و در حفظ حقوق مسلمانان مشهورتر از این است که یاد شود، و این کتاب گنجایش آن را ندارد، کرامات او نیز آشکار است و داستان: «یا ساریة الجبل» گفتن او از روی منبر مدینه در حالی که ساریة در نهاوند بود و شنید، معروف است.
برای زندگی پرعظمت او که مایه عزت مسلمانان و انتشار اسلام و اعتلای دین بود هزاران کتاب نوشته شده است، ضربت‌خوردن او در روز چهارشنبه بیست و ششم ذی حجه سال بیست و سوم هجری بود که به دست مردی به نام «ابولؤلؤ» ضربت خورد، و در روز یکشنبه یکم محرم سال بیست و چهار هجری در حجره پیغمبر ص مدفون شد، و اکنون حجره نبوی در مدینه دارای سه ضریح است: ضریح پیغمبر و قبر ابوبکر و قبر عمر(رض).
شستن او به دست پسرش عبدالله صورت گرفت، و بنا به وصیتش صهیب به اتفاق جماعت بر او نماز گزاردند، حمل او بر سریری بود که پیغمبر برآن حمل شده بود.
فتوحات در زمان خلافت عمر مشهورتر از آن است که نیازی به شرح داشته باشد، عمر در مدت ده سال خلافت خود هر سال با مردم به حج می‌رفت، و ده حج در ده سال خلافت انجام داد.
فرزندان عمر: عبدالله و حفصه (همسر پیغمبر) مادر این دو زینب دختر مظعون است، و عبدالله بن عمر که مادرش ملیکه دختر جرول خزاعیه است، و عاصم بن عمر که مادرش جمیله دختر عاصم بن ثابت (عاصم بن ثابت یکی از صحابه پیغمبر است که به «حمی النحل» معروف است، زیرا موقع شهادتش زنبوران عسل جسد او را از افتادن در دست کفار نگه داشتند) و فاطمه و زید که مادر این دو، ام‌کلثوم که کبری دختر علی ابن ابی طالب از فاطمة الزهرا سلام الله علیهم می‌باشد، کسانی که گمان می‌کنند علی (رض) محبت عمر نداشته است، این را بدانند که علی ابن ابی طالب دختر خود ام‌کلثوم کبری را به عمر داد، و عبدالرحمن بن عمر که مجبر لقب دارد و ابو شحمه بن عمر که نام او عبدالرحمن است و فاطمه و دخترانی دیگر از ام‌کلثوم کبری به دنیا آمده اند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:71.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:72.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث بیست و دوم
عن أبي عبدِ اللهِ جابرِ بنِ عبدِ اللهِ الأنصاريِّ رَضِي اللهُ عَنْهُما، أَنَّ رَجُلاً سَأَلَ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَقَالَ: أَرَأَيْتَ إذا صَلَّيْتُ الْمَكْتُوباتِ، وَصُمْتُ رَمَضَانَ، وَأَحْلَلْتُ الْحَلالَ، وَحَرَّمْتُ الْحَرامَ، وَلَمْ أَزِدْ عَلَى ذلِكَ شَيْئًا، أَأَدْخُلُ الْجَنَّةَ؟ قالَ:
(نَعَمْ).
(رواه مسلِمٌ)

ترجمه حديث:
از أبوعبدالله انصاری (رض) روایت شده که مردی از رسول الله ص پرسید: مرا خبر بده یا رسول الله! هرگاه نمازهای فرض را بخوانم و روزه ماه مبارک رمضان را بگیرم و حلال را روا بدارم و انجام دهم و حرام را حرام بدانم و از آن دوری کنم و برآن چیزی نیفزایم، آیا به بهشت می‌روم؟ رسول الله فرمود: بلی. مسم این حدیث را روایت نمود و معنی (حَرَّمْتُ الْحَرامَ) دوری جستم از آن معنی (أَحْلَلْتُ الْحَلالَ) آن را به اعتقاد روابودنش انجام دادم.

شرح حديث:
فرمایش پیامبر می‌فهماند که به دست‌آوردن نیک‌بختی دو جهان برای کسی که موفق باشد، کار آسانی است؛ زیرا خواندن نماز فرض و گرفتن روزه فرض و استفاده از حلال و اجتناب از حرام برای رفتن به بهشت کافی است، و این معنی شاید از لحاظ احادیثی که در این مطلب آمده است، متواتر و یا نزدیک‌ به تواتر باشد.
