 و هيچ ترديدي در آن نيست پيامبري كه از جانب خدا هدايت به ارمغان آورد و بيان و گفتارش كافي و شافي است خداوند ـ بلند مرتبه ـ در اين باره مي‎فرمايد:
(کَيْفَ يَهْدِي اللّهُ قَوْمًا کَفَرُواْ بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(86) أُوْلَئِکَ جَزَآؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللّهِ وَالْمَلآئِکَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ(87)) آل عمران: ٨٦ – ٨٧
‏چگونه خداوند گروهي را رهنموني مي‌كند كه بعد از ايمانشان و بعد از آن كه گواهي دادند به اين كه پيغمبر بر حق است و معجزات و دلائل روشني براي آنان (بر حقّانيّت محمّد) بيامد، كافر شدند؟ و خدا گروه ستمكاران را هدايت نخواهد كرد.*‏ اين چنين كساني، كيفرشان اين است كه لعنت خدا و فرشتگان و مردمان همه، بر آنان باشد.*
و باز مي فرمايد:
(إِنَّ الَّذِينَ يَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْکِتَابِ أُولَئِکَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ) البقرة: ١٥٩
«بي گمان كساني كه پنهان مي‎دارند آنچه را كه از دلايل روشن و هدايت فرو فرستاده‎ايم بعد از آنكه آن را براي مردم در كتاب بيان و روشن نموده‎ايم خدا و نفرين كنندگان ايشان را نفرين كنند».
در معنا و مفهوم بدعتهايي كه به وسيله اين دو گروه فوق ايجاد شده، بنگريد و در آن تامّل نماييد و وجه مشترك آنها را دريابيد كه آن همانا عناد و مخالفت است با قانون گذاري الهي در آنچه تشريع فرمود؛ زيرا خداوند ـ بلند مرتبه ـ قرآن را نازل كرد و قانونهايي را نيز وضع كرد و راه و روش‎هایی را براي سالكين آن تا انتها مرحله روشن ساخت، امّا كافر با انكار اين قوانين الهي به پيكار برخاست و با پنهان ساختن( دلايل روشن الهي) از در مخالفت با آن بيرون آمد؛ چون خداوند شريعت خود را روشن كرد و آشكار مي سازد، ولي اينان در صدد پنهان كردن و اختفاي آنند و بدعت گزار در صدد مخالفت و عناد است به وسيله وضع اسباب و ابزاري تا سنّت‎هاي روشن را ترك گويد و آن¬چه را واضح و آشكار است پنهان سازد؛ زيرا عملكرد او اين‎گونه است كه در واضحات و امور روشن دين، اشكال وارد سازد تا بدين وسيله مردم از متشابهات پيروي كنند و از آن سو امور روشن و مسلّم دين اساس¬هاي بنا شده بر متشابهات را نابود مي‎سازد. لذا مي‎خواهد با بكار گيري متشابهات بر مسلّمات، آن¬ها را ترك گفته و رها شوند و اين جا شايسته و سزاوار است كه لعنت خدا و فرشتگان و تمامي مردم بر ابتداع و اهل بدعت فرود آيد.
ابو مصعب يكي از ياران مالك بن انس مي‎گويد: « فرزند مهدي، خليفه به مدينه آمد و با ما در مسجد النبي به نماز ايستاد و در آن حال عباي خود را جلوي صف نمازگزاران نهاد (هنگامي كه امام سلام داد مردم به عباي او خيره شدند و مالك نيز همچنين او پشت سر امام نماز مي‎خواند، وقتي مالك سلام نماز داد گفت: نگهبانان كجايند دو نفر‌آمدند، پس گفت: صاحب اين پيراهن را بگيريد و زنداني كنيد اين‎گونه كردند و او را گرفتند به او گفتند اين فرزند مهدي خليفه است؟! پس مالك به او رو كرد و گفت: چرا از اينكه پيراهنت را جلوي صف نماز گزاران قرار دادي از خدا نترسيدي و تقوا پيشه نساختي و مردم نماز گزار را به خاطر عبايت مشغول داشتي تا به آن بنگرند و در مسجد ما (مسجد النبي) چيزي پديد آوردي كه از قبل سابقه نداشت و حال آنكه رسول خدا در اين باره فرموده است:
« من اَحدثَ في مسجدنا حدثاً فعليه لعنةلله و الملائكة و الناس اجمعين»
هركس در مسجد ما بدعتي پديد آورد لعنت خدا، فرشتگان و تمامي مردم بر او باد»(12) 
فرزند مهدي گريست و تعهّد كرد كه ديگر بار چنين عملي در مسجد النبي و ديگر مساجد از او سر نزند».
