ونه كه رسول خداصلی الله عليه وسلم  شما را ترك گفت» (ترككم كما ترككم رسول الله صلی الله عليه وسلم )
-	گروهي حضرت ابوبكر و عمر را سب و شتم مي كردند وقتي كه خبر به حضرت علي  رسيد آنها را تعقيب كرد ولي آنها به قرقيزستان فرار كردند.
-	هنگامي كه حضرت امام حسن خلافت را به حضرت معاويه واگذار نمود يكي از شرايطش اين بود كه به كتاب خدا و سنت رسول و سيره خلفاي راشدين عمل كند. (ملا باقر مجلسي، جلاء العيون ج: 1، ص: 393، چاپ تهران 1398 ه، الفصول المهمه في معرفه احوال الائمه ص: 163 منتهي الامال، عباس قمي، ص: 314. )
-	در روايتي از حضرت علي نقل شده است كه فرمود: ((اگر رسول خدا مرا به جانشيني خود بر مي گزيد، من از جنگ دست بر نمي داشتم تا حق خود را بگيرم))، نيز مي فرمايد: ((به خدا سوگند اگر من تنها با دشمن روبرو شوم و جمعيت آنها به قدري باشد كه همه روي زمين را پر كنند، باكي نداشته و نمي هراسم))  نهج البلاغه، صبحي صالح، نامه: 62 
-------------------------------------------------------------------------------------
1) اين ابوجعفر طبري همان است كه افسانه قلم و دوات را از قول اسعيد ابن جبير دقيقاً قبل از اين داستان ، گفته است . اگر دروغگو است هر دوي اين داستانها دروغ است و اگر راستگوست داستان فوق نيز راست است . منبع ديگر : روايت 2374 جزء رابع مسند امام احمد ( امام احمد در قبول احاديث بسيار سخت گير بوده است )
2) البته به غير از كتب موهوم و جعلي مانند كتاب سليم ابن قيس
3) بر خلاف تصور واهي شيعه حضرت ابوبكر حضرت عمر را منسوب نكرد بلكه اصحاب پس از رحلت او و چون ايشان  حضرت عمر را نامزد اين كار كرده بود با او بيعت كردند و هيچگونه مخالفتي در اين خصوص از هيچكس در تاريخ ثبت نشده است . 
4) نقش عايشه در تاريخ اسلام سيد مرتضي عسكري 1368 ج 3 ص 181
5) تاريخ طبري و تاريخ يعقوبي
6) نهج البلاغه . الخطب 3 -	به خاطر تكرار و تواتر در ساير اصول و فروع دين مانند: نماز، حج، معاد، و حتي حب اهل بيت، هيچ اختلافي بين شيعه و سني نيست ولي در ساير مواردي كه تواتر وجود ندارد يا موارد ضد و نقيض در كنار ساير موارد به چشم مي خورد ما شاهد اختلاف هستيم مواردي مانند: جواز متعه(صيغه زنان)- خمس و امامت (البته به معناي خلافت و چيزي بالاتر از نبوت) آيا همين امر نشانة دروغ بودن يا تحريف چنين مسائلي نيست؟ 
-	 برخي محققين بر اين عقيده اند كه: علت شيوع بيش از حد احاديث (جعلي و صحيح) در كتاب تاريخي و روايي (شيعه و سني) اين بوده كه در موضوع خلافت ابوبكر و عمر و عثمان چندان بحث و مناقشه اي وجود نداشته ولي چون خلافت حضرت علي از ابتدا تا انتها(5 سال) با جنگ و عدم پذيرش اين خلافت توسط مارقين و ناكثين و قاسطين صورت گرفت. همين نكته باعث گرديد كه احاديث بسياري از سوي طرفداران حضرت علي (به راست يا دروغ) رايج شده و بر سر زبانها بيفتد و چون در آن سالها چيزي به نام شيعه و سني وجود نداشته اين احاديث وارد كتب اهل سنت نيز شده است. 
-	چگونه مي توان باور كرد كه پيامبر اكرم فقط 2 ماه مانده به رحلتشان، تمام رسالت 23 ساله خود را هم در نگاه اعراب تازه مسلمان و هم در نگاه تاريخ زير سئوال ببرند و با تعيين پسرعمو و دامادشان به عنوان جانشين (چون همه چيز در قدرت نهفته است) اين سئوال را در اذهان بيمار مطرح كنند كه هدف ايشان خدايي نبوده و... 
