ی و بعدی این آیات توجه كنیم متوجه می شویم كه منظور خداوند این است كه پیامبر اسلام در دریافت و ابلاغ وحی امین و معصوم است و از خوش چیزی را به خداوند نسبت نمی دهد بلكه در مقام ابلاغ وحی هر آنچه می‌گوید كلام خداست. البته نعوذ بالله منظور ما این نیست كه پیامبرصلی الله عليه وسلم  در برخی مواقع از روی هوی و هوس سخن می گفته اند بلكه منظور این است كه ایشان طبق سرشت و ماهیت بشری كه داشته اند در موارد متعددی عقیده و نظر شخصی خود را بیان می‌كرده اند كه ممكن بوده در آن زمینه نظرات دیگری نیز وجود داشته باشد. و گرنه چه تفاوتی است میان بشر و فرشته و خدا! و چرا خداوند گفته: بگو من بشری مانند شما هستم؟ و آیا بشر، چیزی جز آزمایش و خطاست. اگر در كتب معتبر و قدیمی تاریخی (مورد قبول فریقین) دقت كنیم می بینیم كه پیامبر اكرم هیچگاه در بیان نظرات شخصی خود (مانند سفارش به پیروی از علی و خلافت او) هیچگاه آیه ای را در مقام اثبات سخنان خود استشهاد نكرده اند. فهم این نكته یعنی تمایز بین علایق شخصی پیامبرصلی الله عليه وسلم  و فرامین الهی می‌تواند كلید حل بسیاری از مشكلات باشد. به عنوان مثال ما در كتب معتبر اولیه و به حد تواتر نمی‌بینیم كه پیامبرصلی الله عليه وسلم  پس از گفتن جمله من كنت مولی در غدیر خم به آیه ای از قرآن در این زمینه اشاره كرده باشند. یا این جمله پیامبرصلی الله عليه وسلم  كه: نبوت و خلافت در یكجا جمع نمی‌شود. كه اگر چنین جمله ای صحت داشته باشد بیانگر عقیده و نظر شخصی پیامبرصلی الله عليه وسلم  است و وجوبی در آن به چشم نمی خورد برای همین گناهی به گردن عمر نیست اگر حضرت علی(ع) را در شورای 6 نفره انتخاب كرده باشد. به همین نحو می توان پاسخ بسیاری از ایرادات كلامی شیعه را داد.
•	مورد بسیار عجیب و جالب دیگر این است كه حتی یك آیه از دهها آیه ای كه محققین شیعه در مقام دلیل و مدرك بیان می كنند را نباید با آیات قبلی و بعدی آن، سنجید(4) ! یعنی تمامی آیات مورد نظر شیعه در صورتی به نفع او كاربرد دارد كه به تنهایی و بدون توجه به آیات ماقبل و ما بعد آن مورد تفسیر قرار گرفته و معنی شود. توجیه شیعه نیز در این زمینه بسیار جالب است: این آیات در راستای ظلم به اهل بیت جابه جا شده اند! و این در حالی است كه بین شیعه و سنی اجماع در موقوفی(5)  بودن آیات قرآن است. نكته دیگر اینكه طبق اتفاق نظر تمام علمای شیعه و سنی بهترین روش فهم و تفسیر آیات قرآن، تفسیر آیه به آیه است و حتی روایات نیز باید با محك آیات قرآن مورد نقد قرار بگیرند ولی در برخی مواقع كه قافیه تنگ می‌شود محقق شیعه به جای تفسیر آیات قرآن با یكدیگر و یا به جای اینكه روایات و احادیث را با قرآن بسنجد این آیات قرآن است كه توسط او بوسیله روایات تاریخی تخصیص خورده و تفسیر می‌شود!!! در حالیكه قرآن كریم خود معیار همه چیز است و چیزی دیگری نمی‌تواند معیار قرآن باشد. متاسفانه دامنة انتخاب گزینشی و عدم توجه به آیات قبل و بعد حتی به احادیث پیامبر اكرم نیز كشیده شده است برای مثال: پیامبر اكرم در غدیر خم فرموده‌اند: هر كه من مولای اویم علی مولای اوست خدایا دوست بدار هر كه او را دوست دارد و دشمن باش با دشمن او. اكنون علامه امینی به جای اینكه كلمه مولی را با عنایت به شرایط پیش آمده و با توجه به جملات بعدی پیامبر معنی كند می‌گوید بیشتر نویسندگان عرب معنی مولی را اولی دانسته اند پس مولی در اینجا یعنی خلیفه و جانشین! ولی ما می دانیم كه این كلمه دارای 27 معنی مختلف است و فقط داخل جمله و با توجه به علت بیان می توان معنای آنرا فهمید. (و گر نه اعراب در مورد مسایل حكومتی و ریاستی كلمات بسیار روشن‌تر و دقیق‌تری دارند: اولی الامر ـ خلیفه ـ امیر ـ والی ـ‌ امام و...) 
•	اشتباه دیگر اكثر محققین شیعه (البته به جز افرادی كه تحصیلات دانشگاهی دارند) این است كه در بررسی متون تاریخی به روش تجزیه ای عمل می كنند و نه تركیبی. برای شناخت درست هر پدیده ای ما باید قطعات مختلف آنرا در مكانهای درست آن قرار داده و به صورت یك كل یكپارچه آنرا مورد قضاوت و بررسی قرار دهیم ولی محقق شیعه تاریخ را به صورت قطعه قطعه درآورده و مواردی از آن را كه به نفع خوش است بزرگ كرده و سعی در خدشه دار كردن و بی اهمیت نشان دادن سایر موارد می‌كند و هیچگاه نمی‌تواند وقایع مختلف تاریخی در یك دوره را در كنار هم بچیند و به صورت كلی  مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل قرار دهد. (6) 
•	استفاده از فروع در اثبات ادعاهای خود. مثلاً در بیشتر آیات قرآن تنها راه رستگاری عمل صالح و ایمان بیان شده است و شفاعت را منتفی دانسته ولی ایشان در پاسخ اشكالات وارده، به یك آیه كه در مورد شفاعت، نازل شده اشاره  می‌كنند! در حالیكه اصل بر عمل صالح است و شفاعت به عنوان یك فرع بسیار بسیار كوچك برای ترمیم عمل است (آن هم مربوط به قیامت است نه این دنیا و تشخیص و تعیین و تایید مصادیق آن با خداوند است و نه ما و...) یا در تمام آیات قرآن، اصل بر تعقل و تدبر و اندیشه در آیات الهی (قرآن، طبیعت، سرنوشت جوامع، شگفتیهای جهان درون انسان و...) است و تقلید، فقط در فروع فروع مسائل دینی جایز شمرده شده (طبق یك آیه: كه از هر قومی باید عده ای برای تحقیق در مسائل دینی خارج شوند) یعنی نماز كه فرع دین است شما حتی در این فرع نیز جایز به تقلید نیستی بلكه در شیوه وضوگرفتن باید به كارشناس رجوع كنی. حتی اگر دقیقتر هم شویم در شیوة وضو گرفتن و نماز خواندن هم شكی نیست یعنی شكی نیست كه باید وضو گرفت یا مثلا نماز صبح دو ركعت است و... بلكه اگر ابهامی در مواردی برای تو پیش آمد به رساله رجوع كن مثل اینكه نمی دانی مسافر، طبق قواعد فقهی به چه كسی گفته می‌شود  تا بدانی نماز را باید شكسته بخوانی یا تمام. برای درك بهتر مطلب: در طول سال، چند بار و برای چه مواردی به پزشك مراجعه می كنی؟ به همان میزان نیز به روحانیون و كتب آنها مراجعه كن!
•	استفاده مكرر از حصر و قیاس در پاسخ شبهات، یكی دیگر از اشتباهات محققین شیعه است. به عنوان مثال وقتی سئوال می كنی چرا به نام حضرت علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر اكرم در قرآن اشاره ای نشده است از قول امام صادق (ع) حدیثی نقل می كنند مبنی بر اینكه: تعداد ركعات نماز نیز در قرآن بیان نشده و توسط نبی اكرم برای مردم توضیح داده شده است.  نكته جالب توجه اینجاست كه از قول امام صادق (ع) دهها حدیث وجود دارد كه قیاس را باطل اعلام كرده اند و فرموده اند در مذهب ما قیاس جایی ندارد! و قیاس عمل شیطان است. ولی تعجب آور اینجاست كه امام صادق در اینجا متوسل به قیاس شده اند (7) . (به احتمال قریب به یقین، جاعلین غالی جاهل، این حدیث را از قول آن امام همام جعل كرده‌اند) اشتباه دیگر محققین، حصر بسیاری از مصادیق در وجود مبارك حضرت علی (ع) یا خاندان حضرت علی (ع) می‌باشد به عنوان مثال با استناد به برخی از احادیث معتقدند كه اهل بیت فقط شامل پیامبرصلی الله عليه وسلم  و علی و فاطمه و حسن و حسین می شو