عْهُ يُرْخِّصُ في شَيءٍ مِمَّا يقُولُ النَّاسُ إلاَّ في ثلاث: تَعْني: الحَرْب،والإصْلاحَ بيْن النَّاس، وحديثَ الرَّجُلَ امْرَأَتَه، وحديث المرْأَةِ زوْجَهَا.

بدانکه اگر چه اصل دروغ حرام است، ولی در بعضی حالات و روی شرطهائی رواست که در کتاب "اذکار" ذکر نمودم که فشردهء آن اين است که سخن وسيله ايست برای بيان مقاصد و هر مقصد نيکی که رسيدن به آن بدون گفتن دروغ ممکن باشد، دروغ گفتن در آن حرام است و اگر رسيدن به آن بدون دروغ گفتن، ممکن نباشد، دروغ جائز و رواست.
پس اگر مقصود او مباح باشد، دروغ گفتن، هم مباح است و اگر واجب باشد، دروغ گفتن، واجب است.
هرگاه مسلمانی از ظالم و ستمگری که می خواهد او را بکشد، يا مالش را بگيرد، پنهان شد، يا مالش را پنهان نمود و از شخصی در بارهء وی سؤال شد، واجب است که دروغ بگويد و آنرا مخفی بدارد.
همانطور هرگاه نزد او مالی به وديعت نهاده شده باشد وظالمی بخواهد که آن را بگيرد، واجب است که دروغ گفته آن را پنهان بدارد.
و محتاط تر در اين موارد اين است که توريه کند، و معنای توريه اين است که از عبارتش مقصد صحيحی را در نظر داشته باشد که نسبت به آن دروغگو نيست، هر چند در ظاهر لفظ و نسبت به آنچه که مخاطب آن را می فهمد، دروغگو است. و هرگاه توريه را گذاشته و عبارت دروغی را ذکر نمود، در اين حال حرام نمی باشد. و علماء برای روا بودن دروغ گفتن در اين حال به حديث ام کلثوم استدلال جسته اند، که گفت: از رسول الله صلی الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: کذّاب کسی نيست که در ميان مردم اصلاح می آورد، پس خبری را می رساند، يا خبری را می گويد.
و مسلم رحمه الله در روايتش افزوده که ام کلثوم رضی الله عنها گفت: و نشنيدم در چيزی از آنچه مردم می گويند، رخصت داده باشد، مگر در سه چيز:
منظورش: جنگ، و آشتی در ميان مردم، و سخن مرد به همسرش و سخن همسر به شوهرش.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:67.txt">1</a><a class="text" href="w:text:68.txt">3</a><a class="text" href="w:text:69.txt">7</a><a class="text" href="w:text:70.txt">10</a><a class="text" href="w:text:71.txt">13</a><a class="text" href="w:text:72.txt">16</a><a class="text" href="w:text:73.txt">20</a><a class="text" href="w:text:74.txt">24</a></body></html>262- باب تشويق نمودن به دقت کردن در آنچه که می گويد و يا حکايت می کند

قال الله تعالی: {وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ} الإسراء: ٣٦
و قال تعالی: {مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ} ق: ١٨

خداوند می فرمايد: دنبال آنچه علم نداری مرو!. إسراء: 36
و می فرمايد: بزبان نمی آرد آدمی سخنی را مگر اينکه نزد وی نگهبان نيست مهيا. ق: 18

1547- وعنْ أبي هُريْرة رضي اللَّه عنْهُ أنَّ النبيَّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « كفي بالمَرءِ كَذِباً أنْ يُحَدِّثَ بِكُلِّ ما سمعِ » رواه مسلم.

1547- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: دروغگوئی مرد همين بس که همهء آنچه را می شنود، می گويد.

1548- وعن سمُرة رضي اللَّه عنْهُ قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « منْ حدَّث عنِّي بِحَدِيثٍ يرَى أنَّهُ كذِب،فَهُو أحدُ الكَاذِبين » رواه مسلم.

1548- از سمره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه سخنی را از من نقل کند که می بيند آن دروغ است، پس يکی از دروغگويان بشمار می رود.

