تي‌ كه‌ انسان‌ مؤمن‌ را به‌ آساني‌ و سهولت‌ به‌ مطلوب‌ مي‌رساند، برعهده‌ خداوند(ج)  است‌ «و برخي‌ از آنها كج‌ است‌» يعني: برخي‌ از آن‌ راهها، از راه‌ ميانه‌ به‌ چپ‌ و راست‌ متمايل‌ است، مانند راه‌ و روش‌ يهوديت، نصرانيت‌ و مجوسيت‌. يا معني‌ اين‌ است‌: برخي‌ از اين‌ چهارپايان‌ و اسبان‌ و وسايل‌ سواري، از راه‌ راست‌ ميل‌ كرده‌ و شما را به‌ راههاي‌ كج‌ مي‌برند بنابراين، راه‌ را بر شما طولاني‌ مي‌سازند و در نتيجه، از رسيدن‌ به‌ جاهايي‌ كه‌ مي‌خواستيد به‌ موقع‌ بدانها برسيد، در تأخير مي‌افتيد اما هدايت‌ و راهنمايي‌ از سوي‌ خداوند (ج) است‌ «و اگرخدا مي‌خواست، مسلما همه‌ شما را راه‌ مي‌نمود» به‌سوي‌ راه‌ درست‌ ولي‌ او نخواست ‌بلكه‌ بر اساس‌ سنت‌ خويش، برخي‌ را هدايت‌ و برخي‌ را گمراه‌ مي‌كند.
اما چنان‌كه‌ د ر مقدمه‌ آيه‌ گفتيم، مراد از «راه‌ ميانه‌» در اين‌ آيه، ترجيحا راههاي‌ معنوي‌ است‌ نه‌ راه‌هاي‌ مادي‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «مراد از آيه: ﴿وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ﴾  راه‌ معنوي‌ است‌. يعني: خداي‌ عزوجل‌ است‌ كه‌ با انزال‌ كتب‌ و اقامه ‌ادله، راه‌ راست‌ را به‌ انسان‌ روشن‌ نموده‌ و او را به‌ حق‌ و خير مي‌رساند. ﴿وَمِنْهَا جَآئِرٌ ﴾ يعني: بعضي‌ راهها مانند يهوديت، نصرانيت، مجوسيت‌ و غيره، كج‌  ومعوج‌ و منتهي‌ به‌سوي‌ گمراهي‌ است‌ پس‌ راه‌ راست‌ همانا دين‌ اسلام‌ و راه‌ كج‌ غير آن‌ از اديان‌ است‌. ابن‌كثير اضافه‌ مي‌كند: «در قرآن‌ كريم، گذر از امور حسي‌ به‌ امور معنوي‌ بسيار واقع‌ شده‌ و چون‌ حق‌ تعالي‌ در آيات‌ قبل‌ از وسايل‌ سواري‌ وراههاي‌ حسي‌ ذكر كرد، به‌ دنبال‌ آن‌ در اين‌ آيه‌ به‌ بيان‌ راههاي‌ معنوي‌ پرداخت‌».
 
سوره نحل آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ هُوَ الَّذِي أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لَّكُم مِّنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اوست‌ آن‌كه‌ از آسمان‌ براي‌ شما آبي‌ فرود آورد كه‌ آب‌ آشاميدني‌ شما از آن ‌است‌» يعني: آن‌ آب‌ را شيرين‌ و زلال‌ گردانيد نه‌ شور و تلخ‌ تا مردم‌ و چهارپايان ‌از آن‌ بياشامند «و روييدني‌هايي‌ كه‌ رمه‌هاي‌ خود را در آن‌ مي‌چرانيد، نيز از آن ‌است‌» يعني: بخشي‌ از آن‌ آب، آبي‌ است‌ كه‌ رستني‌ها با آن‌ مي‌رويد و در نتيجه، چهارپايان‌ خود را در بيشه‌ها و مراتع‌ مي‌چرانيد. گفتني‌ است‌ كه‌ آب‌ چاهها، چشمه‌ها و رودخانه‌ها همه‌ در اصل‌ از همان‌ آب‌ آسمان‌ است‌.
 
	سوره نحل آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«به‌وسيله‌ آن‌ آب، كشت‌ و زيتون‌ و درختان‌ خرما و انگور و از هر گونه‌ محصولات ‌ديگر» يعني: تمام‌ انواع‌ و اصناف‌ ميوه‌ها و محصولات‌ نافع‌ ديگر «را براي‌ شمامي‌روياند، قطعا دراين‌» فرودآوردن‌ آب‌ و روياندن‌ درختان‌ و گياهان‌ «نشانه‌اي‌است‌» بزرگ، دال‌ بر كمال‌ قدرت‌ و يگانگي‌ حق‌ تعالي‌ در ربوبيت‌ وي‌ «براي ‌مردمي‌ كه‌ تعقل‌ مي‌كنند» در مخلوقات‌ و مصنوعات‌ خداوند متعال‌ لذا نگرش‌ در مصنوعات‌ وي‌ را فرونگذاشته‌ و از برابر آنها بي‌تفاوت‌ نمي‌گذرند.
 
	سوره نحل آيه  12
‏متن آيه : ‏
‏ وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و شب‌ و روز و خورشيد و ماه‌ را براي‌ شما رام‌ گردانيد» رام‌ ساختن‌ آنها براي ‌مردم، نافع ‌گردانيدن‌ آنها برايشان‌ برحسب‌ اقتضاي‌ مصالحشان‌ است‌. آري‌! اين‌پديده‌هاي‌ كوني، مانند بنده‌ فرمان‌برداري‌ براي‌ مولاي‌ خويش‌ كه‌ هرگز از فرمان ‌وي‌ مخالفت‌ نكرده‌ و از سعي‌ و تلاش‌ در راه‌ نفع ‌رساندن‌ به‌ مخلوقات‌ وي‌ بازنمي‌ايستند، هميشه‌ پي‌درپي‌ مي‌آيند «و ستارگان‌ به‌ فرمان‌ او مسخر شده‌اند» كه‌ درشبهاي‌ ظلماني‌ نور مي‌پاشند و مردم‌ سرگشته‌ و مسافران‌ بيابان‌ و دريا را به‌سوي ‌مقاصدشان‌ راهنمون‌ مي‌گردند و هر يك‌ از سيارات‌ آنها با نظامي‌ دقيق‌ و حركتي ‌سنجيده‌ در مدار خويش‌ شناور است‌ «مسلما در اين‌» امور «براي‌ مردمي‌ كه‌ تعقل‌ مي‌كنند» يعني: عقل‌ها و خردهايشان‌ را در آثاري‌ كه‌ دال‌ بر وجود صانع‌ و يگانگي‌ وي‌ و عدم‌ وجود شريكي‌ براي‌ اوست، به‌كار مي‌اندازند؛ «نشانه‌هاست‌» لذا كافي‌ است‌ كه‌ انسان‌ از عقل‌ خويش‌ استفاده‌ نمايد تا به‌ معرفت ‌خداي‌ عزوجل‌ نايل‌ گردد.
 
سوره نحل آيه  13
‏متن آيه : ‏
‏ وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» همچنين‌ «آنچه‌ براي‌ شما در زمين‌ به‌ رنگهاي‌ گوناگون‌ آفريد» يعني: مخلوقات‌ زميني‌اي‌ كه‌ به‌ رنگهاي‌ متنوع‌ براي‌ شما آفريد و رام‌ گردانيد، خود نشانه‌اي‌ عظيم‌ و آيتي‌ بزرگ‌ بر وجود آفريننده‌ و يگانگي‌ وي‌ است‌.
البته‌ حكمت‌ در اين‌كه‌ خداوند(ج)  اين‌ پديده‌ها را به‌ رنگهاي‌ گونه‌گون‌ آفريده، رعايت‌ منفعت‌ و در نظر داشت‌ مصلحت‌ بشر است‌ زيرا تنوع‌ رنگ‌ها، منبع‌ عظيمي‌ براي‌ توسعه‌ معارف‌ و شناخت‌ها و جلوه‌گاه‌ پرگستره‌اي‌ براي‌ شادي‌ وانبساط جانها و روانهاست‌ و اگر اشيا و پديده‌ها همه‌ به‌ رنگ‌ واحدي‌ مي‌بود، اين‌ منافع‌ و شناخت‌ها راه‌ كمال‌ پيموده‌ نتوانسته‌ و از جامعيت‌ بهره‌ چنداني‌ نمي‌برد.شايان‌ ذكر است‌ كه‌ «علم‌ الوان‌» امروزه‌ فرازهايي‌ از اعجاز اين‌ آيه‌كريمه‌ را به ‌نمايش‌ گذاشته‌ است‌.
«بي‌گمان‌ در اين‌» امور «نشانه‌اي‌ است‌» روشن‌ «براي‌ مردمي‌ كه‌ به‌ ياد مي‌آورند» نعمت‌هاي‌ الهي‌ را بر خود لذا آنها را سپاس‌ گزارده‌ و از مشاهده‌ آنها پند و اندرز مي‌گيرند زيرا كسي‌ كه‌ پند پذيرفت، عبرت‌ مي‌گيرد و كسي‌ كه‌ عبرت‌ گرفت، به‌ مطلوب‌ خود راهياب‌ مي‌شود.
سبب‌ اين‌كه‌ خداوند متعال‌ آيه‌ (11) را با (يتفكرون‌) و آيه‌ (12) را با (يعقلون‌) و آيه‌ كنوني‌ را با (يتذكرون‌) به‌ پايان‌ آورد، اين‌ است‌ كه: در آيه‌ (12) ادله ‌آسماني‌ مطرح‌ شد و از آنجا كه‌ دلالت‌ آن‌ ادله‌ بر قدرت‌ و وحدانيت‌ پروردگارآشكار است‌ پس‌ مجرد تعقل‌ در آنها ـ هرچند با تفكر و تأمل‌ عميق‌ نيز همراه ‌نباشد ـ براي‌ رسيدن‌ به‌ هدف‌ كافي‌ است، بدين‌ جهت‌ آن‌ آيه‌ را با (يعقلون‌) به‌پايان‌ آورد. ولي‌ از آنجا كه‌ ادله‌ زميني‌ در دلالت‌ خود بر اثب