ان بود رو به طرف اينها كرده فرمود: شما از علي چه مي خواهيد؟ شما از علي چه مي خواهيد؟ شما از علي چه مي خواهيد؟ همانا علي از من است و من از اويم. بعد از من، او محبوب هر مؤمن است. (5)
توجه: از روايت واقدي در كتاب المغازي، چنين بر مي آيد كه علي رض، هنگام بازگشت از يمن، همراه تمام لشكر بود. البته وقتي كه لشكر به جايي به نام «فتق» رسيد (روستايي در نزديكي طائف) علي رض ابو رافع را جانشين خود قرار داده خود با عجله به مكه رفت تا به خدمت رسول اكرم ص برسد. پس از ملاقات و گفتگو با رسول الله ص، علي رض، دوباره خود را به لشكر رسانيد. در اين هنگام لشكر داشت از سدره وارد مكه مي شد. همانجا علي رض به خاطر سوار شدن بر شتران صدقه و پوشيدن لباسها، شديداً اظهار ناراحتي و نارضايتي كرد و افراد را وادار كردكه لباسها را از تن درآورند. اين كار باعث شد تا لشكريان نزد رسول ص از دست حضرت علي رض شكايت كنند.(6) 
اين توجيه بين روايت كتاب المغازي و روايات گذشته، قطعي مي گردد كه در روايات عربي، هر جا كه لفظ «المدينه» آمده، مراد از آن مدينه منوره نمي باشد بلكه شهر مكه مراد است. براي اينكه در عربي، «مدينه» به مطلق شهر گفته مي شود.
از جمع بندي رواياتي كه از «البداية و النهاية» نقل كرديم و الفاظ و اسناد مختلفي كه در كتب تفسير، حديث و تاريخ آمده به خوبي واضح مي شود كه در دل برخي از مردم، خصوصاً در دل كساني كه در سفر يمن، همراه علي رض بودند نسبت به علي رض، بدگماني و يا كدورت پيدا شده بود. رسول اكرم رحمت دو عالم ص كه در سفر بزرگ و مهم حجه الوداع، براي برحذر داشتن امت از گمراهي و دو دستگي، گام به گام با نصائح و خطبه ها، مردم را ارشاد و راهنمايي مي كردند چگونه مي توانستند تحمل كنند كه بطور جمعي، در دل مردم نسبت به علي رض بدگماني پيدا شود؟ در حالي كه علي رض از بزرگان صحابه و از السابقون الاولون بشمار مي آيد و در آينده مي بايد در وقت خود، وظايف و مسئوليت رهبري و امامت اين امت را بر عهده بگيرد. به همين جهت پيغمبر اكرم ص در غدير خم، نه تنها برائت علي رض را آشكار ساختند بلكه به امت نيز دستور دادند كه با علي رض محبت و ارادت داشته باشند.(7) 
همين مطلب را، امام و دانشمند مشهور جهان در تفسير، حديث و تاريخ چنين اظهار كرده اند:
و المقصود ان عليا لما كثر فيه القيل و القال من ذلك الجيش بسبب منعه اياهم استعمال ابل الصدقة و استرجاعه منهم الحلل التي اطلقها لهم نائبه، و علي معذور فيما فعل لكن اشتهر الكلام فيه في الحجيج فلذالك والله اعلم لما رجع رسول الله ص من حجة و تفرغ من مناسكه و رجع الي المدينة فمر بغدير خم قام في الناس خطيباً فبرأ ساحة علي ورفع من قدره ونبه على فضله ليزيل ما وقر في نفوس كثير من الناس.
و مقصود آنكه، وقتي از طرف لشكر، قيل و قال در شأن علي فزوني گرفت – چرا كه لشكريان را از استفاده از شتران صدقه باز داشته بود و لباس هايي كه جانشينش اجازه پوشيدن به آنها را داده بود پس گرفته بود – حضرت علي رض در آنچه كرده بود شرعاً معذور بود ولي در حجه الوداع، گفتگو عليه علي اوج گرفت. براي همين (والله اعلم) رسول الله ص پس از فراغت از حج و مناسك حج، در راه بازگشت به مدينه در غدير خم، خطبه اي ايراد كردند كه در آن پاكي، رفعت شأن و علو مرتبه علي را متذكر شده، مردم را از فضيلت وي آگاه كردند تا كه بدگماني كه در دل بسياري از مردم ريشه دوانيده بود دور گردد.(8) 
اگر در كنار عوامل واقعه غدير خم، و رويدادهاي بعد از آن  از قبيل اينكه: امامت مسجد نبوي به ابوبكر صديق رض واگذار شد؛ دلايل و هدايات واضح و روشن، براي خلافت حضرت ابوبكر صديق ص وجود دارد؛ و بعد از آن طرف، پس از رحلت رسول اكرم ص به ترتيب: ابوبكر صديق رض، عمر فاروق رض، عثمان غني رض به خلافت رسيدند؛ همچنين حضرت علي رض در دور خلافت و امامت خود با مخالفت هاي حضرت معاويه رض و همراهانش مواجه خواهد شد. اگر همة اين ها نيز مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد به اين واقعيت پي خواهيم برد كه اعلام پاكي شأن علي، محبت و مهر ورزي با او از طرف رحمت عالم ص در غدير خم، بسيار به موقع و بجاست. (صلي الله عليه و سلم و جزاه الله تعالي عن امته بما هو اهله).
