مامي مشكلاتش حل مي شود.
•	من مرتباً حرف خنده داري را از زبان زعماي قوم و مسئولين در ايران مي‌شنوم كه: آزادي در غرب يا در دوران شاه از سر به پايين بوده و هست ولي در ايران و در اسلام از سر به بالاست. ولي تعجب آور است كه چرا حتي روحانيون شيعه مانند: علامه برقعي، آيت الله منتظري، آيت الله زنگنه،‌آيت الله سنگلجي، آيت‌الله مصطفي حسيني طباطبايي، آيت الله حيدرعلي قلمداران و... اجازة چاپ كتابهايشان را نداشته اند! و حتي اجازه سخنراني! آري من، كتاب اين افراد را خوانده ام نه به كسي توهين كرده اند و نه خلاف اصول دين مبين اسلام سخني گفته اند. بلكه آنها فقط و فقط، خرافات موجود در تشيع را توضيح داده اند. تنها علت عدم مجوز چاپ به آنها نيز آن است كه روحانيون براي مطالب اين كتابها پاسخ و توجيهي نداشته اند. و سزاي اين افراد تبعيد بوده است و ترور و زنداني شدن!  براستي آيا اين است آزادي از گردن به بالاي شما. دربارة شما بايد گفت كه: شما هيچ آزادي به مردم نمي دهيد نه آزادي از گردن به پايين و نه آزادي از گردن به بالا. البته مردم در خفا و پشت پرده و دور از ديدگان شما: هم آزادي از گردن به پايين دارند (متاسفانه) و هم آزادي از گردن به بالا (خوشبختانه)
•	من واقعاً از افكار و عقايد شيعه در تعجبم. زيرا روزي نيست كه از منبري يا از كسي اين سخن را نشنوي كه پيامبر مردم را مكرراً به توجه به اهل بيت و آموختن روش و سيرة آنها جلب مي كرد ولي همه گمراه شدند زيرا اهل بيت را رها كردند. سئوال من اينجاست: به جز شما كه با عقايد خرافي و شرك آميز و با تفرقه و اختلاف افكني و نداشتن روحية علمي  و تحريف چهره اهل بيت، باعث دوري نه تنها ساير مسلمين بلكه حتي عده اي از مردم ايران از اهل بيت شده‌ايد چه كسي مقصر است؟ و  چه كسي به جز شيعيان و طرفداران حضرت علي و امام حسين و امام صادق خون به دل آنها كردند؟ حضرت علي را ابن‌ملجم كشت كه از سپاه خود ايشان بود و امام حسين را شيعيان كوفه كشتند و بيشترين لعنت از سوي امام صادق، نثار ابوالخطاب شيعه و غاليان شيعه شده است. براستي به جز غلوهاي شاخدار شما چه چيز ديگري باعث دوري مردم سني و حتي شيعه از اهل بيت شده است. مثل شما مثل همان دزدي است كه داخل مردم شده بود و دزد دزد مي كرد. [وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ] {الشعراء:227}. 
•	يكروز صبح، ملا براي اينكه بفهمد زنش رازدار است يا نه، هنگام خروج از خانه به او مي گويد: امروز صبح كه به دستشويي رفتم يك كلاغ از من خارج شد و به هوا پريد. زنش به يكي از همسايگان مي گويد مي داني امروز صبح دو كلاغ از ملا خارج شد و... وقتي هنگام عصر ملا به خانه بر مي گشته مي شنود كه دو زن دارند با يكديگر صحبت مي كنند و مي گويند: مي داني كه امروز صبح چهل كلاغ از ملا خارج شده است! براستي وقتي در طول يكروز يك كلاغ مي شود چهل كلاغ، آيا در طول 1400 سال چه اتفاقاتي كه نيفتاده است؟ ريشة غلو در انديشه هاي شيعي را بايد در همينجا جستجو كرد. 
•	شيعه از روي افسانه هاي تاريخي با ياران پيامبر دشمن است و من از روي يكصد آية قرآن كه در ستايش و تعريف اصحاب نازل شده عاشق ياران پيامبر هستم و منظور خداوند را در اين يكصد آيه، ـ بر خلاف شيعه ـ بيشتر از سه نفر مي دانم.
•	هلوكاست شيعي: همانطور كه در غرب، هيچكس حق ندارد تحقيقي يا سخني پيرامون دروغ بودن يهود سوزان هيتلر و دروغ بودن آزار و اذيتهاي اضافي وارد بر يهوديان انجام دهد در ايران نيز كسي حق ندارد در مورد دروغ بودن آزار و اذيتهاي افسانه اي وارد شده بر افراد مورد علاقة شيعه تحقيق كرده يا سخني بگويد. 
1.	گفتم: ابوبكر يكي از ثروتمنداني بود كه مرتب در راه اسلام و به خصوص خريدن و آزاد كردن برده‌هاي تازه مسلمان در مكه (مانند بلال) پول زيادي خرج كرد. در هجرت به مدينه جانش را همراه پيامبر به خطر انداخت. از قبيله و خانواده اش(2)  بريد (‌اين يكي براي عربهاي آن دوره از همه بدتر بوده است) در جنگها شركت كرده و بعضاً در تامين بودجه جنگها يا ساختن مساجد و... هزينه مي‌كرده است.
گفت: ولي اگر تاريخ شيعه را بخواني، مي بيني كه پيامبر اکرمصلی الله علیه و سلم به دفعات مكرر ابوبكر و حضرت عمر را به هر مناسبتي خوار و خفيف مي كرده است. ضمن اينكه مرتباً آيات مختلفي در نكوهش آنها نازل مي شده!
گفتم: پس آنها چقدر خوب بوده اند و چقدر مخلص و با وفا، كه با اينهمه توبيخ و سرزنش، از كنار پيامبر دور نشده و به جمع دشمنان نرفته و به پيامبر، دختر داده و دختران او را به زني گرفته‌، نام محمد را بر فرزندان خود گذاشته و  مي‌خواسته اند پس از مرگ نيز، در كنار او دفن شوند! اگر پيامبر اكرم مرتباً از كسي تعريف كند (حضرت علي) و او وفادار باشد بيشتر هنر كرده يا اينكه پيامبر اكرم كسي را مرتب، توبيخ كند و او همچنان وفادار باقي بماند(3) ؟!!!
2.	 گفتم: مي داني اگر خوارج در دوران حضرت عمر قيام  مي كردند و حضرت عمر با آنها مي‌جنگيد و آنها را مي‌كشت اكنون مداحان ما بالاي منبر چكار مي‌كردند؟گفت: ‌نه. گفتم:‌ فرياد مي زدند:‌ اي مسلمين، اي واي، هيهات، نمي دانيد در يك روز، چهار هزار عارف عابد شب زنده دار را شهيد كردند. مي دانيد چه ضربه سنگيني به اسلام وارد شد. فقط براي اينكه خليفه نخواست يك كلمه توبه كند(4) ... اي واي..   و بعد با ضجه و فرياد و فحش و ناسزا اشك عوام و جيغ و فرياد زنان را در مي آوردند. گفت: حالا چقدر غصه مي‌خورند كه ايكاش اين اتفاق، در زماني غير از زمان حضرت علي(ع) مي‌افتاد چون سوژه بسياري مناسبي را براي گرم كردن دكانشان از دست داده اند. گفتم: البته من فكر مي كنم كه خود اينها خوارج دوران ما هستند بلكه بدتر! 
گفت: ديگر چرا بدتر؟ گفتم: خوارج ادعاي دوستداري علي و ادعاي شيعه بودن نداشته اند. آنها منافق نبوده اند. و به قول حضرت علي (ع) لااقل نيتشان صاف بوده ولي راه را اشتباه رفته اند. ولي برخي از اينها، همكاسة انگليس و همدست اسراييل و در پي كسب ثروت، جلب شهرت، سلب اتحاد و قلب واقعياتند.(5) 
3.	حضرت علي(ع) مي فرمايند: حوادث روزگار، مانند همند و از روي اتفاقات قبلي، مي توان وقايع آينده را پيش بيني کرد. اگر در تاريخ 400 سال پيش ايران دقت کني مي بيني اکثر شهرها سني بوده اند و به خصوص شهري مانند اصفهان، مخالف ترين و حتي بنا به قولي مردم بر دين خوارج، بوده اند! تا شاه اسماعيل صفوي 13 ساله اولين پادشاه صفوي روي کار مي آيد و به مردم اصفهان 40 روز فرصت  مي‌دهد (البته دستورات،از پشت پرده صادر مي شده) که تکليفشان را مشخص کنند! و بسيار جالب است که هم اينک نيز فرزندان همان خوارج، طبق روش اسلاف خود، کار را به افراط و تفريط  کشانده اند.
4.	عملي كردن يك تئوري تفاوت فاحشي با مطلع بودن از آن تئوري دارد. خدا را هزاران بار شكر كه متفكرين و مطلعين اين امر پس از 14 قرن حكومت را به طور كامل در قبضه گرفتند و فاصلة عظيم ميان تئوري تا واقعيت را چه خوب فهميدند و به ديگران نشان دادند. 
5.	پاسخ سئوالات خود را