متوجه می شویم این احادیث و روایات (یا همان اسرائلیات) در زمانهای بعدی توسط یهودیان مکار برای گسترش فساد در امت اسلامی و موجه جلوه دادن آن، ساخته و از طریق آنها وارد کتب اهل سنت شده است.(البته تهمتهای دیگری نیز علیه حضرت عمر وجود دارد که من به خاطر رعایت ادب و به تمسک از پیشوایم علی از نوشتن آنها خودداری می کنم) براستی آیا می‌شود حضرت عمر اینگونه آدمی بوده و آنگاه علی پس از مرگ او آن سخنان را در تعریف و ستایش از او بیان کرده باشد(2). 
10-	آیا می توان باور كرد یهودیان و مسیحیانی كه ضربه شست اسلام را از همان لحظه نخست درك كرده بودند بیكار نشسته و دست به جعل روایات و احادیث نزده باشند؟ به شهادت تاریخ، موارد زیادی كه به اسرایلیات معروف است ناخواسته وارد متون نویسندگان مسلمان شده است. و مسلماً آنها داستانهایی می‌ساخته اند كه ایجاد تفرقه و نفاق كند و جالب است كه اسلافشان هنوز كه هنوز است دارند از ثمرة آن استفاده می كنند. 
11-	بیشتر این احادیث، احادیث مكمل یا ضد نیز دارند كه حتی ممكن است در كتب شیعه نیز وجود داشته باشد، ولی برادران محقق من، فقط احادیثی كه به نفع خودشان است را جمع‌آوری می كنند. و احادیث موجود در كتب شیعه را با بهاینه هایی مانند تقیه و مصلحت نادیده می‌گیرند.
12-	محققین شیعه در بررسی این احادیث، سلسله روات و راستگو و دروغگو بودن و صحت و سقم حدیث و انطباق یا عدم انطباق آن با آیات قرآن را در نظر نمی‌گیرند، معیار عقل سلیم و به دور از تعصب را فراموش می كنند و فقط همینكه یك نفر سنی آن را در كتابش نوشته و به ضرر خود آنهاست، كافی است. 
13-	اگر كسی اندكی باهوش باشد متوجه می‌شود كه برخی از احادیث منتسب به پیامبرصلی الله عليه وسلم  از روی اتفاقات بعدی، جعل شده است. مانند نوشته‌های كتابی كه در قرن چهارم هجری پیدا می‌شود(کتاب سلیم ابن قیس) و در آن از قول پیامبرصلی الله عليه وسلم  می‌خوانیم كه عدد ائمه 12 (و در جایی 13) است.  یا دلخوری و آزار حضرت فاطمه از حضرت عمر و حضرت ابوبكر و پس از آن این حدیث كه: هر كس فاطمه را بیازارد مرا آزرده است و هركه مرا بیازارد خدا را آزرده(3)  و... (در حالیكه در جایی دیگر پیامبر اكرم به دخترشان می فرماید: فكر نكنی دختر من بودن برای تو سودی دارد فقط عمل توست كه در نزد خدا ملاك است ـ به عبارتی دیگر در دستگاه خداوند، پارتی بازی و تفاوت میان انسانها وجود ندارد ـ‌ آیات قرآن و روش پیامبرصلی الله عليه وسلم  و حضرت علی به طور قاطع این نكته را تایید می‌كند و چرا پیامبری كه اینهمه سفارش به عدل و مساوات كرده اند باید میان فرزندان خود تفاوت قائل شوند و فقط درباره حضرت فاطمه چنین سخنی گفته باشند و هزاران چرای دیگر كه عقل سلیم پاسخی برای آن ندارد، گرچه عقل مریض می‌تواند پاسخهای فراوانی تحت عنوان: توریه و تقیه و غیب بینی و آینده بینی و مماشات و مصلحت و... برای آن فراهم كند) 
14-	برای انسان، جای تعجب است كه اگر مطالبی كه در كتب علمای اهل سنت وجود دارد مدرك و دلیلی برای تایید نظریات شیعه است پس چرا آنها خودشان به این مطالب بی‌عقیده‌اند؟! آیا می توان گفت: تاثیر علم و ایمان در روحیه آنها ایجاد حالت تعصب و كج فكری كرده؟ پس بهتر نیست كسی دنبال علم نرود؟ یا اینكه می گویید آنها نیز منافق بودند و برای كسب مقام خلافت مسلمان شدند!! و یا همه آنها متعصب و كج فكر بوده اند! یا اینكه آنها نیز مانند تمام اصحاب پس از پیامبر (البته به قول سلیم ابن قیس) مرتد شدند‌؟  با اینهمه پس چرا چنین مطالب فراوانی را در تایید مقام والای حضرت علی (ع) در كتب خود آورده اند؟ زیرا اصولا متعصبین و حسودان واقعی و حقیقی، سعی می كنند فضایل دیگران را كتمان و خدشه دار كنند یعنی دقیقاً همان كاری كه نویسندة شیعه با شخصیت ابوبكر و عمر انجام می دهد(4) !!! براستی آیا فکر می کنید عطار و مولوی و سعدی و خیام هم، نادان بودند یا مغرض و حسود؟ شاید هم طبق همان کلک قدیمی می گویید: تقیه می کردند؟
