 ـ باعث کینه و دشمنی گردد، زیرا چه بسا که چشم زننده متوجه خطر کار خود نباشد، به علاوه که این کار عمل به حدیث پیغمبر گرامی ص است تا از عرق، آب دهان و یا باقیمانده و اثر چیزی که چشم زننده با آن در تماس بوده مثل شستن کفشها، لباس و یا دو دست او – حتی اگر خودش هم بی‌خبر باشد - برای مداوای بیمار استفاده کنیم: به این طریق که آن آب را بر چشم خورده می‌پاشیم تا به اذن خدا شفا یابد، و این کار همچنانکه تجربه ثابت کرده و حدیث آن را تقویت می‌نماید مداوایی مفید و سودمند است، بنابراین شایسته نیست باعث دشمنی و قطع ارتباط گردد، بلکه از آن جهت که باعث دفع ضرر و زیان از بیمار است، باید باعث الفت و محبت شود.
در پایان از خداوند متعال حفظ و حمایت از هر ضرر و زیانی را خواستارم و از حسادت افراد حسود و مکر مکاران به او پناه می‌برم که خدا آگاه‌تر است.
وصلي الله علي محمد وآله وصحبه وسلم
17/8/1418ه‍س15: علت شیوع چشم‌زدن در دوران معاصر و افزایش نفوذ و تسلط شیطان چیست؟
ج: بدون شک تسلط و نفوذ شیاطین جن و انس در این روزگار جلب توجه می‌کند که علتهای زیادی دارد از جمله: فشار زندگی و رشد آزمندی فراگیر، از بین رفتن تقیّدات دینی و کم شدن رواج اوراد و اذکار، و طبیعی است که شیطان در چنین شرایطی فرصت مناسبی می‌یابد تا دلهای غافل را به چنگ آورد.
در مورد شیوع چشم‌زدن در این روزگار: پیغمبر ص فرمودند: بیشترین تعداد امت من بعد از قضا و قدر الهی در اثر چشم خوردن می‌میرند. و در جایی دیگر به صورت هشدار به صحابه ن فرمودند: از شما به خاطر فقر نمی‌ترسم، بلکه از شما به خاطر دنیایتان می‌ترسم که در آن به مسابقه و افزون‌خواهی می‌پردازید همچنانکه امتهای قبل از شما این کار را کردند، و این کار باعث هلاکت شماست همچنانکه آنها را هلاک کرد.
از علل دیگر شیوع چشم زدن در این روزگار می‌توان به نوع زندگی اجتماعی اشاره کرد، در گذشته همه با هم در یک ظرف غذا می‌خوردند و با یک ظرف آب می‌نوشیدند و چنانچه حسادتی هم وجود می‌داشت از این طریق بی‌تأثیر و خنثی می‌گشت، ولی امروزه هر کسی ظروف و لباس‌های جداگانه‌ای دارد و تماس و ارتباط‌ها کم شده است و همین کار باعث شیوع چشم‌زدن و به دنبال آن باعث احساس نیاز شدید به کلینیک‌های قرآن درمانی و تعویذخوانی شده است. این علم نیز مثل سایر علوم اصیل اسلامی است، با این تفاوت که جامعه نخستین اسلامی به خاطر خواندن مداوم اوراد و اذکار نیازی به تعویذ نداشتند چون راه نفوذ و تسلط شیطان را مسدود کرده بودند، ولی در روزگار ما با وجود فراوانی اوراد و اذکار چاپ شده، متأسفانه اعتنایی به آن نمی‌شود و جز در صورت نیاز و یا به هنگام فراغت، کسی سراغ آن را نمی‌گیرد، و معمولاً به عنوان یک عرف و عادت خوانده می‌شوند تا یک عبادت.
س16: چرا بعضی از تعویذگويان در مداوای بیمار پيروز نمی‌شوند؟ و نظر شما در مورد پزشکی که تأثیر تعویذ در مداوای بیماری‌های عضوی و جسمی مثل شکستگی‌ها را انکار می‌کند و می‌گوید: تعویذ به چه کار شکستگی می‌آید و شکستگی باید گچ گرفته شوند، چیست؟
ج: قرآن کریم به هر نیتی خوانده شود برای آن کار مفید و مؤثر است، و این یک قاعده‌ی اصیل دینی است که باید به آن باور داشته باشیم، قرآن به سه شیوه در معالجة بیماری‌ها و تعویذ مورد استفاده قرار می‌گیرد:
1 ـ شفای بیماری‌های عضوی و ... .
هدایت انسانها و جنیان [که در بدن بیمار نفوذ می‌کنند]، خداوند می‌فرماید: ﴿قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء﴾. (فصلت: 44).
