می خیزد می‌فهمد این خطبه برای اولین بار 240 سال پس از هجرت در كتاب بلاغات النساء آمده كه احمد ابن ابی طاهر یعنی نویسنده خطبه را دارد از قول كسی نقل می‌كند كه 122 سال قبل كشته شده است!
سخنی كوتاه پیرامون كتاب جعلی سلیم بن قیس هلالی
بسیاری از استنادات كوبنده نویسندگان شیعه از همین كتاب گرفته شده است كه نویسنده آن یعنی سلیم (برای محكم كاری‌) مدعی مشاهده مستقیم و بلاواسطه وقایع مهم و بیشماری است كه یا آنها را مستقیم نقل می‌كند و یا از قول سلمان، حضرت علی، ابوذر،‌ و از جناح مخالف: پسر عمر و پسر ابوبكر و... البته جای تعجب است كه چگونه ایشان می توانسته با تمام سران و افراد شاخص از دوست و دشمن این چنین نزدیك شده و محرم راز همه باشد؟ در ادامه باید گفت:
	ماسینیون(20)  وجود چنین شخصی را موهوم و افسانه ای می داند: 
L.MASSIJNON,EXPLICATION  DU  PLAN  DE KUFA. (PARIS. 1935).P.360
گلدزیهر(21)  می نویسد: این كتاب از جمله مجهولات منسوب به اهل تشیع است (‌همان منبع ص38) (22) 
	عجیب است كه این شخص در همه مواقع مهم حضور داشته: به هنگام بیماری ابوذر(23)  به همراه سلمان و مقداد بر بالین اوست و مواردی را از آنها ثبت می‌كند از سال 16 هـ تا آغاز خلافت عثمان خبری از او در دست نیست  در سال 30 هـ او را در مكه همراه ابوذر می بینیم كه سخنان ابوذر را ثبت می‌كند. در سال 34 او را در ربذه بر بالین ابوذر می بینیم كه وصایای او را می نویسد! در سال 35 همراه حضرت علی از مدینه به كوفه می آید. در جنگ جمل حاضر می‌شود. سپس او را در خانه زیاد ابن ابیه می‌بینیم كه خطبه حضرت علی را می نویسد. در سال 36 همراه حضرت علی برای نبرد صفین آماده می‌شود. وی در صف مقدم نبرد وقایع را گزارش می‌كند (و مسلما مانند همیشه هیچ آسیبی به او نمی‌رسد!) بعد از جنگ صفین به كوفه بر می گردد و از كوفه به مداین می رود تا حذیفه استاندار مداین را ملاقات كند. زیرا حذیفه در جریان توطئه سری سقیفه علیه نهضت اسلام قرار داشته و دیده ها و شنیده های او باید در تاریخ ثبت شود (با چه اعتمادی به سلیم كه هوادار علی بوده چنین اسرار مهمی را می گفته اند و چرا چنین شخص(24)  باید در حكومت علی استاندار مدائن باشد و...؟!) در سال 39 برای نبرد با مارقین آماده می‌شود! در سال 40 شاهد شهادت علی است! سپس به مدینه می رود در سال 49 با منشی زیادابن ابیه رفیق شده و بخشنامه سری معاویه را از او گرفته و در كتابش ثبت می‌كند! در سال 50 پس از شهادت امام حسن او را ناگهان در مدینه می بینیم او در مجلس گفتگوی معاویه و قیس بن‌سعد بن عباده و... نفوذ كرده و گزارشی از گفتگوها تهیه می‌كند! در سال 52 در كوفه است. در سال 58 در مكه و در منا به سخنرانی تاریخی امام حسین گوش می‌كند! و آنرا گزارش می نماید. (‌عجیب است چرا این عاشق اهل بیت و دانای تمام اسرار، همراه امام حسین به كربلا نمی رود و شهید نمی‌شود؟) از حوادث بسیار مهم دهه 60 هجری از شهادت امام حسین از قیام توابین و نهضت مختار و... هیچ خبری در كتاب او نیست! در سال 76 می‌میرد.(25) !!!
