لْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، من‌ بر خدا پروردگار خود و پروردگار شما توكل‌ كردم‌» پس‌ او مرا از نيرنگ‌ شما نگاه‌ مي‌دارد، هرچند كه‌ شما در جستجوي‌ راههاي‌ آسيب ‌رساندن‌ به‌من‌، تمام‌ سعي‌ و توانتان‌ را هم‌ به‌كار بريد زيرا هر كس‌ بر خدا(ج)  توكل‌ كرد، اوبرايش‌ بس‌ است‌ «هيچ‌ جنبنده‌اي‌ نيست‌ مگر اين‌كه‌ او مهار هستي‌اش‌ را در دست‌دارد» يعني‌: هر گونه‌ جنبنده‌اي‌ ـ و از آن‌ جمله‌ خود شما ـ در قبضه‌ قدرت‌ و اراده‌ حق‌ تعالي‌ و تحت‌ سلطه‌ وي‌ قرارداريد و مهار هستي‌ همه‌، در غايت‌ تسخير و نهايت‌ خضوع‌ و خواري‌ به‌دست‌ با كفايت‌ بلاكيف‌ تواناي‌ اوست‌. معني‌: ﴿آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا ﴾ : (موي‌ پيشاني‌ او را در دست‌ گرفته‌) اين‌ است‌ كه‌: او مالك‌ همه‌ جنبنده‌ها، حاكم‌ بر همه‌ آنها، قادر بر تصرف‌ در آنها و مقهوركننده‌ آنهاست‌ كه ‌«ناصيه: دسته‌ موي‌ جلو»، تمثيلي‌ براين‌ معني‌ است‌ «همانا پروردگار من‌ بر راه ‌راست‌ است‌» يعني‌: اراده‌ او در جهت‌ حق‌ و عدل‌ است‌ پس‌ شما را بر من‌ مسلط نمي‌سازد زيرا من‌ به‌ او مؤمن‌ هستم‌ و به‌سوي‌ راهش‌ دعوت‌ مي‌كنم‌، در حالي‌ كه‌ شما به‌ او كافر بوده‌ و از دعوتش‌ روگردانيد.
به‌حق‌ كه‌ اين‌ سخنان‌ هود(ع) ، متضمن‌ حجتي‌ بالغه‌ و دلالتي‌ قاطع‌ بر حقانيت ‌دعوتش‌ و بطلان‌ راه‌ و روش‌ مشركان‌ منكر وي‌ است‌.
 
آيه  57
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْماً غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئاً إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ اگر روي‌ بگردانيد» يعني‌: اگر بر روگرداني‌ از اجابت‌ دعوت‌ حق‌ و تصميمتان‌ بر كفر استمرار ورزيد؛ «به‌يقين‌ پيغامي‌ را كه‌ به‌ منظور آن‌ به‌سوي‌ شما فرستاده‌ شده‌ام‌، به‌ شما رسانيدم‌» و جز اين‌ هيچ‌ تكليف‌ ديگري‌ بر عهده‌ من‌نيست‌. پس‌ حجت‌ بر شما تمام‌ است‌ «و پروردگارم‌ قومي‌ جز شما را جانشين‌ خواهد كرد» يعني‌: يقينا خداوند(ج)  شما را به‌ سبب‌ اين‌ موضع‌گيريتان‌ در برابر فرستاده‌اش ‌و اعراضتان‌ از دعوت‌ وي‌، نابود خواهد كرد سپس‌ قومي‌ غير از شما را به‌ ميان ‌خواهد آورد كه‌ در ديار واموالتان‌ جانشينتان‌ باشند «و به‌ او هيچ‌ زياني ‌نمي‌رسانيد» با اين‌ رويگرداني‌تان‌؛ نه‌ زياني‌ بسيار و نه‌ اندك‌ بلكه‌ فرجام‌ بد اين‌ كفر و شرك‌ به‌ خود شما بر مي‌گردد «در حقيقت‌، پروردگارم‌ بر همه‌ چيز حفيظ است‌» يعني‌: ناظر و مسلط و نگهبان‌ است‌ پس‌ اعمال‌ شما بر او پنهان‌ نمي‌ماند و سرانجام‌ شما را در برابر آن‌ جزا مي‌دهد، همچنين‌ او مرا از هرگونه‌ گزندي‌ از سوي ‌شما نگاه‌ مي‌دارد.
 
