 و امروز نيز كه‌ يهوديان‌ تبه‌كارترين‌ قوم‌ روي‌ زمين‌ هستند، هرگز شايستگي‌ حضور در آن ‌را ندارند.
و نهي‌ موسي‌ به‌ آنان‌ اين‌ بود: «و بر پشت‌ خود روگردان‌ نشويد» يعني‌: از فرمان ‌من‌ رونگردانيد و به‌ عقب‌ باز نگرديد و دستور من‌ در مورد جنگ‌ با ستمگران‌ را به‌سبب‌ ترسويي‌ و ضعف‌، بر زمين‌ نگذاريد «كه» در آن‌ صورت‌ «زيانكار مي‌شويد» و خير دنيا و آخرت‌ را از دست‌ مي‌دهيد.
 
	سوره مائدة آيه  22
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُوا يَا مُوسَى إِنَّ فِيهَا قَوْماً جَبَّارِينَ وَإِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا حَتَّىَ يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِن يَخْرُجُواْ مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند: اي‌ موسي‌! در آنجا قومي‌ زورآور هستند» يعني‌: در فلسطين‌ مردمي‌ هستند زورآور با قامتهاي‌ بلند و پيكرهاي‌ تنومند كه‌ مردم‌ را بر آنچه‌ كه‌ بخواهند، مجبور مي‌گردانند. مراد از آنان‌: قوم‌ «عمالقه» اند «و تا آنان‌ از آنجا بيرون‌ نروند، ما هرگز وارد آن‌ نمي‌شويم» يعني‌: با جنگ‌ وارد آن‌ نمي‌شويم‌ «پس‌ اگر از آنجا بيرون‌ روند» بدون‌ جنگ‌ «ما وارد مي‌شويم». اين‌ بيان‌ صريح‌ علت‌ امتناعشان‌ از ورود به‌ فلسطين‌ است‌، يعني‌: عدم‌ ورود ما به‌ آن‌، علتي‌ جز اين‌ ندارد.
 
	سوره مائدة آيه  23
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَجُلاَنِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُواْ عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللّهِ فَتَوَكَّلُواْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«دو مرد از آنان‌ كه‌ مي‌ترسيدند و خداوند بر آنان‌ انعام‌ كرده‌ بود گفتند» آن‌ دو مرد، يوشع‌بن‌نون‌ و كالب‌بن‌يوفنا از نقباي‌ دوازده‌گانه‌ بني‌اسرائيل‌ و از خداترسان‌ ومتقيان‌ بودند. يا آنها از ضعف‌ و جبن‌ بني‌اسرائيل‌ مي‌ترسيدند. و خداوند(ج) با پايدارساختن‌شان‌ در ايمان‌ و دادن‌ يقين‌ به‌ وعده‌هاي‌ نصرت‌ و پيروزي‌ خويش‌، بر آنان‌ نعمت‌ داده‌ بود. آري‌! آن‌ دو گفتند: «اي‌ قوم‌! از راه‌ دروازه‌ بر آنان‌ وارد شويد» يعني‌: از دروازه‌ شهر بر ستمگران‌ عمالقه‌ وارد شويد «كه‌ اگر از آن‌ درآمديد، قطعا پيروز خواهيد شد» آن‌ دو اين‌ سخن‌ را با ايمان‌ و اطميناني‌ كه‌ به ‌وعده‌هاي‌ الهي‌ داشتند، گفتند چنان‌كه‌ در پايان‌ سخنشان‌ افزودند: «و اگر مؤمنيد، به‌ خدا توكل‌ كنيد» زيرا ايمان‌ به‌ خداوند متعال‌، مقتضي‌ توكل‌ است‌. توكل‌: عبارت ‌است‌ از: قطع‌ علايق‌ و پيوندهاي‌ قلبي‌ از غير خدا(ج) و ترك‌ كرنش‌ و تملق‌ ناروا در برابر مخلوقات‌ وي‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:827.txt">آيه  24</a><a class="text" href="w:text:828.txt"> آيه  25</a><a class="text" href="w:text:829.txt"> آيه  26</a><a class="text" href="w:text:830.txt">آيه  27</a><a class="text" href="w:text:831.txt">آيه  28</a><a class="text" href="w:text:832.txt">آيه  29</a><a class="text" href="w:text:833.txt">آيه  30</a><a class="text" href="w:text:834.txt">آيه  31</a></body></html>سوره مائدة آيه  24
‏متن آيه : ‏
‏ قَالُواْ يَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَداً مَّا دَامُواْ فِيهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«گفتند» بني‌اسرائيل‌ به‌ حضرت‌ موسي‌(ع) «اي‌ موسي‌! ما ابدا در آن‌ وارد نمي‌شويم‌ مادام‌ كه‌ آنان» يعني‌: عمالقه‌ «در آنجا هستند» اين‌ سخنشان‌ از روي ‌جبن‌ و بزدلي‌، يا به ‌انگيزه‌ عناد و جسارت‌ بر خداي‌ عزوجل‌ و رسول‌ وي‌ بود. به‌اين‌ترتيب‌، آنها ورود به‌ شهر بيت‌المقدس‌ را نفي‌ كرده‌ و سپس‌ اين‌ نفي‌ را با ذكر (ابدا) مؤكد ساختند، آن‌گاه‌ ورود به‌ آن‌ را به‌ بيرون‌ رفتن‌ جباران‌ از آن‌ مشروط ساختند «پس‌ تو و پروردگارت‌ برويد و بجنگيد، ما همين ‌جا مي‌نشينيم» يعني‌: ماپيوسته‌ در اين‌ مكان‌ مي‌مانيم‌، نه‌ با تو پيش‌ مي‌رويم‌ و نه‌ به‌ عقب‌ برمي‌گرديم‌. اين‌سخن‌ را از روي‌ ناداني‌ نسبت‌ به‌ خداي‌ عزوجل‌ و صفات‌ وي‌ و به‌ انگيزه‌ كفر به‌حقايق‌ و واجبات‌ مربوط به‌ ذات‌ و صفات‌ الهي‌ گفتند. نقل‌ است‌ كه‌: «رسول‌ خداص در روز بدر، از باب‌ كسب‌ رأي‌ اصحابشان‌ با ايشان‌ مشورت ‌نموده‌ فرمودند: اينك‌ جنگ‌ حتمي‌ است‌ پس‌ چه‌ بايد كرد؟ مقدادبن‌عمرو(رض) به ‌نمايندگي‌ از ديگر اصحاب‌ برخاست‌ و گفت‌: سوگند به‌ ذات‌ اقدس‌ الهي‌ كه‌ ما چون‌ بني‌اسرائيل‌ نيستيم‌ كه‌ بگوييم‌: تو و پروردگارت‌ برويد و بجنگيد، ما همين‌جا نشسته‌ايم‌! بلكه‌ ما از سمت‌ راست‌، از سمت‌ چپ‌، از پيش‌ رو و ازپشت‌ سر شما با آنان‌ مي‌جنگيم‌. ياران‌ ديگر نيز با تعابيري‌ از اين‌ دست‌، اعلام‌ آمادگي‌ كردند... عبدالله ابن‌ مسعود(رض) مي‌گويد: آن‌گاه‌ ديدم‌ كه‌ چهره‌ مبارك‌ آن‌حضرت‌ص از اين‌ سخنان‌ شكفت‌ و ايشان‌ بسيار شادمان‌ شدند.
 