15-	برخی از احادیث و روایاتی كه شیعه به آنها استناد می كند صحیح است ولی ربطی به كسانی كه اكنون خود را شیعه می نامند ندارد. مانند این حدیث پیامبر كه: علی و شیعیانش رستگارند. مسلم است كه منظور پیامبر از شیعه، یاران حضرت علی در همان دوره بوده و ما می دانیم حضرت علی در خصوص نبرد با خوارج از سوی پیامبر اجازه داشته و پیامبر از طریق وحی برخی از دشمنی های بعدی با حضرت علی را می دانسته اند و در همین خصوص فرموده اند: یاران علی رستگارند. و این موضوع هیچ ربطی به بهره برداریهای سیاسی شیعه در زمانه فعلی ندارد. 
16-	اگر صرف وجود حدیث یا روایتی در كتب اهل سنت دال بر صحت آن باشد پس دیگر علم رجال و درایه و روایه و تطبیق احادیث با عقل و قرآن و... چه فایده ای دارد؟ و چرا به خودمان دردسر مطالعة این علوم سخت را بدهیم كافی است طبق این اصل عمل كنیم: هر حدیثی كه در كتب اهل سنت بود و به نفع ما هم بود آن حدیث صحیح است و هرحدیثی كه در كتب اهل سنت است و به نفع ما نیست، ساختة امویان و جاعلان حدیث و طرفدران خلفای راشدین است!
17-	ما می دانیم كه افرادی با گرایشها و عقاید متفاوت در سپاه حضرت علی وجود داشته‌اند. عده ای از آنها انسانهایی خوب و مسلمانانی راستین بوده اند و احادیثی كه از زبان پیامبرصلی الله عليه وسلم  در فضیلت حضرت علی را به خاطر داشته اند مرتب برای احتجاج و كوبیدن حریف به كار می برده اند در حالیكه در زمان خلافت حضرت عمر و حضرت ابوبكر و حتی تا قرنها پس از آن كسی نیازی به بازگو كردن احادیثی كه پیامبرصلی الله عليه وسلم  به نفع ابوبكر و عمرگفته بود نداشته زیرا این دو نفر دشمنی نداشتند. عده‌ای نیز در سپاه علی بوده اند كه تندرو و افراطی بوده و حتی حضرت علی نیز آنها را قبول نداشته‌اند این افراد عمدتا جزو قاتلین و شورشیان علیه حضرت عثمان بوده اند و اگر حضرت علی، شكست می خورد مطمئن بودند كه به دست بنی امیه و سایر اصحاب پیامبرصلی الله عليه وسلم  به قتل می رسند مسلم است كه این افراد كه كشتن عثمان و سرپیچی از دستور حضرت علی برایشان كار آسانی بوده دروغ بستن بر پیامبر برایشان كاری داشته است  این افراد احادیث زیادی را به دروغ از جانب پیامبر در فضیلت حضرت علی ساخته و نشر می داده اند. ما در كتب تاریخی قدیمی و معتبر در جریان جنگهای جمل و صفین و نهروان نشانی از این احادیث نمی بینیم. در صورتی كه جا داشت حضرت علی و اصحاب ایشان از این احادیث استفاده می كردند. (حتی در نامه نگاریهایی كه بین حضرت علی با مخالفین وجود داشته) پس مسلم است كه این احادیث از زمان خلافت امام حسن و برقراری صلح و قیام مختار و... ساخته شده است (احادیثی مانند الحق مع علی و علی مع الحق یا علی خیر البشر یا...)
18-	حتی تواتر یك قصه نمی‌تواند دلیل قاطعی بر صحت همه جانبه آن باشد حتی اگر در كتب اهل سنت نیز وجود داشته باشد. چند نمونه جالب آن: یكی شیوه وضو گرفتن است كه پیامبر اكرم صلی الله عليه وسلم  23 سال روزی