ه و بعضی دیگر ستارگان را خدا دانسته اند تا جایی که برخی، آدمیان و درختان و سنگ ها و بت هایی که با دست خود تراشیده اند، را خدا و اله خود دانسته اند. و برخی از انسان ها به واجب الوجود حق، اعتراف کرده اند اما باز آراء و نظرات مختلفی در این باره دارند.
تا اینکه خداوند پیامبران را فرستاد تا حق را از باطل در آنچه که در آن اختلاف کرده اند، برای امت هایشان تبیین کنند، پس مردم حق را آن گونه که شاید و باید است، دانستند و پروردگارِ خدایان را از آنچه لایق جلال و شکوه اش نیست، از جمله قرار دادن شریک و همتا برای خدا و قرار دادن رفیق و فرزند برای خدا، مبرا و پاک گردانند. پس کسانی به آن اعتراف کردند و آنان زیر مقتضای فرموده‏ ی:( إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّکَ) هود: ١١٩ قرار می گیرند و کسانی وجود خدای واحد را انکار کردند و زیر مقتضای آیه‏ ی:(وَتَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ) هود: ١١٩ قرار گرفته اند.
گروه نخست مشمول وصف رحمت هستند؛ زیرا از وصف اختلاف به وصف وفاق و اتحاد و الفت و همبستگی خارج شده اند، و این همان چیزی است که در این آیه به آن امر شده است:(وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ) آل عمران: ١٠٣. این رأی از جماعتی از مفسران نقل شده است.
ابن وهب از عمر بن عبدالعزیز روایت کرده که درباره ی عبارت:(وَلِذَلِکَ خَلَقَهُمْ) هود: ١١٩گوید: خداوند اهل رحمت را آفرید که با هم اختلاف نکنند- و این مفهوم روایتی است که از مالک و طاوس(1)  در «جامع» خود نقل شده است- و دیگران بر وصف اختلاف و تفرق باقی مانده اند هرگاه با حق روشن مخالفت کنند و دین درست را دور اندازند. از مالک نیز نقل شده که گوید: کسانی که خدا به آنان رحم کرده اختلاف نکرده اند. 
خداوند می فرماید:(کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْکُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ ...) البقرة: ٢١٣
«‏ مردمان (برابر فطرت در آغاز از نظر انديشه و صورت اجتماعي يك‌گونه و) يك دسته بودند .  (كم‌كم دوره صِرف فطري به پايان رسيد و جوامع و طبقات پديد آمدند و بنا به استعدادهاي عقلي و شرائط اجتماعي،  اختلافات و تضادهائي به وجود آمد و مرحله بلوغ و بيداري بشريّت فرا رسيد) پس خداوند پيغمبران را برانگيخت تا (مردمان را به بهشت و دوزخ) بشارت دهند و بترسانند . و كتاب (آسماني) كه مشتمل بر حق بود و به سوي حقيقت (و عدالت) دعوت مي‌كرد،  بر آنان نازل كرد تا در ميان مردمان راجع بدانچه اختلاف مي‌ورزيدند داوري كند (و بدين وسيله مرحله نبوّت فرا رسيد . آن گاه) در (مطالب و حقّانيّت) كتاب (آسماني) تنها كساني اختلاف ورزيدند كه در دسترسشان قرار داده شده بود،  و به دنبال دريافت دلائل روشن،  از روي ستمگري و كينه‌توزي (و خودخواهي و هواپرستي،  در پذيرش و فهم و ابلاغ و اجرا كتاب) اختلاف نمودند (و مرحله اختلاف در دين و ظهور دينداران و دين‌سازان حرفه‌اي فرا رسيد و زمينه بروز و سلطه طاغوت فراهم شد) . پس خداوند كساني را كه ايمان آورده بودند،  با اجازه خويش (كه مايه رشد فكري و ايمان پاك و زمينه رستن از انگيزه‌هاي نفساني و تمسّك كامل به كتاب آسماني است) به آنچه كه حق بود و در آن اختلاف ورزيده بودند،  رهنمون شد،  ‏». 
(کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً) یعنی مردم یکی بودند و سپس  با هم اختلاف کردند. «ﮂﮃﮄ». پس خداوند در این آیه خبر داده که انسان ها با هم اختلاف کرده اند و متفق نبوده اند، سپس  خداوند پیامبران را مبعوث کرد تا در آنچه اختلاف کرده اند، به حق داوری کنند، و نیز بیان داشته که کسانی که ایمان آورده اند، خداوند آنان را به سوی حق هدایت کرده است. 
در حدیث صحیح آمده است: « نحن الآخرون السابقون یوم القیامة، بید أنهم أوتوا الکتاب من قبلنا و أوتیناه من بعدهم، هذا یومهم الذی فرض الله علیهم، فاختلفوا فیه، فهدانا الله له، فالناس لنا فیه تبع، فالیهود غداً و النصاری بعد غد»(2) : « ما امت آخر و در روز رستاخیز، پیشقدم هستم، در حالی که به اهل کتاب پیش از ما کتاب آسمانی داده شد و کتاب آسمانی پس از آنان به ما داده شد. این همان روزی است که خداوند بر آنان مقرر کرده است. پس در آن اختلاف ورزیدند و خداوند ما را به دین و راه راست، هدایت کرد. پس مردم در این زمینه پیروان ما هستند. یهودیان فردا و مسیحیان پس فردا از ما پیروی می کنند.
ابن وهب از زید بن اسلم درباره‏ی فرموده‏ ی:(کَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً) البقرة: ٢١٣ روایت کرده که گوید: « این روزی است که خداوند از آنان پیمان محکم گرفت، مردم بجز آن روز، امتی واحد نبودند، (فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْکُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ )البقرة: ٢١٣.
انسان ها راجع به روز تعطیلی اختلاف ورزیدند. یهودیان روز شنبه و مسیحیان روز یکشنبه را روز تعطیل اعلام کردند امّا خداوند امت محمد(ص) را به روز جمعه هدایت کرد.
مردم راجع به قبله با هم اختلاف داشتند. مسیحیان به سوی مشرق، یهودیان به سوی بیت المقدس رو می کردند، پس خداوند امت محمد(ص) را به سوی قبله، هدایت نمود. انسان ها راجع به نماز اختلاف نظر داشتند. عده ای از آنان رکوع می کردند و به سجده نمی رفتند؛ بعضی از آنان، سجده می کردند و به رکوع نمی رفتند؛ عده ای دیگر نماز می خواندند و در آن حال سخن می گفتند و برخی از آنان نماز می خواندند و در همان حال نماز خواندن، راه می رفتند. خداوند، امت محمد(ص) را به حقّ در این زمینه هدایت کرد.
راجع به روزه اختلاف داشتند. عده ای قسمتی از روزه را روزه می گرفتند و بعضی، در روزه از برخی غذاها امساک می کردند و خداوند امت محمد(ص) را به کار حق در این زمینه هدایت کرد.
انسان ها راجع به ابراهیم علیه السلام اختلاف نظر داشتند. یهودیان گفتند: ابراهیم یهودی بوده و مسیحیان گفتند: ابراهیم مسیحی بوده، در حالی که خداوند او را پاک دین و مسلمان قرار داد. پس خداوند امت محمد(ص) را به حق در این زمینه هدایت نمود.
همچنین درباره‏ی عیسی علیه السلام اختلاف داشتند. یهودیان به او کفر ورزیدند و تهمت بزرگی به مادرش زدند و مسیحیان او را خدای یکتا قرار دادند در حالی که خداوند او را روح و کلمه‏ی خویش قرار داد. پس خدا امت محمد(ص) را به 