نطور که گفتم نوشته هم وقتی اثر می‌کند که نویسنده به گفته‌های خود ایمان داشته باشد و به آن عمل نماید که:
سخن کز دل برآید
بنشیند لاجرم بر دل

و اما سخنی که لقلقه زبان باشد، به گوشی شنیده می‌شود و از گوش دیگر بیرون می‌رود، مهمترین لازمه ناصحان و وعاظ قناعت است و ضبط نفس، و به قول سعدی:
عالم که کامرانی و تن‌پروری کند
از خود گم است، کرا رهبری کند؟

عجیب این است که در دنیا کنونی طمع و خواسته‌های نفس روزافزون است، و اگر شخصی بخواهد خود را از وسایل دور سازد، فرزندان و همسران و بستگان با او موافقت نمی‌کنند. و حدیث: (سيأتي زمان يكون هلاك الرجل علي يدي زوجته وأولاده) زمانی بر مردم فرا می‌رسد که هلاکت شخص بر دست همسر و فرزندان اوست، کاملاً مصداق می‌یابد، از او خواهش‌هایی می‌کنند که نتواند. ناگزیر وارد مواردی می‌شود که بیش از مقداری که از دنیا به دست می‌آورد، دین را از دست می‌دهد، آنهایی که نام خود را بر صفحه روزگار برای همیشه ثبت کرده اند، در ضبط نفس و قناعت در مقام عجیبی بوده اند.
امام احمد بن حنبل در روز و شب بر قرص جوین اکتفاء می‌کرده است، موقعی که خلفای عباسی خواستند در باره او احسانی کنند و مال‌هایی برای او فرستادند همه را پس فرستاد، و دلیلش این بود که به اینها نیاز ندارم، موقعی که زن و فرزندش از او خواستند که مال خلفاء را بگیرد، وی در جواب‌شان گفت: شما مانند آن کسانی می‌باشید که شتری داشتند که بار برآن می‌کشیدند و برآن آب می‌آوردند، وقتی که پیر شد و از کار افتاد، آن شتر را ذبح کردند و گوشتش را خوردند، یعنی در پایه پیری باعث هلاکت من مشوید.
امام شافعی می‌فرماید: (أمت مطامعي فأرحت نفسي) طمع‌های نفس خود را کشتم و خود را آسوده ساختم. (ومن يتبع مطامعه، يهون) و کسی که دنبال طمع‌های نفس خود بیفتد خوار می‌شود. (وأحييت القنوع وكان ميتا) و قناعت را که مرده بود زنده کردم. (وفي إحيائه عرضي مصون) و در زنده‌کردن قناعت شرفم محفوظ است.
آن وقت اگر به زهد صحابه و یاران پیغمبر امثال صدیق و فاروق و مرتضی بنگریم، محیرالعقول است که تا چه حد پشت پا به متاع‌های زودگذر زده اند، از اینجا است که آنچه گفته اند، باید به آب زر نوشت و هر دستوری داده اند نقش دل‌ها شده است، و نام نامی‌شان درخشان‌ترین نام‌ها در صفحات تاریخ بشری است.
منکر: هرکار زشتی چه ترک واجب و چه فعل حرام و چه آنچه از لحاظ اخلاق اجتماعی مایه انتشار فساد گردد؛ مثلاً ترک نماز منکر است، زیرا ترک واجب است، زنا منکر است، زیرا فعل حرام است، بوسیدن همسر خود در انظار مردم مثلاً در بازار منکر است، زیرا مخالف حفظ اخلاق اجتماعی است.
بسیاری از مردم چنین تصور می‌کنند که امروزه نهی از منکر امکان ندارد، در حالی که امروز از هر عصر دیگر آسان‌تر است و از دو راه امکان دارد: یکم این که هر پدری اعضاء خانواده خود را به کار پسندیده وادارد و از کار زشت باز دارد و این آسانترین راه‌هاست. و حدیث: (كلكم راع وكلكم مسئول عن رعينه) هریک از شما سالارید و هریک از شما مسؤول اعمال زیردستان خود هستید، در همین زمینه است. راه دوم اصلاح فرهنگ یعنی معلمان و مربیان در پرورش نونهالان و دمیدن روح دینداری و خداشناسی در آنها همکاری کنند، در عمل شایسته باشند و در گفتار اخلاص بورزند، وسایل عمومی موجود از قبیل تلویزیون و رادیو هم می‌تواند وسیله‌ای برای نشر اخلاق و رفتار خوب باشند و درس‌های آموزنده به مردم بدهند.
