ر زمامدار حكمي‌ صادر كرد كه‌ اكثريت‌ تنفيذ حكم‌ وي‌ را زيانبار مي‌دانستند، گفته‌اند: در همچو حالي‌ بايد از رأي‌ اكثريت‌ پيروي‌ كرد».
سبب‌ نزول‌ آيه‌ كريمه‌: مناقشه‌ خالدبن‌ وليد و عماربن‌ ياسر در يكي‌ از سريه‌ها (گروه‌هاي‌ اعزامي‌ براي‌ جنگ) بود زيرا عمار به‌ فردي‌ از مشركان‌ امان‌ داد، ولي‌خالد كه‌ امير گروه‌ بود، امان‌ دادن‌ وي‌ را نمي‌پذيرفت‌ و وقتي‌ آنها نزد رسول‌ خداص آمدند؛ رسول‌ خداص در عين‌ حالي‌كه‌ امان‌ دادن‌ عمار را نافذ ساختند، ولي‌ او را از اين‌ كه‌ در آينده‌ به‌ رغم‌ خواسته‌ امير به‌ كسي‌ امان‌ بدهد، نهي‌ كردند، آن‌گاه‌ آيه‌ كريمه‌ نازل‌ شد. بنابراين‌، از سبب‌ نزول‌ نيز بر مي‌آيد كه ‌اطاعت‌ امرا واجب‌ است‌.
 
 آيه  38
‏متن آيه : ‏
‏ قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ‏
 
‏ترجمه :
«گفتيم: جملگي‌ از آن‌» يعني: از بهشت‌ «فرود آييد، پس‌ اگر از جانب‌ من‌ به‌ شما هدايتي‌ رسد» در زمين‌. مراد از هدايت: كتاب‌ خدا (ج)است‌ «آنان‌ كه‌ از هدايتم‌پيروي‌ كنند» يعني: كتاب‌ من‌ را بپذيرند و به‌ آن‌ عمل‌ كنند «برايشان‌ خوفي‌نيست‌» خوف: بيم‌ از امري‌ ناخوش‌ آيند در آينده‌ است‌ «و محزون‌ نخواهند شد» حزن: ضد سرور و شادماني‌ است‌.
 
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:661.txt">آيه  60</a><a class="text" href="w:text:662.txt">آيه  61</a><a class="text" href="w:text:663.txt">آيه  62</a><a class="text" href="w:text:664.txt">آيه  63</a><a class="text" href="w:text:665.txt">آيه  64</a><a class="text" href="w:text:666.txt">آيه  65</a></body></html>آيه  60
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«آيا ننگريستي‌ به‌سوي‌ كساني‌ كه‌ مي‌پندارند» يعني‌: ادعا مي‌كنند كه‌ «به‌ آنچه‌ برتو نازل‌ شده‌» از وحي‌ و قرآن‌ «و به‌ آنچه‌ پيش‌ از تو نازل‌ شده‌» بر پيامبران‌ الهي‌ «ايمان‌ آورده‌اند» ولي‌ با اين‌همه‌ «مي‌خواهند كه‌ داوري‌ ميان‌ خود را به‌سوي‌ طاغوت‌ ببرند؟» اين‌ آيه‌ بيانگر انكار و استبعاد از سوي‌ خداي‌ عزوجل‌ است‌ بر هر كسي‌ كه‌ ادعاي‌ ايمان‌ را دارد ولي‌ با وجود آن‌ مي‌خواهد تا در قضايا و دعاوي‌ خويش‌، به‌سوي‌ غيركتاب‌ خدا(ج) و سنت‌ رسولشص به‌ داوري‌ و دادخواهي‌ برود. پس‌چگونه‌ مي‌توان‌ گفت؛ كساني‌ كه‌ نزد كاهنان‌ و بتان‌ و طاغوتان‌ به‌ داوري‌ مي‌روند، به‌ كتابهاي‌ آسماني‌ ايمان‌ دارند؟! طاغوت‌: كاهن‌ و هركس‌ و هر مرجعي‌ است‌ كه ‌به‌ غير كتاب‌ و سنت‌ حكم‌ كند. به‌ قولي‌: مراد از طاغوت‌ در اينجا، شيطان‌ است‌ با لشكريان‌ و پيروان‌ خويش‌. به‌ قولي‌ ديگر: طاغوت‌ هر كسي‌ است‌ كه‌ در طغيان‌ وتجاوز و مبارزه‌ عليه‌ اسلام‌ از حد مي‌گذرد. و همه‌ اين‌ اقوال‌ صحيح‌ است‌ «باآن‌ كه‌ قطعا فرمان‌ يافته‌اند كه‌ بدان‌ كفر ورزند» يعني‌: چگونه‌ مي‌خواهند داوري‌ ميان‌خود را به‌سوي‌ طاغوت‌ ببرند، درحالي‌كه‌ كتابهاي‌ آسماني‌ به‌ آنان‌ چنين‌ فرمان ‌مي‌دهد كه‌ به‌ هركسي‌ كه‌ به‌ دين‌ و پيام‌ خداوند(ج) حكم‌ نمي‌كند، كفر ورزند «وشيطان‌ مي‌خواهد كه‌ آنان‌ را به‌ گمراهي‌ دور و درازي‌» از حق‌ «بكشاند» يعني‌: به ‌گمراهي‌اي‌ كه‌ تا هنگام‌ مرگشان‌ استمرار داشته‌ باشد.
 
