ادن میان مردم و ایجاد وحدت از نماز و روزه افضل است و دین را هیچ چیز مانند اختلاف و نفاق پراكنده نمی سازد... (9) (مایه ننگ مداحان و وعاظ نادان دو طرف و نویسندگان متعصب نادان از هر دو طرف) 
•	آن حضرت همچنین در جنگ نهروان به خوارج  می‌فرماید: آیا همین كه خدای ما و پیامبر ما و كتاب ما یكی است برای شما كافی نیست (‌جهت حفظ اتحاد در جامعه اسلامی) حال من می پرسم: آیا سنی ها از خوارج بدترند؟ ما كه در بیشتر چیزها با آنها هم عقیده ایم چرا با رفتارهایی بچه‌گانه آب به آسیاب سرمایه‌داران غربی ریخته و كشورهای همسایه را با خود دشمن می‌كنیم‌؟ (آنها حتی 12 امام ما را بهتر از خود ما می شناسند و بیشتر قبول دارند  بر خلاف ما كه به عمر و ابوبكر كه مورد علاقه آنهاست ناسزا و لعن می‌فرستیم)
•	نكته بسیار عجیبی در كتب شیعه وجود دارد و آن اینكه با جد و سعی فراوان از برادران اهل سنت می خواهند عقیده شیعه را قبول كنند. روزی خود من به یك نفر سنی همین مطلب را گفتم و او با تعجب پاسخ داد: ما امامان شما را بهتر از خود شما می‌شناسیم و بیشتر از شما قبول داریم، این شما هستید كه به عمر و ابوبكر لعن و ناسزا می گویید. و من به فكر فرو رفتم و با خودم گفتم: نه ما نعوذبالله از حضرت علی بهتریم و نه سنی ها از حضرت  عمر و حضرت ابوبكر. با اینهمه می بینیم حضرت علی 25 سال با خلفاء رفت و آمد داشته و به آنها مشورت می داده همسر آنها را پس از فوتشان به همسری می گرفته و... ولی اكنون شیعه و سنی در نبردی بیهوده اند و چه بسا حضرت علی(ع) به همراه سایر خلفاء وارد بهشت شوند و  متعصبین از هر دو طرف به دوزخ بروند!
•	در انتها باید گفت: تاریخ، بهترین قاضی است و گذشت زمان پرده از چهره ها كنار می زند. ما در بین اكثر ملل جهان، اختلاف نظری درباره خونخوار بودن هیتلر و شارون و چنگیز نداریم. و همینطور بیشتر مواردی كه مقصران آن در تاریخ مشخص و محكوم شده اند. حالا اگر از نه دهم مسلمانان و تمام محققین غیر مسلمان،و حتی تعدادی از مطلعین شیعه، نظرشان را درباره عمر و ابوبكر سئوال كنی خواهی دید كه نظر آنها با نظر عوام و مداحكها و علامكها، بسیار متفاوت است. 
•	ایجاد اتحاد واقعی با شعار و نمایش و هفته وحدت و... امكان پذیر نیست. بلكه راه حل اساسی آن است كه دروغهایی كه باعث ایجاد كینه و میان شیعه و سنی شده را ریشه كن كرد و از مغز آنها بیرون كشید. ولی متاسفانه چون این دروغها ریشه در اعتقادات و احساسات مذهبی دارد، نابودی آن بسیار دشوار است. و تا این كار صورت نگیرد برخی از هموطنان احمق من در هیات دیوانگان حسین کاشان، مراسم عمر‌كشان راه انداخته و یك نفر یهودی فیلم این مراسم را به صورت سی دی در كشورهای عربی پخش كرده و ما هنگامی كه خبر سر بریدن شیعه‌ها را می شنویم تعجب می‌كنیم و به سنی ها فحش می دهیم. در صورتیكه اگر آنها یك هزارم رفتار ما نسبت به علی داشته باشند ما هم سر آنها را می بریم. و من نمی دانم این آقایان، روز قیامت جواب حضرت علی (ع) و جواب خداوند را چه می دهند. (البته خدمت برادران اهل تسنن باید عرض كنم این عده در ایران در اقلیت كامل بوده و اكثریت مردم ایران و حتی بسیاری از شیعیان تندرو این دیوانگان را قبول ندارند)
•	برخی از به ظاهر علامه ها و مداحان و نویسندگان با استناد به برخی از روایات مجعول تاریخی‌، ‌به راحتی آب خوردن، دروغهایی را از ناحیه آیات الهی بر ساحت مقدس خداوند می بندند و یكی از دلایل من از نوشتن مطالب حاضر، پاك كردن این تهمتها از دامن منزه الهی است حتی اگر بنا شود خونم بر زمین ریخته شود. زیرا من می دانم و اگر نگویم در آن دنیا نمی‌دانم با چه رویی در پیشگاه خداوند بایستم.