در صحیح نسایی و ابن حبان و حاکم از روایت أبی هریره و ابی سعید خدری از رسول الله ص روایت شده که فرمود: (ما من عبد يصلي الصلوات المخس ويصوم رمضان ويخرج الزكاة ويجتنب الكبائر السبع، إلا فتحت له أبواب الجنة يدخل من أيها شاء) ثم تلا: (‏ إِن تَجْتَنِبُواْ كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُم مُّدْخَلاً كَرِيماً ‏)[النساء: 31] هر بنده‌ای که نمازهای پنجگانه را بخواند و روزه ماه رمضان را بگیرد و زکات مال خود را بپردازد و از گناهان کبیره دوری بجوید، درهای بهشت به روی او گشوده می‌شود تا از هر دری که بخواهد به بهشت داخل شود، پس از آن آیه بالا را تلاوت فرمود: (اگر دوری بجویید از گناهان کبیره که از آن منع شده اید، از بدی‌هایتان چشم فرو می‌پوشیم و شما را در محل بزرگواری که بهشت باشد داخل می‌نماییم).
در همین معنی امام احمد و نسایی از حدیث أبی ایوب انصاری از رسول الله روایت کرده اند، و در همین معنی که اقامه فرایض و انجام‌دادن حلال و دوری‌جستن از حرام مایه نیک‌بختی و ورود بهشت است، در مسند امام احمد از عبدالله بن عباس از رسول الله روایت شده، و در طبرانی نیز به همین معنی روایت شده، در صحیح بخاری از ابوایوب انصاری از رسول الله و در صحیح مسلم نیز از او از رسول الله ص به همین معنی روایت شده است، و در بخاری و مسلم از ابی هریره از رسول الله و نیز از طلحه ابن عبید از رسول الله به همین معنی روایت شده، و در صحیح مسلم از انس از رسول الله به همین معنی روایت شده است.
خلاصه گرفتن حلال و گذاشتن حرام و ترک آن مایه سعادت دو جهان است، و قصد از اعمال اسلام و ارکان ایمان آن است که انسان را به استفاده از حلال و اجتناب از حرام وادارد.
در حدیث است که حضرت رسول الله ص فرمود: (من قال لا إله إلا لله مخلصا، دخل الجنة. قيل وما إخلاصها؟ قال: أن تحجزك عما حرم الله) کسی که از روی اخلاص بگوید «لا إله إلا الله» وارد بهشت می‌شود. گفتند: از روی اخلاص چگونه  است؟ فرمود: اخلاص لا إله إلا الله آن است که تو را از آنچه خداوند حرام فرموده است، باز دارد.
گروهی از دانشمندان گفته اند که کلمه توحید یعنی «لا إله إلا الله» سبب است برای داخل‌شدن به بهشت و نجات از دوزخ، و لکن دارای شروطی است و آن عبارت است از: اداء فرایض و اجتناب مناهی.
وقتی به حسن بصری / گفتند: مردمی می‌گویند که هرکس «لا إله إلا الله» گفت به بهشت می‌رود. حسن گفت که هرکس لا إله إلا الله بگوید و حق و فرض آن را انجام بدهد، به بشت می‌رود.
به وهب بن منبه گفتند: آیا چنین نیست که «لا إله إلا الله» کلید بهشت است؟ گفت: بلی. «لا إله إلا الله» کلید بهشت است، و لکن هر کلیدی دندانه‌هایی دارد، یعنی «لا إله إلا الله» شروطی دارد و آن عمل‌کردن برآن و دوری‌جستن از آنچه خداوند حرام فرموده است. 
گفتار حسن بصری که در بالا یاد شد، می‌رساند که هرگاه قلب انسان به معنی «لا إله إلا الله» متحقق شد و در آن راست گفت و در باره آن اخلاص ورزید، طوری عظمت و هیبت و محبت و تعظیم پروردگار در دل جای‌گزین می‌شود که هوای نفس و وسواس شیطان را در آن راهی نمی‌ماند و در دل محبت و چیزهایی را اراده و طلب می‌نماید که اراده آفریدگار برآن است، و هرگاه انسان دید که در دلش محبت چیزهایی هست که خدای متعال آن را دوست ندارد و یا دید که در دل بغض چیزهایی است که خدای متعال آن را دوست دارد، دلیل آن است که شخص تابع هوی است، نه تابع فرمان خدای تعالی.
در حدیث بالا یادی از زکات و حج نبود، ازین جهت که این حدیث قبل از و