ان همچنان کردند، پس از این که بهبود یافتند، از دین برگشتند و چوپانان را کشتند. موقعی که خبر به پیغمبر رسید، دستور تعقیب آنان را صادر فرمود، مسلمانان آنان را اسیر کردند و به مدینه آوردند. حضرت رسول دستور داد تا همان رفتاری که در باره چوپانان بی‌گناه کرده بودند، در باره خودشان عملی شود، چوپانان را دست و پا بریده بودند و در چشم و زبانشان خار فرو کرده بودند، نسبت به خودشان هم همین رفتار شد، چشم‌شان کور شد و دست و پایشان بریده شد و در سنگزار گرم انداخته شدندف تا حرارت آفتاب مایه تعذیب آنان و عبرت دیگران گردد.
اما در غیر اینگونه موارد که مصلحت اقتضا می‌کند، هرنوع تعذیب حرام است، شریعت منع فرمود که حیوانی ایستانده شود، تیر برآن انداخته شود تا بمیرد، و منع فرمود خوراک و آب از حیوان منع شود تا به گرسنگی و تشنگی بمیرد، در باره ذبح حیوان فرمود: (وَإِذَا ذَبَحْتُمْ فَأَحْسِنُوا الذِّبْحَةَ) و هرگاه حیوانی را ذبح نمودید، ذبح نمودن‌تان به خوبی و زیبایی باشد، حیوان را در حال خستگی مکشید، در حال تشنگی ذبح مکنید، جای ذبح محل نرم باشد، خوابانیدن حیوان به نرمی و مهربانی باشد، قبل از ذبح خوراک و آبی به آن بدهید، در جلوی حیوانی حیوان دیگر را ذبح مکنید، در جلوی حیوان کارد را تیز مکنید، قبل از ذبح کارد را تیز کنید، (وَلْيُحِدَّ أَحَدُكُمْ شَفْرَتَهُ) باید یکی از شما قبلاً کارد را تیز کرده باشد، (وَلْيُرِحْ ذَبِيحَتَهُ) و حیوان مذبوح را راحت کنید، پس از بریدن حلقوم آن بگذارید تا دست و پا بزند، و خلاصه چه در قتل و چه در ذبح نکوکاری را نباید فراموش کرد.
آن وقت در شریعت چنانکه ذکر شد، موقع بردن حیوان به محل ذبح هم به خوبی دستور داد، و از گرفتن گوش حیوان و یا کشیدنش بر زمین منع نمود، و ذبح حیوان ماده و شیرده را منع فرمود، و از ذبح حیوانی در جلو مادرش نهی فرمود و تا زمانی بچه حیوان نیاز به شیرخوردن دارد، از ذبح آن نهی نمود، جدایی میان مادر و بچه اش را سبب جدایی میان شخص و محبوبانش دانست.
در حدیثی که در سنن ابی داود وارد است، حضرت فرمود: صبر بنمایی تا بچه حیوانی به جایی برسد، بهتر از این است که در کوچکی ذبح نمایی که نه گوشتی داشته باشد که به کار آید، و مادرش هم شیر را قطع کند و از فراق بچه اش نزدیک به جنون شود، و همچنان که بنی آدم از فراق فرزندان ناراحت می‌شود، حیوان هم همین احساس را دارد.
گفتیم بنا به این حدیث که شرح آن گذشت، تعذیب و شکنجه در اسلام ممنوع شده است، و به تجربه ثابت شده با رعایت احسان کارها بهتر فراهم گردد، و حتی حیوان را هم با مهربانی بهتر می‌توان مطیع کرد، و به قول شاعر (رح):
به شیرین‌زبانی و لطف و خوشی
توانی که کوهی به مویی کشی