	آيه  61
‏متن آيه : ‏
‏ وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْاْ إِلَى مَا أَنزَلَ اللّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ رَأَيْتَ الْمُنَافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنكَ صُدُوداً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«و چون‌ به‌ آنان‌ گفته‌ شود» يعني‌: به‌ منافقان‌ «به‌سوي‌ آنچه‌ خدا نازل‌ كرده‌ و به‌سوي‌ پيامبر بياييد» يعني‌: به‌ داوري‌ خواهي‌ به‌ سوي‌ كتاب‌ خدا(ج) و شخص‌پيامبرص در حياتش‌ و به‌سوي‌ سنت‌ وي‌ پس‌ از وفاتش‌ بياييد «منافقان‌ را مي‌بيني ‌كه‌ به‌كلي‌ از تو اعراض‌ مي‌كنند» يعني‌: با تنفر و انزجار تمام‌، از داوري‌ قرآن‌ وپيامبرص روي‌ بر مي‌تابند.
 
	آيه  62
‏متن آيه : ‏
‏ فَكَيْفَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ثُمَّ جَآؤُوكَ يَحْلِفُونَ بِاللّهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْسَاناً وَتَوْفِيقاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«پس‌ چگونه‌ است‌ آن‌ گاه‌ كه‌ به‌ آنان‌ به ‌سبب‌ كار و كردار پيشينشان‌ مصيبتي‌ برسد» يعني‌: حالشان‌ چگونه‌ خواهد بود و چه‌ خواهند كرد آن‌گاه‌ كه‌ به‌سبب‌ گناهاني‌ كه‌مرتكب‌ شده‌اند و از جمله؛ بردن‌ قضاياي‌ خويش‌ به‌ سوي‌ طاغوت‌، گرفتار مصيبت ‌سنگيني‌ گردند؟ آري‌! يقين‌ است‌ كه‌ آنان‌ در چنين‌ حالتي‌، از دفع‌ آن‌ مصيبت‌ناتوان‌ اند «سپس‌ نزد تو مي‌آيند» و از كاركرد خويش‌ عذرخواهي‌ مي‌كنند «و به‌خدا سوگند مي‌خورند كه‌ ما جز نيكويي‌ و موافقت‌ قصدي‌ نداشتيم‌» يعني‌: ما از بردن‌ قضاياي‌ خويش‌ به‌ داوري‌ نزد غير تو، جز احسان‌ و نيكوكاري‌ و ايجاد سازش‌ وتوافق‌ ميان‌ دو خصم‌، هيچ‌ قصد ديگري‌ نداشته‌ايم‌، پس‌ قطعا هدف‌ ما ستيز ومخالفت‌ با تو نبوده‌ است‌ و به‌ صحت‌ آن‌ داوري‌ هرگز اعتقاد نداشته‌ايم‌!
اما خداي‌ عزوجل‌ آنان‌ را اين‌گونه‌ تكذيب‌ مي‌كند:
	آيه  63
‏متن آيه : ‏
‏ أُولَئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللّهُ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَعِظْهُمْ وَقُل لَّهُمْ فِي أَنفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغاً ‏
 
‏ترجمه : ‏
«اينان‌ گروهي‌اند كه‌ خدا مي‌داند آنچه‌ در دلهايشان‌ است‌» از نفاق‌ و دشمني‌ باحق‌. يعني‌: قطعا مي‌داند كه‌ آنان‌ منافق‌اند «پس‌ از آنان‌ اعراض‌ كن‌» و از پذيرش‌عذرشان‌ روي‌ برتاب‌ «و پندشان‌ ده‌» يعني‌: از فرجام‌ شوم‌ نفاق‌ بيم‌ و هشدارشان‌ده‌ «و به‌ آنان‌ بگو در دل‌هاي‌ آنان‌» يعني‌: در حق‌ نفسهاي‌ آنان‌. يا به‌ آنها در خلوت‌كه‌ جز خودشان‌ كس‌ ديگري‌ در آن‌ محضر نباشد، بگو: «سخني‌ مؤثر را» يعني‌سخني‌ رسا و بليغ‌ را كه‌ در امر پنددهي‌ آنان‌، راه‌ به‌ مقصود برد و در آنان‌ مؤثرافتد، مثلا آنان‌ را به‌ ريختن‌ خونها و سلب‌ اموالشان‌ بيم‌ ده‌، يا سخني‌ به‌ آنان‌ بگوكه‌ در دلهايشان‌ مؤثر افتد و آنان‌ را به‌ بدي‌ و انحراف‌ راه‌ و روش‌شان‌ باورمند گرداند.
در بيان‌ سبب‌ نزول‌ روايت‌ شده‌ است‌: اين‌ آيات‌ درباره‌ مردي‌ از انصار و مردي‌از يهود نازل‌ شد كه‌ با هم‌ در قضيه‌اي‌ دعوا و مرافعه‌ داشتند، يهودي‌ مي‌گفت‌: ميان‌ من‌ و تو محمدص داور