ور برای مردان و دعائی که زائر بايد بگويد</a><a class="text" href="w:text:278.txt">67.باب نادرست بودن و کراهيت آرزوی مرگ از بيماری ايکه شخص به آن گرفتار است و هر گاه از ترس فتنه در دين باشد، باکی نيست</a><a class="folder" href="w:html:279.xml">68.باب در مورد پرهيزگاری و ترک امور مشتبهه (شبهه ناک)</a><a class="text" href="w:text:283.txt">69.باب استحباب دوری گزيدن از مردم در وقتی که مردم فاسد شوند، يا از ترس فتنه در دين و افتادن در حرام و امور شبهه ناک و امثال آن</a><a class="text" href="w:text:284.txt">70. باب فضيلت آميزش با مردم و حاضر شدن در نمازها و گرد همآيی های شان و حضور در محضرگاههای خير و مجالس علم و ذکر با آنان و عيادت بيمار و حضور در جنازه ها و برابری و همياری با نيازمندان شان و رهنمائی جاهل آنان و مصالح ديگر شان برای آنکه توانائی امر به معروف و نهی از منکر را دارد، در حاليکه خود را از آزار ديگران باز داشته و بر رنج و آزار صبر و شکيبائی کند</a></body></html>قال الله تعالی: { وَأَمَّا مَن بَخِلَ وَاسْتَغْنَى{8} وَكَذَّبَ بِالْحُسْنَى{9} فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى{10} وَمَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى{11}  الليل: ٨ – ١١
و قال تعالی: {وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ} التغابن: ١٦

خداوند می فرمايد: پس هر که بخل نموده و خود را از خدا بی نياز دانست، و نيکوئی را تکذيب کرده، پس بزودی کار او را دشوار می کنيم و هنگام هلاکت دارائی اش وی را نجات نتواند داد. ليل: 8 – 11.
و ميفرمايد: و هر که از بخل نفس خود نگهداشته شود، پس آن گروه رستگارانند. تغابن: 16

563- وعن جابر رضي اللَّه عنه أَنَّ رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: اتَّقُوا الظُّلْم، فَإِنَّ الظُّلْمَ ظُلمَاتٌ يوْمَ القِيامَة ، واتَّقُوا الشُّح، فَإِنَّ الشُّحَّ أَهْلَكَ منْ كانَ قَبْلَكُم، حَمَلَهُم على أَن سَفَكُوا دِمَاءَهم واستحَلُّوا مَحَارِمَهُم » رواه مسلم.

563- جابر رضی الله عنه روايت نموده که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: از ظلم بترسيد، زيرا ظلم تاريکی های روز قيامت است، و از آز بترسيد، همانا آز کسانی را که پيش از شما بودند، هلاک ساخت، آنها را وادار نموده که خونهای شان ريخته و محارم شان را حلال بشمارند.

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:265.txt">1</a><a class="text" href="w:text:266.txt">2</a><a class="text" href="w:text:267.txt">3</a></body></html>قال الله تعالی: {وَيُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ} الحشر: ٩
و قال تعالی: { وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَيَتِيماً وَأَسِيراً} الإنسان: ٨ إلی آخر الآيات.

خداوند می فرمايد: و ديگران را بر خويشتن اختيار می کنند، اگر چه نيازمند تر باشند. حشر: 9
و ميفرمايد: و طعام می دهند با وجود احتياج به آن، برای فقير و يتيم و زندانی. دهر: 8 تا آخر سوره

564- وعن أبي هُريرة رضي اللَّه عنه قال: جَاءَ رَجُلٌ إلى النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فقال: إني مَجْهُود، فأَرسَلََ إِلى بَعضِ نِسائِه، فَقَالت: والَّذِي بَعَثَكَ بِالحَقِّ ما عِندِي إِلاَّ مَاء، ثُمَّ أَرْسَلَ إِلى أُخْرَى . فَقَالَتْ مِثْلَ ذَلِك، حتَّى قُلْنَ كُلُّهنَّ مِثل ذَلِك: لا وَالذِي بعثَكَ بِالحَقِّ ما عِندِي إِلاَّ مَاء. فقال النبيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « من يُضِيفُ هَذا اللَّيْلَة؟ » فقال رَجُلٌ مِن الأَنْصار: أَنَا يَا رَسُولَ اللَّه، فَانْطَلَقَ بِهِ إِلى رحْلِه، فَقَال لامْرَأَتِه: أَكرِمِي: ضَيْفَ رسولِ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم.
      وفي رواية قال لامرَأَتِه: هل عِنْدَكِ شَيء؟ فَقَالَت: لا، إِلاَّ قُوتَ صِبيانِي قال: عَلِّليهمْ بِشَيءٍ وإِذا أَرَادُوا العَشَاء، فَنَوِّميهِم، وإِذَا دَخَلَ ضَيْفُنَا، فَأَطفِئي السِّرَاج، وأَريِهِ أَنَّا نَأْكُل، فَقَعَدُوا وأَكَلَ الضَّيفُ وبَاتا طَاوِيَيْن، فَلَمَّا أَصْبح، غَدَا على النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: فقال: « لَقَد عَجِبَ اللَّه مِن صَنِيعِكُمَا بِضَيفِكُمَا اللَّيْلَةَ » متفقٌ عليه.