آنچه از گزندگان که دفع آن به جز آتش میسر نباشد، مانند زنبورهای موذی، علماء سوزاندن آن را تجویز کرده اند، اما در این دوره که به وسیله د.د.ت. و داروهای مشابه آن به راحتی نابود می‌شوند، سوزاندن‌شان جایز نیست.
خلاصه اعمال صادره از شخص یا تعلق به معاش و زندگیش دارد، مانند نگهداری و حفظ تندرستی خود و رعایت نفس و اهل و فرزندان و بستگان و برادران و مردمان و یا تعلق به معاد دارد، مانند ایمان و عبادات و آنچه در معاد به کار آید از اعمال خیر. کسی که در همه اینها احسان به کار برد و نکوکاری کند، خوشا به حال او؛ زیرا نیک‌بختی دو جهان را به دست آورده است، و از زیان‌ها و عقوبات رهایی یافته است.
صحابی: ابویعلی و گفته اند ابوعبدالرحمن نامش شداد و نام پدرش أوس، برادر حسان بن ثابت انصاری خزرجی است، ابویعلی پسر برادر حسان است. عبادة بن الصامت و ابوالدرداء که هردو از اصحاب پیغمبرند، گفته اند که «ابویعلی» از کسانی است که خداوند علم و حکمت به وی ارزانی داشته است.
ابویعلی در بیت المقدس اقامت کرد و فرزندان و نوادگان در آنجا به یادگار گذاشت، و هم در آنجا زندگی را به درود گفت، (به سال چهل و یک یا پنجاه و هشت و یا شصت و چهار در سن 75 سالگی).
از او پنجاه حدیث روایت شده است که از آن جمله «بخاری» فقط یک حدیث از او روایت نموده و مسلم دو حدیث، یکی این حدیث که شرح آن گذشت، و دومی حدیث سیدالاستغفار، و آن این است (أللهم أنت ربي، لا إله إلا أنت خلقتني وأنا عبدك وأنا علي عهدك ووعدك ما استطعت. أعوذ بك من شرما صنعت، أبوء لك بنعمتك علي وأبوء بذنبي كله فأغفرلي فإنه لا يغفر الذنوب إلا أنت) (من قالها موقنا، فمات من يومه قبل أن يمس فهو من أهل الجنة ومن قالها من الليل موقنا بها، فمات قبل أن يصبح فهو من أهل الجنة).
معنی دعای مذکور این است: «خدایا تو پروردگار من هستی! هیچ معبودی به حق نیست، مگر تو. مرا آفریدی و من بنده تو هستم، و من بر پیمان تو هستم و در انتظار نوید تو آنجا که بتوانم پناه می‌برم به تو از شر کردارم، اقرار می‌کنم به تو به نعمت‌هایی که بر من دادی، و اقرار می‌کنم به گناهانم همه، پس مرا بیامرز، زیرا در حقیقت گناهان را نمی‌آمرزد مگر تو. کسی که این را بگوید و به آن یقین داشته باشد و در آن روز پیش از آمدن شب بمیرد پس او از اهل بهشت است، و کسی که این را به شب و با یقین به آن بگوید، و پیش از صبح‌شدن بمیرد، او از اهل بهشت است.
این همان یک حدیث است که بخاری از ابویعلی روایت کرده، و همین حدیث است که مسلم از او روایت نموده است.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:58.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:59.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث هجدهم
عن أبي ذرٍّ جُندُبِ بنِ جُنَادَةَ وأبي عبدِ الرَّحمنِ مُعاذِ بنِ جبلٍ - رضِي اللهُ عَنْهُما - عن رسولِ اللهِ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - قالَ:
(اتَّقِ اللهَ حَيْثُمَا كُنْتَ، وَأَتْبِعِ السَّيِّئَةَ الْحَسَنَةَ تَمْحُهَا، وَخَالِقِ النَّاسَ بِخُلُقٍ حَسَنٍ).
رواه التِّرمذيّ، وقالَ: حديثٌ حَسَنٌ وفي بعضِ النُّسَخِ (حسنٌ صحيحٌ).

ترجمه حديث:
از ابوذر که نام او جندب بن جناده است و از ابوعبدالرحمن که نام او معاذ بن جبل است – خدا از هردوشان خوشنود باد – روایت شده که فرستاده برحق خدا – درود و سلام خدا بر او باد – فرمود: «بترس از خدا هرجا که باشی و به دنبال بدی کار خوبی را انجام بده، تا آن کار نیک بدی را پاک کند، و با مردم به خلق و خوی خوش رفتار کن. این حدیث را ترمذی روایت کرده، و گفت این حدیث حسن است» و در بعضی نسخه‌های ترمذی، نوشته است: این حدیث حسن صحیح است.

شرح حديث:
در این فرمایش پیامبر ص امر فرمود به تقوی به معنی ترس از خدا و در این راه فرمود: هرجا باشی از خدا بترس. در حضر و سفر، در نهان و آشکارا، در بی‌نیازی و نیازمندی، در سلامتی و بیماری، در خوشی و ناخوشی. و کلمه تقوی شامل همه صفات خیر و مانع همه خصال بد است، زیرا فعل واجبات و ترک محرمات و شبهات همه را شامل می‌شود، و همچنین فعل مندوبات و ترک مکروهات. به عبارت مختصرتر: کلمه «تقوی» شامل خیر دنیا و آخرت است، زیرا مقصود از تقوی انجام چیزی است که انسان به آن امر شده، و اجتناب از چ