	سوره مائدة آيه  25
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلاَّ نَفْسِي وَأَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏

«گفت» موسي‌(ع) از باب‌ شكوي‌ به‌سوي‌ پروردگار خويش‌: «پروردگارا! من» در راه‌ ياري ‌دادن‌ دينت‌ «جز اختيار شخص‌ خود و برادرم‌ را  ندارم» اما قوم‌ من ‌كه‌ از فرمانم‌ سرپيچيدند و تو خود شاهد هستي‌! «پس‌ ميان‌ ما و ميان‌ اين‌ قوم ‌نافرمان‌ جدايي‌ بينداز» ما را از آنان‌ متمايز گردان‌ و در مجازات‌ به‌ آنان‌ نپيوندان‌. يا معني‌ اين‌ است‌: تو خود ميان‌ ما و آنان‌ فيصله‌ كن‌.
 
	سوره مائدة آيه  26
‏متن آيه : ‏
‏ قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعِينَ سَنَةً يَتِيهُونَ فِي الأَرْضِ فَلاَ تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«فرمود» خداوند متعال‌ به‌ موسي‌ «پس‌ آن‌ سرزمين» يعني‌: سرزمين‌ مقدس ‌«چهل‌ سال» نه‌ بيشتر از آن‌ «بر آنان» يعني‌: بر آن‌ گروه‌ سركش‌ و نافرمان‌ «حرام ‌شده‌ است» به‌سبب‌ سر باززدنشان‌ از جنگ‌ با ستمگران‌ «در زمين‌ سرگردان‌ مي‌شوند» و حيران‌ و سرگشته‌ اين ‌سو و آن ‌سو مي‌روند و مي‌آيند، بي ‌آن‌ كه‌ راه‌ ومقصد روشني‌ در پيش‌ داشته‌ باشند. سعيدبن‌ جبير مي‌گويد: «بني ‌اسرائيل‌ در طول ‌اين‌ چهل‌ سال‌، هر روز بامداد به‌راه‌ افتاده‌ سرگشته‌ و حيران‌ در بيابانها راه ‌مي‌پيمودند و هيچ‌ وقت‌ قرار و آرام‌ نداشتند. اين‌ سرزمين‌ حيراني‌ و پريشاني‌، سرزمين‌ سينا بود كه‌ قرآن‌ آن‌ را «تيه» يعني‌ محل‌ سرگرداني‌ و گم‌گشتگي‌ ناميد وموسي‌(ع) نيز در دشت‌ تيه‌ با آنان‌ بود». ابن‌عباس‌(رض) مي‌گويد: «آنان‌ چهل‌ سال‌ تمام‌، گم‌گشته‌ و سرگردان‌ بودند چنان ‌كه‌ موسي‌ و هارون و نيز همه‌ كساني‌ كه‌عمرشان‌ از چهل‌سال‌ متجاوز بود، در تيه‌ در 