ْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌ كه‌ براي‌ شما ستارگان‌ را بيافريد تا به‌وسيله‌ آنها در تاريكي‌هاي‌» شب‌، به‌ هنگام‌ راهپيمايي‌تان‌ در: «خشكي‌ و دريا راه‌ يابيد» آري‌! هنگامي‌ كه‌ راههاي‌ خشكي‌ و دريا بر شما مشتبه‌ و ناپيدا مي‌شود، ستارگان‌ بهترين‌ وسيله‌ پيداكردن‌ راه‌ براي‌ شماست‌ و اين‌ يكي‌ از منافعي‌ است‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ ستارگان‌ را براي‌ برآوردن‌ آن‌ آفريده‌است‌.
بي‌ مناسبت‌ نيست‌ اگر به‌ اين‌ حقيقت‌ «علمي‌ ـ تجربي‌» اشاره‌ كنيم‌ كه: خطوط طول‌ و عرض‌، به‌ شكلي‌ از اشكال‌ به‌ وضعيت‌ ستاره‌ قطب‌ ارتباط دارند و اين‌ خطوط، اساس‌ راهيابي‌ انسان‌ معاصر در فضا، دريا و خشكي‌ مي‌باشند «به‌ يقين‌ ما آيات‌ خود را براي‌ گروهي‌ كه‌ مي‌دانند، به‌ روشني‌ بيان‌ كرده‌ايم‌» پس‌ تدبر و علم‌ و معرفت‌ است‌ كه‌ افق‌ روشني‌ را به‌سوي‌ آيات‌ و نشانه‌هاي‌ الهي‌ مي‌گشايد.
 
	آيه  98
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِيَ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَمُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌ كه‌ شما را از يك‌ تن‌» يعني: از آدم‌(ع) «پديد آورد» كه‌ اين‌ در عين ‌دلالت‌ بر قدرت‌ حق‌ تعالي‌، بر وحدت‌ اصل‌ و نوع‌ انساني‌ نيز دلالت‌ مي‌كند، امري ‌كه‌ خود مقتضي‌ لزوم‌ شناخت‌ و تعاون‌ ميان‌ مردم‌ است‌، چه‌ آنان‌ همه‌ از يك‌پدرند و برادران‌ يكديگر مي‌باشند و برادر با برادر يار و غمخوار است‌، نه‌ دشمن‌ مكار «پس‌ براي‌ شما قرارگاهي‌ است‌ و وديعتگاهي‌» يعني: براي‌ شما بر روي‌ زمين ‌قرارگاهي‌ و در اندرون‌ آن‌ وديعتگاهي‌ است‌. به‌ قولي ‌ديگر معني‌ اين‌ است: براي‌ شما قرارگاهي‌ است‌ در رحم‌ زنان‌ و وديعتگاهي‌ است‌ در صلب‌ (پشت‌) مردان‌. «هرآينه‌ آيات‌ را به‌ تفصيل‌ براي‌ قومي‌ كه‌ مي‌فهمند» و اهل‌ درك‌ و خردند «بيان‌ كرده‌ايم‌».
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداوند متعال‌ در ذكر نجوم‌، تعبير:  ﴿لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ‏﴾   و در اينجا تعبير: ﴿لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ ‏﴾ را به‌كار برد زيرا پي‌بردن‌ به‌ حكمت‌ آفرينش‌ بشر از يك‌تن‌ واحد و تطور آن‌ به‌ احوال‌ مختلف‌، به‌ دقت ‌نظر و عمق‌ فهم‌ و فكر نياز دارد،كه‌ معناي‌ «فقه‌» نيز همين‌ است‌ اما دانستن‌ جايگاههاي‌ ستارگان‌ و راهيابي‌ به‌وسيله ‌آنها در خشكي‌ و دريا، با مقداري‌ از دانش‌ و مشاهده‌ ظاهري‌ هم‌ ممكن‌ است‌ و به‌دقت‌نظر و تفكر عميق‌ متوقف‌ نيست‌، از اين‌ جهت‌، تعبير «علم‌» براي‌ آن‌ متناسب ‌بود بنابراين‌، هريك‌ از دو تعبير فوق‌، مطابق‌ مقتضاي‌ حال‌ مي‌باشد.
آيه  99
‏متن آيه : ‏
‏ وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبّاً مُّتَرَاكِباً وَمِنَ النَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهاً وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انظُرُواْ إِلِى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و اوست‌ آن‌ كه‌ از آسمان‌ آبي‌ فرودآورد» كه‌ آب‌ باران‌ است‌ «پس‌ به‌ وسيله‌ آن‌آب‌، هرگونه‌ گياه‌» يعني: گونه‌هاي‌ مختلف‌ گياهي‌ «را برآورديم‌» تعبير: ﴿فَأَخْرَجْنَا بِهِ﴾ : (پس‌ به‌ وسيله‌ آن‌ بر آورديم‌)؛ التفاتي‌ است‌ از حالت‌ غايب‌ به‌ حالت‌ تكلم‌، كه‌ اين‌ «التفات‌»، مفيد عنايت‌ به‌ شأن‌ انسان‌ و نعمتهايي‌ است‌ كه‌ به‌ زندگي‌ او مربوط مي‌شود «و از آن‌ گياه‌، جوانه‌ سبزي‌ بيرون‌ آورديم‌» خضر: سبزيجات‌ تروتازه ‌است‌ «كه‌ از آن‌ جوانه‌ سبز، دانه‌هاي‌ متراكمي‌ برمي‌آوريم‌» يعني: دانه‌هاي ‌درهم‌رسته‌اي‌ كه‌ برخي‌ با برخي‌ به ‌هم ‌پيوسته‌اند چنان‌كه‌ در تركيب‌ خوشه‌ها مي‌بينيم‌ «و از شكوفه‌ درختان‌ خرما خوشه‌هايي‌ است‌ نزديك‌ به‌ زمين‌» يعني: به‌ فرمان‌ حق‌ تعالي‌ خوشه‌هاي‌ درختان‌ خرما از شكوفه‌هاي‌ آن‌ بيرون‌ مي‌آيد، درحالي‌ كه‌ «دانيه‌» است‌. دانيه: يعني: نزديك‌ است‌ به‌طوري‌ كه‌ شخص‌ در هر دو حال‌ ايستاده‌ و نشسته‌ به‌ آن‌ دسترسي‌ دارد. زجاج‌ مي‌گويد: «معني‌ اين‌ است‌ كه: بعضي‌ از اين‌ خوشه‌ها نزديك‌ و در دسترس‌ است‌ و بعضي‌ دور. و جمله‌ (بعضي‌از آنها دور است‌) حذف‌ شد زيرا ماقبل‌ آن‌ بر آن‌ دلالت‌ مي‌كرد». «و نيزباغهايي‌ از درختان‌ انگور و زيتون‌ و انار ـ همانند و غيرهمانند ـ بيرون‌ آورديم‌» يعني: ميوه‌هايي‌ كه‌ در حجم‌ و رنگ‌ همانند و در طعم‌ و مزه‌ غيرهمانند هستند.
سپس‌ خداي‌ سبحان‌ به‌ فرزندان‌ آدم‌(ع) فرمان‌ مي‌دهد تا به‌سوي‌ اين‌ ميوه‌ها در مرحله‌ شكوفه‌دهي‌ و در مرحله‌ پختگي‌ و نضج‌ آنها كه‌ مرحله‌ بهره‌برداري‌ از آنهاست‌ و براي‌ بدنشان‌ در آن‌ هنگام‌ بسيار سازگار و مفيد است‌، به‌ ديده‌ عبرت ‌بنگرند و در اين‌ حقيقت‌ نيك‌ تأمل‌ كنند كه‌ خداي‌ عزوجل‌ چگونه‌ از خاك‌ تيره‌ميوه‌هاي‌ الوان‌ پديد مي‌آورد، چگونه‌ از يك‌ خاك‌ و يك‌ آب‌، هزاران‌ گونه‌ گياه‌ و ثمر با هزاران‌ گونه‌ خواص‌ و طعم‌ و رنگ‌ تقديم‌ انسان‌ مي‌كند؟ پس‌ فرمود: «به‌ ميوه‌ آن‌ چون‌ ثمر دهد بنگريد» كه‌ چگونه‌ شكوفه‌ آن‌ ضعيف‌ و غيرقابل ‌بهره‌گيري‌ است‌ «و» نيز بنگريد به‌سوي‌ «پختگي‌ آن‌، آن‌گاه‌ كه‌ برسد. قطعا در اينها براي‌ مردمي‌ كه‌ ايمان‌ مي‌آورند، نشانه‌هاست‌» يعني: در آنچه‌ كه‌ به‌ اجمال‌ و تفصيل‌ ذكر شد؛ براي‌ اهل‌ ايمان‌ نشانه‌هايي‌ است‌ راه‌گشا به‌سوي‌ وجود و يگانگي‌ خداي‌ تواناي‌ حكيم‌ زيرا پديد آوردن‌ اجناس‌ مختلف‌ و گوناگون‌ از يك‌ اصل‌؛ فقط به‌قدرت‌ آفريننده‌ توانايي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ به‌ راز و رمزهاي‌ مخلوقاتش‌ به‌خوبي‌ آگاه‌ است‌ پس‌ تأمل‌ در هر بخشي‌ از آنها، فتح‌ بابي‌ به‌سوي‌ اين آيات‌ و نشانه‌هاست‌.
آري‌! آيه‌ (99) تا (95)، متضمن‌ چهار نوع‌ از ادله‌ بر وجود خداي‌ آفريننده‌ و بر يگانگي‌، علم‌، قدرت‌ و حكمت‌ وي‌ است:
نوع‌ اول: برگرفته‌ از دلالت‌ احوال‌ نباتات‌ و حيوانات‌ است‌.
نوع‌ دوم: برگرفته‌ از احوال‌ نجوم‌ و افلاك‌ است‌.
نوع‌ سوم: برگرفته‌ از احوال‌ انسان‌ و خلقت‌ وي‌ از يك‌ اصل‌ و يك‌ ريشه‌ است‌.
و نوع‌ چهارم: برگرفته‌ از روش‌ رويانيدن‌ و تنوع‌ گونه‌هاي‌ اشجار و نباتات‌ و اختلاف‌ انواع‌ ميوه‌ها و محصولات‌ است‌. كه‌ علم‌ جديد در هر بابي‌