ست‌ كه‌ فرمود: ضمره‌بن‌ جندب‌(رض) از خانه‌اش‌ هجرت‌كنان‌ به‌در آمد و به‌ قومش‌ گفت‌: مرا بر دوش‌ برداشته‌ از سرزمين‌ شرك‌ به‌سوي‌ رسول‌ خداص بيرون‌ بريد. اما پيش‌ از آن‌ كه‌ نزد رسول‌ خداص برسد، در راه‌ هجرت‌ درگذشت‌. پس‌ اين‌ آيه‌ كريمه‌ در شأن‌ وي‌ نازل‌ شد.
 
	آيه  101
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَقْصُرُواْ مِنَ الصَّلاَةِ إِنْ خِفْتُمْ أَن يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُواْ لَكُمْ عَدُوّاً مُّبِيناً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ در زمين‌ رهسپار سفر شديد، بر شما گناهي‌ نيست‌ كه‌ نماز را كوتاه‌ سازيد» يعني‌: نمازهاي‌ چهار ركعتي‌ را دو ركعت‌ بخوانيد. اين‌ آيه‌ دليل‌ بر آن‌ است‌ كه‌ كوتاه‌ كردن‌ (قصر) نماز بر مسافر واجب‌ نيست‌، بلكه‌ مسافر مخير است‌ كه‌ اگر بخواهد نماز را قصر كند و اگر بخواهد آن‌ را كامل‌ بخواند، چنان‌كه‌ اين‌ مذهب ‌شافعي: است‌. اما در نزد امام‌ ابوحنيفه:، قصر در سفر عزيمت‌ است‌ نه‌رخصت‌، پس‌ قصر در سفر الزامي‌ بوده‌ و كامل‌ خواندن‌ نماز در آن‌ جايز نيست ‌زيرا رسول‌ خداص در تمام‌ سفرهايشان‌ به‌ كوتاه‌خواندن‌ نماز پايبند بوده‌اند و به ‌دليل‌ اين‌ فرموده‌ عمر(رضي الله عنه): «فرض‌ نماز در سفر بر زبان‌ پيامبرتان‌، دو ركعت ‌كامل‌ بدون‌ قصر است»، همچنان‌ اين‌ فرموده‌ عائشه‌ رضي‌الله عنها: «اولين‌بار كه‌ نماز فرض‌شد، دو ركعت‌ بود، پس‌ اين‌ دو ركعت‌ در سفر تثبيت‌ و در اقامت‌ وحضر برآن‌ افزوده‌ شد». بايد دانست‌ كه‌ سفر مباح ‌كننده‌ قصر در نزد احناف‌ مسيرسه‌ روز راه‌ است‌ كه‌ به‌ مقياس‌ امروزي‌ (96) كيلومتر مي‌شود. بلي‌! نماز را بايد قصر كنيد «اگر مي‌ترسيد كه‌ كافران‌ شما را در بلا مي‌افگنند، چراكه‌ كافران‌ براي‌ شما پيوسته‌ دشمني‌ آشكارند» ظاهر اين‌ آيه‌، مفيد آن‌ است‌ كه‌ قصر در سفر جايز نيست‌، مگر اين‌ كه‌ با خوف‌ فتنه‌ و بلا از سوي‌ كافران‌ همراه‌ باشد و لذا با وجود ايمني‌ از جانب‌ آنان‌، قصر نماز جواز ندارد. ليكن‌ در سنت‌ نبويص به ‌اثبات ‌رسيده‌است‌ كه‌ رسول‌ خداص با وجود ايمن‌ بودن‌ از آزار كفار، نماز را در سفر قصر نمودند بنابراين‌، در نزد اهل‌ سنت‌، خوف‌ و هراس‌ از دشمن‌، شرط جايز بودن‌ قصر نماز در سفر نيست‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:710.txt">آيه  102</a><a class="text" href="w:text:711.txt">آيه  103</a><a class="text" href="w:text:712.txt">آيه  104</a><a class="text" href="w:text:713.txt">آيه  105</a></body></html>آيه  43
‏متن آيه : ‏
‏ وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَارْكَعُواْ مَعَ الرَّاكِعِينَ ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و نماز را برپا داريد و زكات‌ را بدهيد» يعني: به‌ اسلام‌ در آييد، نماز را به‌ همان‌شيوه‌اي‌ كه‌ محمد ص بيان‌ كرده‌، برپا داريد، زكات‌ را نيز بپردازيد و با مسلمانان ‌باشيد و به‌ مساجد آنها رفته‌ در جماعت‌ آنها حضور يابيد، چنان‌كه‌ مي‌فرمايد: «وبا ركوع‌كنندگان‌ ركوع‌ كنيد» از نماز به‌ «ركوع‌» تعبيرشد تا يهود را از نماز قديمشان ‌دور گرداند زيرا يهود در نماز خويش‌ ركوعي‌ نداشتند.
جمهور فقها بر آنند كه‌ حضور در جماعت، سنت‌ مؤكده‌ است‌ و واجب ‌نيست، ولي‌ شريعت‌ مقدس‌ بر آن‌ ترغيب‌ بسيار كرده‌ است‌.