و اين نهايت خويشتن داري و محافظت براي دوري از بدعت گزاري در چيزي است كه قبلا وجود نداشته است و از بيم اينكه لعنت خدا و فرشتگان و تمامي مردم شامل حال شود. حال گمان تو در باب كساني كه به جز عبا قرار دادن در جلوي ديدگان نماز گزاران به بدعت هايي ديگر مشغولند چه مي باشد؟
قبل از اين، حديثي را كه طحاوي روايت كرده بود، ذكر نموديم كه: « شش گروه ملعونند و خدا آنها را لعن كرده است» و يكي از آنها كسي است كه سنّت حضرت رسول را ترك گويد و به بدعت‎ها چنگ يازد».
در ابتداي فصل گفتيم: انسان بدعت گزار با بدعت خود بر دوري خود از خدا خواهد افزود:
آنچنان كه از حسن روايت شده است كه گفت: فرد بدعت گزار بر سعي و تلاش در نماز و روزه نخواهد افزود جز اينكه پيوسته از پیشگاه باري تعالي دور خواهدشد.
از ايوب سختياني روايت شده است كه گفت: بدعت گزار بر سعي و تلاش خود ( در دين مداري) نخواهد افزود بلكه با بدعت خود پيوسته از خدا دور خواهد شد.
حديثي صحيح از حضرت رسول(ص) در باب خوارج گفته‎اند اين روايت را صحيح (وتائيد) خواهد كرد و آن اينكه فرمود:
«يخرج من ضئضي هذا قومٌ تحقرون صلاتكم مع صلاتهم و صيامكم مع صيامهم»
الي اَن قال: « يمرقون من الدين كما يمرق السهم من الرمية»(13) 
از ريشه و نسل اين مرد جماعتي به وجود مي‎آيند كه نماز و روزه خودتان را در برابر نماز و روزه آنان ناچيز مي بينيد» و سپس در ادامه گفت: «اين قوم به سرعت از دين خارج مي‎شوند همچنانكه تير به سرعت از بدن شكار خارج مي شود»
در ابتداي حديث سعي و تلاش آنان را روشن كرد و به فرجام دوري و بُعدشان از خداوند بيان نمود و چنانكه قبلاً آمد از ايشان انفاق و عدل ورزي پذيرفته نيست و هر كاري بر اساس بدعت صورت گيرد، گويي آن را انجام نداده و پاداشي دريافت نخواهند كرد. اينگونه پيوسته با عنادي كه در بدعت، نهادينه شده به دوري از سنّت و عمل به آن خواهد افزود و اعتقادات (باطل) در ميان مردم شايع خواهد شد و او گمان مي‎برد آن بدعت، سبب نزديكي او به خداست و او را به بهشت مي‎رساند. در حالي كه در روايات صحيح و صريح ثابت شده است كه فرد جز با عمل و كردار مطابق با شرع و رويكردي كه شرع مشحص نموده به خدا تقرب نخواهد يافت و كسي كه سنّت‎هاي الهي را ترك گويد و آنها را در جايي ديگر قرار دهد بدعت گزار است و به واقع بدعت‎ها كليه¬ی اعمال را باطل و بي اثر خواهند كرد.
* امّا اینکه گفتیم بدعت‎ها مکان پاشیدن بذر کینه و عداوت بین مسلمین است
از آن جهت است که بدعت‎ها عامل این امرند که گروه گروه ساختن و فرقه فرقه نمودن مسلمین‎اند، و قرآن کریم چنانکه گذشت به این مهم اشاره کرده است:
(وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّذِينَ تَفَرَّقُواْ وَاخْتَلَفُواْ مِن بَعْدِ مَا جَاءهُمُ الْبَيِّنَاتُ) آل عمران: ١٠٥
و مانند کسانی نشوید که پراکنده شدند و اختلاف ورزیدند پس از آنکه نشانه های روشن به آنان رسید.
(وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِيلِهِ) الأنعام: ١٥3
 و از راههایی پیروی نکنید که شما را از راه خدا پراکنده می سازد.
(وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِينَ(31) مِنَ الَّذِي