رٌ مُّبِينٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌كه‌ آسمانها و زمين‌ را در شش‌ روز آفريد» براي‌ اين‌كه‌ تأني‌ و تأمل‌ رابه‌ بندگانش‌ بياموزاند «در حالي‌ كه‌ عرش‌ وي‌ بر آب‌ بود» يعني‌: قبل‌ از آفرينش‌ آسمانها و زمين‌، عرش‌ حق‌ تعالي‌ بر آب‌ بود. عرش‌: مركز تنظيم‌ ملك‌ وفرمانروايي‌ الله(ج)  و مصدر تدبير اوست‌ كه‌ از آسمانها و زمين‌ بزرگتر است‌. از ابن‌عباس‌ك پرسيدند: «در آن‌ هنگام‌ آب‌ بر چه‌ چيزي‌ قرار داشت‌؟ فرمود: بر بستر باد». اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ عرش‌ و آب‌ قبل‌ از آفرينش‌ آسمانها وزمين‌ آفريده‌ شده‌ بودند و علم‌ جديد در اين‌ راستا روشني‌هايي‌ افگنده‌ است‌. «تا شما را بيازمايد كه‌ كدام‌يك‌ نيكوكار تريد» در امتثال‌ اوامر و نواهي‌ خداوند(ج) ، آن‌گاه‌ نيكوكار را در برابر نيكوكاري‌ اش‌ و بدكردار را در برابر بدكرداري‌اش ‌پاداش‌ مي‌دهد. دليل‌ اين‌كه‌ فرمود: ﴿ أَحْسَنُ عَمَلاً!﴾: (نيكو كردار تريد) و نفرمود: «اكثر عملا !: بيشتر عمل‌ كننده‌ تريد»، اين‌ است‌ كه‌ مدار عمل‌ بر كيفيت‌ است‌ نه ‌بر كميت‌ و عمل‌ نيكو نيست‌ تا براي‌ خداي‌ عزوجل‌ خالص‌ نبوده‌ و با شريعت ‌پيامبرش‌ص منطبق‌ نباشد. پس‌ هرگاه‌ عملي‌ فاقد يكي‌ از اين‌ دو شرط بود، آن ‌عمل‌ هدر و بي‌ثمر است‌ «و اگر بگويي‌: شما پس‌ از مرگ‌ برانگيخته‌ خواهيد شد، قطعا كساني‌ كه‌ كافر شده‌اند مي‌گويند: اين‌ سخن‌ جز سحري‌ آشكار نيست‌» يعني‌: جز باطلي‌ همانند بطلان‌ سحر و فريبي‌ چون‌ فريب‌ آن‌ نيست‌.
 
آيه  8
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ‏
 
‏ترجمه :
 ‏«و اگر عذاب‌ را از آنان‌ تا مدتي‌ شمرده‌ شده‌ به‌ تأخير افگنيم‌» يعني‌: تا مدتي ‌اندك‌ شمار. و به‌ قولي‌: تا آن‌ هنگام‌ كه‌ عمر گروهي‌ شمرده‌ شده‌ از مردم‌ سپري ‌شود «مي‌گويند: چه‌ چيز آن‌ را باز مي‌دارد؟» يعني‌: منافقان‌ در اين‌ هنگام‌ مي‌گويند: چه‌ چيز عذاب‌ را از فرود آمدن‌ باز مي‌دارد؟ اين‌ سخن‌ را از روي‌ شتابزدگي‌ و استهزا و تكذيب‌ مي‌گويند «آگاه‌ باش‌، روزي‌ كه‌ عذاب‌ به‌ آنان‌ برسد از آنان‌ بازگشتني ‌نيست‌» يعني‌: از آنان‌ بازداشتني‌ نيست‌ بلكه‌ حتما و خواه‌ناخواه‌ بر آنان‌ فرودمي‌آيد «و آنچه‌ را كه‌ مسخره‌ مي‌كردند آنان‌ را فروخواهد گرفت‌» يعني‌: عذابي‌ كه‌ آن ‌را از روي‌ استهزا و تمسخر به‌ شتاب‌ مي‌طلبيدند، بر آنان‌ احاطه‌ خواهد كرد و اين ‌امري‌ قطعي‌ است‌. شايان‌ ذكر است‌ كه‌ «امت‌» در قرآن‌ كريم‌ در معاني‌ متعددي ‌به‌كار رفته‌ كه‌ از آن‌ جمله‌ است‌: 1 ـ امام‌. 2 ـ دين‌ و آيين‌. 3 ـ جماعت‌.4 ـ فرقه‌ و طائفه‌. 5 ـ زمان‌.
 
