ا از غنيمت‌ بدهيد «و اگر كافران‌ نصيبي‌ برند» از پيروزي‌ و غلبه‌ بر شما، به‌ سبب‌ حكمتي‌ كه‌ خداوند(ج) تحقق‌ آن‌ را اراده‌ كرده‌ است‌ «مي‌گويند» اين‌ منافقان‌ به‌ كافران‌: «مگر ما بر شما تسلط نداشتيم‌» يعني‌: مگر ما به‌ شما روشن‌ نساختيم‌ كه‌ بر كيش‌ شما هستيم‌، ولي ‌با مسلمانان‌ درمي‌آميزيم‌ تا آنها را از جنگيدن‌ با شما سست‌ كنيم‌؟ يا معني‌ اين ‌است‌: آيا ما بر شما تسلط نداشتيم‌ و اين‌ امكان‌ براي‌ ما موجود نبود كه‌ شما رابكشيم‌ و مسلمانان‌ را عليه‌ شما برانگيزيم‌؟ «و آيا شما را از ضرر مسلمانان‌ بازنداشتيم‌؟» يعني‌: آيا ما با سست ‌ساختن‌ و ترسانيدن‌ مسلمانان‌ از شما، آنها را از شما دور نكرديم‌ تا بدانجا كه‌ دلهايشان‌ از دفاع‌ سست‌ شد و از انتقام‌ گرفتن‌ از شما ناتوان‌ شدند؟
مراد آيه‌ اين‌ است‌ كه‌: منافقان‌ به‌ آن‌ گروهي‌ گرايش‌ پيدا مي‌كنند كه‌ غلبه‌ و پيروزي‌ با وي‌ باشد و به‌ گروه‌ غالب‌ چنين‌ وانمود مي‌كنند كه‌ با آنان‌ عليه‌ گروه‌ مغلوب‌ همدست‌ بودند. اين‌ است‌ شيوه‌ منافقان‌ ـ خداوند(ج) لعنتشان‌ كند.
كساني‌ از اهل‌ اسلام‌ كه‌ به‌ پيروي‌ از روش‌ منافقان‌ در كسب‌ مال‌ و جاه‌ و قدرت‌، به‌ صاحبان‌ بهره‌هاي‌ دنيا تمايل‌ ورزند و با آنان‌ از در تملق‌ و دوستي‌ وخضوع‌ و فروتني‌ درآيند و در جانب‌ مقابل‌ با كساني‌ كه‌ بهره‌اي‌ از دنيا ندارند، به‌درشتي‌ و سختي‌ و بداخلاقي‌ رفتار كنند و آنها را تحقير و تمسخر نموده‌ و با آنها به‌ گونه‌ ناپسند رفتار كنند، نيز شبيه‌ اين‌ منافقان‌ هستند ـ كه‌ خداي‌ عزوجل‌ اخلاق ‌اهل‌ نفاق‌ را محو و آنان‌ را سيه‌روي‌ و بي‌پناه‌ گرداند. «پس‌ خداوند روز قيامت‌ ميان ‌شما داوري‌ مي‌كند» يعني‌: اي‌ مؤمنان‌ و منافقان‌! بدانيد كه‌ خداوند(ج) به‌ زودي‌ درروز قيامت‌ ميان‌ شما داوري‌ مي‌كند و در اين‌ روز است‌ كه‌ حقايق‌ آفتابي‌ شده‌ وپنهان‌كاريها برملا مي‌گردد «و خداوند هرگز براي‌ كافران‌، بر» زيان‌ «مؤمنان‌ راه‌تسلطي‌ قرار نداده‌ است‌» اگر مراد از (راه‌ تسلط )، پيروزي‌ و نصرت‌ مؤمنان‌ برآنان‌ باشد، اين‌ در روز قيامت‌ است‌ و اگر مراد از آن‌، حجت‌ و برهان‌ باشد، اين ‌در دنياست‌. يعني‌: خداوند(ج) كافران‌ را بر مؤمنان‌ در حجت‌ غلبه‌ نمي‌دهد، بلكه ‌حجت‌ همواره‌ از آن‌ مؤمنان‌ است‌. برخي‌ آيه‌ را چنين‌ معني‌ مي‌كنند: خداي ‌سبحان‌ براي‌ كافران‌ بر زيان‌ مؤمنان‌ راه‌ تسلطي‌ قرار نمي‌دهد، مادامي‌ كه‌ آنان ‌پايبند عمل‌ به‌ حق‌ بوده‌ و به‌ باطل‌ راضي‌ نباشند، پس‌ تا زماني‌ كه‌ مؤمنان‌ به‌ شريعت‌ خداوند(ج) عامل‌ بوده‌ و به‌طور بايدوشايد رهرو راه‌ شريعت‌ باشند، حتما حق‌ تعالي‌ كفار و منافقان‌ را سركوب‌ نموده‌ و با برترساختن‌ درجات‌ مؤمنان‌ بر درجات‌ كفار و منافقان‌، كرامت‌ اهل‌ ايمان‌ را نمايان‌ مي‌گرداند.
صاحب‌ تفسيرالمنير و حضرت‌ شاه‌ولي‌الله دهلوي‌ مي‌گويند: «مراد آيه‌ كريمه ‌اين‌ است‌ كه‌ خداوند(ج) كافران‌ را بر مؤمنان‌ چنان‌ مسلط نمي‌سازد كه‌ اهل‌ اسلام‌ را به ‌كلي‌ مستأصل‌ و ريشه‌كن‌ ساخته‌ و شوكت‌ و دولت‌ آنها را تماما از بين‌ ببرند بنابراين‌، آيه‌ كريمه‌ پاسخي‌ است‌ به‌ منافقاني‌ كه‌ به‌ انتظار زوال‌ و نابودي‌ كامل‌ دولت‌ مؤمنان‌ بودند و با كفار از آن‌رو سازش‌ و همكاري‌ مي‌كردند كه‌ ـ به‌ پندارخام‌ خود ـ در هنگام‌ ريشه‌كن ‌شدن‌ مؤمنان‌، از پايمال ‌شدن‌ بيمناك‌ بودند».
 