-	طبق صريح آيات قرآن كريم و شواهد متعدد تاريخي يك قوم و جامعه وقتي دچار عذابهايي مانند حكومت حاكمان غاصب و ظالم و ستمگر مي‌شوند كه خود آن جامعه مدت زمان مديد و طولاني دچار انحرافات و سستي هايي شده و نتيجة طبيعي چنين عواملي منجر به روي آمدن چنان حاكماني خواهد شد. سئوال اينجاست اصحاب پيامبر اكرم كه عمدتا در مدينه ساكن بوده و نقش عمده اي در تثبيت و روي كار امدن ابوبكر و عمر داشته اند در طول 10 سال اقامت پيامبر اكرم صلی الله عليه وسلم در مدينه مرتكب چه انحرافات و سستي ها و گناهاني شدند كه ناگهان به محض رحلت نبي اكرم دچار چنين بلاي آسماني شدند؟!‌ (البته به زعم خيالات شيعه!) 
-	چرا شخص دوم و جانشين پيامبر در برخي موارد زير نظر و مامور شخصي ديگر بوده (مثلا در تبوك حضرت علي در مدينه و زير نظر و فرمان يکي از انصار بوده و در ابلاغ سوره برائت نيز مامور و زير نظر ابوبكر بوده اند؟!) 
-	چنانچه حكومتي از دين و خدا به خودش تقدس و وجهه بدهد و در بوق و كرنا كند كه ديانت ما عين سياست ماست. آنگاه اگر بنا به هر دليلي وجهة اين حكومت خراب شود، خود به خود، وجهة دين و خدا نيز در نزد تودة عظيمي از مردم از ميان مي رود يا بي ارزش و بي روح و خوار مي شود. علت عدم وجود نص و عدم تعيين جانشين توسط خداوند براي رسول گرامي اسلام نيز دقيقاً در همين نكتة ظريف، نهفته است. و آن هم در ارتباط با حكومت علي يا فرزندان او بلكه در حكومت اعقاب آنها در طي يك يا دو قرن بعد. 
-	در هيچ كجاي تاريخ بشري هيچ زمامدار و حاكمي اين چنين بي مقدمه و ناگهاني در يك اجتماع بزرگ بيرون از شهر و پايتخت اصلي، جانشين خودش را معرفي نكرده است. (منظور غدير خم است)
-	چرا وقتي كفار قريش در ليله المبيت به خانه پيامبرصلی الله عليه وسلم مي ريزند و حضرت علي (ع) را در بستر پيامبر مي بينند او را نمي كشند؟ (اگر به قول شما حضرت علي جانشين پيامبرصلی الله عليه وسلم بوده؟ مگر نمي گوييد در يوم الانذار پيامبر علي را به عنوان خليفه معرفي كرد؟) 
-	احاديث فراواني از پيامبر اكرم وجود دارد كه از حد تواتر هم گذشته است در اين احاديث، پيامبر اكرم به مبادي و مسائل حكومتي و مشخصات و صفات حاكم و وظايف او و... اشاره فرموده اند وجود همين احاديث فراوان، نشان دهندة اين موضوع است كه پيامبر اكرم، شخص خاصي را براي پس از خود معرفي نكرده اند زيرا بنا بر عقيدة شيعه، امامت منصوص در علي و فرزندان او از جانب خداوند و بوسيله پيامبر به مردم ابلاغ شده است ولي در اين صورت، وجود چنين احاديث بيشماري بي معنا مي شود زيرا در هيچ كجاي تاريخ، نوشته نشده كه مردم پس از شنيدن چنين احاديثي از پيامبر اكرم، اظهار تعجب از وجود تضاد و تقابل اين احاديث با احاديث مربوط به خلافت علي و امامت اثني عشريه كرده باشند! 
-	از مسلمان شدن انصار (مردم مدينه) تا رحلت نبي اكرم 10 سال فاصله بوده. شيعه معتقد است انصار ابتدا از قرنها جاهليت خارج شده و با جان و دل اسلام آوردند سپس با مال و جان از رسول خدا حمايت كردند و در راه او جنگيدند. و دقيقاً در سال دهم هجري ايمان آنها كمرنگ شد و ناگهان به محض فوت پيامبر اكرم همه آيات قرآن و سفارشات پيامبرصلی الله عليه وسلم در حق علي و بيعت با او را يك شبه زير پا گذاشتند و همه مرتد شدند!  جالب است كه بدانيد تا كنون در هيچ كجاي تاريخ بشري چنين تغيير سريعي از بي نهايت بدي به بي نهايت خوبي و سپس به بي نهايت بدي مشاهده نشده است!!! حتي در جامعة دمدمي مزاج ايراني هنوز پس از 30 سال كه از انقلاب مي‌گذرد ثلث شيعيان، طرفدار روحانيون هستند. (اين نكته را از 7 ميليون نفري كه به ناطق نوري راي دادند فهميدم) 
-	واژه هايي مانند: پيامبر، نبي، م