پس از اين بحث طولاني، بحمد لله، اين اشكال رفع مي شود كه چه نيازي داشت حضرت رسول اكرم ص  در غدير خم، درباره حضرت علي رض خطبه اي ايراد فرمايد.
............................
(1)  به حواله بخاري و البدايه و النهايه لابن كثير 5/104 جامع ترمذي باب مناقب علي و مسند احمد به روايت عمران بن حصين 4/437، 5/347، 5/350، 5/351، 5/356 و 358 به روايت بريده الاسلمي
(2) محمد بن اسحاق و بيهقي به نقل از البدايه و النهايه5: 105
(3) اسناد جيد علي شرط النسائي به حواله بيهقي – البدايه و النهايه 5: 105
(4) البدايه و النهايه: 5/106
(5) ترمذي به حواله جامع الاصول 8/652
(6) كتاب المغازي للقوادي 3/1080 طبع موسسه الاعلمي بيروت
(7) بيجا نخواهد بود اگر در اينجا مقوله معروف امام مشهور اهل سنت ابوحنيفه (رح) تكرار شود: ان تفضل الشيخين و تحب الختنين، يعني همراه با اعتقاد به فضيلت شيخين محبت با دو داماد (عثمان و علي (رضي الله عنهما)) نيز ضروري است.
(8) البدايه و النهايه 5: 106
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:27.txt">صحيحين</a><a class="text" href="w:text:28.txt">ترمذي</a><a class="text" href="w:text:29.txt">ابن ماجه </a><a class="text" href="w:text:30.txt">نسائي</a><a class="text" href="w:text:31.txt">مسند امام احمد بن حنبل </a></body></html>در بخاري شريف، اين خطبه، منقول نيست. (1)
در صحيح مسلم، در باب فضائل علي خطبه، فقط با اين الفاظ آمده است:
اما بعد الا ايها الناس فانما انا بشر يوشك ان ياتي رسول ربي فاجيب و انا تارك فيكم الثقلين اولهما كتاب الله، فيه الهدي و النور فخذوا كتاب الله و استمسكوا به، فحث على كتاب الله و رغب فيه ثم قال و اهل بيتي، اذكركم الله في اهل بيتي، اذكركم الله في اهل بيتي، اذكركم الله في اهل بيتي.
بعد از حمد و سلام؛ هان اي مردم! من هم انسان هستم. نزديك است پيك پروردگارم از راه فرا رسد و من دعوتش را اجابت كنم دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم. اولي كتاب الله است كه هدايت و نور در آن است. آنگاه مردم را به اعتنا به قرآن تشويق و ترغيب كرد. سپس فرمود: (و دومي) اهل بيتم است. درباره اهل بيتم، خدا را يادآوري تان مي كنم، درباره اهل بيتم، خدا را يادآوري تان مي كنم، درباره اهل بيتم، خدا را يادآوري تان مي كنم.(2) 
.........................
(1) البته از يك روايت بخاري، اشاره اي به طرف سبب اين خطبه، معلوم مي شود: حضرت بريده اسلمي رض  مي فرمايد: حضرت رسول اكرم ص، حضرت علي رض را به طرف خالد بن الوليد رض  فرستاد تا كالا و سامان خمس را بياورد. حضرت بريده مي گويد: من از حضرت علي رض  ناراحت بودم. در همين دوران، او (با كنيز) غسل هم كرد. من به خالد گفتم: اين آدم (حضرت علي رض) را نمي بيني كه دارد چكار مي كند؟ بعد ما نزد رسول خدا ص حاضر شديم. شكايت خود را از حضرت علي رض ، نزد حضرت رسول اكرم ص مطرح كردم. ايشان ص فرمودند: آيا تو با علي كدورت داري؟ من عرض كردم: ب