ختلاف امتي رحمه (اختلاف در امت من رحمت است) و آيات 118 و 119 سوره مباركه هود اشاره كرد: و اگر پروردگارت مي خواست همه مردم را امت واحده (بدون هيچگونه اختلاف) قرار مي داد ولي آنها همواره مختلفند مگر آنچه پروردگارت رحمت كند و براي همين آنها را آفريد: [وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ] {هود:119}  و فرمان پروردگارت قطعي است كه دوزخ را از جن و انس پر كند. 
-	اگر اختلاف و تفاوت نبود هيچگاه چرخ جامعه به حركت در نمي آمد و تمدن رو به تكامل نمي رفت. درست مانند انگشتان يك دست كه اگر تمام آنها يك اندازه بود انسان به توسط آنها قادر به انجام هيچ كاري نبود. اگر خدا مي‌خواست مي توانست به راحتي همه را يك شكل و با يك طرز فكر و... بيافريند.
-	متاسفانه تحليلهاي ضد و نقيض، آفت نويسندگان شيعه است زيرا در جايي مي‌گويند: تا پيامبر اكرم، زنده بود كسي جرات مخالفت و بروز كينه هاي ديرين را نداشت براي همين كسي با خلافت علي مخالفت نکرد و در جايي ديگر نمونه هاي فراواني از مخالفتها را رديف مي كنند تا مخالفت آنها در سقيفه را موجه جلوه دهند! بالاخره معلوم نيست اصحاب در زمان حيات نبي اكرم جرات مخالفت داشتند يا نه؟  آري، همه اين موارد متضاد و متناقض، به خاطر نگاه متعصبانه به قضاياست.
-	در انتها بايد گفت: اين ايراد كه توسط برخي نويسندگان شيعه عنوان مي شود مانند بسياري ديگر از ايرادات آنها: جنبة كلي گويي و قياس هاي بيجاي هميشگي آنها را دارد  و چيزي نيست جز سرآغاز ورود به بحثهاي كلامي بي سر و ته!  
-	عجيب است که اصحاب پس از آنهمه فداکاري و عشق و علاقه در راه پيامبر اكرم صلی الله عليه وسلم سخن پيامبر و آيه قرآن را زير پا مي گذارند و مخالفت مي کنند ولي با حضرت ابوبکر رضي الله عنه (يعني مردي از کم اهميت ترين تيره قريش) موافقت مي‌کنند. آن هم موافقتي که آنها را جهنمي مي کند اگر آنها روحيه مخالفت داشتند به طريق اولي با حضرت ابوبکر رضي الله عنه نيز (که نه پيغمبر بود ونه از تيره اي سرشناس )بايد مخالفت مي کردند ولي نه تنها با او بيعت مي کنند بلکه با اطلاعت کامل از او شورش گسترده رده را نيز سرکوب مي کنند!
------------------------------------------------------------------------------
1) البته در مورد فردي که اعتراض کرد و از آسمان سنگي به سر او فرود آمد و متعاقب آن سوره سال سائل بعذاب واقع نازل شد با عرض شرمندگي بايد بگويم : اين سوره مکي است ! 
2) البته اگر چنين اغراقي صحت داشته باشد كه در اين زمينه جاي حرف و نقل بسيار زياد است . مردم مدينه به محمد يتيم فقير رانده شده از شهر و قبيله خالصانه ايمان مي آورند و تا آخرين لحظه و درتمامي شرايط دشوار در كنار او مي مانند  ( كه آنهمه آيات  و روايات در ستايش ايشان نازل مي شود) در حاليكه قبل از آن هيچ آيه اي از سوي خدا و هيچ حديثي از هيچ پيامبري در تاييد حضرت محمد نشنيده بودند ولي ناگهان در سقيفه همين افراد هزاران حديث و آيه در حق علي را شنيده و بدون هيچ دليلي اولين سنگ مخالفت را در آنجا بنا مي گذارند؟ !!!! آيا تحليلهاي شيعه ، تاريخ را تبديل به طنزي مسخره نكرده است ؟-	اينهمه خطرات فراوان و مشكلات انبوه و بيشمار كه شيخ شرف الدين به آن اشاره مي كند که حضرت علي به خاطر آنها با ابوبکر بيعت کرد فقط طي 2 سال خلافت حضرت ابوبكر ريشه كن شد به نحويکه حتي در زمان حضرت عمر اسلام به يک نيروي تهاجمي بدل شد! آيا همين نكته دليلي بر لزوم اينكه ابوبكر بايد خليفه  مي شد و حسن سياست او نيست‌؟ (با عنايت به اينكه قبيله قريش، نيز او را چندان در اين زمينه ياري ندادند!!! زيرا او از كم اهميت ترين تيره‌هاي قريش بود و رياست او براي آنها بسيار گران تمام  شده چنانچه از سخنان ابوسفيان پس از خلافت ابوبكر، مشخص است) و باز با عنايت به اينکه دو تيره بني هاشم و بني اميه از دير باز با هم کينه و عداوت داشتند و خلافت هر يک از اين دو قبيله بر شدت مشکلات مي افزود. حوادث دوران خلافت حضرت عثمان رضي الله عنه و حضرت علي (ع) شاهد محکمي بر اين مدعاست.
