ت‌: آري‌! پس‌ رسول‌ خداص دستانشان‌ را به‌ آسمان‌ به‌ دعا برداشتند و هنوز آنها را پايين‌ نياورده‌ بودند كه‌ آسمان‌ باريدن‌ گرفت‌ و تند و پيوسته‌ باريد، سپس‌ آرام‌ گرفت‌ و اصحاب‌ ظروفي‌ را كه‌ به‌ همراه‌ داشتند، از آب‌ پر كردند. در اين‌ اثنا رفتيم‌ تا بنگريم‌ كه‌ گستره‌ و ميدان‌ بارش‌ باران‌ تا كجا بوده‌ است‌؟ با كمال‌ شگفتي‌ ديديم‌ كه‌ باران‌ از محيط قرارگاه‌ ما فراتر نرفته‌ است».
آري‌! پيروي‌ اصحاب‌ از پيامبرص در همچو ساعات‌ دشواري‌اي‌ بود كه ‌سبب‌ بخشايش‌ حق‌ تعالي‌ بر آنان‌ گرديد زيرا تصميم‌ قاطع‌ ايشان‌ به‌ جهاد در تنگدستي‌ و شدت‌ گرما، با علم‌ به‌ نيرومندي‌ دشمني‌ چون‌ امپراطوري‌ روم‌، تصميمي‌ بسيار سخت‌ و توان‌فرسا بود كه‌ مؤمنان‌ دشواري‌ آن‌ را با همه‌ وجود خود لمس‌ مي‌كردند، اما آن‌ همه‌ سختي‌ را در راه‌ خدا(ج)  و نشر اسلام‌ و تقويت ‌دولت‌ و صولت‌ آن‌، تحمل‌ كردند، هم‌ ازين‌رو، شايسته‌ برتري‌ درجات‌ شده‌ و ازتوبه‌ و مغفرت‌ برخوردار گشتند و در نهايت‌، خداي‌ عزوجل‌ هم‌ از ايشان‌ راضي ‌شد و هم‌ راضي‌شان‌ ساخت‌.
سبب‌ نزول‌ آيه‌كريمه‌، غزوه‌ تبوك‌ بود.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1590.txt">آيه  118</a><a class="text" href="w:text:1591.txt">آيه  119</a><a class="text" href="w:text:1592.txt">آيه  120</a><a class="text" href="w:text:1593.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:1594.txt">آيه  122</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:160.txt">آيه  120</a><a class="text" href="w:text:161.txt">آيه  121</a><a class="text" href="w:text:162.txt">آيه  122-123</a><a class="text" href="w:text:163.txt">آيه  124</a><a class="text" href="w:text:164.txt">آيه  125</a><a class="text" href="w:text:165.txt">آيه  126</a></body></html>آيه  118
‏متن آيه : ‏
‏ وَعَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُواْ حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنفُسُهُمْ وَظَنُّواْ أَن لاَّ مَلْجَأَ مِنَ اللّهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و برآن‌ سه‌ كس‌ كه‌ بازپس‌ داشته‌ شدند» يعني‌: همچنين‌ خداوند(ج)  بر آن‌ سه‌تني‌ كه‌ از پيوستن‌ به‌ جهاد در تبوك‌ تأخير كردند و توبه‌ آنان‌ همچون‌ توبه‌ گروه‌ متخلف‌ ديگر ـ از صاحبان‌ عذر كه‌ ذكرشان‌ گذشت‌ ـ دردم‌ پذيرفته‌ نشد،[6] نيزتوبه‌پذير گرديد و رسول‌ خداص توبه‌ آنها را پذيرفته‌ تلقي‌ نكردند تا آن‌كه‌ اين‌ آيه ‌و آيه‌ بعدي‌ در باره‌ قبول‌ توبه‌شان‌ نازل‌ شد «تا آنجا كه‌ زمين‌ با همه‌ فراخي‌اش‌ برآنان‌ تنگ‌ گرديد» به‌ سبب‌ روگرداني‌ مردم‌ از آنان‌ و سخن‌ نگفتن‌ كسي‌ با آنان ‌چراكه‌ رسول‌ خداص مردم‌ را از سخن ‌گفتن‌ با آنان‌ نهي‌ كرده‌ بودند «و از خود به‌تنگ‌ آمدند» يعني‌: قبول‌ توبه‌ ايشان‌ تا بدانجا به‌ تعويق‌ افتاد كه‌ آنان‌ از خود هم ‌به ‌تنگ‌ آمده‌ و به‌ سبب‌ وحشت‌ تنهايي‌ و اندوه‌ زياد، سخت‌ تنگدل‌ شدند «و دانستند كه‌ پناهي‌ از خدا جز به‌سوي او نيست» يعني‌: دانستند كه‌ هرگز هيچ‌ پناهي‌ از خداي‌ سبحان‌ جز به‌سوي‌ خود او ندارند؛ آن‌ هم‌ با توبه‌ و استغفار «سپس‌ خدا به‌ آنان‌ توفيق‌ توبه‌ داد تا توبه‌ كنند» يعني‌: حق‌ تعالي‌ به‌ رحمت‌ خود برآنان‌ بازگشت‌ تا توبه‌ كنند و در آينده‌ با استقامت‌ و استواري‌ عمل‌ نمايند و اگر از آنان‌ كوتاهي‌ وگناهي‌ سر زد، از آن‌ نادم‌ گردند و با توبه‌، به‌سوي‌ خداي‌ سبحان‌ بازگردند.  «همانا الله‌ رئوف‌ و رحيم‌ است»
داستان‌ توبه‌ اين‌ سه‌ تن‌ (كعب‌بن‌مالك‌، مراره‌بن‌ربيع‌ و هلال‌بن‌اميه) كه‌ به‌ رسول‌ خداص راست‌ گفتند و عذرهايي‌ دروغين‌ پيش‌ نيفگنده‌ بلكه‌ به‌ خطاي‌ خود در تخلف‌ از غزوه‌ تبوك‌ اعتراف‌ كردند، در كتب‌ سيرت‌ و در سبب‌ نزول ‌آيه ‌كريمه‌[7] آمده‌ و داستاني‌ معروف‌ و مشهور است‌ و در اين‌ داستان‌، براي ‌مؤمنان‌ عبرتها و موعظه‌هايي‌ است‌ بزرگ‌.
[6] نگاه‌ كنيد به‌ آيه‌ «106»
[7] همچنين‌ در آيه‌ « 106 » همين‌ سوره‌.
	آيه  119
‏متن آيه : ‏
‏ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَكُونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اي‌ مؤمنان‌! از خدا بترسيد و با راست‌گويان‌ باشيد» آيه‌ كريمه‌ به‌ اين‌ حقيقت ‌اشاره‌ دارد كه‌ توبه‌ آن‌ سه‌ تن‌ كه‌ پذيرفته‌ شد، بر اثر صدق‌ و راستي ‌ايشان‌ بود پس ‌راستي‌، نجات‌بخش‌ انسان‌ از مهالك‌ است‌.
نسفي‌ با اين‌ آيه‌، بر حجيت‌ اجماع‌ استدلال‌ كرده‌ زيرا خداوند(ج)  به‌ ما دستور داده‌ تا با صادقان‌ باشيم‌ و اين‌ خود، مستلزم‌ پذيرفتن‌ سخنشان‌ نيز هست‌.
 
آيه  120
‏متن آيه : ‏
‏ مَا كَانَ لِأَهْلِ الْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ الأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُواْ عَن رَّسُولِ اللّهِ وَلاَ يَرْغَبُواْ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ لاَ يُصِيبُهُمْ ظَمَأٌ وَلاَ نَصَبٌ وَلاَ مَخْمَصَةٌ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ يَطَؤُونَ مَوْطِئاً يَغِيظُ الْكُفَّارَ وَلاَ يَنَالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَّيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُم بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ إِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
در اين‌ آيه‌ كريمه‌، خداي‌ متعال‌ آن‌ عده‌ از اهالي‌ مدينه‌ و ما حول‌ آن‌ از اعراب‌ را كه‌ از همراهي‌ با رسول‌ خداص در غزوه‌ تبوك‌ تخلف‌ كردند، مورد عتاب‌ و سرزنش‌ قرار مي‌دهد: «براي‌ مردم‌ مدينه‌ و كساني‌ كه‌ پيرامون‌ ايشانند از باديه‌نشينان» چون‌ قبايل‌ مزينه‌، جهينه‌ و اشجع‌ «سزاوار نيست‌ كه‌ از همراهي‌ رسول‌خدا باز پس‌ مانند» يعني‌: آنان‌ را نرسد كه‌ وقتي‌ رسول‌ خداص خود به‌ نفس‌ نفيس‌ و تن‌ پاكيزه‌ خويش‌ به‌سوي‌ جهاد مي‌شتابد، آنان‌ از همراهي‌ آن‌ حضرت‌ص ـ چه‌در غزوه‌ تبوك‌ و چه‌ در غير آن‌ از غزوات‌ ـ بدون‌ دستور ايشان‌ تخلف‌ ورزند؛ برخلاف‌ غير مردم‌ مدينه‌ از اعراب‌ زيرا بدون‌ شك‌ مردم‌ مدينه‌ و پيرامون‌ آن‌، به‌سبب‌ نزديكي‌ و همجواري‌ با رسول‌ خداص، سزاوارتر به‌ ياري‌ و متابعت‌ ايشان ‌بودند و از ديگر اعراب‌ خواسته‌ نشده‌ بود تا با پيامبرص به‌ غزوه‌ تبوك‌ بروند «و نه ‌اين» سزاوار آنهاست‌ «كه‌ جان‌ خود را از جان‌ او عزيزتر بدارند» و فقط به‌ حفظ جان‌ خود و مصون ‌نگاه‌داشتن‌ آن‌ از سختي‌ها حريص‌ بوده‌ اما به‌ حفظ و صيانت ‌جان‌ جانان‌، سالار دو جهان‌، عزيز و گرامي‌ترين‌ خلق‌ پروردگار عالميان‌ ورسول‌ خداص به‌سوي‌ انس‌ و جان‌، هيچ‌ اشتياقي‌ از خود نشان‌ ندهند بلكه‌ بر آنها فرض‌ است‌ تا همراه‌ با رسول‌ خداص، رنجها و مشقتها را به‌جان‌ خريده‌ و جان‌ خود را به‌ پاي‌ جان‌ آن‌ ح