صور بیرون می‌شود.
چه بسیار بیمارانی که چند لحظه قبل از مرگ به خود می‌آیند، در آن لحظات می‌خواهند با هرکه دشمنی کرده اند، آشتی کنند. هرچه از دست رفته، باز یابند و غفلت‌زدگی را کنار بگذارند و به کارهای خیر بپردازند، اما افسوس که آن آگهی و ندامت نتیجه ندارد و میراث برها، به انتظار نفس واپسین او دقیقه‌شماری می‌کنند و به فکر کودکانه او می‌خندند.
به قول صاحب مثنوی علیه الرحمه: در دنیا مردم خیلی چیزها را وارونه می‌دانند، کسی را که خیلی کریم است، بخیل می‌شمارند و کسی را که خیلی بخیل است کریم می‌دانند، آیا کسی که از تمام هستی خود به نفع آخرت خود به دست خود در راه‌های خیر انفاق می‌کند تا پیش از این که بهره میراث بران بشود در دفتر حسنات خودش ثبت شود، چنین کسی را کریم می‌دانند، در حالی که از او بخیل‌تر نیست، همه کار خیر کرده است و همه نفع‌ها خودش برده است. و شخص کریمی که گلوی خودش گرفته نان درستی نمی‌خورد و دعاء و نفرین هزار فقیر و مسکین را تحمل می‌کند، و تنفر همه نزدیکان را به جان می‌خرد و دیناری به نفع خود مصرف نمی‌کند و در ساعت مرگ آنچه با زندگی جان‌کندن جمع کرده است، یکجا به میراث برمی‌سپارد، او را بخیل نمی‌دانند.
به حقیقت اگر کسی بدبخت شد، دنیا و آخرتش بدبختی است، بخیل به عرف مردم هم در این دنیا سیه روز است و هم در آن جهان سیه رو. کریم هم در این جهان نیک‌بخت و نیک‌نام است و هم در آن جهان سرافراز و سعادت‌مند، با این حال چه درس عبرتی از این بالاتر و به حقیقت بزرگی به خدا سزاوار است، و بس که حقایق را مانند آفتاب روشن ساخت اما کو دیده عبرت بین؟.
بازهم به تعبیر دیگر: در این دنیا خود را غریب و رهگذر بشمار. چرا؟ برای این که تمام خوشی‌های زندگی نصیب تو گردد، آیا دیده‌ای که غریب با کسی گلاویز شود؟ کجا دیده‌ای شخص غریب به هم‌چشمی با دیگران بپردازد؟ کجا ممکن است غریب حسد این و آن را بخورد و یا با زید و عمرو کینه‌توزی نماید، یا نقد عمر را به دشمنی با نقی و تقی به تاراج دهد، یا شیرین کامی را به کشمکش با این و آن به تلخ کامی مبدل سازد؟.
دشمنی میان خویشاوندان و حسد میان همسایگان است، بدبختی نصیب هم چشمی‌کنندگان و سیه‌روزی نصیب همگنان است، اما غریب در دیار غربت، نه خویشی می‌شناسد که عداوت با او در دلش متمکن باشد، نه با کسی همسایه است که از حسد دیده دلش سیاه باشد، نه هم‌چشمی با کسی دارد و به مثل معروف چشم به چشم کنان خاک به سرکنان، نه همکار و نه همسایه‌ای می‌شناسد، خاطرش آسوده، قلبش مطمئن، وقتش سالم، عملش بی‌ریا و شبهه است.
اما آنهایی که دنیا را وطن شناخته اند و ایمان‌شان به آخرت ضعیف است، مسکینانی هستند که نه روزشان روز است و نه شب‌شان شب، کار را مرادف جان‌کندن شناخته اند و هیچگاه برای تن خود آسایشی قایل نیستند، همت‌شان شکم و شهوت و با این حال با گاو و حیوانات دیگر همسانند و خبری از روح ندارند. با همسر خود همیشه اوقات تلخی و مرافعه دارند، با فرزندان خود ناپدری و یا پدری نامهربانند، زیرا نه به تربیت آنان اهمیت می‌دهند نه با آنها غمخواری و همدردی می‌کنند. با برادران نه برادر و نه خویشند، زیرا غیر از خویش نمی‌شناسند، و با این ترتیب نه تمتعی از آنچه دارند به دست می‌آورند، نه از همسر و فرزندان خیری می‌بینند، طاعت آفریدگار اگر فراهم شود، دل با آنان نیست و پیدا است طاعتی که دل در آن حاضر نباشد چه باشد. بدن‌ها روز به روز فربه‌تر می‌شود و چاقی هم مجمع الامراض است، روح‌ها روز به روز سرکش‌تر و ناآرامتر می‌شوند، طاعت واقعی رو به کاهش می‌رود، فساد اخلاق لحظه به لحظه افزون می‌شود، همه در نتیجه محل غربت را وطن شناخته اند و معروف است دزد تازه کار به کاهدان می‌زند.