	آيه  9
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُوسٌ كَفُورٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر از جانب‌ خود به‌ انسان‌ رحمتي‌ بچشانيم‌» مانند آماده‌ كردن‌ روزي‌، بخشيدن‌ سلامتي‌ و دور ماندن‌ از رنجها و محنتها. رحمت‌: نعمت‌ است‌ «سپس‌ آن‌ را از وي‌ برگيريم‌» يعني‌: آن‌ نعمت‌ را از وي‌ سلب‌ كنيم‌ «قطعا او نا اميد است‌» از رحمت‌ ما و از بازگشت‌ آن‌ نعمت‌ و امثال‌ آن‌ سخت‌ مأيوس‌ است‌ «و ناسپاس‌» كفور: بسيار ناسپاس‌ و كفران‌كننده‌ نعمت‌ است‌ لذا همه‌ نعمتهايي‌ را كه ‌در گذشته‌ از آنها بهره‌ مند بوده‌، فراموش‌ مي‌كند و بر نمي‌گردد تا بعد از زوال‌ آنها شكر و سپاس‌ نعمتهاي‌ از دست‌ رفته‌ را بكند.
البته‌ نا اميدي‌ پس‌ از زوال‌ نعمت‌ و غفلت‌ بعد از زوال‌ مصيبت‌، از طبيعت‌ بشر است‌ و شامل‌ انسان‌ مؤمن‌ و كافر ـ هر دو ـ مي‌شود.
 
	آيه  10
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر به‌ آدمي‌ پس‌ از محنتي‌ كه‌ به‌ او رسيده‌ نعمتي‌ بچشانيم‌، مي‌گويد: سختي‌ها از من‌ دور شد» يعني‌: اگر خداي‌ سبحان‌ به‌ بنده‌ خود ـ بعد از آن ‌كه‌ در رنج‌ و بلاي ‌فقر، يا بيماري‌، يا ترس‌ و بيم‌ گرفتار بوده‌ است‌ ـ نعمتهاي‌ خود ـ از جمله ‌سلامتي‌ و توانگري‌ ـ را بچشاند، او اين‌ نعمت‌ها را به‌ آنچه‌ كه‌ از شكرش‌ سزاوار است‌ مقابله‌ نمي‌كند بلكه‌ مي‌گويد: مصيبتها و رنج‌ و محنتهايم‌ از من‌ دور شد و اثر آنها از بين‌ رفت‌! بي ‌آن‌كه‌ در برابر دوركردن‌ آن‌ حال‌ و روز بد، شكرگزارخداوند متعال‌، يا منت‌پذير وي‌ باشد «بي‌گمان‌ او شادمان‌ و فخر فروش ‌است‌» يعني‌: او به‌ آنچه‌ كه‌ خداوند(ج)  بر وي‌ از نعمتهاي‌ آماده‌ خود منت‌ نهاده‌، بسيار فخر فروش‌، گردنكش‌، خودستا و برتري‌ جو و از روي‌ سرمستي‌، سبكسري‌، تكبر و ناسپاسي‌ بسيار شادمان‌ و به‌ خود بالنده‌ است‌.
آري‌! اين‌ طبيعت‌ انسان‌ است‌، به‌جز كساني‌ كه‌ به‌ وصف‌ صبر و عمل‌ صالح‌ موصوف‌ باشند: 
 
آيه  134
‏متن آيه : ‏
‏ تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اين‌ امتي‌ است‌ كه‌ درگذشته‌ است‌» تلك: به‌ ابراهيم‌(ع)و فرزندانش‌ و يعقوب‌(ع) و فرزندانش‌ اشاره‌ دارد. امت: يعني: گروه‌ و جماعت‌ «دست‌آوردشان‌ براي‌خودشان‌ و دست‌آورد شما براي‌ خودتان‌ است‌ و از آنچه‌ آنان‌ مي‌كرده‌اند، شما بازخواست ‌نمي‌شويد» اين‌ هشداري‌ است‌ به‌ يهود زيرا آنان‌ با تكيه‌ بر اين‌ پندار كه‌ منسوب‌ به ‌پيشينيان‌ صالحي‌ هستند و با مغرورشدن‌ به‌ اين‌ تكيه‌گاه، از پيروي‌ رسول‌ اكرم‌ص سرباز زدند. آري‌! يهوديان‌ بايد بدانند كه‌ دست‌آورد هر گروهي‌ به‌ خودش‌مربوط بوده‌ و كارنامه‌ پدران، هيچ‌ سودي‌ به‌ حال‌ فرزندانشان‌ ندارد و هرگز به‌دردشان‌ نخواهد خورد. اين‌ آيه‌ همچنين‌ ردي‌ است‌ بر كساني‌كه‌ به‌ عمل‌گذشتگان‌ خويش‌ اتكا كرده‌ و دل‌ خود را با چنين‌ آرزوهاي‌ باطلي‌ خوش‌ مي‌كنند.چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ نيز آمده‌است: «من‌ ابطأ به‌ عمله‌ لم‌ يسرع‌ به‌ نسبه‌: هركس‌ عملش‌ بر وي‌ كند آيد، نسبش‌ به‌ نفع‌ وي‌ شتاب‌ نمي‌كند». مراد اين‌ است‌ كه‌شما از حسنات‌ گذشتگان‌ نسبي‌ خود سودي‌ نمي‌بريد، به‌ گناهانشان‌ هم‌ مؤاخذه ‌نمي‌شويد و از اعمالشان‌ مورد بازپرسي‌ قرار نمي‌گيريد، چنان‌كه‌ آنان‌ نيز از اعمال‌شما مورد بازپرسي‌ قرار نمي‌گيرند.
 
آيه  11
‏متن آيه : ‏
‏ إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَم