مود: این است و غیر از این نیست که کردار به نیت است، و هرکس از کردارش به حسب نیتش اجر و ثواب می‌گیرد، پس هرکسی که هجرت و انتقال او به مدینه به سوی خدا و پیغمبرش بوده باشد، پس ثواب این هجرت به سوی خدا و پیغمبر اوست، و هرکس که هجرتش به خاطر مال دنیا بوده باشد و یا به خاطر زنی که بخواهد با او نکاح نماید، اهمیت هجرت او برابر همین همت اوست.
این حدیث را دو پیشوای علماء حدیث که امام محمد بن اسماعیل بخاری و امام مسلم بن الحجاج نیشابوری باشند و در دو کتاب صحیح که معروف به صحیحین یعنی: صحیح بخاری و صحیح مسلم باشد و صحیح‌ترین کتاب تصنیف‌شده در این زمینه می‌باشد، روایت کرده اند و مختصری از زندگی این دو پیشوای عظیم الشأن در صفحات پیش گذشت.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:61.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:62.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث نوزدهم
عَن أَبِي العبَّاسِ عبْدِ الله بنِ عَبّاسٍ - رَضِي اللهُ عَنْهُما – قالَ: كُنْتُ خَلْفَ النَّبِيِّ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - يَوْمًا، فَقَالَ:
(يَا غُلاَمُ، إِنِّي أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ؛ احْفَظِ اللهَ يَحْفَظْكَ، احْفَظِ اللهَ تَجِدْهُ تُجَاهَكَ، إِذَا سَأَلْتَ فَاسْأَلِ اللهَ، وَإِذَا اسْتَعَنْتَ فَاسْتَعِنْ بِاللهِ، وَاعْلَمْ أَنَّ الأُمَّةَ لَوِ اجْتَمَعَتْ عَلَى أَنْ يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَنْفَعُوكَ إِلاَّ بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللهُ لَكَ، وَإِنِ اجْتَمَعُوا عَلَى أَنْ يَضُرُّوكَ بِشَيْءٍ لَمْ يَضُرُّوكَ إِلاَّ بِشَيْءٍ قَدْ كَتَبَهُ اللهُ عَلَيْكَ، رُفِعَتِ الأَقْلاَمُ وَجَفَّتِ الصُّحُفُ) رواه التِّرمذيُّ، وقالَ: حديثٌ حَسَنٌ صحيحٌ وفي روايةِ غيرِ التِّرمذيِّ: (احْفَظِ اللهَ تَجِدْهُ أَمَامَكَ، تَعَرَّفْ إِلَى اللهِ فِي الرَّخَاءِ يَعْرِفْكَ فِي الشِّدَّةِ، وَاعْلَمْ أَنَّ مَا أَخْطَأكَ لَمْ يَكُنْ لِيُصِيبَكَ، وَمَا أَصَابَكَ لَمْ يَكُنْ لِيُخْطِئَكَ، وَاعْلَمْ أَنَّ النَّصْرَ مَعَ الصَّبْرِ، وَأَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْكَرْبِ، وَأَنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا).

ترجمه حديث:
از ابوالعباس عبدالله بن عباس – خدا از هردوشان خوشنود باد – روایت شده که گفت: من روزی پشت سر پیغمبر ص بودم، فرمود: ای جوان! من تو را چند کلمه می‌آموزم: خدا را نگهدار تا خدا تو را نگه دارد، خدا را نگه دار تا او را روبرویت بیابی، هرگاه چیزی خواستی از خدا بخواه، و هرگاه خواستی کمک بجویی پس از خدا کمک بجوی، و یقین بدار که اگر همه امت جمع شوند تا نفعی به تو برسانند نمی‌توانند، مگر نفعی که خدا بر تو نوشته باشد، و اگر همه امت جمع شوند تا زیانی به تو برسانند نمی‌توانند، مگر زیانی که خدا بر تو نوشته باشد، قلم‌ها برداشته شدند و نامه‌ها خشک شدند. این حدیث را ترمذی روایت نمود و گفت: این حدیث حسن و صحیح است، و در روایت غیر از ترمذی به این لفظ است: خدا را نگهدار تا او را جلو خلوت بیابی، خودت را به خدا بشناسان در خوشی، تا خدا تو را در سختی بشناسد، و یقین بدان که در واقع آنچه به تو نرسید، امکان نداشت که به تو برسد، و آنچه به تو رسید، ممکن نبود که به تو نرسد، و یقین بدان که در حقیقت یاری خدا همراه شکیبایی است و گشایش همراه سختی است، و با هر دشواری آسانی است.