 
آيه  102
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا كُنتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاَةَ فَلْتَقُمْ طَآئِفَةٌ مِّنْهُم مَّعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُواْ فَلْيَكُونُواْ مِن وَرَآئِكُمْ وَلْتَأْتِ طَآئِفَةٌ أُخْرَى لَمْ يُصَلُّواْ فَلْيُصَلُّواْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُواْ حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَاحِدَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن كَانَ بِكُمْ أَذًى مِّن مَّطَرٍ أَوْ كُنتُم مَّرْضَى أَن تَضَعُواْ أَسْلِحَتَكُمْ وَخُذُواْ حِذْرَكُمْ إِنَّ اللّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَاباً مُّهِيناً ‏
‏ترجمه : ‏
اين‌ آيه‌ خطابي‌ است‌ به‌ رسول‌ خداص و به‌ هر امير و فرماندهي‌ بعد از ايشان‌، كه‌ بايد در هنگام‌ خوف‌ با همراهانشان‌ نماز خوف‌ را برپا دارند. يادآور مي‌شويم ‌كه‌ رسول‌ خداص دوبار نماز خوف‌ خوانده‌اند، يك‌بار در «عسفان»، بار ديگر در سرزمين‌ «بني‌سليم» و اصحاب‌ ايشان‌ نيز بعد از رحلتشان‌، بارها نماز خوف ‌خوانده‌اند ـ چنان‌كه‌ معروف‌ است‌. «و چون‌ در ميان‌ مؤمنان‌ بودي‌» در هنگام‌ خوف‌ «و برايشان‌ نماز برپا داشتي‌، پس‌ بايد گروهي‌ از ايشان‌ با تو بايستند» يعني‌: بعد از اين‌ كه‌ آنان‌ را به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ كردي‌، يك‌ گروه‌ در برابر دشمن‌ قرارگيرند و گروهي‌ ديگر همراه‌ تو در نماز بايستند «و بايد كه‌ سلاح‌هاي‌ خود را نيز برگيرند» يعني‌: هم‌ گروهي‌ كه‌ با تو نماز مي‌خوانند و هم‌ گروهي‌ كه‌ دربرابر دشمن‌ مي‌ايستند، هر دو بايد سلاح‌هاي‌ خود را برگيرند. اما نمازگزاران‌ بايد آن‌ مقدارسلاح‌ برگيرند كه‌ مانع‌ نمازشان‌ نگردد. مراد اين‌ است‌ كه‌ بايد حامل‌ اسلحه‌ خود باشند، به‌ گونه‌اي‌ كه‌ در هنگام‌ نياز بتوانند بي‌درنگ‌ به‌ آن‌ دسترسي‌ داشته‌ باشند تا اين‌ مجهزبودن‌ به‌ سلاح‌، اميد دشمن‌شان‌ را از هر نوع‌ بهره‌برداري‌ از فرصت‌، قطع ‌نمايد «پس‌ چون‌» نمازگزاران‌ همراه‌ با تو «به‌ سجده‌ روند» يعني‌: يك‌ ركعت‌يا تمام‌ نماز را با تو ادا نمايند «آن‌ گروه‌ ديگر بايد كه‌ پشت‌ سر قرار گيرند» يعني‌:گروه‌ اول‌ بعد از فراغت‌ از آن‌ ركعت‌ يا فراغت‌ از تمام‌ نماز، بايد براي‌ حراست‌ در مقابل‌ دشمن‌ قرارگيرند، آن‌گاه‌ گروه‌ دوم‌ به‌ نماز بايستند.
احناف‌ و بسياري‌ ديگر از فقها در تفسير آن‌ مي‌گويند: چون‌ گروه‌ اول‌ يك‌ ركعت‌ خويش‌ را با دو سجده‌ برگزار كرد، بايد برگردد و در برابر دشمن‌ بايستد وگروه‌ دوم‌ به‌ نماز بپيوندد و چون‌ گروه‌ دوم‌ نماز خويش‌ را به‌پايان‌ رساند، گروه‌اول‌ در همان‌ جايي‌ كه‌ هست‌، نماز خويش‌ را تكميل‌ نمايد، يا مجددا به‌ جايي‌ كه‌در اول‌ نماز گزارده‌ برگردد و نماز خويش‌ را تكميل‌ نمايد. اما مالك: مي‌گويد: نماز گروه‌ اول‌ با همان‌ يك‌ ركعت‌ به‌ پايان‌ مي‌رسد زيرا در نزد وي‌، نماز خوف ‌فقط يك‌ ركعت‌ است‌ «و بايد كه‌ آن‌ گروه‌ ديگر كه‌ هنوز نماز نخوانده‌، بيايد» و آن ‌همان‌ گروهي‌ است‌ كه‌ در برابر دشمن‌ ايستاده‌ و هنوز نماز نگزارده‌ «پس‌ با تو نماز خوانند» در ركعت‌ دوم‌ بر همان‌ وصفي‌ كه‌ گروه‌ اول‌ نماز گزارده‌ است‌، بعد از آن ‌رسول‌ خداص سلام‌ دهند و گروه