564- ابو هريره رضی الله عنه روايت می کند که:
مردی به حضور پيامبر صلی الله عليه وسلم آمده و گفت: من بسيار خسته و نيازمندم، آنحضرت صلی الله عليه وسلم نزد بعضی از زنانش فرستاد و او گفت: سوگند به ذاتی که ترا بحق فرستاده، در نزدم جز آب چيزی نيست. باز بسوی ديگری فرستاد و او هم همچنان گفت، تا اينکه همهء آنها چنان گفتند که نه: بذاتيکه ترا به حق فرستاده سوگند که چيزی جز آب وجود ندارد. سپس پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: کدام کس اين شخص را امشب مهمان ميکند؟
مردی از انصار گفت: من يا رسول الله صلی الله عليه وسلم  و او را به خانه اش برده و به زنش گفت: مهمان رسول الله صلی الله عليه وسلم  را گرامی دار.
و در روايتی آمده که برای زنش گفت: آيا چيزی داری؟
گفت: نی جز غذای اطفالم.
گفت: آنها را به چيزی مشغول بدار و چون نان خواستند، آنها را خواب کن و چون مهمان ما درآيد چراغ را خاموش کن و به او نشان ميدهيم که ما غذا می خوريم. پس نشستند و مهمان خورد، و آنها هر دو گرسنه خوابيدند، و چون صبح شد بخدمت پيامبر صلی الله عليه وسلم آمد. آنحضرت صلی الله عليه وسلم فرمود: که خداوند از کاريکه به مهمان خود کرديد به شگفت مانده است.
ش: ابو سليمان خطابی می گويد: مراد به عجب رضا است، يعنی چنانچه اين کار مايهء تعجب شما شده است، مورد قبول و رضای خداوند نيز قرار گرفته است.

565- وعنه قال: قالَ رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « طَعَامُ الاثْنَينِ كافي الثَّلاثَةِ ، وطَعامُ الثَّلاثَةِ كافي الأَربَعَةِ » متفقٌ عليه.
       وفي رواية لمسلمٍ رضي اللَّه عنه، عن النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: «طَعَامُ الوَاحِد يَكفي الاثْنَيْنِ، وطَعَامُ الاثْنَيْنِ يَكْفي الأربَعَةَ وطَعَامُ الأرْبعةِ يَكفي الثَّمَانِيَةَ».

565- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: طعام دو نفر برای سه نفر و طعام سه نفر برای چهار نفر کفايت می کند.
و در روايت مسلم از جابر رضی الله عنه آمده که پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: طعام يک نفر برای دو نفر و طعام دو نفر برای چهار نفر و طعام چهار نفر برای 8 نفر کفايت می کند.

566- وعن أبي سعيدٍ الخُدريِّ رضي اللَّهُ عنه قال: بينَمَا نَحْنُ في سَفَرٍ مَعَ النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم إِذ جَاءَ رَجُلٌ على رَاحِلَةٍ لَه، فَجَعَلَ يَصْرفُ بَصَرَهُ يَمِيناً وَشِمَالا، فَقَال رسولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « مَنْ كَانَ مَعَهُ فَضْلُ ظَهرٍ فَليَعُدْ بِهِ عَلى مَنْ لا ظَهْرَ لَه، وَمَن كانَ لَهُ فَضْلٌ مِن زَاد، فَليَعُدْ بِهِ على مَن لا زَادَ لَهُ » فَذَكَرَ مِن أَصْنَافِ المَالِ مَا ذَكَرَ حَتَّى رَأَيْنَا أَنَّهُ لا حَقَّ لأحدٍ مِنَّا في فَضْلٍ » رواه مسلم.

566- ابو سعيد الخدری ر