د. مراد از آسمانها و زمين‌، آسمانها و زمين‌ آخرت‌ است‌. به‌ قولي‌: مراد جاودانگي‌ كفار در دوزخ‌ بر سبيل ‌تمثيل‌ است‌ چنان‌كه‌ اعراب‌ مي‌گويند: «چنين‌ و چنان‌... نمي‌كنم‌ تا كبوتر آواز بخواند، ستاره‌ بدرخشد و تا آسمان‌ و زمين‌ پابرجا باشند». «مگر آنچه‌ پروردگارت ‌بخواهد» از واپس‌ افگندن‌ گروهي‌ از آنان‌ از همراهي‌ با اين‌ قافله‌ ابدي‌؛ به‌ سبب ‌وجود چيزي‌ از ايمان‌ در دلهايشان‌. به‌ قولي‌: مراد از اين‌ استثنا، گنهكاران ‌مؤمن‌اند كه‌ از دوزخ‌ بيرون‌ آورده‌ مي‌شوند «زيرا پروردگار تو همان‌ كند» در دنيا وآخرت‌ «كه‌ خواهد».
همان‌ طوري‌ كه‌ از نقل‌ دو قول‌ ياد شده‌ نيز بر مي‌آيد، مفسران‌ در اين‌ امر كه ‌مراد از اين‌ استثنا كيست‌، بر چندين‌ قول‌ اختلاف‌ نظر دارند؛ ابن‌جرير طبري‌ بسياري‌ از اين‌ اقوال‌ را نقل‌ كرده‌ و سپس‌ از ميان‌ آنها اين‌ قول‌ را انتخاب‌ نموده‌است‌: «استثنا، به‌ گنهكاراني‌ از اهل‌ توحيد بر مي‌گردد كه‌ خداي‌ ارحم‌الراحمين‌ آنها را به‌سبب‌ شفاعت‌ شفاعتگران‌ از دوزخ‌ بيرون‌ مي‌آورد، سپس‌ «رحمت‌» وي ‌در مي‌رسد و كساني‌ را كه‌ هرگز عمل‌ خيري‌ انجام‌ نداده‌ اما روزي‌ از روزگاران‌، كلمه‌ (لا إله‌ إلا الله) را بر زبانشان‌ جاري‌ كرده‌اند، از دوزخ‌ بيرون‌ مي‌آورد چنان‌كه ‌احاديث‌ صحيح‌ از رسول‌ گرامي‌ اسلام‌ص مبين‌ اين‌ امر است‌ و بعد از آن‌، در دوزخ‌ جز كسي‌كه‌ جاودانه‌ بودن‌ در آن‌ بر وي‌ ثابت‌ و مؤكد شده‌ است‌، باقي‌نمي‌ماند». و اين‌ قولي‌ است‌ كه‌ بسياري‌ از علماي‌ متقدم‌ و متأخر برآنند. از عمر(رض)  روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ فرمود: «اگر اهل‌ دوزخ‌ به‌ اندازه‌ ريگهاي‌ بيابان‌ هم‌در دوزخ‌ بمانند، قطعا برايشان‌ روزي‌ خواهد بود كه‌ در آن‌ از دوزخ‌ بيرون‌ آورده‌مي‌شوند». والله اعلم‌.
 
آيه  108
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اما كساني‌كه‌ نيكبخت‌ شده‌اند» يعني‌: سعادت‌ و نيكبختي‌ در حق‌شان‌ نوشته‌ شده‌ است‌ ـ به‌ سبب‌ ايمان‌ و اعمال‌ صالحشان‌ «تا آسمانها و زمين‌ برجاست‌، دربهشت‌ جاودانند  مگر آنچه‌ پروردگارت‌ بخواهد» از واپس‌ افگندنشان‌ در قبرهايشان‌ و در محشر ـ قبل‌ از ورود به‌ بهشت‌. اما ابن‌كثير مي‌گويد: «استثنا در اينجا ناظر بر اين‌ معني‌ است‌ كه‌ دوام‌آوردنشان‌ در بهشت‌، امري‌ واجب‌ باالذات‌ نيست‌ بلكه‌ به‌مشيت‌ خداوند(ج)  موكول‌ است‌». «اين‌ بخششي‌ غير منقطع‌ است‌» يعني‌: تا بي‌نهايت‌ پيوسته‌ و بادوام‌ است‌ و هرگز گسستني‌ و بريدني‌ نيست‌. ابن‌كثير مي‌گويد: «خداوند(ج)  بعد از استثناي‌ فوق‌ و ذكر مشيت‌، اين‌ جمله‌ را آورد تا كسي‌ گمان‌ نكند كه‌ بهشت‌ را بر بهشتيان‌ انقطاع‌ و گسستي‌ است‌ بلكه‌ ماندگار بودن‌ هميشگي‌آنها در آن‌، امري‌ حتمي‌ و برگشت‌ناپذير است‌».