•	آیا شیعه، حق سب و لعن خلفاء را دارد؟ من عداوت و كینه ای شخصی با افراد دروغگویی مانند بنگاه داران و مداحان دارم و یكی از دلایل عمده من از نوشتن مطالب این كتاب، رسوا كردن دروغگویان است.(10)  البته باید گفت اگر به این سئوال پاسخ منفی بدهیم و آنگاه یك هفته از سال را هفته وحدت اعلام كنیم هیچ دردی دوا نمی‌شود زیرا تا وقتی در رگ و ریشه شیعه این تفكر اشتباه وجود دارد كه عمر قاتل دختر پیامبر و غاصب خلافت بوده است و دستور خدا را زیر پا گذاشته محال است كینه ها پاك شود و اتحادی حاصل. 
•	وعاظ و مبلغین شیعه فکر می کنند با موضع گیری در برابر حضرت عمر و ابوبکر و در برابر سنی ها خود را در گروه حضرت علی (ع) ـ شیعه ـ قرار می دهند و اینگونه به بهشت می روند در حالیکه دقیقاً همین نکته باعث دوزخی شدن آنها می‌شود. 
•	یكی از اصول مذهب ما امامت است. و می دانیم كه پذیرفتن اصول دین، تحقیقی است و نه تقلیدی. حال: تفاوت امامت و خلافت در چیست؟ و چرا شیعه این دو را یكی می داند؟ آیا امام در مقام خلافت بهتر می‌تواند هادی باشد یا در مقام امامت؟ و آیا مشغله های بی سر و ته سیاسی و اقتصادی و جنگی و... اجازه چنین كاری را به امام می دهد؟ با فرض این نكته كه خلیفه در تمام امور دستورات امام را اجرا كرده با او مشورت كرده و نظرات او را به كار بسته و باز هم با این فرض كه امكانات و تكنولوژیهای پیشرفته ای كه اینك در دست زمامداران است در آن زمان وجود نداشته و همه اش بر عهده خلیفه بوده. آیا خدا باید امام را معرفی كند یا مردم خودشان باید او را بشناسند؟ به عبارت ساده تر خداوند پس از خاتم النبیین تا چه زمان، باید به معرفی پیشوا جهت مردم ادامه دهد؟ و این ایده آل تا كی باید ادامه داشته باشد؟ و کی به پایان می رسد؟اینها سئوالاتی است كه امیدوارم در این تحقیق به پاسخ آن دست پیدا كنیم. 
•	یکی از دلایلی که غربی ها و روشنفکرها در تحقیر اسلام و بی‌ارزش بودن دستورات آن در عرصه واقعیت و حکومت دارند این است که: تمام این چیزهایی که شما می‌گویید در خواب و خیال است و ما جایی در تاریخ سراغ نداریم که قوانین اسلام در عرصه حکومت و سیاست راهگشا بوده باشد. پس چه نیازی به آن است؟ دکتر شریعتی در گفتگویی که با یکی از همین متفکرین غربی داشته در پاسخ اشاره به حکومت عادلانه و رو به گسترش پیامبر اکرم و دو خلیفه بعد از او می کند با این مضمون که حداقل در تاریخ، مدت 30 سال در عرصه عملی قوانین اسلام راهگشا بوده است. متاسفانه شیعه با نادیده گرفتن حکومت عادلانه و پیشرو ابوبکر و عمر مستمسک خوبی دست دشمنان دین داده است. همانگونه که با توهین به آنها باعث حرمت شکنی و پیدا شدن سرو کله نویسنده ای به نام سلمان رشدی شد.
•	داستان و افسانه تا عمق جان و روح یك ملت نفوذ كرده و در نوع تفكر، روش زندگی عملكرد و تمامی فرهنگ آنها اثر می گذارد هدف من نقد احادیث و افسانه هایی است كه یا از اصل جعلی و دروغ است و یا شیوة برداشت شیعه از آنها اشتباه است. 
•	من، مطمئن شده ام یکی از دلایلی که ملت ایران، مرتب دچار بدبیاری می‌شود (در بیشتر زمینه‌ها) به خاطر ذهنیت اشتباه آنها نسبت به انسانهای پاکی مانند حضرت عمر و حضرت ابوبکر است. براستی کشوری که اینهمه منابع خدادادی و انسانهای باه