د، نهي‌شان‌ كرد ولي‌ درعين‌ حال، براي‌ آزمايش‌ آنان‌ چنين‌ مقدر كرد كه‌ در آن‌ روز، ماهيان‌ بسياري‌ برسطح‌ آب‌ بيايند به‌طوري‌ كه‌ گرفتن‌ و شكاركردن‌ آنها بسيار سهل‌ و ساده‌ بود، اما در روزهاي‌ ديگر، ماهي‌ها اصلا به‌ سطح‌ دريا و بر روي‌ آب‌ نمي‌آمدند به‌طوري‌كه‌ به ‌سختي‌ قادر به‌ شكاركردن‌ آنها بودند.
آري‌! اين‌ فرمان‌ الهي، امتحاني‌ براي‌ آنان‌ بود كه‌ ميزان‌ توانايي‌شان‌ را بر شكيبايي‌ در برابر محرمات‌ الهي‌ نشان‌ مي‌داد پس‌ گروهي‌ از آنان‌ نتوانستند از شكار در اين‌ روز شكيبايي‌ كنند لذا براي‌ شكار در آن، حيله‌اي‌ انديشيدند ـ كه‌ تفصيل ‌آن‌ در سوره‌هاي‌ «بقره» و «نساء» گذشت‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1317.txt">آيه  164</a><a class="text" href="w:text:1318.txt">آيه  165</a><a class="text" href="w:text:1319.txt">آيه  166</a><a class="text" href="w:text:1320.txt">آيه  167</a><a class="text" href="w:text:1321.txt">آيه  168</a><a class="text" href="w:text:1322.txt">آيه  169</a><a class="text" href="w:text:1323.txt">آيه  170</a></body></html>آيه  164
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَ قَالَتْ أُمَّةٌ مِّنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّهُ مُهْلِكُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً شَدِيداً قَالُواْ مَعْذِرَةً إِلَى رَبِّكُمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌گاه‌ كه‌ گروهي‌ از آنان‌ گفتند» گروهي‌ از صالحان‌ آن‌ شهر به‌ جمعي ‌ديگر از صالحان‌ كه‌ در نصيحت‌ و موعظه‌ تجاوزگران‌ و حرمت‌شكنان‌ روز شنبه ‌جدوجهدي‌ بليغ‌ مي‌كردند، گفتند: «براي‌ چه‌ قومي‌ را پند مي‌دهيد كه‌ خداوند هلاك‌كننده‌ آنهاست» يعني‌: ريشه‌كن‌ كننده‌ آنهاست‌ با عذاب‌؟ «يا عذاب‌كننده‌ آنان ‌است‌ به‌ عذابي‌ سخت» به‌سبب‌ حرمت‌شكني‌ و گناه‌ و نافرماني‌شان‌؟ اين‌ سخن‌ را هنگامي‌ گفتند كه‌ از قبول‌ موعظه‌ از سوي‌ حرمت‌ شكنان‌ و دست‌كشيدنشان‌ از ارتكاب‌ گناه، مأيوس‌ شدند. «گفتند» اندرز دهندگان‌: «تا براي‌ ما عذري‌ نزد پروردگارتان‌ باشد» يعني‌: اندرز ما به‌ آنان‌ در حكم‌ پيشكش‌ كردن‌ معذرتي‌ به‌ درگاه‌ پروردگار است‌ تا حق‌ تعالي‌ ما را به‌ ترك‌ امر به‌ معروف ‌و نهي ‌از منكر كه‌ از واجبات‌ مهم‌ ديني‌ بر ذمه‌ ماست، مورد مؤاخذه‌ و بازپرسي‌ قرار ندهد «و شايد آنان ‌پرهيزگاري‌ كنند» و بر اثر اين‌ اندرزهاي‌ پي هم‌ ما، از نافرماني‌اي‌ كه‌ در آن‌ غوطه‌ورند، دست‌ بكشند.
بايسته‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ بني‌اسرائيل، در مورد شكار در روز شنبه‌ به‌ سه‌ گروه ‌تقسيم‌ شده‌ بودند: گروهي‌ نافرماني‌ نموده‌ و شكار كردند، گروهي‌ بي‌طرفي‌ و گوشه‌گيري‌ اختيار كرده‌ نه‌ از آن‌ نهي‌ كردند و نه‌ خود نافرماني‌ نمودند و گروه‌ سوم ‌در عين‌ اين‌كه‌ خود نافرماني‌ نكردند، حرمت‌شكنان‌ را نيز از نافرماني‌ نهي‌ كردند.
 
	آيه  165
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُكِّرُواْ بِهِ أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِينَ ظَلَمُواْ بِعَذَابٍ بَئِيسٍ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ هنگامي‌ كه‌ آنچه‌ را بدان‌ پند داده‌ شده‌ بودند، فراموش‌ كردند» يعني‌: هنگامي‌ كه‌ نافرمانان‌ آن‌ شهر، پند و موعظه‌ صالحان‌ نهي‌كننده‌ از منكر را ناديده‌ گرفتند و از ياد بردند «كساني‌ را كه‌ از كار بد نهي‌ مي‌كردند، نجات‌ داديم‌ و ستمكاران‌ را» كه‌ همان‌ نافرمانان‌ تجاوزگر در روز شنبه‌ بودند «به‌ عذابي‌ سخت‌ گرفتار كرديم» بئيس‌: يعني‌: شديد و سخت‌ «به‌سبب‌ آن‌كه‌ نافرماني‌ مي‌كردند» با بيرون ‌رفتن‌ از دايره‌ فرمان‌ و اطاعت‌ ما.
 