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1850.txt">آيه  109</a><a class="text" href="w:text:1851.txt">آيه  110</a><a class="text" href="w:text:1852.txt">آيه  111</a><a class="text" href="w:text:1853.txt">آيه  112</a><a class="text" href="w:text:1854.txt">آيه  113</a><a class="text" href="w:text:1855.txt">آيه  114</a><a class="text" href="w:text:1856.txt">آيه  115</a><a class="text" href="w:text:1857.txt">آيه  116</a><a class="text" href="w:text:1858.txt">آيه  117</a></body></html>آيه  142
‏متن آيه : ‏
‏ سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
بخاري‌ در بيان‌ سبب‌ نزول‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ از براء(رض) روايت‌ كرده‌ است‌ كه‌ فرمود: چون‌ رسول‌ خدا ص به‌ مدينه‌ هجرت‌ كردند، به‌ فرمان‌ خداوند متعال‌ شانزده‌ ياهفده‌ماه‌ به‌ سوي‌ بيت‌المقدس‌ نماز مي‌گزاردند، اما در عين‌ حال‌ مشتاق‌ آن‌ بودندكه‌ به‌ سوي‌ كعبه‌ نماز بگزارند، پس‌ خداوند(ج) نازل‌ فرمود: ﴿ ‏ قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء ... ﴾ (ما گردانيدن‌ رويت‌ به‌ سوي‌ آسمان‌ را نيك‌ مي‌بينيم‌... ) «بقره‌ / 144».
به‌ اين‌ ترتيب، خداوند متعال‌ به‌ تغيير قبله‌ از بيت‌المقدس‌ به‌ سوي‌ كعبه‌ دستورداد، پس‌ بي‌خردان، يعني‌ يهوديان‌ گفتند:مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا (چه چيز آنان‌ را از قبله‌ خودشان‌ برگردانيد؟)، خداوند متعال‌ در پاسخ‌آنان‌ فرمود: ﴿قُل لِّلّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ﴾  (بگو: مشرق‌ و مغرب‌ از آن‌ خداست‌)...
پس‌ اين‌ آيات‌ پايه‌گذار قضيه‌ تغيير قبله‌ است‌.
«به‌زودي‌ سفيهان‌ خواهند گفت‌» اين‌ اخباري‌ از سوي‌ خداي‌ سبحان‌ به‌پيامبرش‌ص و مؤمنان‌ در باره‌ اين‌ موضوع‌ است‌ كه: در هنگام‌ تغيير قبله‌ ازبيت‌المقدس‌ به‌سوي‌ كعبه، مردم‌ كم‌خرد و سبك‌مغز - از يهوديان‌ و منافقان‌ - اين‌سخن‌ را كه‌ مي‌آيد، به‌زودي‌ خواهند گفت‌. سفهاء: كم‌خردان‌ سبك‌ عقل‌اند و سفاهت: اضطراب‌ در رأي‌ و انديشه، يا اخلاق‌ است‌. مراد از سفها دراينجا، منكران‌ تغيير قبله، اعم‌ از يهود، مشركان‌ و منافقانند. آري‌! بي‌خردان‌خواهند گفت: «چه‌ چيز آنان‌ را از قبله‌اي‌ كه‌ بر آن‌ بودند؟» يعني: از بيت‌المقدس «روي‌ گردان‌ كرد» به‌سوي‌ كعبه‌؟ يعني: مسلمانان‌ را چه‌ شده‌ است‌ كه‌ چندي‌ به‌ اين‌طرف‌ روي‌ مي‌آورند و باز به‌ سويي‌ ديگر؟ خداي‌ سبحان‌ در پاسخ‌ آنها فرمود: «بگو: مشرق‌ و مغرب‌ از آن‌ خداست‌» پس‌ اين‌ در حوزه‌ فرمانروايي‌ اوست‌ كه‌ به‌ هرسمت‌ و جهتي‌ كه‌ بخواهد، فرمان‌ روي‌آوردن‌ بدهد «هركه‌ را بخواهد، به‌ راه‌راست‌ هدايت‌ مي‌كند» اين‌ تعبير، اعلام‌ كننده‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ تغيير قبله‌به‌ سوي‌ كعبه، هدايت‌ و رهنموني‌اي‌ از سوي‌ خداوند(ج) براي‌ پيامبرش‌ ص و امت‌ايشان‌ است‌. در حديث‌ شريف‌ به‌ روايت‌ عايشه‌ رضي‌الله عنها آمده‌ است‌ كه‌رسول‌ خداص درباره‌ اهل‌ كتاب‌ فرمودند: «آنان‌ با ما در هيچ‌ چيز به‌ اندازه‌ حسدورزيدنشان‌ (در سه‌ چيز ذيل) با ما حسد نمي‌ورزند:
1- حسد ورزيدنشان‌ بر روز جمعه، روزي‌ كه‌ خداوند متعال‌ ما را به‌ آن‌ رهنمون‌شد ولي‌ آنها از آن‌ گمراه‌ گشتند.
2- بر قبله‌، كه‌ خداوند متعال‌ ما را به‌ آن‌ رهنمون‌ شد و آنان‌ از آن‌ گمراه‌ شدند.
3- بر آمين‌ گفتن‌ ما پشت‌ سر امام‌». يعني: اين‌ سه‌ چيز حسد برانگيزترين‌ امور عليه‌ ما است‌.
آيه  109
‏متن آيه : ‏
‏ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاء مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آ