ست‌ كه‌ صيد را براي‌ خود شكار كرده‌ و براي‌ خود نگه‌داشته‌اند پس‌ خوردن‌ آن‌ براي‌ شما حلال‌ نيست‌. كه‌ اين‌ حديث‌ شريف‌ رسول‌ اكرمص در خطاب‌ به‌ عدي‌بن‌ حاتم‌ نيز دليل‌ بر حرمت‌ آن‌ است‌: «چون‌ سگ‌ دست‌آموز خويش‌ را به ‌شكار فرستادي‌ و نام‌ خدا(ج) را بر آن‌ بردي‌، از آنچه‌ براي‌ تو مي‌گيرد و نگه ‌مي‌دارد بخور ولي‌ اگرخودش‌ از آن‌ صيد خورد، تو ديگر از آن‌ نخور زيرا از آن‌ بيم‌ دارم‌ كه‌ آن‌ را فقط براي‌ خودش‌ نگه‌داشته‌ باشد».
ولي‌ برخي‌ از فقها گفته‌اند: اگر پرنده‌ شكاري‌ از شكار خويش‌ خورد، خوردن‌ آن‌، شكار را حرام‌ نمي‌گرداند زيرا صرف‌ انس‌ گرفتن‌ پرنده‌ شكاري‌ به‌ صاحبش‌ وبرگشتن‌ وي‌ نزدش‌ همراه‌ با شكار، نشانه‌ آموزش‌ديدگي‌ وي‌ است‌. «و نام‌ خدا را بر آن‌ ببريد» يعني‌: بر حيوان‌ شكاري‌ در هنگام‌ فرستادن‌ آن‌ به‌ شكار، نام‌ خدا(ج) را ببريد و اگر صياد نام‌ خدا(ج) را بر آن‌ نبرد، آن‌ شكار در نزد جمهور فقها ـ بجز شافعي‌ ـ حلال‌ نيست‌، مگر اين‌ كه‌ نام‌ خدا(ج) را به‌ فراموشي‌ ترك‌ كرده‌ باشد. و اگر صياد شكار را درحالي‌ دريافت‌ كه‌ صيد داراي‌ حيات‌ يقيني‌ بود، بايد آن‌ را ذبح‌ كند و نام‌ خدا(ج) را بر آن‌ ببرد. گفتني‌ است‌ كه‌ صيد تير نيز همانند صيد حيوان‌ است‌ و چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌است‌، بايد در هنگام‌ شليك‌كردن ‌تير به‌سوي‌ صيد، نام‌ خدا(ج) برده‌ شود. «و از خداوند پروا كنيد» يعني‌: از مخالفت ‌امر وي‌ در تمام‌ احكام‌ فوق‌ بپرهيزيد «كه‌ الله زود حساب‌ كننده‌ است» و از شما در برابر افعالتان‌ حساب‌ مي‌گيرد.
	سوره مائدة آيه  5
‏متن آيه : ‏
‏ الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«امروز چيزهاي‌ پاكيزه‌ براي‌ شما حلال‌ شده» حق‌ تعالي‌ اين‌ حكم‌ را به‌ عنوان تأكيدي‌ بر احسان‌ و منت‌ خويش‌، تكرار فرمود «و طعام‌ اهل‌ كتاب‌ براي‌ شما حلال‌ است» طعام‌: نام‌ هرچيزي‌ است‌ كه‌ خورده‌ مي‌شود، كه‌ مذبوحه‌ اهل ‌كتاب‌ از آن‌ جمله‌ است‌. لذا تمام‌ خوراكي‌هاي‌ پاكيزه‌ يهود و نصاري‌ ـ بدون‌ فرق‌ ميان‌ گوشت ‌و غيرآن‌ ـ براي‌ مسلمين‌ حلال‌ است‌. اما در اينجا مراد آيه‌ از طعام‌ ـ از باب‌ ذكر عام‌ و اراده‌ خاص‌ ـ مذبوحه‌ اهل‌ كتاب‌ است‌. علي‌، عائشه‌ و ابن‌عمر گفته‌اند: «اگر مي‌شنوي‌ كه‌ شخص‌ كتابي‌اي‌ نام‌ غيرخدا(ج) را در هنگام‌ ذبح ‌حيوان‌ برآن‌ مي‌برد، از گوشت‌ آن‌ حيوان‌ نخور». ولي‌ مالك‌: گفته‌ است‌: «بردن‌ نام‌ غيرخدا(ج) از سوي‌ اهل‌ كتاب‌ در هنگام‌ ذبح‌ حيوان‌، سبب‌ كراهيت‌ خوردن‌ از آن‌ مي‌شود نه‌ سبب‌ حرمت‌ آن». ولي‌ درصورتي‌كه‌ مسلمان‌ از اين‌ امر آگاهي‌ نداشت‌ كه‌ شخص‌ كتابي‌ در هنگام‌ ذبح‌ حيوان‌ چه‌ گفته‌ است‌، در آن ‌صورت‌، خوردن‌ مذبوحه‌ وي‌ بي‌هيچ‌ خلافي‌ حلال‌ است‌ زيرا اين‌ خبر به‌ صحت‌ رسيده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص از گوسفند به‌ زهرآلوده‌اي‌ كه‌ زن‌ يهودي‌ به‌ ايشان ‌اهدا كرد، تناول‌ كردند. ليكن‌ مذبوحه‌ مجوس‌ (آتش‌پرستان‌) حلال‌ نيست‌، همچنين‌ مذبوحه‌ ملحدان‌ و بت‌پرستان‌ و هر كافر ديگري‌ غير از يهود و نصاري ‌حلال‌ نيست‌. نكاح‌ زنانشان‌ نيز جايز نيست‌ زيرا آنها اهل‌ كتاب‌ نيستند. اما بجز حيوانات‌ مذبوحه‌، ساير غذاهايشان‌ به‌ اجماع‌ حلال‌ است‌، چراكه‌ اين‌ غذاها براي ‌عموم‌ مردم‌ مباح‌ مي‌باشد و هيچ‌ دليلي‌ بر تخصيص‌ و تبعيض‌ آنها وجود ندارد «وطعام‌ شما براي‌ آنان‌ حلال‌ است» يعني‌: طعام‌ مسلمين‌ براي‌ اهل‌ كتاب‌ حلال‌ است‌ بنابراين‌، هيچ‌ گناهي‌ بر مسلمانان‌ نيست‌ كه اهل‌ كتاب‌ را از حيوانات‌ مذبوحه ‌خويش‌ اطعام‌ كنند چنان‌كه‌ ايشان‌ از حيوانات‌ مذبوحه‌ آنها مي‌خورند و اين‌ از باب ‌پاداش‌دهي‌ و مقابله‌ به‌مثل‌ و مبادله‌ نيكويي‌هاست‌.
