 خدا((ص)) به غزوه می‏رفتیم و زنان با ما نبودند. گفتیم: آیا خود را اخته نکنیم؟ پیامبر((ص)) ما را از این کار نهی کرد. پس از آن به ما اجازه داد که در مقابل لباس با زن تا مدت معینی ازدواج کنیم.(4) منظورش نکاح متعه است که بعدها نسخ شد.
سپس ابن مسعود این آیه را خواند:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ)المائدة: ٨٧.
اسماعیل از یحیی بن یعمر نقل کرده که عثمان بن مظعون قصد داشت که رهبانیت را اختیار کند، یعنی روزها را روزه بگیرد و شب‏ها را زنده‏داری کند و با نماز تهجد و عبادت و راز و نیاز خدا شب‏ها را به سر برد. همسرش زنی خوشبو و آراسته بود. از آن پس سرمه و حنا و آرایش را کنار نهاد. زنی از همسران پیامبر((ص)) به او گفت: آیا شوهرت در خانه حضور دارد یا خیر حضور ندارد؟ گفت: حضور دارد. ولی عثمان دیگر زنان را نمی‏خواهد. همسر پیامبر((ص)) این خبر را برای آن حضرت بازگو کرد. رسول خدا((ص)) عثمان را دید و به او گفت: «یا عثمان أتؤمن بما نؤمن به»: «آیا به آنچه که ما بدان ایمان داریم، تو هم ایمان داری؟» عثمان گفت: آری. آن حضرت فرمودند: «فاصنع مثل ما نصنع»: «پس کاری را که می‏کنیم، تو هم بکن». آن گاه این آیه را تلاوت کرد:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ)المائدة:  ٨٧.(5) 
سعید بن منصور از حُصین از ابومالک روایت کرده که گوید: «آیه‏ی  مذکور درباره‏ی عثمان بن مظعون و دوستانش نازل شد. آنان بسیاری از نعمت‏های حلال از جمله غذا خوردن و همبستری با زنان را بر خود حرام کردند و بعضی‏شان قصد داشتند که آلت تناسلی خود را ببرند. پس خداوند متعال این آیه را نازل فرمود:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ)المائدة: ٨٧.
از عکرمه روایت است که گوید: چند نفر از یاران رسول خدا((ص)) تصمیم گرفتند زنان را رها کنند و گوشت نخورند و خود را اخته نمایند. پس این آیه نازل شد:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ)المائدة: ٨٧
از قتاده روایت شده که گوید: «آیه‏ی مذکور درباره‏ی چند نفر از یاران رسول خدا((ص)) نازل شد. آنان خواستند دنیا و تعلقات دنیا را ترک کنند، از زنان کناره‏گیری و رهبانیت را پیشه کنند. از جمله‏ی این افراد، علی بن ابی طالب و عثمان بن مظعون بودند.
ابن مبارک روایت کرده که عثمان بن مظعون پیش پیامبر((ص)) آمد و گفت: به ما اجازه بده که خود را اخته کنیم. پیامبر((ص)) فرمود: «لیس منّا من خصی و لااختصی، إنّ خصاء أمتّی الصیام»: کسی که خود را اخته کند، از ما نیست. همانا اخته کردن امت من، روزه است».
عثمان بن مظعون گفت: ای رسول خدا((ص)) به ما اجازه‏ی گوشه‏ نشینی را بده.
پیامبر((ص))فرمود: «إن سیاحة أمتی الجهاد فی سبیل الله»: «همانا گوشه‏ نشینی امت من، جهاد در راه خداست».
عثمان گفت: ای رسول خدا! به ما اجازه بده که رهبانیت را پیشه کنیم.آن حضرت فرمودند: «إنّ ترهّب أمتّی الجلوس فی المساجد لانتظار الصلاة»:(6)  «همانا رهبانیت امت من نشستن در مساجد به انتظار نماز است».
در «الصحیح» آمده که: «رسول خدا((ص)) بریدن از دنیا را از عثمان بن مظعون قبول نکرد، و اگر اجازه‏ی این کار را به او می‏داد، هر آینه ما خود را اخته می‏کردیم»(7). 