متأسفانه وقتی از متصدیان رادیو خواسته می‌شود تا برنامه‌های خود را اصلاح کنند، جواب‌شان دندان شکن است، و آن این است که رادیو برای همه کس است، اگر بعضی طالب اخلاق و شرافت هستند، بعضی دیگر هم هستند که می‌خواهند از جنایات و زشتی‌ها مطلع شوند و تقلید کنند.
افسوس که حتی یک نفر که بتواند از طریق وعظ و ارشاد جوامع بشری را اصلاح کند، باقی نمانده است وگرنه یک نفر هم کافی بود؛ مگر نه این است که روزی که حضرت محمد به پیغمبری مبعوث شد، در برابر زشتی‌ها و کفر و نادرستی‌ها قد علم کرد و خودش تک و تنها بود؟ اما طولی نکشید که چون حق می‌گفت و اجرای حق می‌خواست، پیروز و جهان در برابر او تسلیم شد. اسلام دارای روحیه‌ای است که هروقت ممکن است به مسیر خود برگردد و بازهم فضایل را انتشار دهد، امید است روزی که دانشمندان جهان به درمان معجزه‌آسای اسلام پی می‌برند، دور نباشد و جهان از تعالیم قرآن و سنت عملی حضرت خیرالانام در سراسر آن از نو زنده شود که اگر دین و اخلاق نباشد، نه بمب اتم به کار می‌آید و نه فتح فضا و کرات.
بازهم معنی حدیث بالا را تکرار می‌کنیم: هریک از شما که کار زشتی را ببیند باید به دست خود آن را از میان بردارید، هرکدام نسبت به خود و بستگان‌تان مرحمت داشته باشید که منکر را میان خود روا ندارید و آن را از بین ببرید، اگر در میان بستگان خودتان نبود، به زیان خود از پند و اندرز و رسانیدن به مسؤولان امور کوتاهی نکنید، و اگر منکر در میان وابستگان خودتان بود و نه قلمی داشتید که زشتی‌های آن را محکوم کنید و نه سخنور بودید که با زبان خود زشتی را نابود کنید، پس با قلب خود آن را انکار کنید تا درون‌تان از کارهای ناپسند دور بماند و پاکی خود را نگه دارد.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:12.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:13.txt">شرح حديث</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:111.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:112.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث سی و پنجم
عَنْ أَبي هُريرةَ رَضِي اللهُ عَنْهُ قالَ: قالَ رسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:
(لاَ تَحَاسَدُوا، وَلاَ تَنَاجَشُوا، وَلاَ تَبَاغَضُوا، وَلاَ تَدَابَرُوا وَلاَ يَبِعْ بَعْضُكُم عَلَى بَيْعِ بَعْضٍ، وَكُونُوا عِبَادَ اللهِ إِخْوَانًا، المُسْلِمُ أَخُو المُسْلِمِ لاَ يَظْلِمُهُ، وَلاَ يَخْذُلُهُ، وَلاَ يَحْقِرُهُ. التَّقوَى هَهُنَا – وَيُشِيرُ إِلَى صَدْرِه ثَلاَثَ مَرَّاتٍ – بِحَسْبِ امْرِئٍ مِنَ الشَّرِّ أنْ يَحْقِرَ أَخَاهُ المُسْلِمَ، كُلُّ المُسْلِمِ عَلَى المُسْلِمِ حَرَامٌ: دَمُهُ وَمَالُهُ وعِرْضُهُ).
(رَوَاهُ مُسْلِمٌ)

ترجمه حديث:
از أبوهریره (رض) روایت شده که گفت: رسول الله ص فرمود: نسبت به همدیگر حسد مورزید و به زیان یکدیگر سازش مکنید و کینه همدگر را به دل نگیرید، و پشت به همدیگر مکنید، و معامله همدیگر را بر هم مزنید، بر دست همدیگر مزنید. ای بندگان خدا! برادر همدیگر باشید، مسلمان برادر مسلمان است، به برادر خود ستم نمی‌کند، دست از یاری او نمی‌کشد، به او دروغ نمی‌گوید، او را خوار نمی‌شمارد، پرهیزگاری اینجاست، یعنی در دل است و به سوی سینه اش اشاره فرمود و سه بار آن را تکرار کرد، در پستی و شرارت شخص همین بس که برادر مسلمانش را خوار بدارد، خون و مال و شرف مسور بن مسلمان بر مسلمانان دیگر حرام است.
(مسلم آن را روایت کرده).

شرح حديث: