ْمَعِينَ»: هدايت مردم بر راه راست بر خداست و برخي از راه‎ها منحرف و بي راهه است و اگر خدا مي‎خواست همه‎ی شما را هدايت مي‎كرد» او در پاسخ گفت: «ابووائل از عبدالله بن مسعود روايت كرد كه گفت(22) : عبدالله بن مسعود خطّي راست و مستقيم براي ما كشيد و خطوطي را نيز از جانب چپ و راست آن رسم كرد، سپس گفت: « اين گونه، رسول خدا براي ما خطّي رسم كرد و خط مستقيم را گفت(برای مثال) راه هدايت خداوندي است و به خطوطي كه در چپ و راست آن هستند، گفت: اين خطوط راه‎هاي كج و اختلافی است و بر هر يك از اين راه‎ها شيطاني ايستاده است و مردم را به آن راه (های كج) فرا مي خواند و راه‎ها مشتركند، خداوند بلند مرتبه مي فرمايد: « وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ: اين راه راست و مستقيم من است از آن پيروي كنيد و از راه‎هاي ديگر پيروي مكنيد كه شما را پراكنده مي سازد.» (انعام/153).
تستري« در تفسير اين آيه گفته است:« قَصْدُ السَّبِيلِ » در اين آيه همان طريق سنّت است: « وَمِنْهَا جَآئِرٌ » راهي است كه به دوزخ منتهي مي شود و آن همان عقايد منحرف و بدعت گزاري هاست.
از مجاهد در تفسير اين بخش از آيه: « قَصْدُ السَّبِيلِ » روايت شده است كه منظور از آن انسان‎هاي معتدل و ميانه‎رو است كه در مابين افراط و تفريط قرار گرفته‎اند و اين مي رساند كه ك‍ژ روان و منحرفان يا اهل افراطند يا تفريط و هر دوي اينها از اوصاف اهل بدعت است.
از علي(رض) در اين باب، روايت شده است که وی اين آيه‎ی « وَمِنْهَا جَآئِرٌ » را مي خواند، گفتند: منظور افراد منحرف این امّت است. گويي اين آيه و آيه‎ی ما قبل آن، يك معني واحد را مي رسانند.
آيه‎اي ديگر در قرآن در نكوهش بدعت، سخن پروردگار است كه فرمود:
(إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَکَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ يَفْعَلُونَ)الأنعام: ١٥٩
«بي گمان كساني كه دين خود را پراكنده مي دارند و دسته دسته و گروه گروه مي شوند تو به هيچ وجه از آنان نيستي و سروكارشان با خداست و خدا از آن چه مي كنند با خبر مي سازد»
تفسير اين آيه در بعضي از احاديث كه از طريق حضرت عايشهل روايت شده است كه گفت: رسول خداص به من گفت: اي عائشه، مي داني « إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَكَانُواْ شِيَعاً» چه كساني هستند؟ گفتم خدا و رسولش بهتر مي دانند. فرمود:
« هم اصحاب الاهواء و اصحاب البدع و اصحاب الضلالة من هذا الامة. يا عائشة، ان لكلّ ذنب توبةٌ ما خلا اصحاب الاهواء و البدع ليس لهم توبة و أنا برئ منهم و هم مني براء»(23) 
« منظور اين آيه كساني هستند كه پيرو هواي نفس‎اند و بدعت گزار صاحبان گمراهي در اين امت‎اند اي عايشه بدان براي هر گناهي باز گشتي است جز پيروان هواي نفس و ياران بدعت كه براي آنها بازگشتي نيست و من از آنها بيزارم و آنان نيز از من دورند»
ابن عطيه مي‎گويد:« اين آيه عموميت دارد و تمامي اهل هوا و هوس و بدعتها و منحرفان در فروع و غير آن را شامل مي شود از كساني كه در جدل و بحث، غور و ژرف انديشي دارند و در مسائل كلامي ژرف نگري مي كنند همه‎ی اين مقولات لغزشگاه است و بيم گاه اعتقادات نادرست.
منظور ابن عطيه- والله اعلم- از اهل ژرف انديشي در فروع، چيزي است كه ابوعمر بن عبدالبر در كتاب «العلم» خود در فصل « ذمّ الراي» آورده است که به حول و قوه الهي شرح آن خواهد آمد.