گفتیم دستور العمل پرارزش که یک دنیا ارزش دارد: «در دنیا خود را غریب بدان یا رهگذر بشمار» تا همه عمر خود را در رضای خدای بگذرانی، مال و زن و فرزند و جاه و آنچه به دست می‌آوری کمک رسان تو برای سعادت و نیک‌بختی دو جهان باشد، همه چیز را به دست آوری، ولی دل را به غیر خدا نبندی تا همه آنها مایه خوشی و آسایش و باعث اجر و ثواب و پایه خوشنودی خلق و سبب آثار خیر و نیک‌نامی باشد، آن وقت همه اخلاق تو غریب می‌شود، همت تو، فعالیت تو، کرم تو، احسان تو و ایمان تو و اعمال تو، اغتنام و فرصت و بهره‌گرفتن از هرلحظه و مغتنم‌شمردن هر ثانیه را برایت به بار می‌آورد، کار امروز را به فردا نمی‌اندازی و روز را به حرف هیچ و سخن پوچ نمی‌گذرانی و شب‌ها مانند لاش از خود بی‌خود نمی‌افتی، روز را تا آنجا که ممکن است و شب را تا جایی که مقدور است، در کار خیر و راه خیر به سر می‌آوری. آنگاه از تندرستی، غنیمتی برای روزهای بیماری و از زندگی، بهره‌ای برای لحظه مرگ و روزگار پس از آن به دست می‌آوری، و در معنی همین حدیث صحیح نبوی بالاست که در صحیح بخاری به ثبوت رسیده است.
حدیثی که به روایت حاکم است نیز در معنی همین حدیث است: حضرت رسول الله مردی را موعظه می‌فرمود: (اغتنم خمسا قبل خمس، شبابك قبل هرمك، وصحتك قبل سقمك، وغناك قبل فقرك، وفراغك قبل شغلك وحياتك قبل موتك) پنج چیز را پیش از پنج چیز غنیمت بشمار: جوانی‌ات پیش از پیری‌ات، تندرستی‌ات پیش از بیماری‌ات، توانگری‌ات پیش از تهی‌دستی‌ات، فراغتت پیش از گرفتاری‌ات و زندگی‌ات پیش از مرگت.
درود و ثنا و صلوات و سلام، نثار حضرت رسول الله ص و پیروانش باد که از نصیحت به امت هیچ فروگذاری نفرمود و پیروانش در رسانیدن سنت طاهره ایشان سیرت مقدسه‌شان هیچ کوتاهی ننمودند.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:129.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:130.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث چهل و یکم
عَنْ أَبي مُحَمّدٍ عَبْدِ اللهِ بنِ عَمْرِو بنِ العاصِ رَضِي اللهُ عَنْهُما قالَ: قالَ رسولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:
(لاَ يُؤْمِنُ أَحَدُكُمْ حَتَّى يَكُونَ هَواهُ تَبَعًا لِمَا جِئْتُ بِهِ).
(حديثٌ حسَنٌ صحيحٌ، رُوِّينَاهُ في كتابِ الْحُجَّةِ بإسنادٍ صحيحٍ)

ترجمه حديث:
از ابومحمد که نام او: عبدالله پسر عمرو بن العاص است – خداوند از هردوشان خوشنود باد – روایت شده که گفت: رسول الله ص فرمود: هیچ یک از شما ایمان نمی‌آورد تا آن که هوای او پیرو آنچه من آورده ام باشد.
حدیثی است حسن صحیح که در کتاب الحجة فی اتباع به إسناد صحیح روایت نمودیم.

شرح حديث:
در حدیث بالا پیغمبر اسلام ص اسلام را دارای پنچ رکن اساسی می‌داند که دین اسلام برآن پنج رکن پایه‌گذاری شده است: شهادتین، برپاداشتن نماز فرض، دادن زکات، حج خانه خدا و روزه ماه مبارک رمضان، اینک به شرح مختصری از این پنج رکن می‌پردازیم: نماز دارای شروط، ارکان، ابعاض، سنن، مکروهات و مبطلات است.
شروط نماز: 1- پوشانیدن عورت به لباس پاک، عورت در مرد از ناف تا زانو است، و در زن تمام بدن غیر از رو و دو کف دست، هرکس چیزی نیابد که عورت 