌رساند كه: عمل‌ قتل، اخوت‌ ايماني‌ را نمي‌گسلاند. آري‌! اگر چنين‌ عفو و گذشتي‌ در كاربود «پس‌ حكم‌ آن‌ پيروي‌ كردن‌ به‌ نيكويي‌ است‌» يعني: مطالبه‌ صاحب‌ حق‌ از قاتل ‌يا جاني‌، بايد با رفتاري‌ پسنديده‌ توأم‌ باشد، به‌ اين‌ نحو كه‌ اگر قاتل‌ تنگدست‌ بود، بايد صاحب‌ حق‌ به‌ او مهلت‌ دهد «و» بر قاتل‌ «رسانيدن‌ خون‌بهاست‌ به‌ وي‌ به ‌خوش‌ خويي‌» بدون‌ تعلل‌ و امروز و فرداكردن، يا انكار، يا به‌كاربردن‌ سخناني‌زشت‌ «اين‌ حكم‌» حكم‌ عفو و ديه‌ «تخفيف‌ و رحمتي‌ از سوي‌ پروردگار شماست‌» يعني: خداوند(ج) بر اين‌ امت، قصاص‌ و عفو با عوض‌ يا بدون‌ عوض‌ - هر دو - را مشروع‌ گردانيد و چنان‌كه‌ بر يهود و نصاري‌ تنگ‌ گرفت، بر آنان‌ تنگ‌ نگرفت ‌زيرا بر يهود، قصاص‌ يا عفو بدون‌ ديه‌، و بر نصاري‌، عفو بدون‌ ديه‌ را فرض‌گردانيد «پس‌ هر كس‌ بعد از آن‌» يعني: بعد از عفو «از اندازه‌ درگذرد» به‌ اين‌صورت‌ كه‌ بعد از گرفتن‌ ديه‌، قاتل‌ را بكشد، يا قاتل‌ را عفو نموده‌ و بعد از آن‌قصاصش‌ نمايد؛ «براي‌ او عذابي‌ دردناك‌ است‌» در آخرت‌ با آتش‌ دوزخ، يا دردنيا با انجام‌ قتل‌.
 
سوره نحل آيه  52
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِباً أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آنچه‌ در آسمانها و زمين‌ است، از آن‌ اوست‌» در ملك، در آفرينش‌ و در بندگي‌ «و دين‌ پايدار» واصبا: يعني‌ دين‌ و انقياد خالص، ثابت‌ و دايم‌ كه‌ هرگز زايل‌ نمي‌شود «نيز ازآن‌ اوست‌» دين: به‌ معني‌ طاعت‌ و اخلاص‌ و انقياد است‌. بنابراين، هيچ‌ مرجع‌ مطاع‌ و فرمانروايي‌ نيست‌ مگر اين‌كه‌ اين‌ اطاعت‌ از وي‌ در زماني‌ قطع‌ مي‌شود؛ يا با زوال‌ يا با ناكامي‌اش، بجز خداوند(ج)  چرا كه‌ طاعت‌ و اخلاص‌ و انقياد به‌طور زوال‌ناپذيري‌ هميشه‌ برايش‌ دوام‌ دارد «پس‌ آيا از غير خدا 