ا امروز قائل باين نيستيم».
ترجمة راوي: فضيل مجهول الحال است(221).
عنوان روايت: (ضعيف)  

4- (حماد) و (زراره) مي‌گويند: «از حضرت ابي عبد الله قضية رجعت را پرسيدم فرمود هنوز موقعش نرسيده، خداوند مي‌گويد ﴿بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ ﴾ [يونس: 39]»
ترجمة راوي: اينان را علماي رجال توثيق كرده‌اند.
عنوان روايت: (حسن)

5- (محمد بن عيسي يقطيني) خبر مي‌دهد كه «حضرت ابي عبد الله در ضمن تفسير آيه ﴿وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا﴾ النمل [:83] فرمود هر مؤمني كه كشته مي‌شود بايد بدنيا برگردد تا اينكه بميرد، و هر يك از آنان كه مي‌ميرند بايد رجعت كنند تا اينكه كشته شوند».
ترجمة راوي: مرحوم شيخ در كتاب «رجال» و «فهرست» و محقق در «معتبر» و علامه در «مختلف» و شهيد ثاني در «روض الجنان» و فاضل مقداد در «تنقيح» و ابن طاووس و صاحب «مدارك» و ذخيره همه روايات محمد بن عيسي يقطيني را بطور كلي تضعيف كرده و بعضي هم او را از غلاة مي‌دانند(222).
عنوان روايت: (ضعيف)  

6- (حسن بن مختار) مي‌گويد: «حضرت ابي جعفر از ابي بصير پرسيد آيا اهل عراق منكر رجعت هستند؟ عرض كرد: بله، فرمود مگر در قرآن بآية ﴿وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا﴾ بر نخوردند؟».
ترجمة راوي: مرحوم شيخ و علامه و محقق در «معتبر» و شيخ بهائي در كتاب «مشرق الشمسين» روايات حسين بن مختار را بطور كلي ضعيف و خودش را نيز (واقفي) مي‌دانند(223).
عنوان روايت: (ضعيف)  

7- (جابر بن يزيد) مي‌گويد از ابي جعفر معني آيه ﴿وَلَئِن قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ الله أَوْ مُتُّمْ ... ﴾[آل عمران:157] را پرسيدند، فرمود «مراد از (سبيل الله) كشته شدن در راه علي و اولاد او است، هر كسي كه باين آيه ايمان بياورد، براي او كشته شدن و مردني هست، زيرا كسي كه كشته مي‌شود بايد زنده شود تا اينكه بميرد و كسي كه بميرد بايد زنده شود تا اينكه كشته شود».
ترجمة راوي: نجاشي مي‌گويد: بسياري از (غلاة) و ضعفا كه از آن جمله عمر بن شمر و مفضل بن صالح و منخل بن جميل و يوسف بن يعقوب مي‌باشد روايات زيادي از جابر بن يزيد جعفي نقل كرده‌اند، و خود جابر هم شخصي بود (مختلط) و روايات مربوط به احكام حلال و حرام كمتر از او ديده شده‌است.
فاضل جزائري (جابر) را رسماً از ضعفا قرار مي‌دهد يعني او را از كساني مي‌داند كه روايتش بطور كلي ضعيف و غير قابل قبول است.
شهيد ثاني در ذيل كلمات علامه در خلاصه راجع به جابر آنجا كه مي‌گويد: روايتي كه ضعفا از جابر روايت مي‌كنند بايد در آنها توقف نمود - مي‌گويد: «توقف در رواياتي كه ضعقا از جابر روايت كرده اند، كاملا بي مورد است، بلكه بايد آنها را رسما رد كرد، سزاوار بود مصنف يعني علامه در رواياتي كه خود جابر روايت كرده‌است توقف كنند، زيرا مردم در مدح و مذمت جابر اختلاف كرده اند، اين در صورتي است كه قول جارح را مقدم ندانيم» يعني در صورتي كه قول جارح مقدم باشد – چنانكه عقيدة خود شهيد ثاني و بسياري از علما هم بطوري كه مشروحا نوشتم همين است- روايات خود جابر را نيز بايد رد كرد.
ابن غضائري مي‌گويد: گرچه جابر شخصاً ثقه و مرد خوبي است، ولي بسياري از كساني كه از او روايت كرده اند از غلاة و ضعفا مي‌باشند(224).
عنوان روايت: (ضعيف)(225).

در اينجا يادم آمد يك نكته‌اي را متذكر بشوم: بعضي از معاصرين ما، يكي از ادله‌اي كه براي اثبات رجعت اقامه مي‌كنند اين است كه مي‌گويد: «چون علماي اهل سنت و جماعت روايات جابر را از لحاظ اينكه قائل برجعت بوده بطور كلي رد كرده‌اند، پس معلوم مي‌شود كه رجعت از مزاياي تشيع و خصايص شيعه بوده‌است» ولي اينان اشتباه كرده اند، آناني كه جابر را مورد نكوهش قرار داده و رواياتش را رد كرده اند اساسا او را بعنوان شيعه دوازده امامي نمي‌شناختند. بلكه همه او را از لحاظ اينكه معتقد برجعت بود از غلاة يعني (سبائيه)، پيرو عبد الله بن سباء تشخيص داده بودند، براي احراز صدق مقالم ممكن است به كتاب تنقيح المقال جلد اول، باب جابر مراجعه نمائيد- پس از اينجا دانسته مي‌شود كه رجعت از عقايد و مزاياي غلاة بوده‌است، نه شيعه دوازده امامي.

8- عين مضمون روايت گذشته را، عياشي نيز از (جابر) و (ابن مغيره) نقل مي‌كند
ترجمة راوي: به صفحه (قبل) مراجعه كنيد.
عنوان روايت: (ضعيف)  

9- (حسين بن عمر بن يزيد) خبر مي‌دهد كه «ابي عبد الله (ع) مي‌فرمود گويا حمران ابن اعين و ميسر بن عبد العزيز را در بين صفا و مروه، مي‌بينم كه مردم را با شمشير هاي خود مي‌زنند».
ترجمة راوي: حسين بن عمر بن يزيد امامي ولي مجهول الحال است(226).
عنوان روايت: (ضعيف)  

10- (محمد بن سنان) روايت مي‌كند «موقعي كه ابي عبد الله (ع) اين آيه را تلاوت مي‌كرد: ﴿وَإِذْ أَخَذَ اللهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ ﴾ [آل عمران:81] مي‌فرمود مراد از اين آيه اين است كه خداوند با پيغمبران عهد بسته كه در رجعت به پيغمبر ايمان آورده و به علي (ع) ياري كنند، هر پيغمبري كه خدا از زمان آدم تاكنون مبعوث كرده، همه را به دنيا بر مي‌گرداند تا اينكه پيش روي علي (ع) قتال و جهاد بكنند».
ترجمة راوي: مرحوم شيخ و نجاشي و مفيد و محقق در (معتبر) و علامه در (مختلف) و شهيد ثاني و بسياري از علماي رجال و فقهاي بزرگ محمد بن سنان را رسما از ضعفا و غلاة مي‌داند و بطوري كه فضل بن شاذان مي‌نويسد، اين شخص از دروغگو هاي معروف نيز بوده‌است(227).
عنوان روايت: (ضعيف)  

11- عين مضمون روايت گذشته را (عياشي) نيز (از فيض بن ابي شيبه) روايت كرده‌است.
ترجمة راوي: فيض بن ابي شيبه اسمش در كتب رجال مذكور نيست و باصطلاح مهمل و گمنام است.
عنوان روايت: (ضعيف)  

12- (محمد بن سنان) و (منخل بن جميل) و (عمار بن مسروق) خبر داده اند كه (ابي جعفر (ع) در تفسير آيه ﴿يا أيها المدثر قم فأنذر﴾ (228) فرموده مراد از (مدثر) محمد (ع) و مقصود از (قم فأنذر) قيام محمد است در رجعت براي انذار بشر، و در تفسير اين آيه ﴿إِنَّهَا لَإِحْدَى الْكُبَرِ. نَذِيرًا ...﴾[المدثر:35-36](229) فرمود مقصود اين است كه محمد در رجعت منذر بشر است، و نيز در تفسير آية ﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ...﴾ [سبأ:28] فرمود مقصود از اين آيه اين است كه پيغمبر در رجعت مبعوث بر تمام افراد بشر است(230).
ترجمة راوي: محمد بن سنان از (غلاة) است – منخل بن جميل نيز به عقيده تمام علماي رجال از (غلاة) است(231). عمار بن مسروق اسمش در كتب رجال ذكر نشده‌است.
عنوان روايت: (ضعيف)  

13- روات روايت گذشته از ابي جعفر (ع) نقل مي‌كنند كه «علي امير المؤمنين (ع) مي‌فرمود (مدثر) در موقع رجعت تحقق پيدا مي‌كند، راوي مي‌پرسيد آيا پيش از قيامت حيات و موتي است؟ مي‌فرمايد بله».
ترجمة راوي: بصفحة قبل رجوع شود.
عنوان روايت: (ضعيف) 

14- (موسي بن سعدان) و (عبد الله بن قاسم حضرمي) خبر مي‌دهند كه «حضرت صادق فرمود: شيطان از خدا درخواست كرده بود كه تا روز قيامت او را مهلت بدهد، خدا تقاضايش را اجابت نكرده فرمود تو را تا ر