شرح حديث:
در این فرمایش پیامبر دنیایی حکمت و معنی نهفته است. عبدالله بن عباس که پسر عموی پیغمبر است می‌گوید: روزی من و پیغمبر بر اشتری سوار بودیم و من پشت سر پیغمبر ص نشسته بودم، فرمود: ای جوان! چند کلمه به تون می‌آموزم که شامل نیک‌بختی دنیا و آخرت باشد: خدا را نگه دار به انجام‌دادن آنچه امر فرمود و دوری‌جستن از آنچه منع فرمود، و انجام هرآنچه مایه خوشنودی اوست و خودداری از آنچه مایه خشم اوست، تا او نیز تو را نگهدارد در جان و مال و بستگان و در دین و دنیا، خدا را نگهدار تا خدا تو را نگهدارد، آنچه از تو خواسته است انجام بده تا آنچه از او می‌خواهی انجام دهد، و در حقیقت همیشه جزاء از جنس عمل است، به همان مقدار که خدا را نگهداری، خدا تو را نگه می‌دارد، اگر هیچگاه خلاف فرمان او عمل نکنی، هیچگاه خلاف تو نکند.
در قرآن در آیة 40 سورة بقره می‌فرماید: (وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ)(به پیمان من وفا کنید تا به پیمان شما وفا کنم). و در آیة 152 سورة بقره می‌فرماید: (‏ فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ)(مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم). و در آیة 7 سورة محمد می‌فرماید: (إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ)(اگر خدا را یاری دهید، خدا شما را یاری می‌دهد). همیشه بر حسب یقین و ایمانی که شخص به خدا دارد و بر حسب فرمانبرش، به همان اندازه عنایت خدای متعال به او تعلق می‌گیرد، به عبارت دیگر: نگهداری خدا نسبت به بنده در دوری او از نافرمانی خداست، و نگهداری خود در حفظ زبان و حفظ چشم و حفظ دل و حفظ دامن و حفظ دست و حفظ پا است، در این که مطلقاً دروغ نگوید، پشت سر کسی به ناحق صحبت نکند و نسبت ناروا به کسی ندهد، حفظ چشم در نظرنکردن به حرام و تجسس‌‌نکردن به چشم از حال دیگران و حفظ دل به پاک‌دلی و عقیده درست و نبردن گمان بد به کسی و حفظ دامن که حفظ آن مهمترین ارکان پرهیزگاری است، تا در گناهان بزرگ نیفتد و حفظ دست در دست‌درازی نکردن به حقوق و اموال و ناموس مردم و حفظ با در نرفتن با آن به سوی گناه و در حفظ دهن و دامن، اصلی کلی تقوی است.
(احْفَظِ اللهَ تَجِدْهُ تُجَاهَكَ): خدا را نگهدار تا او را جلوی خودت بیابی، یعنی اگر یاد خدا را نگهداری و خلاف او ننمایی، همیشه احساس می‌کنی که او جلو تو است و از تو دفاع می‌کند، جلوی تو است و کارهای تو را رو به راه می‌کند، خدا جلوی تو است، هر خیری بخواهی برایت فراهم می‌فرماید، اگر کسی خدا را نگهدارد، نگهداری خدا از او را به چشم می‌بیند.
سعید بن مسیب به پسرش می‌گفت: من در نماز و عبادت خود می‌افزایم تا خداوند تو را نگهدارد، خداوند در قرآن فرمود که مال دو یتیم را از برکت صلاح پدرشان نگهداری فرمود، این موضوع در سوره کهف آمده است: (وَكَانَ أَبُوهُمَا صَالِحاً)[الکهف: 82] (و پدر آن دو یتیم مردی صالح بود).
عمر بن عبدالعزیز می‌گوید: هر شخص باایمانی بمیرد، خداوند از برکت او فرزندان و زادگانش را نگهداری می‌نماید. محمد بن منکدر می‌گوید: خدا از برکت شخص صالح فرزند و فرزندش و خانه‌های اطرافش را حفظ می‌فرماید.
آنانی که در جوانی خود را از گناه نگه می‌دارند، در بزرگ‌سالی چشم و گوش و قوت‌شان می‌ماند، و آنهایی که در جوانی خود را به گناه آلوده می‌سازند، در پیری قوایشان مختل شود و در موقعی که وقت راحتی و آسودگی است، به انواع ناراحتی دچار گردند.
معروف است که ابن صلاح از دانشمندان بلندنام در سن نود سالگی مانند جوانان بیست و پنچ ساله تمام قوایش محفوظ بود، علت این امر را از او پرسیدند، گفت: در جوانی خدا را نگه داشتیم در پیری خدا ما را نگه داشت.
به عبار