	آيه  142
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُواْ إِلَى الصَّلاَةِ قَامُواْ كُسَالَى يُرَآؤُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللّهَ إِلاَّ قَلِيلاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«منافقان‌ با خدا نيرنگ‌ مي‌كنند» با آشكارساختن‌ ايمان‌ و پنهان‌ داشتن‌ كفر. يامعني‌ اين‌ است‌: منافقان‌ به‌ دوستان‌ خدا(ج) نيرنگ‌ مي‌زنند. پس‌ به‌ اين‌ معني‌، حق‌ تعالي‌ فريب‌بازي‌ با دوستانش‌ را ـ به‌ عنوان‌ گراميداشتي‌ براي‌ مؤمنان‌ ـ فريب‌بازي‌ با خود معرفي‌ كرد، چنان‌كه‌ در حديث‌ شريف‌ قدسي‌ آمده‌ است‌: «هركس‌ دوست‌ مرا آزار داد، بي‌گمان‌ مرا آزار داده‌ است». «و حال‌ آن‌ كه‌ خداوند به‌ آنان‌ نيرنگ‌ مي‌زند» يعني‌: خداوند متعال‌ با آنان‌ چون‌ نيرنگ‌زننده‌اي‌ رفتارمي‌كند، بدين‌گونه‌ كه‌ آنان‌ را در دنيا بر همان‌ حال‌ تظاهر به‌ اسلام‌ وا مي‌گذارد تا بدين‌وسيله‌ خونها و اموالشان‌ از تعرض‌ مصون‌ بماند و عذابشان‌ را به‌ سراي‌ آخرت ‌محول‌ كرده‌ و دربرابر نيرنگشان‌، درك‌ اسفل‌ از دوزخ‌ را جايگاهشان‌ مي‌گرداند «و چون‌ منافقان‌ به‌سوي‌ نماز برخيزند، با كسالت‌ بر مي‌خيزند» پس‌ درحالي‌ نمازمي‌خوانند كه‌ كاهل‌، كسل‌، دلمرده‌ و گرانبارند، نه‌ به‌ ثوابي‌ اميدوارند و نه‌ از عذابي‌ بيمناك‌ و «با مردم‌ ريا مي‌كنند» ريا: نماياندن‌ كار و رفتاري‌ پسنديده‌ و زيبا به‌ منظور نمايش‌ دادن‌ به‌ مردم‌ است‌، نه‌ به‌ منظور پيروي‌ از امر خدا(جل جلاله). درحديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «هركس‌ نماز را در جايي‌ كه‌ مردم‌ او را مي‌بينند، نيكوبخواند، اما در خلوت‌ كه‌ كسي‌ او را نمي‌بيند، آن‌ را سرسري‌ از سر بگذراند، اين‌توهيني‌ است‌ كه‌ به‌ آن‌ بر پروردگار عزوجل‌ اهانت‌ روا داشته‌ است». «و يادنمي‌كنند» منافقان‌ «الله را جز اندكي‌» يعني‌: نماز نمي‌خوانند مگر اندكي‌ زيرا منافقان‌ اصلا دور از ديدگان‌ مردم‌ نماز نمي‌خوانند. يا معني‌ اين‌ است‌: منافقان ‌خدا(ج) را به‌ تسبيح‌ و تهليل‌ ـ جز به‌ طور اندك‌ و نادر ـ ذكر نمي‌گويند و اگر اين ‌ذكر اندك‌ هم‌ خالصانه‌ براي‌ خدا(ج) بود؛ قطعا بسيار بود، ولي‌ اين‌ هم‌ خالصانه ‌نيست‌.
در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌ كه‌ رسول‌ خداص در وصف‌ نماز منافق‌ فرمودند: «اين‌ نماز منافق‌ است‌، اين‌ نماز منافق‌ است‌، اين‌ نماز منافق‌ است‌: منتظر آفتاب ‌مي‌ماند تا چون‌ آفتاب‌ در ميان‌ دو شاخ‌ شيطان‌ قرار گرفت‌ (يعني ‌در شرف‌ غروب ‌بود)، برمي‌خيزد، پس‌ چهار منقار مي‌زند و در آن‌ خدا(ج) را جز اندكي‌ ياد نمي‌كند». همچنين‌ در حديث‌ شريف‌ آمده‌ است‌: «سنگين‌ترين‌ نمازها برمنافقان ‌نماز عشاء و نماز بامداد است‌ و اگر آنها مي‌دانستند كه‌ در اين‌ دو نماز چه‌ پاداشي‌است‌، حتما به‌ اين‌ دو نماز مي‌آمدند، هرچند به‌ حالت‌ سينه‌خيز ـ يعني‌ بر روي ‌زانو و شكم‌ خويش‌...».
 
آيه  143
‏متن آيه : ‏
‏ مُّذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ لاَ إِلَى هَؤُلاء وَلاَ إِلَى هَؤُلاء وَمَن يُضْلِلِ اللّهُ فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً ‏
 
‏تر