	سر و كله این كتاب در اوایل قرن 4 هجری پیدا می‌شود. راوی مطالب: سلیم است و ابان.  به فرض محال كه این كتاب ساخته دست یهودیان (برای ایجاد تفرقه در امت اسلامی و جلوگیری از نفوذ روز افزون اسلام در جهان) نباشد و واقعاً چنین كتابی توسط سلیم نوشته شده باشد (گرچه ما هیچ كتابی از تاریخ صدر اسلام در دست نداریم و تاریخ مكتوب شدن اولین كتابها متعلق به 250 سال پس از هجرت است) آیا چنین انقطاع (فاصله) 300 ساله ای از نظر علمی و تحقیقی پذیرفتنی است؟ و آیا امكان ندارد در مطالب آن دست برده شده باشد؟
	در یكی از مطالب این كتاب آمده كه در جریان جنگ احزاب، عمر و ابوبكر، داخل خانه خودشان، بتی ساخته بودند كه اگر كفار پیروز شدند آن بت را دلیل بیاورند كه ما الكی مسلمان شده بودیم و ما هم مثل شما بت پرستیم! و پیامبر اكرم از طریق وحی مطلع شده و به حضرت علی فرمود برو آن بت را بشكن و بیاور و عمر و ابوبكر از همان روز كینه علی را به دل گرفتند! براستی یعنی كفار مكه اینهمه احمق بوده اند كه می شده آنها را اینگونه فریب داد؟ براستی چرا ابوبكر در جریان هجرت به همراه پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  از مرگ نترسید و هنگامیكه داخل غار بودند بیرون نیامد و پیامبر را لو نداد؟ چرا پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  با وجود مشاهده این خیانت آشكار در سالهای بعد امیرالحاجی قافله حجاج و علمداری لشكر تبوك را به ابوبكر می دهد آیا سزای كسی كه مرتد شود مرگ است یا اعطای چنین مقامات و مناصبی؟؟ البته در این كتاب، مطالب ضد و نقیض فراوانی از این دست وجود دارد. 
	مورد دیگر از داستانهای خنده دار و مضحك این كتاب آنجاست كه محمد ابن ابوبكر پسر ابوبكر هنگام مرگ پدرش دارد او را نصحیت می‌كند در حالیكه محمد ابن ابی بكر در زمان مرگ پدرش فقط 2 سال داشته یعنی بچه 2 ساله داشته خلیفه مسلمین را در هنگام مرگ نصیحت می كرده است؟(26) !!!!!!!!!!
	یكی دیگر از دسته گلهای نویسنده نادان و جاهل این كتاب آن بوده كه می‌نویسد: اولین كسی كه در سقیفه با ابوبكر بیعت كرد معاذ ابن جبل بود. در صورتیكه تمامی مورخین معترفند كه معاذ در آن روز در یمن بوده است!!!!!
	سئوال دیگر اینكه: چگونه سلیم ابن قیس راوی این كتاب، از اینهمه مهلكه جان سالم به در برده و چگونه در تمامی وقایع مهم سر به زنگاه حاضر بوده است؟ و چرا نامی از این فرد مهم، در حوادث تاریخی نیست؟ با وجود اینكه در همه جا حاضر و نخود همه آشی بوده است.
	چرا تمام استناداتی كه نویسندگان به كتاب سلیم داشته اند متعلق به پس از قرن چهارم هجری است؟ اگر این كتاب در همان روزهای نخستین پس از وفات پیامبرصلی الله عليه وسلم  نوشته شده است؟ 
	طبق تمام شواهد معتبر علمی: اولین نوشته های مكتوب، متعلق به 250 سال پس از وفات پیامبرصلی الله عليه وسلم  می باشد اكنون این كتاب سلیم از كجا سر درآورده و چگونه از این قاعده مستثنی شده و چرا مطالب آن با سایر متون معتبر، مخالف است؟ 
	احمدبن حسین بن عبیداله غضائری معروف به ابن غضائری مولف كتاب الضعفاء، دارای مذهب تشیع، متوفی بین سالهای 430 تا 450 هـ یكی از عالمترین كارشناسان علم رجال  هزار سال قبل، در كتاب خود (‌الضعفاء)(27)  می‌نویسد: سلیم بن قیس هلالی عامری از ابوعبدالله (ع) حسن (ع) و حسین (ع) و علی بن‌حسین (ع) روایت نقل می‌كند و این كتاب مشهور به او منسوب است. اصحاب ما می گویند كه سلیم شناخته شده نیست و در خبری هم از او یادی نیست. اما من خود نامش را در مواردی جز كتاب او و جز روایات ابان ابی عیاش از او دیده ام(28) . ابن عقده در رجال امیرالمومنین احادیثی از او آورده اما خود كتاب منسوب به سلیم بدون شك ساختگی است...(همان منبع ص 43 به نقل از كتاب الضعفاء – خطی مرحوم آیت‌اله نجفی – قم كتابخانه آیه اله نجفی ورق 5 عكسی از مجموعه 155 ورق 234 قهپایی / مجمع 3/156 و نیز در: حلی /خلاصه 82 و 83 + ابن داوود / رجال 1 /106 ش 732- 2/249ش226)  و در مورد ابان بن ابی عیاش می‌گوید: ابان اب