	آيه  166
‏متن آيه : ‏
‏ فَلَمَّا عَتَوْاْ عَن مَّا نُهُواْ عَنْهُ قُلْنَا لَهُمْ كُونُواْ قِرَدَةً خَاسِئِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ از ترك‌ آنچه‌ كه‌ از آن‌ نهي‌ شده‌ بودند، سرپيچي‌ كردند» يعني‌: چون‌ حرمت‌شكنان‌ روز شنبه، در نافرماني‌ خداوند متعال‌ به‌ انگيزه‌ تمرد و تكبر، از حد گذشتند «به‌ آنان‌ گفتيم‌: بوزينگاني‌ خوار شده‌ شويد» و همان‌ گونه‌ كه‌ به‌ آنان‌ فرمان ‌داديم، بوزينگاني‌ زبون‌ و مطرود شدند، به‌اين‌ترتيب‌؛ آنان‌ را به‌ عذاب‌ مسخ، عذاب‌ كرديم‌.
از ابن‌عباس‌(رض)  روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «نهي‌كنندگان‌ از منكر نجات‌ يافتند و مرتكبان‌ منكر هلاك‌ شدند ولي‌ من‌ نمي‌دانم‌ كه‌ با بي‌طرفان‌ خاموش‌ چگونه‌ عمل‌ شد؟ به‌ خدا سوگند؛ اگر مي‌دانستم‌ آن‌ قومي‌ كه‌ گفتند: چرا اين‌ قوم‌ را پند مي‌دهيد... با نهي‌كنندگان‌ نجات‌ يافته‌اند، اين‌ امر برايم‌ از شتران‌ سرخ‌فام‌ دوست‌داشتني‌تر بود ولي‌ مي‌ترسم‌ كه‌ عذاب‌ بر هر دو گروه، يعني‌ مرتكبان‌ حرام‌ و بي‌طرفان‌ خاموش‌ ـ باهم‌ ـ نازل‌ شده‌ باشد». همچنين‌ از عكرمه‌ روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: «پيوسته‌ به‌ ابن‌عباس‌(رض)  دليل‌ مي‌گفتم‌ تا سرانجام‌ در اين‌ نظر با من‌ همراه‌ شد كه‌ آن‌ بي‌طرفان‌ نيز نجات‌ يافته‌اند و چون‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيد، بر من ‌به‌عنوان‌ جايزه‌ حله‌اي‌[11] پوشانيد».
 
[11] حله‌: جامه‌اي‌ است‌ كه‌ همه‌ تن‌ را مي‌پوشاند.آيه  96
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ وَاللّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و هر آينه‌ آنان‌ را حريص‌ترين‌ مردم‌ بر حقيرترين‌ زندگاني‌» يعني: كمترين ‌درنگي‌ در دنيا «مي‌يابي‌» چه‌ رسد به‌ زندگاني‌اي‌ بسيار و درنگي‌ طولاني‌ وماندگار «و حريص‌تر از آنان‌ كه‌ مشركند» و به‌ رستاخيز بعد از مرگ‌ و سراي‌ آخرت‌ايمان‌ ندارند. بنابراين‌، يهوديان‌ بي‌ترديد از حريص‌ترين‌ مردم‌ بر زندگاني‌ دنيا هستند. دليل‌ حرص‌ يهود بر زندگاني‌ دنيا تا به‌ اين‌ حد؛ جز اين‌ نيست‌ كه‌ آنها ازعذابي‌ كه‌ در آخرت‌ در انتظارشان‌ است، به‌خوبي‌ آگاهند «يكي‌ از آنان‌ دوست‌مي‌دارد؛ كاش‌ عمر داده‌ شود» و زندگي‌ كند «هزار سال، با آن‌ كه‌ اگر چنين‌ عمري‌ هم ‌به‌ او داده‌شود، دور دارنده‌ وي‌ از عذاب‌ نيست‌ و خداوند به‌ آنچه‌ مي‌كنند» بندگانش‌ ازخير و شر «بيناست‌» و آگاه‌ است‌، پس‌ قطعا هر كس‌ را برابر عمل‌ و انديشه‌اش ‌جزاي‌ مناسب‌ مي‌دهد.
صاحب‌ تفسير «المنير» مي‌گويد: «اين‌ آيات، امتحاني‌ براي‌ آشكار ساختن‌حقيقت‌ ادعاي‌ يهود در ميدان‌داري‌ ايمان‌ است‌ و نتيجه‌ امتحان‌ چيزي‌ جز شكست‌ قطعي‌ و خفت‌بار آنان‌ نبوده‌ و نيست‌».
 
آيه  167
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ 