ي‌ تو گوش ‌فرا مي‌دهند» آن‌گاه‌ كه‌ قرآن‌ مي‌خواني‌ و احكام‌ و برنامه‌هاي‌ اسلام‌ را تعليم‌ مي‌دهي‌، اما چه‌ سود كه‌ به‌ گوش‌ هوش‌ نمي‌شنوند «آيا تو مي‌تواني‌ به‌ ناشنوايان‌ بشنواني‌» يعني: به‌ كساني‌ كه‌ فراروي‌ شنوايي‌شان‌ مانعي‌ وجود دارد و اين‌ مانع‌، همان‌ بغض‌ و نفرتي‌ است‌ كه‌ آنان‌ را از پذيرفتن‌ حق‌ باز مي‌دارد؟ پس‌ هر كس ‌ناشنوا و لايعقل‌ باشد، يقينا چيزي‌ را نمي‌فهمد و سخني‌ را كه‌ به‌ وي‌ گفته‌ شود، نمي‌شنود «هرچند كه‌ تعقل‌ نكنند؟» يعني: آيا تو اصرار داري‌ كه‌ به‌ ناشنوايان ‌بشنواني‌، هرچند با وجود ناشنوايي‌، از عقل‌ هم‌ بي‌بهره‌ باشند؟ زيرا ناشنواي ‌عاقل‌، چه‌بسا با فراست‌ چيزي‌ را دريابد، اما اگر نبود عقل‌ و شنوايي‌ هر دو با هم ‌يكجا شد، ديگر فهم‌ چيزي‌ ناممكن‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1653.txt">آيه  43</a><a class="text" href="w:text:1654.txt">آيه  44</a><a class="text" href="w:text:1655.txt">آيه  45</a><a class="text" href="w:text:1656.txt">آيه  46</a><a class="text" href="w:text:1657.txt">آيه  47</a><a class="text" href="w:text:1658.txt">آيه  48</a><a class="text" href="w:text:1659.txt">آيه  49</a><a class="text" href="w:text:1660.txt">آيه  50</a><a class="text" href="w:text:1661.txt">آيه  51</a><a class="text" href="w:text:1662.txt">آيه  52</a><a class="text" href="w:text:1663.txt">آيه  53</a></body></html>آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَمِنهُم مَّن يَنظُرُ إِلَيْكَ أَفَأَنتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَلَوْ كَانُواْ لاَ يُبْصِرُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و از آنان‌ كسي‌ است‌ كه‌ به‌سوي‌ تو» به‌ چشم‌ حقارت‌ «مي‌نگرد، آيا تو نابينايان‌را ـ هرچند نبينند ـ هدايت‌ تواني‌ كرد؟» و هر كس‌ كه‌ كوري‌ ظاهر و باطن‌ در او جمع‌ شود، يقينا از دريافت‌ حق‌ ناتوان‌ است‌.
هدف‌ اين‌ آيه‌، تسليت‌ و دلجويي‌ از رسول‌اكرمص است‌. آري‌! طبيب‌ اگر بيماري‌ را ببيند كه‌ اصلا علاج‌پذير نيست‌، از وي‌ رو بر مي‌گرداند و از مشغول‌ شدن‌به‌ وي‌ صرف‌نظر مي‌كند پس‌ رسول‌ اكرمص نيز كه‌ طبيب‌ دلهايند، بايد از اين ‌كوردلان‌ بي‌بصيرت‌ روي‌ برگردانند.
 
	آيه  44
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ اللّهَ لاَ يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَلَكِنَّ النَّاسَ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«در حقيقت‌، خداوند به‌ هيچ‌ وجه‌ به‌ مردم‌ ستم‌ نمي‌كند» با سلب‌ حواس‌ و خرد از آنان‌ «بلكه‌ مردم‌ خود بر خويشتن‌ ستم‌ مي‌كنند» به‌ سبب‌ تعصب‌ و لجبازي‌ در برابر حق‌ كه‌ در طبيعت‌هايشان‌ نهفته‌ است‌ و در نتيجه‌، تباه‌ ساختن‌ حواس‌ و خرد خويش‌ پس‌ اين‌ خود آنان‌ هستند كه‌ با اين‌ تعصب‌ و عناد، بر خويشتن‌ ستم‌ كرده‌اند و خداي‌ عزوجل‌ به‌ هيچ‌وجه‌ بر آنان‌ ستم‌ نكرده‌ بلكه‌ آنان‌ را آفريده‌ و برايشان‌ مشاعر و ادراكاتي‌ قرارداده‌ كه‌ بوسيله‌ آن‌ بتوانند حقايق‌ را به‌ كاملترين‌ شكل ‌دريابند و حواسي‌ را در آنها خلق‌ كرده‌ كه‌ به‌ وسيله‌ آن‌ به‌ خواسته‌هاي‌ خود رسيده‌ و مصالح‌ و منافع‌ دنيوي‌شان‌ را برآورده‌ سازند، همچنان‌ او راه‌ را ميان‌ آنان‌ و مصالح‌ ديني‌شان‌ باز گذاشته‌ تا غبار ديده‌ و دل‌ را بشويند و به‌ جاده‌ حق‌ روان ‌گردند، اما اسفا كه‌ هوسهاي‌ رنگارنگ‌، همچون‌ پرنده‌ براقش‌ بر نفسهايشان‌ برنشسته‌ و دمادم‌ لحظه‌هاي‌ غفلت‌شان‌ را شكار مي‌كند.
 
