 نشود. 
با این وجود، به امید خدا گفته‏ی ابوامامه رضی الله عنه را از رهگذر دقت و تأمل صحیح مطابق دلیل شرعی رها نمی کنیم هر چند به نسبت ظاهر امر، کمی بعید به نظر می رسد؛ چون او کار عمر رضی الله عنه که مردم را در مسجد در ماه رمضان بر یک قاری جمع گردانید، بدعت به شمار آورده، چون خود عمر وقتی وارد مسجد شد و مسلمانان نماز می خواندند، فرمود:« نعمت البدعة هذه، و التی ینامون عنها أفضل»(2) :« این کار خوب بدعتی است و نماز شبی که پس از بیدار شدن از خواب خوانده شود، بهتر است». قبلاً ذکر شد که عمر به اعتبار اینکه قبلاً به این شکل مردم نماز تراویح را نمی خواندند، بدعت نامید و این مطلب آورده شد که امامت امام برای مسلمانان در مسجد در ماه مبارک رمضان، سنتی است که صاحب سنت، رسول خدا((ص)) بدان عمل کرد و به خاطر ترس از فرض شدن بر مردم، آن را ترک کرد. وقتی زمان وحی سپری شد و علت ترس از بین رفت، آن وقت عمل به این کار به صورت قبلی بازگشت. فقط در زمان خلافت ابوبکر رضی الله عنه این عمل انجام نشد، زیرا با کار مهم تر و واجب تر از آن تعارض داشت و همچنین در اوایل خلافت عمر رضی الله عنه این عمل انجام نشد، تا اینکه عمر در آن اندیشید، آن گاه صلاح دانست که مسلمانان را بر یک قاری در نماز شب جمع گرداند. اما ظاهراً قبل از این، این عمل به طور دائم و همیشگی انجام نگرفت از این رو آن را بدعت نامید. پس بدعت نامیدن این کار بدین خاطر بوده نه از آن رو که کاری است خلاف سنت.
ابوامامه در این باره نظری اظهار داشته و آن را «احداث» نامیده که با نامگذاری بدعت از جانب عمر سازگار است. سپس به مداومت و استمرار بر آن امر کرد، براساس فهمی که از آیه‏ی مذکور کرد و آن اینکه رعایت نکردن، همان ادامه ندادن کاری است که انسان بدان شروع کرده است، و مسیحیان خود را پایبند عملی کردند که فرض نبود بلکه مندوب بود و به مقتضای آنچه که بدان پایبند بودند، عمل نکردند؛ چون عمل به مندوبات و کارهای دل به خواهی که واجب نیستند و جزو سنت راتبه هم نیستند، به دو صورت می باشد:
اول- به اصل آن عمل شود تا جایی که انسان می تواند. پس گاهی برای آن بانشاط و پرشور است و گاهی نشاط و شور آن چنانی برای انجام آن ندارد یا گاهی به طور عادی می تواند آن را انجام دهد و گاهی به خاطر مشغولیت ها و مشکلاتی نمی تواند آن را انجام دهد... و چیزهایی از این قبیل؛ مانند کسی که امروز مقداری پول دارد که بتواند آن را صدقه دهد، پس آن را صدقه می دهد و فردا نمی تواند این کار را بکند، یا مقداری پول دارد اما نشاط و شور بخشیدن آن را ندارد، یا به نظرش، ندادن این پول طبق روال زندگانی اش، بیشتر به صلاح است...یا دیگر اموری که برای انسان پیش می آید.
در این صورت بر هیچ کس گناهی نیست که به همه‏ی مندوبات و کارهای خیر که به دلخواه آن را انجام می دهد، عمل کند و نیز هیچ سرزنش و عتابی متوجه او نمی شود، چون اگر سرزنش و عتابی بود، دیگر این کار تطوع نبود، و تطوع و مندوب بر خلاف فرض است.
دوّم- همچون اعمالی که انسان خود را بدان ملتزم و پایبند می کند، بدان عمل شود. مانند کسی که خود را ملتزم می کند که عمل صالحی را در وقتی به عنوان یک وظیفه‏ی منظم انجام دهد، مثلاً خود را پایبند می کند که پاسی از شب برای نماز تهجد برخیزد یا روز خاصی را به خاطر اینکه فضیلت خاصی درباره‏ی آن ثابت شده، مثل روز عاشوراء یا روز عرفه را روزه بگیرد. یا خود را ملتزم می کند که در صبحگاه و شامگاه، ذکر خدا را به عنوان یک وظیفه انجام دهد. و چیزهایی از این قبیل.
در این صورت، مندوبات و اعمال تطوع از یک جهت همچون واجبات بدان عمل شده است؛ چون وقتی او قصد کرده که در حد توان آن را انجام دهد، شبیه واجبات یا سنت های راتبه شده است، همچنان که این ایجاب از آنجا که به وسیله‏ی شریعت لازم و واجب نگردیده، به واجب تبدیل نشده است، چون ترک آن از اساس، به طور کلی گناهی در آن نیست. منظورم ترک التزام و پایبندی بدان است. نظیر آن از نظر ما، سنت های راتبه پس از نمازهای فرض است؛ چون این سنت ها در اصل مستحب هستند و از آن جهت که به طور مرتب و منظم پس از نمازها خوانده می شوند، شبیه سنت ها و واجبات شده اند.
این مطلب از فرموده‏ی پیامبر ((ص)) راجع به دو رکعت نماز پس از نماز عصر موقعی که آن را خواند و در این باره از او سؤال شد، فهم می شود. در این حدیث، آن حضرت فرمودند: «یا ابنة أبی أُمیّة! سألتِ عن الرکعتین بعد العصر؟ إنه أتی ناس من عبدالقیس بالإسلام من قومهم، فشغلونی عن الرکعتین اللتین بعد الظهر، فهما هاتان»(3)  : « ای دختر ابواُمیه! راجع به دو رکعت نماز پس از عصر پرسیدی. قضیه از این قرار است که افرادی از طایفه‏ی عبدالقیس از جانب قومشان برای اسلام آوردن آمدند و مرا از دو رکعت نماز پس از نماز ظهر سرگرم کردند. پس این دو رکعت، به جای همان دو رکعت نماز پس از ظهر می باشد».
چون راجع به خواندن دو رکعت نماز پس از عصر از آن حضرت سؤال شد بعد از آنکه از این کار نهی کرد؛ چون پیامبر ((ص)) این دو رکعت را همچون سنت های راتبه پس از نماز ظهر می خواند. وقتی آن را از دست داد، پس از وقت خود این دو رکعت را قضا نمود همان طور که نماز فرض هم قضا می شود. بنابراین، این نوع از تطوع، حالتی بین دو حالت دارد، فقط به اختیار خود مکلف بر می گردد بنا به آنچه که از شریعت فهم کرده ایم.
وقتی چنین است، از مقاصد شریعت نیز فهم کرده ایم که در کارها آسان گرفته شود تا مشقت و سختی برای انسان پیش نیاید و اینکه مکلف خود را به چیزی پایبند و ملتزم نکند، چون شاید از انجام آن ناتوان باشد یا این التزام و پایبندی را بشکند؛ چون التزام و پایبندی هر چند به درجه‏ی نذر نمی رسد اما نزدیک به پیمان و عهدی است که انسان میان خود و پروردگارش می بندد، و وفای به عهد به طور کلی از انسان خواسته می شود و عدم وفای به عهد، کاری مکروه و ناپسند است.
دلیل برای صحت و درستی عمل به نرمی و آسان گیری و اینکه آسان گیری در کارها بهتر و شایسته تر است- هر چند مداومت بر یک عمل نیز مطلوب است-در قرآن و سنت وجود دارد. 
مثل این آیه:(وَاعْلَمُوا أَنَّ فِيکُمْ رَسُولَ اللَّهِ لَوْ يُطِيعُکُمْ فِي کَثِيرٍ مِّنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ) الحجرات: ٧ بر اساس رأی گروهی از مفسران، که عبارت « کثیر من الأمر» (بسیاری از کارها) در تکالیف دینی واقع شده است، و معنای عبارت: ﭽ ﭽ   ﭼ الحجرات: ٧ یعنی دچار حرج و مشقت می شدید در حالی که در دین خدا حرج و مشقت وجود ندارد.(وَلَکِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْکُمُ الْإِيمَانَ)الحجرات: ٧ «اما خداوند ايمان را در نظرتان گرامي داشته است » به وسیله‏ی سهل و آسان گیری؛(وَزَيَّنَهُ فِي قُلُوبِکُمْ)الحجرات: ٧«و آن را در دلهايتان آراسته است»
پیامبر (ص) نیز فقط برای آوردن دین حنیف و آسان گیرِ اسلام و جهت برداشتن فشار و قید و بندها و زنجیرهایی که بر دیگر امت ها بود، مبعوث شد.
خداوند متعال راجع به اوصاف پیامبرش((ص)) می فرماید:(عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّم