لّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ بيان‌ مي‌دارد كه‌ چه‌ كساني‌ به‌ حق‌ و به‌ سبب‌ داشتن‌ عذري‌ واقعي‌، از جهاد تخلف‌ مي‌كنند: «بر ناتوانان‌ هيچ‌ گناهي‌ نيست» كه‌ زنان‌ و كودكانند «و بر بيماران‌ هيچ‌ گناهي‌ نيست» مراد از آنان‌: بيماران‌ مزمن‌، پيران‌ فرتوت‌، نابينايان‌، لنگان‌ و امثال‌ آنانند. يعني‌: بر آنان‌ هيچ‌ ايراد و گناهي‌ درتخلف‌ از جهاد نيست‌، به‌ اين‌ دليل‌ كه‌ عذرشان‌ واقعي‌ و موجه‌ است‌ و اين‌ عذرها به‌ بدن‌ و جسم‌ مربوط مي‌شود. سپس‌ به‌ بيان‌ عذرهايي‌ مي‌پردازد كه‌ به‌ مال‌ برمي‌گردد نه‌ به‌ بدن‌ و مي‌فرمايد: «و بر كساني‌كه‌ چيزي‌ نمي‌يابند تا» در راه‌ جهاد «خرج‌ كنند، هيچ‌ گناهي‌ نيست» پس‌ باوجود داشتن‌ چنان‌ معاذير بدني‌ يا مالي‌اي‌، جهاد از آنان‌ ساقط بوده‌ و برايشان‌ فرض‌ نيست‌ «به‌ شرط آن‌كه‌ براي‌ خدا و پيامبرش ‌خيرخواهي‌ كنند» نصيحت‌ و خيرخواهي‌ براي‌ خدا(ج)  عبارت‌ است‌ از: ايمان‌آوردن‌ به‌ وي‌، عمل‌ به‌ شريعت‌ وي‌ و ترك‌ اموري‌ كه‌ با شريعتش‌ مخالف‌ است‌ وشكي‌ نيست‌ كه‌ خيرخواهي‌ به‌ بندگان‌ خدا(ج) ، محبت‌ مجاهدان‌ راه‌ وي‌، خيرانديشي‌ برايشان‌ در امر جهاد و ياري‌ نكردن‌ دشمنانشان‌ به‌ وجهي‌ از وجوه‌، درقدم‌ اول‌ شامل‌ معني‌ خيرخواهي‌ براي‌ خدا(ج)  است‌. اما نصيحت‌ و خيرانديشي ‌براي‌ پيامبرص عبارت‌ است‌ از: تصديق‌ نبوت‌ ايشان‌، اطاعت‌شان‌ در هرآنچه‌ كه ‌بدان‌ امر يا نهي‌ مي‌كنند، موالات‌ و دوستي‌ با دوستان‌ آن‌ حضرت‌ص، دشمني‌ با دشمنان‌ ايشان‌، محبت‌ و تعظيم‌ آن‌ حضرت‌ص و احياي‌ سنت‌شان‌ بعد از رحلت‌شان‌ با تمام‌ توان‌ و با همه‌ سعي‌ و امكان‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص فرمودند: «همانا دين‌، نصيحت‌ است‌ و سه‌ بار اين‌ جمله‌ را تكرار كردند. اصحاب‌ گفتند: يارسول‌ الله! نصيحت‌ وخيرخواهي‌ براي‌ چه‌ كسي‌؟ فرمودند: براي‌ خدا، براي‌ كتاب‌ و پيامبرش‌ و براي ‌پيشوايان‌ (زمامداران) مسلمانان‌ و عامه‌ آنان». «بر نيكوكاران‌ هيچ‌ راهي ‌نيست» يعني‌: بر معذوران‌ خيرانديش‌ و خيرخواه‌، هيچ‌ ايراد و عتاب‌ و عقابي‌ در نرفتن‌ به‌ جهاد نيست‌ و ثواب‌ جهاد برايشان‌ مترتب‌ است‌، به‌سبب‌ اين‌كه‌ ترك‌ جهاد از سوي‌ آنان‌، نه‌ به‌ انگيزه‌ بي‌رغبتي‌ به‌ آن‌ بلكه‌ به‌ سبب‌ وجود عذر موجهي‌ بوده ‌است‌ «و خدا آمرزنده‌ مهربان‌ است» لذا بر كساني‌ كه‌ به‌ سبب‌ عذر از جهاد تخلف ‌كرده‌اند؛ مي‌آمرزد و به‌ كساني‌ كه‌ مستحق‌ رحمت‌ وي‌ هستند، مهربان‌ است‌.
ابن‌كثير براي‌ آيه‌ كريمه‌ دو سبب‌ نزول‌ نقل‌ كرده‌ و گفته‌ است‌: بخش‌ اول‌ آيه‌، درباره‌ معذوران‌ جسمي‌ ـ از جمله‌ عائذبن‌عمرو مزني‌ ـ و بخش‌ دوم‌، درباره ‌بني‌مقرن‌بن‌ مزينه‌ و غير آنان‌ از انصار كه‌ «بكاءون‌ : گريندگان» لقب‌ گرفتند؛ نازل‌ شد.
 
	آيه  92
‏متن آيه : ‏
‏ وَلاَ عَلَى الَّذِينَ إِذَا مَا أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاَ أَجِدُ مَا أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّواْ وَّأَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاَّ يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نيز گناهي‌ نيست‌ بر كساني‌ كه‌ چون‌ پيش‌ تو آمدند تا سوارشان‌ كني» بر مركبها، براي‌ اين‌كه‌ به‌ جهاد رهسپار شوند «گفتي‌: چيزي‌ پيدا نمي‌كنم‌ تا برآن‌ سوارتان‌ كنم» يعني‌: تو مركبي‌ نيافتي‌ كه‌ بر آن‌ سوارشان‌ كني‌ و در نتيجه‌ «برگشتند؛ درحالي‌كه‌ چشمانشان‌ سرشار از اشك‌ بود» چون‌ به‌ آنان‌ گفتي‌: وسيله‌اي‌ براي‌ سوار كردنتان‌ نمي‌يابم‌! از نزد تو درحالي‌ برگشتند كه‌ گريان‌ و نالان‌ بودند «از اندوه‌ اين‌كه‌ چرا چيزي‌ نمي‌يابند كه‌ خرج‌ راه‌ كنند» نه‌ در نزد خود و نه‌ در نزد تو.
ايشان‌ گروهي‌ از انصار بودند كه‌ چون‌ پيامبراكرم‌ص براي‌ غزوه‌ تبوك‌ بسيج‌ عمومي‌ اعلام‌ كردند، نزد ايشان‌ آمدند و خواستند تا وسيله‌ سواري‌ در اختيارشان‌ قرار داده‌ شود كه‌ عازم‌ آن‌ غزوه‌ گردند. به‌ قولي‌: ايشان‌ از پيامبرص توشه‌ راه‌ خواستند. به‌ قولي‌ ديگر: ايشان‌ از پيامبرص، جز كفش‌ هيچ‌ چيز ديگري ‌نخواستند. در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص خطاب‌ به‌ شركت‌كنندگان‌ در جهاد فرمودند: «همانا مرداني‌ را در مدينه‌ برجاي‌ گذاشته‌ايد كه‌ هيچ‌ وادي‌اي ‌را نمي‌پيماييد و هيچ‌ راهي‌ را نمي‌رويد، مگر اين‌كه‌ با شما در پاداش‌ شريكند، ايشان‌ را عذر ـ و به‌ روايتي‌ بيماري‌ ـ از مشاركت‌ در جهاد بازداشت».
پس‌ آنان‌ مجموعا چهار گروهند كه‌ داراي‌ معاذير حقيقي‌ به‌شمار مي‌روند و برايشان‌ در تخلف‌ از جهاد هيچ‌ گناهي‌ نيست‌.
 
آيه  93
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَهُمْ أَغْنِيَاء رَضُواْ بِأَن يَكُونُواْ مَعَ الْخَوَالِفِ وَطَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
آن‌گاه‌ خداوند متعال‌ به‌ بيان‌ حال‌ گروهي‌ مي‌پردازد كه‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ معذور نيستند: «جز اين‌ نيست‌ كه‌ راه» عتاب‌ و ايراد و مؤاخذه‌، فقط «بر كساني‌ است‌ كه ‌با اين‌كه‌ توانگرند» و وسيله‌اي‌ را كه‌ خود را بدان‌ به ‌جهاد مجهز كنند، مي‌يابند، با آن‌هم‌ «از تو اجازه‌ مي‌طلبند» در تخلف‌ از جهاد «به‌ اين‌ راضي‌ شده‌اند كه‌ با زنان ‌خانه‌نشين‌ باشند» خوالف‌: زنان‌ خانه‌نشين‌ هستند «و خدا بر دلهايشان‌ مهر نهاده ‌است‌، در نتيجه‌ آنان» به‌سبب‌ اين‌ مهر نهادن‌ «نمي‌فهمند» آنچه‌ را كه‌ سودشان‌ درآن‌ است‌ تا آن‌ را بر آنچه‌ كه‌ مايه‌ خسران‌ و زيانشان‌ است‌، ترجيح‌ دهند.
 	آيه  117
‏متن آيه : ‏
‏ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«نوپديدآورنده‌ آسمانها و زمين‌ است‌» يعني: حق‌ تعالي‌ آفرينش‌ آنها را بدون ‌نمونه‌ پيشيني‌ آغاز و ابداع‌ كرده‌ است‌ «و چون‌ به‌ كاري‌ اراده‌ كند» يعني: اراده‌ كندكه‌ چيزي‌ را بيافريند، يا آن‌ را به‌سامان‌ آورد «فقط مي‌گويد: به‌ وجود بيا، پس ‌بي‌درنگ‌ موجود مي‌شود» يعني: هرچه‌ را كه‌ اراده‌ كند، با گفتن‌ كلمه‌ «كن: باش‌»، مي‌آفريند، از آن‌ رو كه‌ قدرت‌ وي‌ كامل‌ است، پس‌ چگونه‌ براي‌ وي‌فرزندي‌ است‌؟
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:1561.xml">صفحة (202)</a><a class="folder" href="w:html:1568.xml">صفحة (203)</a><a class="folder" href="w:html:1576.xml">صفحة (204)</a><a class="folder" href="w:html:1582.xml">صفحة (205)</a><a class="folder" href="w:html:1589.xml">صفحة (206)</a><a class="folder" href="w:html:1595.xml">صفحة (207) </a><a class="folder" href="w:html