	آيه  45
‏متن آيه : ‏
‏ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَن لَّمْ يَلْبَثُواْ إِلاَّ سَاعَةً مِّنَ النَّهَارِ يَتَعَارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُواْ بِلِقَاء اللّهِ وَمَا كَانُواْ مُهْتَدِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و روزي‌ كه‌ آنان‌ را حشر مي‌كند، گويي‌ جز به‌ اندازه‌ ساعتي‌ از روز درنگ نكرده‌اند» در دنيا، يا در گورهايشان‌. اين‌ مدت‌ دراز را بدان‌ جهت‌ بسيار كم‌مي‌پندارند كه‌ عمرهاي‌ خود را در دنيا ضايع‌ كرده‌ بودند، يا لذتهاي‌ دنيا را به‌ سبب ‌طول‌ درنگ‌ و توقف‌ در محشر فراموش‌ مي‌كنند، گويي‌ اين‌ لذتها اصلا وجود واقعي‌ نداشته‌ است‌ «با هم‌ اظهار آشنايي‌ مي‌كنند» يعني: احساس‌ مي‌كنند كه‌ در دنيا جز زماني‌ اندك‌ كه‌ بعضي‌ با بعضي‌ ديگر در آن‌ آشنا شده‌ و سپس‌ از هم‌ جدا گشته‌اند، به‌سر نبرده‌اند و اين‌ اظهار آشنايي‌ هم‌، در هنگام‌ برخاستن‌ ازگورهاست‌، سپس‌ همين‌ آشنايي‌ اندك‌ نيز در صحنه‌ هولناك‌ محشر از بين‌ مي‌رود، از اين‌رو آنها در محشر هيچ‌ منفعتي‌ را از يك‌ديگر اميدوار نيستند «قطعا كساني‌ كه‌ ديدار خدا را دروغ‌ شمردند زيان‌كار شدند» و كدام‌ زيان‌ از باختن‌ خود و كسان‌ و نزديكان‌ خويش‌، بزرگتر است‌ «و راه‌يافته‌ نبودند» در راه‌ و روشي‌ كه‌ در پيش‌ گرفته‌ بودند زيرا پايان‌ اين‌ راه‌، به‌ دوزخ‌ انجاميد و چون‌ براي‌ جزا و حساب‌ محشور شوند، به‌ اين‌ حقيقت‌ پي‌ مي‌برند.
 
آيه  46
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللّهُ شَهِيدٌ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اگر بعضي‌ از آنچه‌ را كه‌ به‌ آنان‌ وعده‌ مي‌دهيم‌، به‌ تو بنمايانيم‌» در زندگي‌ات‌، چون‌ پيروزساختن‌ دينت‌ با قتل‌ و اسارت‌ آنان‌ «يا تو را بميرانيم‌» قبل‌ از آن‌كه‌ اين ‌وعده‌ها محقق‌ گردد «به ‌هرحال‌؛ بازگشتشان‌ به‌سوي‌ ماست‌» و آنان‌ را در آخرت ‌عذاب‌ مي‌كنيم‌، آن‌گاه‌ در آنجا عذابشان‌ را به ‌تو مي‌نمايانيم‌ پس‌ اگر به‌طور زودهنگام‌ و عاجل‌ از آنان‌ انتقام‌ نگيريم‌، قطعا بدان‌ كه‌ در آخرت‌ از آنان‌ انتقام‌ مي‌گيريم‌ «سپس‌ خدا بر آنچه‌ مي‌كنند گواه‌ است‌» يعني: سپس‌ خداوند(ج)  در روزقيامت‌ عليه‌ آنان‌ به‌ آنچه‌ كه‌ بعد از تو كرده‌اند، گواهي‌ مي‌دهد. نظير آن‌ اين‌ نقل ‌قول‌ قرآن‌ از عيسي‌(ع)  است:  وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيْهِمْ ‌:  (من‌ تا آن‌گاه‌ كه‌ در ميانشان‌ بودم‌، بر آنان‌ گواه‌ بودم‌، اما چون‌ مرا به سوي‌ خود فراخواندي‌، تو خود بر آنان‌ ناظر و گواه‌ بوده‌اي‌) «مائده/‌117».
 
آيه  47
‏متن آيه : ‏
‏ وَلِكُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولٌ فَإِذَا جَاء رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و براي‌ هر امتي‌» از امتهاي‌ گذشته‌ «پيامبري‌ است‌» كه‌ خداي‌ متعال‌ او را به‌سوي‌ آنان‌ فرستاد و آن‌ پيامبر احكام‌ مشروعه‌ وي‌ را به‌ آنان‌ بيان‌ نمود «پس ‌چون‌ پيامبرشان‌ آمد» و پيامي‌ را كه‌ خداوند(ج)  او را براي‌ ابلاغ‌ آن‌ فرستاده‌ بود، به ‌آنان‌ ابلاغ‌ كرد، آنها همگي‌ تكذيبش‌ كردند «ميانشان‌ به‌ قسط» يعني‌ به‌ عدل ‌«داوري‌ مي‌شود» يعني: ميان‌ آن‌ امت‌ و 