-	آيا حضرت علي (ع) به مدت چندين ماه سرگرم مراسم تدفين بوده؟ و آيا پس از آن، لااقل از باب ارشاد ديگران و اينكه در روز قيامت نگويند نمي دانستيم  نبايد حق را بيان كنند و سئوال کنند چرا بيعت غدير را شکستيد؟
-	در مورد حمله ايران و روم مي دانيم كه در شبه جزيره عربستان، چيزي كه آنها را تحريك به حمله كند وجود نداشته و هيچگاه در طول تاريخ اين دو ابرقدرت، نيروهاي خود را داخل بيابانهاي بي آب و علف عربستان نكرده بودند.
رعايت مصلحت از سوي حضرت علي (ع)
-	چطور حضرت علي بلافاصله پس از حادثه سقيفه، شبها همراه همسر و دو فرزندش به در خانه انصار مي‌رفته اند و آنها را دعوت به بيعت با خود  مي كردند؟(تقريباً نوعي شورش) آيا اينكار خلاف مصلحت نبوده؟ چرا در آنجا اشاره اي به نصوص فراوان مورد ادعاي شيعه نمي شود؟ و اين ديگر چه خفقاني است كه يك نفر مي تواند ـ در آن حول و ولاي حمله قبايل راهزن و شورش رده ـ ديگران را دعوت به بيعت شكني و بيعت مجدد كند؟ 
-	چرا وقتي طرفداران ابوبكر براي اخذ بيعت به در خانه حضرت علي مي آيد و ايشان از منزل خارج مي‌شوند و مطالبي را در حقانيت خود (مانند اين نكته كه چرا بدون حضور بني‌هاشم، تصميمي گرفته شده) بيان مي كنند  باز هم به واقعه غدير اشاره اي نمي شود؟(1)   
-	اين چه سكوت يا رعايت حكمت و مصلحت و ترس از خفقاني بوده كه: تا 6 ماه از بيعت خودداري مي‌كند؟ همسرش (يعني يك زن) به مسجد مي رود و هر چه مي خواهد به خليفه و حتي انصار مي‌گويد!(2) ‌ شبها همراه همسر و دو فرزندش براي جلب حمايت انصار به در خانه آنها مي‌رود‌؟ (چيزي شبيه به اغتشاش و شورش و تحريك ديگران) 
-	حضرت علي (ع) پس از شنيدن ماجراي سقيفه  با بيان جملاتي مي فرمايند: به درخت، اشاره كردند ولي ميوه اش را ضايع كردند. چرا پس از بيان چنين جمله كنايه آميزي در ادامه بيان نمي كنند: و چه زود عهد خود در غدير را فراموش كردند... آيا واقعاً بيان چنين جمله کوتاهي از سوي حضرت علي (ع) مي توانست خطري جاني براي ايشان داشته باشد كه نيازي به تقيه باشد؟ و مگر حضرت علي، طبق علم غيب و سخن پيامبر(ص)از زمان شهادت خود آگاه نبودند؟ که نخواهند تقيه کنند زيرا تقيه در مقام حفظ جان است؟ و مگر پيامبرصلی الله عليه وسلم به ايشان نفرموده بود كه پس از من با مارقين و قاسطين و ناكثين نبرد خواهي كرد؟ پس چرا بايد از ترس جان تقيه کنند؟ 
-	چرا حضرت فاطمه براي موضوع فدك كه امري مادي و كم اهميت بوده رعايت مصلحت را نكرده و با ابوبكر به احتجاج مي پردازند؟ و حتي به آيات قرآن استناد مي كنند؟ ولي هيچکس اشاره اي به غدير  نمي کند؟(3) 
-	بيان واقعة غدير و اشاره به يك آية قرآن (آيه تبليغ) چه خلاف مصلحت و حكمتي بوده؟ آيا بدتر از بيعت نكردن تا 6 ماه بوده است؟ آن هم موضوعي كه متعلق به 2ماه قبل بوده؟ (يعني واقعه غدير)
-	چرا حضرت علي در جريان شوراي حضرت عمر در پاسخ عبدالرحمن ابن عوف، رعايت مصلحت را نمي کنند و خيلي قاطع و صريح مي‌گويند: نه. که به قول دکتر شريع