1549- وعنْ أسماءَ رضي اللَّه عنْها أن امْرأة قالَت: يا رَسُول اللَّه إنَّ لي ضرَّةَ فهل علَيَّ جناحٌ إنْ تَشبعْتُ من زوجي غيْرَ الذي يُعطِيني ؟ فقال النبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « المُتشبِّعُ بِما لـم يُعْطَ كَلابِس ثَوْبَي زُورٍ » متفقٌ عليه.

1549- از اسماء رضی الله عنها روايت است که:
زنی گفت: يا رسول الله صلی الله عليه وسلم مرا زن شوهری است (همباغ= هوو) پس آيا بر من گناه است که خود را از شوهرم به غير از آنچه که بمن می دهد، سير بنمايانم؟
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه خود را به چيزی که داده نشده سير بنماياند مانند کسيست که دو لباس زور (ريا و دروغ) پوشيده است.
263- باب در مورد دشوار بودن شهادت دروغ

قال الله تعالی: { وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ} الحج: ٣٠
و قال تعالی: {وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ} الإسراء: ٣٦
و قال تعالی: {مَا يَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ} ق: ١٨
و قال تعالی: { إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ} الفجر: ١٤
و قال تعالی: { وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً} الفرقان: ٧٢

خداوند می فرمايد: از سخن دروغ بپرهيزيد. حج: 30
و می فرمايد: دنبال آنچه علم نداری مرو!. إسراء: 36
و می فرمايد: بزبان نمی آرد، آدمی سخنی را مگر اينکه نزد وی نگهبانيست مهيا. ق: 18
و می فرمايد: همانا پروردگار تو در کمينگاه است. فجر: 14
و می فرمايد: و آنانيکه گواهی دروغ نمی دهند. فرقان: 72

1550- وعن أبي بكْرةَ رضي اللَّه عَنْهُ قال: قالَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « ألا أُنبِّئكُم بأكبر الكَبائِر؟ قُلنَا: بَلَى يا رسول اللَّه. قَال: « الإشراكُ باللَّه، وعُقُوقُ الوالِديْنِ » وكان مُتَّكِئا فَجلَس، فقال: « ألا وقَوْلُ الزُّور، وشهادةُ الزورِ » فما زال يُكَرِّرُهَا حتى قلنا: لَيْتَهُ سكَت. متفق عليه.

1550- از ابو بکره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آيا شما را از بزرگترين گناهان کبيره خبر ندهم؟
گفتيم: آری يا رسول الله صلی الله عليه وسلم!
فرمود: شريک آوردن به خدای متعال و نافرمانی پدر و مادر و در حاليکه تکيه کرده بود (رسول الله صلی الله عليه وسلم) و نشست و فرمود: آگاه باشيد و سخن دروغ و شهادت دروغ و آن را پی در پی می گفت، تا که گفتيم، کاش سکوت می فرمود.
264- باب تحريم لعنت کردن انسانی معين يا چارپائی (مرکبی) معين

1551- عن أبي زيْدٍ ثابتِ بنِ الضَّحاكِ الأنصاريِّ رضي اللَّه عنه، وهو من أهْل بيْعةِ الرِّضوانِ قال: قَالَ رسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « من حَلَف عَلى يمِينٍ بِملَّةٍ غيْرٍ الإسْلامِ كاذباً مُتَعَمِّداً، فهُو كما قَال، ومنْ قَتَل نَفسهُ بشيءٍ ، عُذِّب بِهِ يوْم القِيامة، وَليْس على رجُلٍ نَذْرٌ فِيما لا يَملِكه، ولعنُ المُؤْمِنِ كَقَتْلِهِ » متفقٌ عليه.

1551- از ابو ثابت بن ضحاک انصاری رضی الله عنه که از اهل بيعة الرضوان است، روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آنکه بر سوگندی بملتی غير از اسلام از روی قصد و دروغ بخورد، او چنان است که گفته است. و کسيکه که خود کشی کند در روز قيامت به آن عذاب کرده می شود و بر هيچ مرد نذری در آنچه مالک آن نيست، نمی باشد و لعنت نمودن فرد مؤمن مانند کشتن اوست.

1552- وعنْ أبي هُريْرةَ رضي اللَّه عنهُ أنَّ رسُول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « لا ينْبغِي لِصِدِّيقٍ أنْ يكُونَ لَعَّاناً » رواه مسلم.

1552- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که: 
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: 