«و» نيز اي‌ مؤمنان‌! براي‌ شما حلال‌ است‌ «ازدواج‌ با زنان‌ عفيفه‌ مؤمن» نه‌ زنان‌ زناكار. نسفي‌ مي‌گويد: «عفيف‌ بودن‌، يا آزاد بودن‌ زن‌ مؤمن‌، شرط صحت ‌نكاح‌ نيست‌ بلكه‌ از اين‌ ارشاد الهي‌ استحباب‌ برمي‌آيد نه‌ وجوب‌ بنابراين‌، نكاح‌ كنيز مسلمان‌ و نكاح‌ زنان‌ غيرپاكدامن‌ نيز براي‌ مسلمان‌ حلال‌ است». فقها نيز ـ بجز امام‌ احمدبن‌حنبل‌ ـ عفت‌ را شرط صحت‌ عقد ازدواج‌ ميان‌ مرد و زن‌ مسلمان‌ قرار نداده‌اند «و زنان‌ پاكدامن‌ از كساني‌ كه‌ پيش‌ از شما به‌ آنان‌ كتاب‌ داده‌ شده» نيز براي‌ شما با ازدواج‌ حلالند.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ آيه‌ كريمه‌ از اين‌ مسأله‌ كه‌ طعام‌ ما مسلمين‌ براي‌ اهل‌ كتاب‌ حلال‌ است‌ ياد كرد اما از اين‌ امر كه‌ زنان‌ مسلمان‌ براي‌ مردان‌ اهل‌ كتاب‌ حلالند، ذكري‌ به‌ميان‌ نياورد، كه‌ اين‌ خود، دليل‌ حرمت‌ زنان‌ مسلمان‌ بر آنان‌ است‌. شرط حلال ‌بودن‌ زن‌ كتابي‌ براي‌ ما ـ در نزد جمهور فقها ـ پاكدامني‌ اوست‌ بنابراين‌، در تحت‌ اين‌ آيه‌كريمه‌ زنان‌ آزاد عفيفه‌ يهودي‌ و نصراني‌ داخل‌ مي‌شوند، نه‌ زنان ‌زناكار و بدكاره‌ آنها «به‌ شرط اين‌ كه‌ مهرهاي‌ آنان‌ را به‌ آنان‌ بپردازيد» اين‌ قيد دليل‌بر آن‌ است‌ كه‌ مهر، حق‌ زن‌ است‌ ـ چه‌ مسلمان‌ باشد و چه‌ غيرمسلمان‌ ـ بنابراين‌، مهر گرفتن‌ از زن‌ حرام‌ مي‌باشد چنان‌كه‌ بعضي‌ از غربي‌ها چنين‌مي‌كنند بلكه‌ عكس‌ آن‌ كه‌ همانا دادن‌ مهر به‌ زن‌ باشد، واجب‌ است‌ «و» به‌ شرط اين‌ كه‌ «عفت‌ جوينده‌ باشيد» يعني‌: انگيزه‌ شما از ازدواج‌ با زنان‌ كتابي‌، طلب‌ پاكدامني‌ و عفت‌ براي‌ خودتان‌ باشد «نه‌ شهوت‌ رانان» يعني‌: نه‌ به‌ زناي‌ آشكارروآورندگان‌ «و نه‌ آن‌ كه‌ زنان‌ را پنهاني‌ دوست‌ خويش‌ بگيريد» با هدف ‌شهوت‌راني‌ و زناكاري‌ با آنان‌. خدن‌: در اينجا به ‌معناي‌ دوست‌ و معشوقه‌ است‌ و بر مرد و زن‌ هر دو اطلاق‌ مي‌شود.
ملاحظه‌ مي‌كنيم‌ كه‌ خداي‌ عزوجل‌؛ عفت‌جويي‌، عدم‌ روآوردن‌ به‌ زناي ‌آشكار و عدم‌ گرفتن‌ دوستان‌ پنهاني‌ را در ازدواج‌ مردان‌ مسلمان‌ با زنان‌ كتابي ‌شرط قرار داد چنان‌كه‌ در زنان‌ اهل‌ كتاب‌ نيز، عفيفه ‌بودن‌ آنها را شرط قرارداد «وهر كس‌ به‌ ا