«بگو: قرآن برای مؤمنان مایه راهنمایی و بهبودی است».
2 ـ احراق جنّ در داخل جسد بیمار.
متأسفانه اکثر تعویذکنندگان از دو شیوه‌ی اول غفلت می‌ورزند و به شیوه‌ی سوم مداوا می‌کنند که مشقت و اذیت بیمار و تعویذکننده را در پی دارد و در نتیجه دوره‌ی معالجه به طول می‌انجامد، و گاهی به چند سال می‌رسد در حالی که اگر به نیت هدایت آن جنی تعویذ کنند در کمتر از سه روز شفا حاصل می‌شود و ما این شیوه را آزموده‌ایم و به فایده آن پی برده‌ایم. و حتی آب و روغن زیتونی که قرآن به نیت هدایت و شفا بر آن خوانده شود بسیار سودمند خواهد بود.
در جواب سؤال دوم که آیا تعویذ فایده‌ای به عضو شکسته می‌رساند یا نه، می‌گوئیم: آری حتماً سودمند خواهد بود و بلکه به اذن خدا شفا را تسریع می‌بخشد همچنانکه مشاهده شده است، مثلاً اگر قرار بوده گچ به مدت دو ماه بر روی دست باقی بماند، مشاهده شده که در کمتر از یک ماه شفا حاصل شده است، و این مطلب در گزارشات پزشکی درج شده است. و قبل از هر چیزی حدیث پیغمبر ص در داستان مارگزیده و شفای آن از طریق تعویذ، گویای این مطلب است، در حالی که نیش زدن مار یک بیماری جسمی است، و شکر خدا بین ما و پزشکان مشهوری که موافق تعویذ هستند همکاری زیادی وجود دارد.
س17: ضابط مشروعیت تعویذ و قرآن درمانی کدام است؟ و آیا تعویذ مبنای علمی هم دارد یا یک مسأله تعبدی صرف است؟
ج: برای پی بردن به مشروعیت تعویذِ افرادِ تعویذکننده دو راه وجود دارد: اول: عرضه آن بر علماء و تأیید علماء، و دوم بریء بودن آن از شائبة شرک، همچنانکه پیغمبر ص فرمودند: «تعویذتان را بر من عرضه کنید، تا زمانی که شائبه شرک در آن نباشد، بی‌اشکال است».
تعویذ یک علم قائم به ذات است، و بلکه برای مداوا اصل و مبنا است که مورد سهل‌انگاری واقع شده است، حتی ابن تیمیه آن را از پایه‌های جهاد و آن را جهاد انبیاء و صالحان با شیطان قلمداد می‌کند. بنابراین قرآن درمانی هم علم است و هم عبادت، و در حالی که غرب به سرعت مشغول ایجاد کلینیک‌های روان‌درمانی بوده و در داخل بیمارستانها نیز بخشی با این اسم ایجاد می‌کند، ما، امت اسلامی، که برای این کار شایسته‌تریم آنرا انجام نمی‌دهیم، مخصوصاً که ما صاحب یک رسالت آسمانی هستیم. بنابراین قرآن درمانی و تعویذ، تنها برای تبرک نیست، بلکه علمی است با ضوابط مشخص، و نباید بدون آگاهی از آن و شناخت راه و روش آن، به انجام آن بپردازیم.
س18: آیا گرفتن اثری کم از چشم‌زننده کافی است یا حتماً باید او را شسته و از آن استفاده کنیم؟
ج: بر اساس تجربه اثر کم و محدود برای مداوا کافی است، چرا که مقصود انتقال رایحه چشم‌زننده به چشم‌خورده است، ولی اگر شست و شو ممکن باشد بهتر است. در هر صورت مراد انتقال رایحه است، ولی حتی اگر برای از بین بردن میکروب و آلودگی جوشانده هم شود، اشکالی نخواهد داشت.
س19: چگونه می‌توان از چشم خوردن در امان بود؟
ج: این کار از دو طریق امکان‌پذیر است، اول: می‌توان با ذکر مداوم خدا و خواندن اورد صبحگاهی و شامگاهی حفظ و صیانت خود را فراهم کرد. دوم: از طریق پوشاندن محاسنی که ممکن است چشم بخورند همچنانکه امام بغوی  نقل کرده که عثمان س با دیدن پسربچه بانمکی فرمود: خال سیاهی به زنخ [گودی چانه] او بزنید تا چشم نخورد.
س20: بعضی از تعویذگويان برای مداوای بیمار وقت مشخصی مثل غروب آفتاب را تعیین می‌کنند، نظر شما در این 