ْن » قَالُوا ومَا الَّلاعِنَان؟ قَال: « الَّذِي يَتَخَلَّى في طَريقِ النَّاسِ أَوْ في ظِلِّهِمْ » رواه مسلم.

1771- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که:
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: از دو کاری که سبب لعنت می شود بپرهيزيد. گفتند: و اين دو کاری که سبب لعنت می شود چيست؟
فرمود: کسی که در راه مردم يا سايه شان نجاست می کند.
145- عن أَبِي هريرة رضي اللَّه عنه النبي صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: إِنَّ الدِّينَ يُسْر، ولنْ يشادَّ الدِّينُ إلاَّ غَلَبه فسدِّدُوا وقَارِبُوا وَأَبْشِرُوا، واسْتعِينُوا بِالْغدْوةِ والرَّوْحةِ وشَيْءٍ مِن الدُّلْجةِ » رواه البخاري.
    وفي رواية له « سدِّدُوا وقَارِبُوا واغْدوا ورُوحُوا، وشَيْء مِنَ الدُّلْجةِ ، الْقَصْد الْقصْد تَبْلُغُوا » .

145- از ابو هريره رضی الله عنه روايت است که فرمود:
در دين آسانی است و کسيکه با دين بمقابله برخيزد و سختگيری کند، ناکام و مغلوب ميگردد. پس حق را طلب نموده وخود را بآن نزديک ساخته و شاد باشيد، و با حرکت صبحگاهی و شامگاهی و آخر شب ياری جوئيد. يعنی در اوقات نشاط به انجام اعمال صالحه بپردازيد.
 و در روايتی از وی آمده حق را طلب نموده خود را بدان نزديک ساخته و در صبحگاه و شامگاه و آخر شب عمل کرده و ميانه روی کنيد، تا بمقصد برسيد.

146- وعن أَنسٍ رضي اللَّهُ عنه قال: دَخَلَ النَّبِيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم الْمسْجِدَ فَإِذَا حبْلٌ مَمْدُودٌ بَيْنَ السَّارِيَتَيْنِ فقال: « ما هَذَا الْحبْل؟ قالُوا، هَذا حبْلٌ لِزَيْنَبَ فَإِذَا فَترَتْ تَعَلَقَتْ بِه. فقال النَّبِيُّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « حُلّوه، لِيُصَلِّ أَحدُكُمْ نَشَاطَه، فَإِذا فَترَ فَلْيرْقُدْ » متفقٌ عليه.

146- از انس رضی الله عنه روايت است که گفت:
پيامبر صلی الله عليه وسلم به مسجد داخل شده طنابی را ديدند، که در ميان دو ستون مسجد آويزان است. فرمود: اين چه طنابی است؟ 
گفتند: اين ريسمان زينب است که چون خسته شود خود را بدان ميگيرد.
پيامبر صلی الله عليه وسلم فرمود: آنرا باز کنيد! بايد يکی از شما تا زمانی نماز می گزارد که با نشاط هست، و هرگاه خسته شود، بخوابد.
ش: حافظ ابن حجر می گويد: در اين حديث ترغيب شده بر ميانه روی در عبادت و نهی از تعمق در آن، و امر است به اينکه بسوی عبادت با نشاط روی آورده شود و در اين حديث نيز بيان است بر اينکه بايد منکررا با زبان و دست دور ساخت، و تکليف هر شخص در اين موضوع معين می شود. (مترجم)

147- وعن عائشة رضي اللَّه عنها أن رسول اللَّه صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم قال: « إِذَا نَعَسَ أَحدُكُمْ وَهُوَ يُصَلِّي، فَلْيَرْقُدْ حَتَّى يَذْهَبَ عَنْهُ النَّوْم، فإِن أَحدَكم إِذَا صلَّى وهُو نَاعَسٌ لا يَدْرِي لعلَّهُ يذهَبُ يسْتَغْفِرُ فيَسُبُّ نَفْسَهُ » . متفقٌ عليه.

147- از عايشه رضی الله عنها روايت است که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم  فرمود: که چون يکی از شما پينکی رود، هنگام ادای نماز، بايد استراحت کند تا خوابش برود. زيرا اگر همراه پينکی رفتن نماز بخواند، نمی داند که چه می گويد، شايد در عوض اينکه آمرزش طلبد، خود را دشنام دهد.

148- وعن أَبِي عبد اللَّه جابر بن سمُرَةَ رضي اللَّهُ عنهما قال: كُنْتُ أُصَلِّي مَعَ النبيِّ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم الصَّلَوَات، فَكَانَتْ صلاتُهُ قَصداً وخُطْبَتُه قَصْداً » رواه مسلم.

148- از ابو عبدالله جابر بن سمره رضی الله عنه روايت شده که گفت:
من با پيامبر صلی الله عليه وسلم نمازها را ادا می کردم، طول نماز شان ميانه بود، و خطبهء شان همچنين.

و قال تعالی: { وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَاناً وَإِثْماً مُّبِيناً} احزاب: {58}
و خداند می فرمايد: آنانکه می رنجانند مردان و زنان مسلمان را بغير گناهی که کرده باشند، هر آئينه برداشتند بار بهتان وگناه آشکاری را.

1772- عَنْ جَابِرٍ رَضيَ اللَّه عَنْه: أَنَّ رسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم نَهَى أَنْ يُبَال في المَاءِ الرَّاكد. رواهُ مسلم.

1772- از جابر رضی الله عنه روايت شده که:
رسول الله صلی الله عليه وسلم از بول کردن در آب ايستاده منع فرمود.

1773- عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ رضِيَ اللَّه عنْهُمَا أَنَّ أَبَاهُ أَتَى بِهِ رَسول اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم فَقَال: إِنِّي نَحَلْتُ ابْني هذا غُلاماً كَانَ لي، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « أَكُلَّ وَلَدِكَ نَحلْتَهُ مِثْلَ هَذا؟» فَقَال: لا، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « فأَرْجِعْهُ » .
 وفي رِوَايَة: فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « أَفَعَلْتَ هَذا بِوَلَدِكَ كُلِّهِم؟ » قَال: لا، قَال: « اتَّقُوا اللَّه وَاعْدِلُوا في أَوْلادِكُمْ » فَرَجَعَ أَبي، فَردَّ تلْكَ الصَّدَقَة.
وفي رِوَايَة: فَقَال رسُولَ اللَّهِ صَلّى اللهُ عَلَيْهِ وسَلَّم: « يَا بَشِيرُ أَلَكَ وَلَدٌ سِوَى هَذا؟ قَال: نَعَم، قَال: « أَكُلَّهُمْ وَهَبْتَ لَهُ مِثْلَ هَذا؟ » قَال: لا، قال: « فَلا تُشْهِدْني إِذاً فَإِنِّي لا أَشْهَدُ عَلى جَوْرٍ » .
 وَفي رِوَايَة: « لا تُشْهِدْني عَلى جَوْرٍ » .
 وفي رواية: « أَشْهدْ عَلى هذا غَيْرِي، » ثُمَّ قَال: « أَيَسُرُّكَ أَنْ يَكُونُوا إِلَيْكَ في الْبِرِّ سَوَاءً ؟ » قَال: بلى ، قَال: « فَلا إِذاً » متفقٌ عليه.

1773- از نعمان بن بشير رضی الله عنهما روايت است که گفت:
پدرش او را نزد رسول الله صلی الله عليه وسلم آورده و گفت: من به اين پسرم برده ای را که از من است داده ام.
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آيا به همهء فرزندانت مثل اين داده ای؟
گفت: نه.
رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: پس من او را به تو باز می گردانم.
و در روايتی آمده که رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: آيا اين کار را در مورد همهء فرزندانت نموده ای؟
گفت: نه.
فرمود: از خداوند ترسيده و در ميان فرزندان تان عدالت کنيد. و سپس پدرم باز گرديده و آن صدقه به وی بازگشت.
و در روايتی آمده که: رسول الله صلی الله عليه وسلم فرمود: ای بشير! آيا فرزند غير از اين داری؟
گفت: بلی.
فرمود: آيا به همه مثل اين دادی؟
گفت: نه.
فرمود: پس مرا شاهد مگير، زيرا من به ظلم گواهی نمی دهم.
و در روايتی آمده که مرا به ظلم شاهد مگير.
و در روايتی آمده که: غير از من کسی را بر اين شاهد گير. سپس فرمود: آيا خوشت می آيد که در نيکی نمودن همه با تو برابر باشند؟
گفت: آری!
فرمود: پس اين کار را مکن.
ش: بدون عذر برتری دادن يک فرزند بر ديگری در عطا و بخشش جواز ندارد، زيرا اين امر سبب می شود که حسادت و رقابت منفی در ميان برادران بوجود آمده و در نتيجه بغض و کينه توزی و حس انتقام جوئی و عداوت در ميان شان پديدار شود.
ولی هرگاه نيازمند و نيکوکار به خود را بر غنی يا عص