	آيه  58
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُوداً وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ فرمان‌ ما» يعني‌: عذاب‌ ما كه‌ هلاك‌ كننده‌ قوم‌ عاد بود «در رسيد، هود و كساني‌ را كه‌ با او ايمان‌ آورده‌ بودند» و جملگي‌ چهار هزار تن‌ بودند «به ‌رحمتي‌ از جانب‌ خود» يعني‌: به‌ رحمتي‌ بزرگ‌ از جانب‌ خود «نجات‌ داديم‌» زيرا هيچ‌ كس‌ جز به‌ رحمت‌ ما نجات‌ پيدا نمي‌كند «از عذابي‌ غليظ» يعني‌: از عذابي ‌سخت‌. به‌ قولي‌: آن‌ عذاب‌، باد سموم‌ بود كه‌ ديارشان‌ را ويران‌ و خودشان‌ را نابود ساخت‌ تا بدانجا كه‌ از آنان‌ احدي‌ باقي‌ نماند.
	آيه  59
‏متن آيه : ‏
‏ وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اين‌ است‌ عاد» اشاره‌ به‌ گورستان‌ و ويراني‌هاي‌ برجاي‌ مانده‌ از قوم‌ عاد است‌، گويي‌ حق‌ تعالي‌ فرمود: در زمين‌ بگرديد و در آثار و ويرانه‌هاي‌ قوم‌ عاد به ‌ديده‌ اعتبار بنگريد «آيات‌ پروردگار خود را انكار كردند» يعني‌: به‌ آن‌ كفر ورزيده‌ وآن‌ را تكذيب‌ كردند و منكر معجزات‌ وي‌ شدند «و فرستادگانش‌ را نافرماني ‌نمودند» يعني‌: فقط هود(ع)  را نافرماني‌ كردند زيرا در عصر هود(ع)  پيامبر ديگري ‌غير از وي‌ نبود. ولي‌ آيه‌ كريمه‌ به‌ اين‌ حقيقت‌ اشاره‌ دارد كه‌ هر كس‌ يكي‌ ازپيامبران‌ را تكذيب‌ كرد، در واقع‌ تمام‌ آنها را تكذيب‌ كرده‌ است‌ و از جمله‌، پيامبراني‌ را كه‌ قبل‌ از عصر وي‌ مبعوث‌ شده‌ بودند «و فرمان‌ هر جبار عنيدي‌ را پيروي‌ كردند» جبار: متكبر، و عنيد: سركش‌ طغيانگر و ستيزنده‌اي‌ است‌ كه‌ حق‌ را نمي‌پذيرد و به‌ آن‌ گردن‌ نمي‌دهد. يعني‌: آنان‌ به‌ سبب‌ اعراض‌ از طاعت‌ خدا(ج)  وطاعت‌ پيامبرش‌ و به‌ سبب‌ پيروي‌ از رؤساي‌ سركش‌ و رهبران‌ حق‌ستيز خود در راه ‌شر و فساد، به‌ اين‌ سرانجام‌ بد روبرو شدند.
 
 آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَاداً كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْداً لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» سرانجام‌ «در اين‌ دنيا از پي‌ آنان‌ لعنتي‌ فرستاده‌ شد» كه‌ لعنت‌ كنندگان ‌هميشه‌ آنها را نفرين‌ مي‌كنند، از اين‌رو لعنت‌ پيوسته‌ گريبانگير آنهاست‌، بدان‌گونه‌كه‌ تا اين‌ دنيا باقي‌ باشد، اين‌ لعنت‌ هم‌ از آنان‌ جدايي‌ نداشته‌ و هميشه‌ بدرقه‌ راه‌ آنان‌ خواهد بود «و» لعنت‌ در «روز قيامت‌ نيز» گريبانگير آنان‌ شد و در آنجا نيز مورد لعنت‌ قرارگرفتند چنان‌كه‌ در دنيا مورد لعنت‌ قرار گرفتند «آگاه‌ باش‌ كه‌ همانا عاديان‌ به‌ پروردگار خود كافر شدند» يا نعمت‌ پروردگار خود را كفران‌ و ناسپاسي‌كردند «هان‌! دوري‌ بر عاد قوم‌ هود باد» يعني‌: آنها هميشه‌ از رحمت‌ خداي‌ قهار دور و مطرودند پس‌ نفرين‌ خداوند(ج)  بر آنان‌ باد. (قوم‌ هود) از باب‌ عطف‌ بيان ‌بر (عاد) عطف‌ شد تا اين‌ قوم‌ كه‌ «عاد اول‌» اند، از عاد دوم‌ كه‌ عاد «ارم‌» است‌، متمايز شوند.
 
	 
آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحاً قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و» فرستاديم‌ «به‌سوي‌ ثمود برادرشان‌ صالح‌ را» قوم‌ صالح‌ بعد از قوم‌ عاد به ‌ميان‌ آمدند و در منطقه‌ «حجر» كه‌ در ميان‌ مدينه‌ و شام‌ واقع‌ است‌، سكونت‌ داشتند «گفت