لهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « لما خَلَقَ اللَّهُ الخَلْق، كَتَبَ في كِتَاب، فَهُوَ عِنْدَهُ فَوْقَ العَرْش: إِنَّ رَحْمتي تَغْلِبُ غَضَبِي » .
وفي روايةٍ : « غَلَبَتْ غَضَبِي » وفي روايةٍ « سَبَقَتْ غَضَبِي » متفقٌ عليه.

419- ابوهريره رضی الله عنه روايت می کند که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: هنگامی که خداوند مخلوقات را آفريد، در کتابی نوشت، آن کتاب بالای عرش نزد او وجود دارد: هر آيينه رحمتم بر غضبم فايق آمد.
و در روايتی آمده، رحمتم بر غضبم سبقت نموده است.
ش: غضب و رضای خداوند به اراده اش باز ميگردد. ارادهء ثواب دادن او تعالی برای مطيع، رضا و رحمت ناميده می شود، و اراده اش مبنی بر عذاب نمودن عاصيان غضب. و مراد به سبقت و غلبه در اينجا کثرت و شمول رحمت است.
420- وعنه قال: سمِعْتُ رسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم يقول: جَعَلَ اللَّهُ الرَّحْمَةَ مائَةَ جُزْءٍ، فَأَمْسَكَ عِنْدَهُ تِسْعَةً وتِسْعِين، وَأَنْزَلَ في الأَرْضِ جُزْءَا واحِدا، فَمِنْ ذَلِكَ الجُزْءِ يَتَراحمُ الخَلائِقُ حَتَّى تَرْفَعَ الدَّابَّةُ حَافِرَهَا عَنْ ولَدِهَا خَشْيَةَ أَنْ تُصِيبَهُ » .
    وفي روايةٍ : « إِنَّ للَّهِ تَعَالى مائَةَ رَحْمَةٍ أَنْزَلَ مِنْهَا رَحْمَةً وَاحِدَةً بَيْنَ الجِنِّ والإِنْسِ وَالبَهَائمِ وَالهَوام، فَبهَا يَتَعاطَفُون، وبها يَتَراحَمُون، وَبها تَعْطِفُ الوَحْشُ عَلى وَلَدهَا، وَأَخَّرَ اللَّهُ تَعالى تِسْعاً وتِسْعِينَ رَحْمَةً يَرْحَمُ بها عِبَادهُ يَوْمَ القِيَامَةِ » متفقٌ عليه.
ورواهُ مسلم أَيضاً من روايةِ سَلْمَانَ الفَارِسي، رضي اللَّهُ عنه، قال: قال رسُولُ اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « إِنَّ للَّهِ تَعَالَى ماِئَةَ رَحْمَةٍ فَمِنْها رَحْمَةٌ يَتَراحَمُ بها الخَلْقُ بَيْنَهُمْ، وَتِسْع وَتِسْعُونَ لِيَوْم القِيامَةِ » .
وفي رواية « إِنَّ اللَّه تعالى خَلَقَ يَومَ خَلَقَ السَّمَواتِ والأَرْضَ مِائَةَ رَحْمَةٍ كُلُّ رَحْمَةٍ طِبَاقُ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ إِلى الأَرْض، فَجَعَلَ مِنها في الأَرْضِ رَحْمَةً فَبِها تَعْطِفُ الوَالِدَةُ عَلَى وَلَدِهَا وَالْوحْشُ وَالطَّيْرُ بَعْضُها عَلَى بَعْضٍ فَإِذا كانَ يَوْمُ القِيامَةِ ، أَكْمَلَها بهِذِهِ الرَّحْمَةِ » .

420- ابو هريرة رضی الله عنه روايت می کند که:
از پيامبر صلی الله عليه وسلم شنيدم که می فرمود: خداوند رحمت را صد جزء نموده، که 99 جزء را نزد خود نگهداشته و يکی را در زمين فرستاده. پس از همين جزء مخلوقات با همديگر رحم می کنند، حتی که چارپا قدم خود را از فرزندش برمی دارد از ترس اينکه مبادا به او ضرری رسد.
در روايتی آمده که خداوند صد رحمت دارد که يکی از آن را در ميان جن و انس و چارپايان و گزندگان نازل فرموده،که بدان با هم عطوفت و مهربانی می کنند و به اساس آنست که حيوانات وحشی بر فرزندان شان مهربانی می نمايند و خداوند 99 رحمتش را نگهداشت تا بدان در روز قيامت بندگانش را مورد مرحمت قرار دهد.
و مسلم از سلمان فارسی رضی الله عنه روايت نموده که رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: خداوند صد رحمت دارد که از آن جمله رحمتی است که مخلوقات بدان در ميان خود رحم و عطوفت می نمايند و 99 آن برای روز قيامت است.
و در روايتی آمده که خداوند روزی که آسمانها و زمين را آفريد صد رحمت نيز آفريد که هر رحمت ميان زمين و آسمان را زير پوشش خود قرار ميدهد. هر کدام آن ميان آسمان و زمين را پر می کند و يک جزء از آن را بر زمين نهاد که بدان مادر بر فرزندش وحوش و طيور بعضی بر بعضی ديگر رحم می کنند، پس چون روز قيامت آيد آن را با اين رحمت تکميل می کند. 
ش: يعنی هرگاه جسمی ميداشت از بزرگی اش ميان آسمان و زمين را پر می ساخت.

