‌ كه‌ هفت‌ خوشه‌ خشك‌ به‌ هفت‌ خوشه‌ سبز رسيده‌ و بر آنها پيچيده‌اند و بر آنها چيره‌ شده‌ و نابودشان ‌ساخته‌اند «اي‌ سران‌ قوم‌! درباره‌ خواب‌ من‌ به‌ من‌ نظر دهيد» يعني: مرا از تعبير اين‌خواب‌ آگاه‌ سازيد «اگر تعبير خواب‌ مي‌كنيد» اين‌ خواب‌ پادشاه‌ مصر به‌ خواست‌ وتقدير الهي‌ سبب‌ شد تا يوسف‌(ع)  به‌ طور آبرومندانه‌ و با عزت‌ و كرامت‌ از زندان ‌آزاد شود.
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1917.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1918.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1919.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1920.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:1921.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:1922.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:1923.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:1924.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:1925.txt">آيه  52</a></body></html>آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِيلِ الأَحْلاَمِ بِعَالِمِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» سران‌ و درباريان‌ پادشاه‌ مصر در پاسخ‌ وي‌ «اين‌ خوابهايي‌ پريشان ‌است‌» حلم: خواب‌ شوريده‌ و درهم‌ و دروغيني‌ است‌ كه‌ داراي‌ هيچ‌ حقيقتي ‌نيست، همان‌ گونه‌ كه‌ بر اثر تشويش‌هاي‌ دروني‌ و وسواس‌ شيطان، خيالات ‌دروغين‌ و تصورات‌ بي‌اساسي‌ به‌ انسان‌ دست‌ مي‌دهد «و ما به‌ تعبير خوابهاي‌ آشفته‌ دانا نيستيم‌» و تفسير خوابهاي‌ آشفته‌ و پريشان‌ را نمي‌دانيم‌. به‌ قولي: قصدشان ‌اين‌ بود كه‌ تصوير آن‌ خواب‌ را از خاطر پادشاه‌ محو كنند تا ذهن‌ وي‌ بدان‌ مشغول‌ و مشوش‌ نباشد.
 
	آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَقَالَ الَّذِي نَجَا مِنْهُمَا وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَاْ أُنَبِّئُكُم بِتَأْوِيلِهِ فَأَرْسِلُونِ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و گفت‌ آن‌ كس‌ از آن‌ دو تن‌ كه‌ نجات‌ يافته‌ بود» يعني: آن‌ جوان‌ ساقي‌ كه ‌زنداني‌ بود «و بعد از مدتي‌ به‌ يادآورد» يعني: بعد از سالهايي‌ كه‌ يوسف‌(ع)  در زندان‌ گذرانده‌ بود، يوسف‌(ع)  را و آنچه‌ كه‌ در وي‌ از علم‌ تعبير خواب‌ مشاهده ‌كرده‌ بود، به‌ يادآورد «من‌ شما را از تعبير آن‌ آگاه‌ مي‌سازم‌» با سؤال‌ كردن‌ از كسي‌كه‌ در تعبير خواب‌ دانشي‌ دارد و او كسي‌ جز يوسف‌(ع)  نيست‌ «پس‌ مرا بفرستيد» پادشاه‌ را با تعظيم‌ مورد خطاب‌ قرار داد و خواست‌ كه‌ او را به‌ زندان‌ نزد يوسف‌(ع)  بفرستد تا خواب‌ وي‌ را بر او حكايت‌ كرده‌ و با تعبير آن‌ نزد وي ‌برگردد.
 
آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِي سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنبُلاَتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يَابِسَاتٍ لَّعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
پس‌ او را به‌ زندان‌ فرستادند و او نزد يوسف‌(ع)  آمد و گفت: «اي‌يوسف‌! اي ‌مرد راستگوي‌! درباره‌ اين‌ خواب‌ كه‌ هفت‌ گاو فربه، هفت‌ گاو لاغر آنها را مي‌خورند و هفت‌ خوشه‌ سبز و هفت‌ خوشه‌ خشكيده‌ ديگر، به‌ ما نظر بده‌» يعني: اين‌ خواب‌ را تعبير كن‌ «تا به‌سوي‌ مردم‌ بر گردم‌» يعني: به‌سوي‌ پادشاه‌ و كساني‌ كه‌ نزد وي ‌انداز سران‌ و بزرگان‌ برگردم‌ «تا آنان‌ بدانند» تعبير اين‌ خواب‌ را و بدانند فضل‌ و دانش‌ تو را در فن‌ تعبير خواب‌.
	آيه  148
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِيعاً إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ هركسي‌ جهتي‌ است‌ كه‌ او روي‌ خود را به‌ سوي‌ آن‌ مي‌گرداند» يعني: براي‌اهل‌ هر ديني‌ - به‌ حق‌ يا به‌ باطل‌ - قبله‌اي‌ است‌. يا مراد اين‌ است: اي‌ امت محمدص! براي‌ هريك‌ از شما قبله‌اي‌ است‌ كه‌ بدان‌ روي‌ مي‌آوريد؛ از شرق‌ ياغرب، يا جنوب‌ يا شمال‌ زيرا قبله‌ نسبت‌ به‌ اماكن‌ مختلف، اختلاف‌ پيدا مي‌كند «پس‌ در كارهاي‌ نيك‌ بر يك‌ديگر پيشي‌ گيريد» يعني: به‌ سوي‌ آنچه‌ كه‌ خداوند(ج) به‌ شما امر نموده‌ است‌ بشتابيد؛ از روآوردن‌ به‌ سوي‌ مسجدالحرام‌ و رو آوردن ‌به‌سوي‌ هرچيزي‌ كه‌ مي‌تواند از مصاديق‌ خير به‌شمار آيد و به‌ سوي‌ اداي‌ نماز در اول‌ وقت‌ آن‌ بشتابيد «هرجا كه‌ باشيد، خداوند همگي‌ شما را گرد مي‌آورد» براي ‌مكافات‌ و مجازات‌ روز قيامت، چنان‌كه‌ نماز شما در جهتهاي‌ مختلف‌ را از چنان ‌نظم‌ و سياقي‌ برخوردار گردانيد كه‌ گويا همه آنها به‌ سوي‌ جهت‌ واحدي‌ است‌ «درحقيقت‌ خدا بر همه‌ چيز تواناست‌» از جمله‌، بر گردآوردنتان‌ در روز قيامت.‌
 
آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِينَ دَأَباً فَمَا حَصَدتُّمْ فَذَرُوهُ فِي سُنبُلِهِ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تَأْكُلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
يوسف‌(ع)  بي‌آن‌كه‌ آن‌ جوان‌ را از بابت‌ فراموش‌كاري‌اش‌ در امر يادآوري ‌حالش‌ به‌ پادشاه‌ سرزنش‌ كند و بي‌ آن‌كه‌ بيرون‌ آوردن‌ خويش‌ از زندان‌ را پيش‌شرط قرار دهد: «گفت؛ هفت‌ سال‌ پي‌درپي‌ بر عادت‌ خود مي‌كاريد پس‌ آنچه‌ را درويديد، با خوشه‌اش‌ كنار بگذاريد» يوسف‌(ع)  هفت‌ گاو فربه‌ و هفت‌ خوشه‌ سبز را به‌ هفت‌ سال‌ فراخ‌ و حاصل‌خيز، و هفت‌ گاو لاغر و هفت‌ خوشه‌ خشك‌ را به‌ هفت‌ سال‌ خشك‌ و قحط و بي‌محصول‌ تعبير كرد و گفت: آنچه‌ را در هر سال‌ از اين‌ سالهاي‌ حاصل‌خيز و فراخ‌ مي‌درويد، همچنان‌ در خوشه‌هايش‌ واگذاشته‌ و گندم‌ را از خوشه‌ آن‌ جدا نكنيد تا موريانه‌ها و حشرات‌ آن‌ را نخورند «جز اندكي‌كه‌ از آن‌ مي‌خوريد» براي‌ تغذيه‌ همان‌ سالتان، بقيه‌ را همچنان‌ در خوشه‌ها واگذاريد.
	آيه  48
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ سَبْعٌ شِدَادٌ يَأْكُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاَّ قَلِيلاً مِّمَّا تُحْصِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ پس‌ از آن‌» يعني: پس‌ از سالهاي‌ فراخي‌ و فراواني‌ «هفت‌ سال ‌سخت‌» يعني: هفت‌ سال‌ خشك‌ و قحط كه‌ تحمل‌ آنها بر مردم‌ سخت‌ و دشوار است‌ «مي‌آيد كه‌ آنچه‌ را قبلا براي‌ آنها ذخيره‌ كرده‌ايد» از اين‌ دانه‌هاي‌ وانهاده‌ درخوشه‌ها «مي‌خورند، جز اندكي‌ را كه‌ ذخيره‌ مي‌كنيد» از اين‌ حبوبات‌.
آيه  49
‏متن آيه : ‏
‏ ثُمَّ يَأْتِي مِن بَعْدِ ذَلِكَ عَامٌ فِيهِ يُغَاثُ النَّاسُ وَفِيهِ يَعْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آن‌گاه‌ پس‌ از آن‌» چهارده‌ سال؛ «سالي‌ مي‌آيد كه‌ به‌ مردم‌ در آن‌ باران‌ مي‌رسد و در آن‌ آب‌ مي‌گيرند» چه‌ از ميوه‌هايي‌ مانند انگور، چه‌ غير آن‌ از ميوه‌ها و حبوبات، مانند كنجد و غيره، يعني: مردم‌ در آن‌ سال‌ از قحط و گراني‌ نجات‌ مي‌يابند. مراد وي‌ اين‌ بود كه‌ پس‌ از گذشت‌ اين‌ هفت‌ سال، از سو