(ع) اين‌ سخنان‌ را در مقام‌ مناظره‌ با قوم‌ خود گفت‌، نه‌ از سر تأمل‌ و گرايش‌ به‌ الوهيت‌ اين‌ پديده‌ها؛ اين‌ فرموده‌ خداوند متعال ‌است: «و قومش‌ با او محاجه‌ كردند» يعني: با او در امر توحيد ستيزه‌ و مجادله‌ كردند، همان‌ توحيد خالصانه‌اي‌ كه‌ او به‌ آن‌ رسيده‌ بود پس‌ خواستند تا او را به‌ صحت‌ و درستي‌ پرستش‌ خدايان‌ باطل‌ قانع‌ نموده‌ و او را از زيان‌ و خشم‌ آن‌ خدايان‌ بترسانند «گفت: آيا با من‌ درباره‌ الله محاجه‌ مي‌كنيد» يعني: در باره‌ اين‌حقيقت‌ روشن‌ كه‌ او از شريك‌ و همتا منزه‌ است‌ «حال‌ آن‌ كه‌ او مرا هدايت‌ كرده ‌است‌» به‌سوي‌ توحيد و يگانگي‌ خويش‌ درحالي‌ كه‌ شما مي‌خواهيد تا من‌ در شرك‌ و گمراهي‌ و جهالت‌ و عدم‌ هدايت‌، همانند شما باشم‌؟ «و من‌ از آنچه ‌شريك‌ او مي‌سازيد، بيمي‌ ندارم‌» يعني: من‌ از آنچه‌ كه‌ خود مخلوقي‌ از مخلوقات ‌خداست‌ ـ چون‌ سنگي‌ كه‌ نه‌ زياني‌ مي‌رساند و نه‌ نفعي‌ ـ هيچ‌ بيمي‌ ندارم‌ «مگر آن‌ كه‌ پروردگارم‌ چيزي‌» از زيان‌ برايم‌ «اراده‌ كند» دربرابر گناهي‌ كه‌ مرتكب‌ گرديده‌ باشم‌، كه‌ در اين‌ هنگام‌ فرمان‌ از آن‌ اوست‌ و در اين‌ صورت‌، اين‌ زيان‌ از سوي‌ اوست‌ نه‌ از سوي‌ معبودات‌ باطل‌ شما «و علم‌ پروردگار من‌ به‌ هر چيزي‌ احاطه ‌يافته‌ است‌» و به‌ همه‌چيز فراگير است‌ پس‌ اگر فرود آوردن‌ شري‌ را بر من‌ اراده ‌كند، آن‌ شر، خواه‌ناخواه‌ به‌ من‌ مي‌رسد «پس‌ آيا پند نمي‌گيريد» و متذكر نمي‌شويد تا ميان‌ توانا و ناتوان‌ تمييز دهيد؟.
 
	 آيه  81
‏متن آيه : ‏
‏ وَكَيْفَ أَخَافُ مَا أَشْرَكْتُمْ وَلاَ تَخَافُونَ أَنَّكُمْ أَشْرَكْتُم بِاللّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَاناً فَأَيُّ الْفَرِيقَيْنِ أَحَقُّ بِالأَمْنِ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چگونه‌ از آنچه‌ شريك‌ خدا مي‌گردانيد، بترسم‌ درحالي‌كه‌ شما از آن‌ كه‌ براي‌ خداوند چيزي‌ را شريك‌ ساخته‌ايد كه‌ هيچ‌ دليلي‌ بر آن‌ بر شما فرونفرستاده‌است‌، نمي‌هراسيد؟» يعني: چگونه‌ از آنچه‌ كه‌ نه‌ زيان‌ مي‌رساند و نه‌ سود، نه‌ مي‌آفريند و نه‌ روزي‌ مي‌دهد، بترسم‌ حال‌ آن‌ كه‌ شما از شريك‌ آوردن‌ به‌ خداي‌ لاشريك ‌نمي‌ترسيد، با آن‌ كه‌ او زيان‌رسان‌ و نفع‌رسان‌ و آفريننده‌ و روزي‌دهنده‌ است‌ و از سوي‌ ديگر، او هيچ‌ حجت‌ و دليلي‌ هم‌ بر اين‌ شرك‌ بر شما نازل‌ نكرده‌ كه‌ به‌ آن ‌استدلال‌ و احتجاج‌ كنيد «پس‌ كدام ‌يك‌ از ما دو گروه‌ به‌ امن‌» و امان‌ از عذاب‌ «سزاوارتر است‌؟» گروه‌ مؤمنان‌ به‌ خداي‌ قوي‌ قادر و كافران‌ به‌ بت‌ ناتوان‌، يا گروه‌ مؤمنان‌ به‌ بت‌ ناتوان‌ و كافران‌ به‌ خداي‌ قوي‌ قادر؟ آري‌! به‌ من‌ خبر دهيد كه ‌كدام‌ يك‌ از اين‌ دو گروه‌، به‌ امن‌ و امان‌ و عدم‌ ترس‌ و بيم‌ سزاوارتر است‌ «اگر مي‌دانيد» و برهانهاي‌ راستين‌ را شناخته‌ و آنها را از شبهه‌هاي‌ نادرست‌ و باطل ‌تمييز مي‌دهيد؟.
سپس‌ ابراهيم‌(ع) خود به‌ اين‌ سؤال‌ چنين‌ پاسخ‌ داد:
 