همه‏ی اینها به طور واضح و روشن نشان می‏دهند که همه‏ی این چیزها تحریم چیزهایی است که در شریعت اسلام حلال می‏باشد، و عمل نکردن به چیزهایی است که شارع قصد عمل کردن به آنها را داشته – هر چند به قصد سلوک راه آخرت هم باشد-؛ چون این کار نوعی رهبانیت است و در اسلام رهبانیتی وجود ندارد.
*صحابه و تابعین و بزرگانِ پس از آنان قائل به منع تحریم چیزهای حلال هستند، فقط اگر تحریم چیزهای حلال، بر سر آن سوگند نخورده باشد، کفاره‏ای ندارد و اگر بر سر آن سوگند خورد، کفاره دارد و سوگند خورنده باید به آنچه که خدا حلال نموده، عمل کند.
از جمله می‏توان به روایتی که اسماعیل قاضی از معقل بن مقرّن(8)  نقل کرده، اشاره کرد. وی در این روایت گوید: او از ابن مسعود سؤالی کرد و گفت: من سوگند خورده‏ام که یک سال بر بسترم نخوابم، حکمش چیست؟ عبدالله بن مسعود این آیه را تلاوت کرد:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ ...)المائدة: ٨٧، حالا کفاره‏ی سوگندت را بده و بر بسترت بخواب».
در روایتی آمده است: معقل زیاد روزه می‏گرفت و نماز می‏خواند پس سوگند خورد که بر بسترش نخوابد. پیش عبدالله بن مسعود (رض) آمد و در این باره از او پرسید. ابن مسعود آیه‏ی مذکور را برایش تلاوت کرد».
از مغیره روایت است که گوید: «درباره‏ی آیه‏ ی:(لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ )المائدة: ٨٧  به ابراهیم گفتم: آیا منظور کسی است که چیزی از حلال خدا را حرام می‏کند؟ گفت: بله».
از مسروق(9) روایت شده که گوید: مقداری شیر برای عبدالله بن مسعود آورده شد. وی به حاضرین گفت: نزدیک بیایید. آنان شروع به خوردن کردند. مردی گفت: من شیر را بر خویشتن حرام کرده‏ام. عبدالله گفت: این کار از گام‏های شیطان است، (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تُحَرِّمُواْ طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللّهُ لَکُمْ)المائدة: ٨٧.نزدیک بیا و از آن بخور و کفاره‏ی سوگندت را بده».
فتوا در اسلام بر همین اساس جاری شده است. بدین صورت که هر کس چیزی از حلال خدا را بر خود حرام کند، به این تحریم ترتیب اثر داده نمی‏شود. اگر آن چیز را که بر خود حرام کرده، خوردنی باشد، از آن بخورد و اگر نوشیدنی باشد، آن را بنوشد و اگر پوشاک باشد، آن را بپوشد و اگر مالی باشد آن را تحت ملک خویش در آورد. گویی این فتوا اجماع دانشمندان اسلامی است. این فتوا از مالک و ابوحنیفه و دیگران نقل شده است. اما اینان در رابطه با همسر که اگر شوهر او را بر خود حرام کند، اختلاف نظر دارند. مذهب مالک این است که این تحریم، یک طلاق محسوب می‏شود. غیر از همسر، دیگر موارد باطل است و ترتیب اثری بدان داده نمی‏شود؛ چون قرآن آن را تجاوز می‏داند. حتی اگر کسی همبستری با کنیزش را بر خویشتن حرام کند و از آن قصد آزاد کردنش نداشته باشد و بعداً با او همبستری نماید، کار حلالی انجام داده است. سایر چیزها از قبیل لباس و مسکن و حرف زدن و ساکت شدن و به سایه درآمدن و خندیدن چنین است.
حدیث درباره ی کسی که نذر کرده که روزه بگیرد و بدون هیچ سروصدایی و بی‏آنکه با کسی سخن بگوید در برابر آفتاب بایستد، آورده شد و بیان شد که این نذر، تحریم نشستن و در سایه قرار گرفتن و سخن گفتن است و پیامبر((ص)) به او دستور داد که بنشیند و سخن بگوید و در سایه قرار گیرد.
مالک گوید: «پیامبر((ص)) به او دستور داد که آ