 بردارند. 
•	وقتي سياست با دين قاطي شود اگر خواستي انتقادي به خرافات وارده در دين بكني بر سرت چماق سياست را خرد مي‌كنند و اگر خواستي سخني سياسي بگويي چماق دين بر سرت فرود مي آيد و اينگونه مي شود كه دين و سياست هر دو رو به فساد و تباهي مي رود و آنگاه آقايان تعجب مي كنند كه چرا با اينكه 98% مردم با ما بودند و كشور نيز در دست روحانيون و قوانين اسلام نيز ناب و عالي، پس چطور شد كه هم دين فاسد و نابود شد و هم سياست؟ در اينكه انسانهايي خوب و با خدا بايد حاكم باشند شكي نيست ولي وقتي با لباس دين حاكم شدي و در دستانت پرچم دين و اهل بيت قرار گرفت هر اشتباه و خطاي تو و يارانت به حساب دين گذاشه مي شود و اينگونه است كه مردم هم به دين و هم به سياست بدبين شده و هر دو رو به ويراني و فساد مي رود. ايكاش كساني مي آمدند كه نه عنواني ديني داشتند و نه لباس ديني و حتي در شعارهايشان، دين جايگاهي نداشت و در دستشان پرچم دين نبود ولي در عمل به قوانين مترقي و ناب اسلام رفتار مي كردند. اين آروزي اكثريت ايراني هاست. والسلام.
•	حضرت علي و ساير ائمه بسيار خوب و پاک و خداشناس و مظلوم و... هستند ولي من نمي دانم اين امور چه دخلي به شيعه دارد؟ مگر يکي از امامان در اصول کافي نفرموده شيعه ما کسي است که اگر در يک شهر صد هزارنفري زندگي مي کند بايد از تمام آن صد هزار نفر بهتر باشد در اينصورت مي تواند بگويد شيعه ماست. اگر کسي به کشورهاي سني و حتي ملل کافر و نجس غربي!  مسافرت کند به خوبي متوجه مي شود که در بين 5 ميليارد نفر مردم روي کرة زمين از همه دروغگوتر و دزدتر و حيله گرتر  و تنبل تر و دورتر از  روح اسلام حقيقي چه کساني هستند. اينجاست که بايد سخن حضرت علي به معاويه را  براي آقايان تکرار کنيم: از چيزي گفتي که اگر هم ثابت شود سودي به حال تو ندارد!
•	ساديسم اعتقادي: نمي دانم اين چه اصرار شديدي است كه  شيعه و علماي شيعه  دارند تا به هر نحوي ثابت كنند كه به خاندان پيامبر، اذيت و آزارهايي اضافي وارد شده است؟ براستي آيا اين حالت، يك نوع ساديسم عقيدتي نيست؟
•	امامان شيعه نمونه هاي بزرگي از پاكي و صداقتند ولي اين چه ربطي به شيعه صفوي و روحانيون شاه عباسي دارد؟ دين از سياست جدا نيست. درست. ولي چه كسي گفته شما دين هستيد؟ من آدمي كراواتي و بدون ريش و سبيل مي‌شناسم كه بسيار با خداتر از شماهاست. حتي بسياري از لات و لختي‌ها روحي  با صفاتر از شماها دارند. چه كسي گفته دين يعني روحانيت؟ و اصولا چون دين از سياست جدا نيست شما را بايد از سياست جدا كرد چون شما ثابت كرديد كه خطرناك ترين عنصر براي دين هستيد.
•	بلايي که روحاني صفوي بر سر مکتب تشيع آورد اين بود که اين مذهب را تبديل کرد به يک فرقة متعصب، درگير و دشمن درجه يک با ساير ملل مسلمان. مباني اين مذهب را آکنده کرده از مصالحي شيطاني به نام: تقيه، مصلحت، توريه که نتيجه آن به نفاق و دو رويي و دروغگويي پيروانش ختم شد. ساختن کلاه شرعي و تفسير و توجيه آيات قرآن و فن گذاشتن پرانتز بين ترجمه هاي قرآن و حاشيه نويسي، دسته گل ديگر شبه علماي صفوي است. و ايکاش کار به اينجا خاتمه پيدا مي کرد آنها با تجزيه و تحليل]هاي متعصبانه و غير علمي از وقايع تاريخي، پايه‌هاي عقيدتي اين مذهب را بر مبناي استثنائاتي بيشمار بنا کردند که نتيجة آن تناقضات بيشمار شد و در ادامه: فراموش شدن اصول اساسي دين!  و افسوس و صد افسوس که هنوز هم دست از سر اين ما بر نمي‌دارند.  هرچند مقصر اصلي خود ما هستيم.
•	محور فکري (اگر فکري باشد!) ابن ملجم، ابوجهل و شمر يکي است: تعصب و عدم تحمل يا باور حرف مخالف. آنچه در برادران حزب اللهي من،  به وفور ديده مي شود. 
•	تقليد از افكار خرافي گذشته گان و عرفهاي پوچ و منحط جامعة فعلي هيچ نيازي به تعقل و تدبر ندارد. و من نفهميدم خداوند چرا به انسانها عقل داده و چرا اينهمه در قرآن كريم دعوت به تعقل و تدبر كرده است در صورتيكه مي]توانست براحتي بگويد: تقليد كنيد. 
•	تحقيق بدون شک، تقليد است پس خودت را مسخره نکن!
•	تحقيقي که نتيجه اش از پيش تعيين شده و از روي کتابهايي خاص و با روشي خاص، صورت مي‌گيرد تحقيق نيست بلکه يک تقليد دبستاني مسخره و بچه گانه است.
•	 تحقيق با ذهني مملو از تقدسات ارثي و تفکرات کهنه تقليدي، بيشتر مايه خندة خدا و ملايکه است پس خودت را مسخره نکن.
•	خودت را در مسير تحقيق قرار بده نه تحقيق را در مسير خودت.
•	تمام هم و غم روحانيون از بيان افسانه هاي غصب ولايت، تحکيم پايه هاي حکومت خودشان به صورت غير مستقيم در اذهان عوام است.
•	تمام بدبختي شيعه از اينجا شروع مي شود كه كاتوليك تر از پاپ و كاسة داغتر از آش شده است. پيامبر در غدير خم گفته هر كس مرا دوست دارد بايد علي را نيز دوست داشته باشد (مولي) ولي شيعه مي گويد منظور از مولي، خليفه و جانشين است! خدا در قرآن فرموده دوستي(موده) نزديكان پيامبر مساوي است با اجر رسالت، ولي شيعه از كلمه مولي و موده معني وجوب حكومت و خلافت در خاندان پيامبر را برداشت كرده است! خدا در قرآن گفته مي خواهد اهل بيت پيامبر را از آلودگي ها دور نگاه دارد ولي شيعه مي گويد منظور از اهل بيت، فقط 5 نفرند و منظور از رجس، دوري از هر گونه گناه كبيره و صغيره و حتي مبري بودن از هر گونه خطا و اشتباه است! (يعني چيزي شبيه خدا!) و منظور از مي]خواهد اين است كه اين كار شده است!!!  البته تمام اين زياده‌رويها ريشه در انديشه هاي غاليان (تندروها، غلو كننده ها) دارد كه از همان ابتدا نيز مورد لعن و نفرين امامان شيعه قرار داشته اند. 
•	داشتن اسم شيعه يا سني يا... مهم نيست. مهم اين است كه آقابالاسرها تو را احمق فرض نكنند و مغزت را از يكسري اطلاعات نادرسته انباشته! 
•	علي را معاويه نكشت بلكه يكي از شيعيان احمق كوفي كشت. حسين را يزيد و سپاه شام نكشت بلكه همان شيعيان كوفه كه از او دعوت كرده بودند كشتند. و اكنون نيز سني ها خون به دل امامان شيعه نمي‌كنند بلكه... 
•	شيعه در دو جنبه غلو مي كند يكي در بالابردن اشخاص مورد علاقه اش و ديگري در كوبيدن اشخاص غير مورد علاقه‌اش. و اين در حالي است كه خدا در قرآن فرموده: اي كساني كه ايمان آورده ايد در دين خود غلو نكنيد و شيعه (دسته دسته، گروه گروه، پراكنده، تعبير قرآن: شيعا) نشويد. مي دانيد منظور مشخص اين آيه يعني چه؟ يعني اينكه غلو در دين موجب چند دسته‌گي و ايجاد فرقها و مذاهب مختلف مي شود. اكنون تو را به خدا در ميان فرق اسلامي بيشترين غلو را در كجا مشاهده مي كنيد. بيشترين غلو در حق دوست و دشمن؟
•	سخني با ايران پرستها: همين نكتة ساده كه امپراطوري ايران از سپاه سادة اعراب شكست خورد بهترين دليل بر پوسيده شدن و ناكارآمد بودن آن نظامي است كه شما آنقدر افسوس آنرا مي خوريد.
•	 به تمام آنچه مي شنوي و نيمي از آنچه مي بيني و يك سوم آنچه مي خواني شك كن. 
•	ضرب المثل چيني: كسي با گوش دادن، چيزي ياد نگرفته است. 
•	 هر گاه شيعه، مركز احساساتش را به مركز تعقلش پيوند بزند 