	<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1033.txt">آيه  82</a><a class="text" href="w:text:1034.txt">آيه  83</a><a class="text" href="w:text:1035.txt">آيه  84</a><a class="text" href="w:text:1036.txt">آيه  85</a><a class="text" href="w:text:1037.txt">آيه  86</a><a class="text" href="w:text:1038.txt">آيه  87</a><a class="text" href="w:text:1039.txt">آيه  88</a><a class="text" href="w:text:1040.txt">آيه  89</a><a class="text" href="w:text:1041.txt">آيه  90</a></body></html>آيه  82
‏متن آيه : ‏
‏ الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«كساني‌ كه‌ ايمان‌ آوردند و ايمان‌ خود را به‌ ظلم‌ نيالودند، آن‌ گروه‌ ايشان ‌راست‌ ايمني‌و ايشانند راه‌يافتگان‌» يعني: ايشان‌ از كساني‌ كه‌ شرك‌ آورده‌اند، به‌ ايمن‌ بودن ‌سزاوارترند. معناي: ﴿وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ﴾ اين‌ است‌ كه: ايشان‌ ايمانشان‌ را به‌شرك‌ نيالودند زيرا مراد از ظلم‌ در اينجا، شرك‌ است‌.
از ابن‌مسعود(رض)  روايت‌ شده‌است‌ كه‌ فرمود: چون‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد، اين‌ حكم‌ بر اصحاب‌ رسول‌ خداص دشوار آمد و گفتند: كدام‌ يك‌ از ما بر نفس‌ خود ظلم‌ نمي‌كند؟ اگر كار چنان‌ باشد كه‌ همه‌ ما از ايمني‌ بي‌بهره‌ باشيم‌، در اين ‌صورت‌ همه‌ بيچاره‌ گشته‌ايم‌؟ همان‌ بود كه‌ رسول‌ خداص در حديث‌ شريف‌ فرمودند: «معناي‌ آيه‌كريمه‌ چنان‌ نيست‌ كه‌ شما مي‌پنداريد بلكه‌ چنان‌ است‌ كه‌ لقمان‌ به‌ فرزندش‌ گفت: فرزندم‌! به‌ خدا شريك‌ نياور زيرا بي‌گمان‌ شرك‌ ظلمي ‌است‌ عظيم‌». يعني: مراد از ظلم‌ در اين‌ آيه‌، شرك‌ است‌.
 
آيه  83
‏متن آيه : ‏
‏ وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَاهِيمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و آن‌ حجت‌ ما است‌» يعني: حجت‌هايي‌ كه‌ ابراهيم‌(ع) بر قومش‌ اقامه‌ كرد و بيان‌ آن‌ گذشت‌، حجت‌ ما است‌ «كه‌ به‌ ابراهيم‌ در برابر قومش‌ داديم‌» يعني: او را با آموختن‌ اين‌ حجتها نصرت‌ داديم‌ و به‌وسيله‌ آنها بر قومش‌ غلبه‌ كرد «درجات‌ هركس‌ را كه‌ بخواهيم‌ بلند مي‌گردانيم‌» با هدايت‌ و راهنمايي‌ وي‌ به‌سوي‌ حق‌ و تلقين ‌حجت‌ و علم‌ و حكمت‌ به‌ وي‌ چنان‌كه‌ درجات‌ و مراتب‌ ابراهيم‌(ع) را بلند برديم ‌«هرآينه‌ پروردگار تو حكيم‌ است‌» در بلند بردن‌ مقام‌ و مرتبه‌ هركسي‌ كه‌ بخواهد «داناست‌» به‌ كساني‌ كه‌ شايستگي‌ اين‌ رفعت‌ و برتري‌ را دارند.
 
	آيه  84
‏متن آيه : ‏
‏ وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ كُلاًّ هَدَيْنَا وَنُوحاً هَدَيْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَانَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و به‌ او» يعني: به‌ ابراهيم‌(ع) «اسحاق‌ و يعقوب‌ را بخشيديم‌» به‌عنوان‌ بخششي ‌از سوي‌ خود. يعقوب‌(ع) فرزند فرزندش‌ اسحاق‌(ع) است‌ «و هر يك‌ از آنان‌ را هدايت‌ كرديم‌» زيرا همه‌ ايشان‌ را به‌ نبوت‌ برگزيديم‌ «و نوح‌ را» كه‌ جد ابراهيم‌(ع) است‌ «پيش‌ از اين‌ هدايت‌ كرديم‌» اين‌ خود، ما را به‌ فضل‌ الهي‌ بر ابراهيم‌(ع) در اجداد و احفادش‌ نيز رهنمايي‌ مي‌كند «و از نسل‌ او» يعني: از نسل‌ نوح‌(ع) «داوود و سليمان‌» فرزند وي‌ را «و ايوب‌ و يوسف‌» فرزند يعقوب‌ «و موسي‌ و هارون‌ را هدايت‌ كرديم‌» نسل‌ نوح‌ را جداگانه‌ نام‌ برد زيرا يونس‌ و لوط كه‌ در آيه‌ بعد از آنها نام‌ برده‌ مي‌شود، از نسل‌ ابراهيم‌(ع) نيستند، چراكه‌ لوط فرزند هاران‌ فرزند آزر، بر