421- وعنه عن النَّبِيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم. فِيمَا يَحكِى عَن ربِّه، تَبَارَكَ وَتَعَالى ، قال: « أَذنَب عبْدٌ ذَنبا، فقال: اللَّهُمَّ اغفِرْ لي ذَنبي، فقال اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعالى : أَذَنَبَ عبدِي ذنبا، فَعلِم أَنَّ لَهُ ربًّا يَغْفِرُ الذَّنْب، وَيأْخُذُ بِالذَّنب، ثُمَّ عَادَ فَأَذَنَبَ، فقال: أَيْ ربِّ اغفِرْ لي ذنبي، فقال تبارك وتعالى : أَذنبَ عبدِي ذَنبا، فَعَلَمَ أَنَّ لَهُ رَبًّا يَغفِرُ الذَّنب، وَيَأخُذُ بِالذنْب، ثُمَّ عَادَ فَأَذنَب، فقال: أَي رَبِّ اغفِرْ لي ذَنبي، فقال تَبَارَكَ وَتَعَالى : أَذنَبَ عَبدِي ذَنبا، فعَلِمَ أَنَّ لَهُ رَبًّا يَغْفِرُ الذَّنب، وَيأْخُذُ بِالذَّنب، قدَ غَفَرْتُ لِعبدي.. فَلْيَفعَلْ ما شَاءَ » متفقٌ عليه.

421- ابو هريره رضی الله عنه از پيامبر صلی الله عليه وسلم از آنچه از پروردگار حکايت می کند نقل می نمايد که فرمود:
چون بنده گناهی را مرتکب شد و گفت، خدايا گناهم را بيامرز، خداوند تعالی فرمود: بنده ام گناهی را مرتکب شد و دانست که برای او پروردگاری است که گناهان را می آمرزد و به گناه می گيرد، سپس بازگشته گناه نمود و گفت: پروردگارا! گناهم را بيامرز باز خداوند تبارک و تعالی می فرمايد: بنده ام گناهی را مرتکب شد و دانست که برای او پروردگاريست که گناه را می آمرزد و به گناه مؤاخذه می کند. دوباره بازگشت و گناه نمود و گفت: پروردگارا گناهم را ببخش باز خداوند تعالی می فرمايد بنده ام گناهی را مرتکب شد و دانست که او را خداونديست که گناه را می بخشد و به گناه می گيرد. من برای بنده ام آمرزش نمودم پس هر چه می خواهد بکند.
ش: اين حديث بر فايدهء عظيم استغفار دلالت می کند و فضل و رحمت و حلم و کرم فراوان خدا را متجلی می سازد، ولی اين استغفار، استغفاريست که معنايش در دل استقرار يافته و با زبان توأم باشد تا از تصميم بر اصرار منصرف شده و پشيمانی با آن حاصل شود و آن ترجمهء توبه است و حديث – خيارکم کل مفتن تواب – بر آن شهادت می دهد. يعنی آنکه گناهش تکرار می شود و توبه اش همچنان و هر دمی که در گناه می افتد بدامان توبه پناه می برد نه آنکه به زبانش گويد، استغفرالله و دلش بر معصيت اصرار ورزد و اين استغفاريست که نياز به استغفار دارد.

422- وعنه قال: قال رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « وَالَّذِي نَفْسي بِيَدِهِ لَوْ لَمْ تُذنِبُوا، لَذَهَبَ اللَّهُ بِكُم، وَجَاءَ بِقوم يُذْنِبُون، فَيَسْتَغْفِرُونَ اللَّه تعالى ، فيَغْفرُ لَهُمْ رواه مسلم.

422- ابو هريره رضی الله عنه روايت می کند که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: سوگند به ذاتی که جانم در دست اوست، اگر گناه نمی کرديد، خداوند هر آينه شما را از بين برده، قومی را می آورد که گناه کنند و به تعقيب آن از خدا آمرزش طلبند و خداوند بر ايشان بيامرزد.
ش: انسان بر خلاف فرشتگان دارای غريزه ايست که گناه می کند و بر خلاف شياطين عمرش را در گناه سپری نمی نمايد، بلکه از گناه توبه می کند و خداوند هم توبه پذير است و توبه اش را می پذيرد و حديث مبارک هم همين معنی را افاده می کند.

423- 