 ابن بطال در شرح بخاري از ابو حنيفه روايت كرده است كه گفت: من، عطاء بن ابي رباح را در مكه ملاقات كردم و از او درباره‎ی مساله‎ای پرسيدم او گفت: تو اهل كجايي؟ گفتم كوفه. پس گفت تو از اهل سرزميني هستي كه دين خود را پراكنده ساختند و متفرّق شدند، گفتم: بلي. گفت: از كدام دسته و طيفي؟ گفتم: از كساني كه سلف صالح را نكوهش نمي كنند و به قدَر خداوند ايمان دارند و هيچ كس را به سبب گناه كافر نمي دانند. پس گفت: راه راست را يافته‎اي، لذا بر آن ماندگار باش»
از حسن روايت شده است كه گفت: عثمان بن عفان روزي براي ما خطبه مي‎خواند، امّا سخنش را قطع کردند و او را به زمين انداختند به گونه‎اي كه آسمان چنين چيز
عجيب و شگفتي را تا آن زمان به خود نديده بود.(24) » بعد از آن، صدايي را از اتاق برخي از همسران پيامبر شنيدیم، گفته شد اين صداي ام المؤمنين است» گفت: آن صدا را مي شنيدم كه گفت: بدانيد كه پيامبر شما بيزار است از كساني كه دين خود را پراكنده ساختند و گروه گروه شدند و اين آيه را قرائت كرد:
(إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُواْ دِينَهُمْ وَکَانُواْ شِيَعًا لَّسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُم بِمَا کَانُواْ يَفْعَلُونَ) الأنعام: ١٥٩
بي گمان كساني كه دين خود را پراكنده مي دارند و دسته دسته و گروه گروه مي شوند تو به هيچ وجه از آنان نيستي و سروكارشان با خداست و خدا از آن چه مي كنند با خبر مي سازد ‏»(25)  
قاضي اسماعيل گفته است: به نظرم صدايي كه گفته شده از آن ام المومنين است منظورش ام‎سلمه بوده و اين در بعضي از احاديث آمده است زيرا در آن وقت ام المؤمنين عايشه در سفر حج بود.
از ابوهريره روايت شده كه اين آيه (آيه 159/انعام) درباره امّت اسلام نازل شده است.
از ابو امامه نقل شده : مصداق اين آيه، خوارجند كه به تخريب و تفرقه در دين پرداختند.
قاضي اسماعيل گفته است ظاهر قرآن بر اين نكته دلالت مي‎كند هركسي كه در دين بدعت و نو آوري ايجاد كند- خوارج باشد يا غير آن- مضمون آيه شامل او نيز خواهد شد؛ زيرا وقتي بدعتي گزاردند به تبع آن براي استوار سازي وقوام بخشی به آن بدعت به مجادله پرداخته و با هم دشمني مي ورزند و به فرجام، گروه گروه مي شوند.
از ديگر آياتي كه در باره نكوهش بدعت آمده است آیه‎ی 31-32 سوره‎ی روم است که می فرماید:
(وَلَا تَکُونُوا مِنَ الْمُشْرِکِينَ(31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَکَانُوا شِيَعًا کُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ(32))الروم: ٣١ – ٣٢
«از زمره‎ی مشركان نگرديد از آن كساني كه آئين خود را پراكنده و پخش کردند و به دسته‎ها و گروه‎هاي گوناگون تقسيم شده‎اند هر گروهي هم از روش و آئيني كه دارد و خرسند و خوشحال است»
در روايتي ديگر: ««فَرَّقُوا دِينَهُمْ» به صورت: « فَارَقُوا دِينَهُمْ »(26)  خوانده شده است. در تفسيري كه به ابوهريره نسبت داده شده است، منظور اين آيه خوارج هستند. ابو امامه نيز اين روايت را به صورت مرفوع روايت كرده است.
گفته شده: كساني كه در اين آيه به آنها اشاره شده است صاحبان هوا و بدعت گزارانند.
و گفته شده: عايشهل اين روايت را به صورت مرفوع از پيامبرص نقل كرده‎اند. وهمچنان كه قاضي اسماعيل گفته است: اين آيه تمامي بدعت گزاران را شامل مي شود چنانكه در شرح آيه پيشين آمد.
آیه‎ای دیگر در نکوهش بدعت آیه‎ی:« 65 /انعام» است که می فرماید: 
(قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن يَبْعَثَ عَلَيْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ أ